سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۱۰۲۴۱۲
تاریخ انتشار: ۱۴ دی ۱۳۹۶ - ۰۹:۵۹
از بین تمام بازارهای موجود برای سرمایه‌گذاری، بازار سهام یکی از جذاب‌ترین بازارها با بیشترین بازدهی ممکن است. شاید شما هم به این بازار جذب شده‌اید و در آن فعالیت کنید. در این صورت بارها بین تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی تردید کرده‌اید. یا شاید مدت‌ها است که به خریدوفروش سهام فکر می‌کنید، اما از این کار می‌ترسید و نمی‌دانید چطور باید سهم انتخاب کنید. در خارج از ایران، برای مثال آمریکا، داشتن سبد سهام امری عادی و طبیعی است. اما فرهنگ سرمایه‌گذاری و به گردش درآوردن پس‌اندازها در ایران آن طور که باید جا نیفتاده است.

شعار سال: توضیح خواهیم داد که حتی اگر قصد خریدوفروش سهام نداشته باشید، برای خرید کالا یا برای کار کردن در یک شرکت لازم است دست‌کم مقدمات تحلیل بنیادی را بدانید.

روش‌هایی ساده‌تر از تحلیل بنیادی

تعداد کمی از کسانی که در بازار سرمایه ایران فعالیت می‌کنند، از تحلیل بنیادی برای انتخاب سهم استفاده می‌کنند. بعضی از مردم فقط از دیگران می‌پرسند که چه سهمی بخرند. بعضی‌ها در بین کانال‌های تلگرامی به دنبال «سهم‌های برنده» می‌گردند. عده‌ای از تحلیل‌های تکنیکال استفاده می‌کنند و امید دارند که قیمت به بهترین شکل تمام اطلاعات را در خود داشته باشد. هستند کسانی که دیرتر از دیگران جذب جوسازی‌های بازار می‌شوند. یا کسانی که یک سهم را به طور تصادفی می‌خرند و سال‌ها منتظر می‌مانند تا قیمت آن بالا برود.

روشی که بیشتر فعالان بازار از آن استفاده می‌کنند لزوما بهترین روش نیست. به خصوص وقتی مدام می‌شنویم که وضعیت بازار بد استو همیشه تعداد زیادی از فعالان بازار سرمایه در ضرر هستند.

چرا تحلیل بنیادی؟

آیا ممکن است به مهمانی‌ای بروید که از زمان برگزاری، محل آن، تعداد مهمان‌ها و از نوع پذیرایی خبر نداشته باشید؟ معمولا بعد از آن که به جایی دعوت می‌شوید، سوال‌هایی می‌پرسید. «کِی؟ کجا؟ تا ساعت چند؟ چه کسانی هستند؟ شام هم می‌دهند؟ آن روز سر کار هستم، ارزش مرخصی گرفتن دارد؟»

حتی وقتی می‌خواهید ماست بخرید، به برچسب اطلاعات روی آن و به قیمت توجه می‌کنید. شما می‌خواهید بدانید که ماستی که می‌خورید چقدر چربی یا قند دارد.

آدم‌های عقلایی به طور طبیعی به تحلیل‌های بنیادی تمایل دارند.

آدم‌های عقلایی به طور طبیعی به تحلیل‌های بنیادی تمایل دارند.برای خرید سهام هم تحلیل بنیادی رفتاری طبیعی است. باید بدانید چقدر طول می‌شد تا به سود مورد نظر برسید. مقدار بازدهی چقدر است؟ ریسک این سرمایه‌گذاری چقدر بالا است؟ بجای خرید این سهم چه کارهای دیگری می‌توانید بکنید که سود بیشتری به دست بیاورید؟ پرسیدن این سوال‌ها و گشتن به دنبال جواب، رفتاری طبیعی است. اما برای برتری تحلیل بنیادی در انتخاب سهم دلایل بیشتری هم وجود دارد.

۱- واقعیت‌ها در مقابل اوهام

یک روز مقاله‌ای بسیار دقیق در مورد خطرات مصرف شکر منتشر می‌شود و تمام اعضای خانواده شما دیگر لب به شکر نمی‌زنند. آیا این رفتار شما تاثیری در بازار بزرگ شکر خواهد داشت؟ آیا برای شما پیش نیامده که همه دوستان و آشنایانتان به یک نامزد به خصوص رای بدهند، اما کس دیگری انتخابات را ببرد؟


تحلیل بنیادی با آمار و اطلاعات واقعی سر و کار دارد.

مهم نیست در اطراف شما چه می‌گذرد، برای تصمیم‌گیری در مورد بازار باید درکی از تمام اتفاق‌ها داشته باشید، نه رفتار اعضای فامیل یا همکارانتان. تحلیل بنیادی شما را در مقابل این اشتباهات مقاوم می‌کند.

۲- به تمام اطلاعات دست پیدا کنید

فرض کنید می‌خواهید یک خودروی دست دوم بخرید. ماشینی که به طرز مشکوکی ارزان است به احتمال زیاد مشکلاتی اساسی دارد. شما از خرید آن منصرف می‌شوید. اما آیا ماشینی که گران است، حتما سالم و بی‌ایراد خواهد بود؟

کار معقول‌تر آن است که ماشین را بررسی کنید. موتور و گیربکسش را ببینید. از وجود خدمات مناسب و قطعات یدکی مطمئن شوید. با چند کارشناس مشورت کنید و ماشین را با نمونه‌های مشابه مقایسه کنید.

این کار را می‌کنید چون باور دارید که قیمت‌ می‌تواند باارزش ذاتی خودرو یکی نباشد. به همین دلیل است که تحلیل تکنیکال ساده اما ناکارآمد است. در تحلیل بنیادی با سهام همان کاری را می‌کنید که به طور طبیعی با یک خودروی دست دوم می‌کنید: سعی می‌کنید تمام اطلاعات را در اختیار داشته باشید.

۳- بازار بورس تالار قمار نیست

هستند کسانی که به سهام به چشم بلیت بخت‌آزمایی نگاه می‌کنند و دوست دارند «اسب برنده» را تشخیص دهند.

اما وقتی سهام می‌خرید، مالک بخشی از یک شرکت می‌شوید. در بیشتر تحلیل‌ها، غیر از تحلیل بنیادی، شما نمی‌دانید چیزی که می‌خرید چیست، اما امید دارید این شیء نامشخص در آینده گران شود.

آیا حاضرید برای جعبه در بسته‌ای که هیچ اطلاعاتی از داخل آن ندارید، پول زیادی بپردازید، فقط چون دیگران آن را خریده‌اند؟

آیا این رفتار معقول است؟ آیا حاضرید برای جعبه در بسته‌ای که هیچ اطلاعاتی از داخل آن ندارید، پول زیادی بپردازید، فقط چون دیگران آن را خریده‌اند؟ اگر داخل جعبه خالی باشد چه؟ بعد از آن که اولین نفر در جعبه را باز کرد و همه‌چیز افشا شد می‌خواهید چه کار کنید؟ آیا دوست ندارید قبل از خرید درون جعبه را ببینید؟

۴- بجای گوش دادن به توضیحات دانش‌آموزها، به کارنامه‌شان نگاه کنید

بچه‌ها بلدند چطور نمره‌های پایین‌شان را توجیه کنند. حتی اگر هیچ راهی پیدا نکنند، قول می‌دهند که در پایان سال همه‌چیز خوب خواهد شد.

دانشجویی سه ترم پیاپی مشروط شده، دو شغل دارد، بیست میلیون تومان بدهکار است و این ترم به دلیل انتخاب واحد بد، درس‌هایش بسیار سخت است. او به شما قول می‌دهد که این ترم معدلش بالای ۱۹ شود. چقدر می‌توانید روی قول او حساب کنید؟

شرکت‌ها هم معمولا در مورد وضعیت خود اغراق می‌کنند. اما کسی که از عملکرد و امکانات آن‌ها خبر دارد، فریب این اغراق‌ها را نخواهد خورد.

۵- قبل از دیگران نشانه‌ها را ببینید

در خوش‌بینانه‌ترین حالت با تحلیل تکنیکال، با استفاده از اخبار دهان‌به‌دهان یا با اطلاع پیدا کردن از موج‌های ساختگی بتوانید وضعیت کنونی یک سهم را تشخیص بدهید. وقتی می‌دانید یک سهم بی‌اندازه خوب است اما به دلایلی نمی‌توانید سهم مورد نظرتان را بخرید، آرزو می‌کنید که ای‌کاش چند روز قبل از شرایط امروز خبر داشتید.

این وضعیت در مورد فروختن سهم خطرناک‌تر است. یعنی وقتی می‌فهمید که باید سهمی را بفروشید، اما نمی‌توانید. قیمت مدام‌ پایین‌تر می‌آید و کاری هم از دست شما بر نمی‌آید.

هیچ شرکتی نمی‌گوید که «ما در حال ورشکستگی هستیم.» تحلیل بنیادی نیز به زمان دقیق خرید یا فروش سهم منتهی نمی‌شود. با این وجود می‌توانید قبل از دیگران نشانه‌های تغییر را ببینید و در آرامش تصمیم بگیرید. حتی ممکن است متوجه شوید که وقتی دیگران فکر می‌کنند باید سهم را فروخت، زمان مناسبی برای خرید است.

تحلیل بنیادی به درد چه کسانی می‌خورد؟

گفتیم که برای خرید یک سهم، بهترین روش تحلیل بنیادی است. اما در حالت‌های دیگر هم به تحلیل بنیادی نیاز خواهید داشت. ممکن است بخواهید که صندوق با درآمد ثابت بخرید، آیا مطمئن هستید که این صندوق می‌تواند پول شما را بدهد؟

ممکن است بخواهید در یک شرکت کار کنید. این هم نوعی سرمایه‌گذاری است. آیا شرکت می‌تواند به طور منظم حقوق شما را پرداخت کند؟ آیا امیدی به رشد حقوق خود دارید؟ آیا یک حقوق مطمئن و رشدکننده، بهتر از حقوق بیشتر اما نامطمئن‌تر نیست؟

حتی وقتی می‌خواهید خرید کنید، تحلیل بنیادی برای شما فایده دارد. آیا می‌خواهید خودرویی بخرید که در آینده‌ای نه چندان دور هیچ خدمات و قطعاتی برایش یافت نخواهد شد؟

تحلیل بنیادی فقط برای خرید سهم یک شرکت نیست. در رقابت، شراکت یا همکاری با شرکت‌ها هم می‌توانید از تحلیل بنیادی استفاده کنید.

برای تحلیل بنیادی به بررسی چه عواملی می‌پردازیم؟

بسیاری از مردم فکر می‌کنند که تنها با نگاه کردن به قیمت‌های گذشته یک سهم می‌شود آینده آن را پیش‌بینی کرد. آن‌ها گذشته شرکت را بررسی می‌کنند و سهامش را می‌خرند. بعد که ضرر کردند می‌گویند تحلیل بنیادی به درد بازار ایران نمی‌خورد. برای یک تحلیل درست باید به پنج سوال پاسخ داد.

اول: عملکرد مالی شرکت

این مورد به توضیح زیاد نیاز ندارد. باید بدانیم که یک شرکت تا به امروز چه عملکرد مالی‌ای داشته است و در مورد تاریخچه آن اطلاعات کسب کنیم. نکته مهم این است که با تکیه بر گذشته سهم، نمی‌شود با قطعیت آینده آن را پیش‌گویی کرد.

در سال ۹۲ اوضاع سهام سیمان، به خاطر حمایت دولتی از ساخت‌وساز بسیار عالی بود. از سال ۱۳۸۹ به مدت چهار سال تمام بازار سیمان رشد کرده بود و صادرات به عراق هم رشد داشت. تاریخ به طور کامل به نفع سیمان بود. اما بعد چه اتفاقی افتاد؟آیا اطلاعات قیمت می‌توانست وضعیت جدید بازار را پیش‌بینی کند؟

دوم: منابع شرکت

فقط با عملکرد مالی نمی‌شود آینده یک سهم را پیش‌بینی کرد. وقتی فهمیدیم آن‌ها تا به امروز چه کار کرده‌اند، باید بدانیم که از این به بعد چه کارهایی می‌توانند بکنند.

وقتی فهمیدیم آن‌ها تا به امروز چه کار کرده‌اند، باید بدانیم که از این به بعد چه کارهایی می‌توانند بکنند.

ممکن است سهمی با گذشته بد و قیمت پایین، آینده‌ای روشن داشته باشد، یا برعکس، یک سهم به ظاهر خوب، خطرناک‌ترین دام برای سرمایه‌گذاری باشد.

سوم: مدیریت شرکت

وقتی سهم یک شرکت را می‌خرید، پولتان را به مدیران آن شرکت می‌سپارید. باید بدانید که این پول را به چه کسی می‌دهید. اگر یک مدیر خوب از یک شرکت خوب به یک شرکت متوسط منتقل شود، وضعیت هر دو شرکت تغییر خواهد کرد.

عملکرد مدیران شرکت و تغییر در ساختار مدیریتی نقش مهمی در آینده شرکت دارد. موضوعی که در بیشتر تحلیل‌های ایران نادیده گرفته می‌شود.

شاید مثال فوتبال مثال خوبی باشد. منچستر یونایتد با تاریخچه‌ای درخشان و امکانات کافی، بعد از رفتن سر الکس فرگوسن دیگر همان تیم سابق نبود.

چهارم: پیرامون شرکت

شرکت‌ها سیستم‌هایی باز هستند. افراد به آن‌ها وارد می‌شوند و از آن بیرون می‌آیند. رفتار رقیب‌ها، شریک‌ها و تامین‌کننده‌های مواد اولیه بر آینده آن‌ها تاثیر دارد. معمولا جایگاه یک شرکت در صنعت و در تمام بازار مورد بررسی قرار می‌گیرد. اما آیا می‌توانید ادعا کنید که ارزش سهم یک شرکت به شرکت‌های دیگر (و نه با تمامی صنعت) ارتباطی ندارد؟


تشخیص خبر از شایعه یک هنر است.

شرایط کشور، شرایط کشورهای همسایه و شرایط بین‌الملل هم بر یک صنعت تاثیر دارد. درست همان‌طور که تقاضای عراق برای سیمان توانسته بود ارزش شرکت‌های سیمانی را زیاد کند.

و پنجم: خوب‌ها چقدر خوب هستند؟

چه می‌شود اگر در بهترین شرایط بازار، سهم بهترین شرکت دنیا را که بهترین عملکرد ممکن را دارد، امکاناتش خوب است و مدیرانش عالی هستند، با قیمتی بی‌اندازه گران بخرید؟

چه می‌شود اگر در بهترین شرایط بازار، سهم بهترین شرکت دنیا را که بهترین عملکرد ممکن را دارد، امکاناتش خوب است و مدیرانش عالی هستند، با قیمتی بی‌اندازه گران بخرید؟

حتی در شرایط رونق ساخت‌وساز و وقتی که همه به صنعت کاشی و سرامیک علاقه داشتند، می‌شد در بازار ضرر کرد. تنها شناختن یک سهم خوب کافی نیست. باید بدانیم این سهم خوب، چقدر خوب است؟

سخن آخر

بعضی‌ها به مغازه می‌روند و در لحظه هر چیزی که دلشان می‌خواهد می‌خرند. بعضی‌ها از دیگران می‌پرسند چه چیزی بخرند. بعضی‌ها همان چیزی را می‌خرند که همه می‌خرند و بعضی‌ها فقط چیزهایی را می‌خرند که هیچ‌کس نمی‌خرد. بعضی‌ها بی‌دلیل از خرید‌های خود تعریف می‌کنند که خود را معقول نشان بدهند و بعضی دیگر مدام گله و شکایت می‌کنند. بدترین قسمت ماجرا این است که رفتار تمام این‌ آدم‌های غیرعقلایی بر تصمیم‌های شما تاثیر می‌گذارد.

اما هستند آدم‌هایی که در مورد خریدهای خود به اندازه کافی تحقیق می‌کنند، تمام گزینه‌ها را بررسی می‌کنند و بهترین چیزها را با بهترین قیمت می‌خرند. این آدم‌ها از تمام تمجیدها و تردید‌ها خبر دارند، اما خوب بلدند اخبار را از شایعات جدا کنند. لازم است یک‌بار دیگر تکرار کنیم که خریدوفروش سهام شبیه قمار نیست. بلکه این کار به معنای خرید بخشی از یک شرکت است. شرکتی که باید به خوبی آن را بشناسیم. مهم نیست چقدر پول داریم. ما سرمایه‌گذارانی هستیم که به رشد اقتصاد کمک می‌کنیم، نه قماربازانی که بخواهیم نتیجه بازی را دست‌کاری کنیم یا با زرنگی دست دیگران را بخوانیم.

شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از وبسایت تجارت نیوز، تاریخ 13 دی 96، کد مطلب: 148790: www.tejaratnews.com


اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین