سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۱۰۲۴۳۱
تاریخ انتشار: ۱۴ دی ۱۳۹۶ - ۱۰:۱۸
اعتراض های پراکنده در روزهای گذشته ـ که عمدتا در مناطق محروم کشور به خشونت کشیده شد ـ در یک فرایند معقول و خردورز، به مانند چراغ هشداری است که اگر با غفلت با برخی مسائل اساسی در اداره امور کشور برخورد کرده ایم، از خواب بیدار شویم؛ اما واکنش هایی که در این روزها در سطوح مختلف دیده می شود، حداقل نشانی از عبرت گرفتن در این زمینه ندارد.

شعارسال: اعتراض های پراکنده در روزهای گذشته که عمدتا در مناطق محروم کشور به خشونت کشیده شد در یک فرایند معقول و خردورز، به مانند چراغ هشداری است که اگر با غفلت با برخی مسائل اساسی در اداره امور کشور برخورد کرده ایم، از خواب بیدار شویم؛ اما واکنش هایی که در این روزها در سطوح مختلف دیده می شود، حداقل نشانی از عبرت گرفتن در این زمینه ندارد.

در دو دیدگاه کلی می توان به این ماجرا نگاه کرد: یکی نگاهی کوتاه مدت است که می توان خوشبینانه دید و گفت، مشکلات حل شده و مردم معترض دیر یا زود به خانه هایشان بازخواهند گشت و گفت، هر نوع صحبت و تحلیل بعدی این ماجرا، بنزین روی آتش ریختن است؛ بنابراین، باید سکوت کرد و آتش ها را زیر خاکستر فرستاد برای نوبت بعدی!

دومی، نگاهی بلند مدت تر برای استمرار و تداوم ملت و نظام سیاسی با آسیب شناسی عمیق و حل مشکلات اساسی کشور، فارغ از جناح بندی های مرسوم است که البته مورد دوم چندان باب طبع مسئولانی که در قدرت هستند، نخواهد بود و احتمالا رنجیده خواهند شد و دیگران را رنجیده خواهند ساخت، چون احتمالا آنان معتقدند همه امور را درست انجام داده اند و اگر عیبی هم هست، از ناحیه آنان نیست. با وجود این، استمرار و بقای ملت و نظام سیاسی در دراز مدت بر رنج آنان مقدم ترست.

در اینجا پنج نشانه از عبرت نگرفتن از اعتراضات مردمی را برای این دسته از مسئولان شرح می دهیم؛

نخست: تا کنون هیچ نهادی، اعتراضات مردم را خطاب به خودش تفسیر نکرده و تقریبا همه افرادی که مسئولیت دارند، به مردم به دلیل کاستی ها، حق اعتراض می دهند؛ اما هیچ کس تا کنون نگفته که مجموعه او کوتاهی کرده یا ناکارآمدی در مجموعه آنان وجود داشته است، یا برخی مدیران ناکارآمد را در مجموعه خود منصوب کرده اند. مسئولان تا کنون همه گناه ها را به برخی نهادهای دیگر، نسبت داده اند، حال آنکه اگر عبرت گرفته بودند، اصلاحات را از خود شروع می کردند، فارغ از اینکه نهادهای دیگر این کار را انجام می دهند یا خیر!

دوم: رسانه ملی که در واقع مجری اول و آخر سیاست های رسانه ای رسمی نظام هست، بر همان سیاق پیشین حرکت می کند، هنوز هم احساس نمی کند، صفت ملی که به نام این رسانه اضافه شده است، تزئینی نیست، بلکه برای این است که ملت در آن رسانه دیده و شنیده شوند. وقتی در خلال این سال ها، در بسیاری موارد با تصمیم گیری شخصی در صدا و سیما، مراجع اجتماعی، از دید مردم حذف شده اند و تلویزیون باز هم بر اساس تصمیم شخصی برخی مدیرانش، علیه برخی از مردم و گروه های اجتماعی برنامه سازی می کند، به جایی می رسد که در بزنگاه ها نمی تواند و البته نمی خواهد از مراجع تأثیرگذار اجتماعی برای گفت و گو با مردم، صحبت کند. اگر به اتفاقات این چند ده سال کشور برگردیم، خواهیم دید، تلویزیون همچنان گارد بسته ای نسبت به آنچه کلیت جامعه می خواهد که در رسانه ای ملی شان نشان داده شود، گرفته است. در همین اتفاقات اخیر، یکی از چهره های اصولگرا آرزو کرده بود، کاش به جای تلگرام، تلویزیون را فیلتر کنند؛ اما آیا رویکرد کنونی صدا و سیما، با عبرتی همراه است؟!

سوم: بازی مرسوم جناح های سیاسی در کشور این گونه است؛ زمانی که رقیب در مسند قدرت است تا می توانند چوب لای چرخ دولت می گذارند و برنامه دولت در زمینه اقتصاد، فرهنگ، سیاست خارجی و داخلی را با اعمال فشار به بن بست می کشانند. همچنین جناحی که ابزارهای قدرت بیشتری دارد در این کار بهتر عمل می کند و طبیعتا دولت مستقر را بهتر ناکارآمد نشان می دهد. طبیعتا بعد از ایجاد یا القای ناکارآمدی، اعتراضات مردمی برافروخته و مدیریت اعتراضات مردمی و جهت دادن به آنها نیز توسط همین جناح ها انجام می شود. در روزهای اخیر، عبرتی از سوی جناح ها هم دیده نمی شود و برخی هنوز در دعوای 88 با سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی اند!

چهارم: تداوم تأکید بیش از حد بر عامل خارجی هم عاملی است که اجازه نخواهد داد، آن گونه که لازم است، مسئولان امر از این اتفاقات درس بگیرند. در حالی که گفته های پیشین مقامات آمریکایی برای تغییر نظام پیش روی ماست، تلاش عربستان برای کشیدن درگیری ها به درون ایران هم در مقابل ماست؛ بنابراین، نمی توان گفت، آنان برنامه ریزی برای به هم ریختن کشور ندارند، یا از اتفاقات داخلی سوء استفاده نمی کنند، ولی تلاش برخی برای تأکید تام و تمام بر متغیر عامل خارجی، آدرس غلط دادن به دلسوزانی است که بناست برای مردم و کشور، دست به اصلاحگری بزنند.

پنجم: هرچند همیشه مسئولان می گویند اعتراض حق مردم است، آیا به ثمر نشستن اعتراض به حق، شایسته مردم نیست؟ آیا مردم فقط حق دارند اعتراض کنند و بروند؟ نباید مسئولان پس از شنیدن صدای اعتراض از یک برنامه جامع اصلاحاتی به نفع مردم و کشور سخن بگویند و برای حصول به چنین کاری برنامه ارائه کنند؟ وقتی صحبتی از اصلاحگری شنیده نمی شود، یعنی عبرتی هم در کار نیست. اعتراض زمانی به معنای واقعی اعتراض است که در نهایت به اصلاح روند معیوب منجر شود. در این چند روز، آیا صحبتی از برنامه برای اصلاحات در روند اداره کشور، شنیده شد؛ درباره مبارزه با قاچاق؛ فرار مالیاتی ها؛ توزیع برابر امکانات کشور؛ برخورداری عامه مردم از مواهب کشور؛ مبارزه با رانت خواری؛ ایجاد شفافیت؟! هیچ کس در این چند روز از اصلاحگری هیچ نگفت.

شعارسال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از پایگاه خبری تابناک، تاریخ انتشار 13 دی 96، کد خبر:761284 ، www.tabnak.ir


اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین