سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۱۰۹۱۲۸
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۲
از مصادیق و نمادهای یک جامعه توسعه نیافته یا در حال توسعه، فقدان فضای بحث و گفتگوست. در چنین جوامعی بحث و گفتگو یکسره با جنگ یکسان پنداشته می‌شود. اینجاست که می‌توان ادعا کرد که در ایران، نه تنها دانشگاه -به معنای آن دانشگاه روشنگری‌ساز و یا حتی حاصل روشنگری- نداشته‌ایم و نداریم، که حتی هنوز فاقد یک میز گفتگو هستیم که بتوانیم پشت‌اش بنشینیم و با هم گفتگو کنیم. موضوع هم خیلی مهم نیست و این وضع شامل حال تقریباً هر موضوعی می‌شود. در این‌ گونه جوامع، «اطلاعات/دانش» به مثابه گرز و خنجر عمل می‌کند.

شعار سال: بحث کردن با یک استاد دانشگاه در یه محیط توسعه یافته، به مراتب در فضایی خاضعانه‌تر صورت می‌گیرد تا گفتگو با لشکر عظیم بزرگان، استادان و روشنفکران موجود در کوچه و خیابان محیط‌های توسعه نیافته، که هر کدام مُلک طلقی دارند ساخته هر چه که خوانده‌اند، یا نخوانده شنیده‌اند، و عرض سلامی ولو کوچک از لای درِ آن مُلک با مشت آهنین این بزرگان مواجه می‌شود و کسی را شایسته اظهار نظر در آن مُلک نمی‌دانند. البته در این محیط‌ها هم بزرگانی در هر حیطه وجود دارند، که به صورت سنتی دیده نمی‌شوند. بی نام و نشان و شاخ و شانه کشیدن، عمری کارشان را می‌کنند و در رضایت درونی، احتمالاً فقر بیرونی و البته گمنامی هم می‌میرند. کسانی که دایره شناسندگان‌شان با محدوده «فالوور»ها و «لایک» گذارندگان خرده سلبریتی‌های جهادگر فرهنگی (از نوع جهادگر نه با نفس، که با نفوس، از امثال تتلوها و رامبدهای جوان تا «روشن»فکرهای کانفورمیست که حالا شکم و زیر شکم و دنیا و عقبا را در گرایش به نئولیبرالیسم می‌بینند)، حتی قابل مقایسه هم نیست. اگر در چنین جوامعی هستیم (که هستیم)، و اگر درد و هدفی جمعی و اجتماعی- نه صرفاً شخصی و خصوصی اما رنگ و لعاب اجتماعی خورده- داریم (که لابد داریم خوب است نگاهی به گذشتگان‌مان بیاندازیم، جایگاه خود را بدانیم و دچار توهم و خودبزرگ‌بینی نشویم. چرا که در اثر فقدان نگاه به گذشته در این جوامع، «اطلاعات/دانش» که می‌تواند تیغ جراحی باشد و زندگی دهد، حالا چاقوی کشنده شده است‌. بحث و گفتگوی انسانی که در آن هر کس به فکر اثبات خودش و حقانیت و بزرگی‌اش باشد، جنینی مرده‌ است که هیچ‌وقت قرار نیست متولد شود، چه رسد که خود نیز فرزندانی بیاورد، راه را ادامه دهد و سنت‌ساز هم بشود. در این جوامع گفتگو، به زورآزمایی جسمی می‌ماند و جامعه را به جنگلی تبدیل می‌کند که در آن، آنچه که به عنوان «اطلاعات/دانش» می‌دانیم تبدیل به شاخ و عاج و نیش ما برای مبارزه با رقبا می‌شود. خواه در یک جمع خانوادگی، یک تاکسی، در گفتگوهای نوشتاری و «ژورنالی»، یا در محیط به اصطلاح آکادمیک. توانایی با هم حرف زدن، در عین این که ساده‌ترین امکان بشری پنداشته می‌شود، در چنین جوامعی کمیاب، و در اصل همان حلقه مفقوده است.
به گمان من، ما به عنوان مُشتی گونه انسان در این نقطه‌ از تاریخ این جغرافیا، به چیزی محتاج‌ایم، که منشأ بسیاری از فقدان‌های ماست: توانایی گفتگوی خاضعانه با هم.

شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از وبسایت QNEWS، تاریخ 13 بهمن 96، کد مطلب: 8631: www.qnews.ir


اخبار مرتبط
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۴۱ - ۱۳۹۶/۱۱/۲۷
0
0
به نظرم ایشون مردمو از بالا نگاه میکنه
مردم زیادی از ما با وجود عدم تحصیل بسیار متواضعانه و خون گرمی گفتگو میکنن
ا.ف75
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین