سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۱۲۳۳۲۸
تاریخ انتشار: ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۱:۰۷
یاد دادن استخاره با تسبیح به خانمی که می‏خواست از راه حرام کسب معاش نکند.

شعار سال: حجة الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ علي اسلامي، فرزند مرحوم آيت الله آقاي حاج شيخ عباس علي اسلامي - بنيانگذار جامعه تعليمات اسلامي در تهران - اظهار داشتند:

داستاني را بعضي از دوستان، از جناب آية الله سيد عبدالكريم كشميري نقل نمودند كه مشتاق شدم آن را بدون واسطه از خود ايشان بشنوم. بدين منظور به محضرشان مشرف شدم.

آقاي كشميري، كه در نجف مي زيستند، مورد مراجعه اقشار مختلف مردم بودند و اكثرا از ايشان طلب استخاره مي شد. ضمنا استخاره ايشان با تسبيح صورت مي گرفت


و مكنونات قلبي افرادي را كه مراجعه مي كردند و استخاره مي خواستند، بيان مي كردند!

ايشان صبح ها قريب دو ساعت به ظهر مانده، در يكي از ايوان هاي صحن مطهر حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي نشستند و افراد مختلف در اين موقع براي گرفتن استخاره به ايشان مراجعه مي كردند.

آقاي كشميري نقل كردند كه: مدتي بود مي ديدم زني با عباي سياه و حالت زنان معيدي (به زناني كه در چادرها و يا در روستاها زندگي مي كنند، معيدي مي گويند) زير ناودان طلا مي نشيند و زن ها به او مراجعه مي كنند و او نيز با تسبيحي كه به دست دارد، بر ايشان استخاره مي گيرد! اين حالت نظرم را جلب كرد. روزي به يكي از خدام صحن مطهر گفتم: هنگام ظهر كه كار اين زن تمام مي شود، او را نزد من بياور، من از او سؤالاتي دارم.

خادم مزبور، يك روز پس از اينكه كار استخاره آن زن تمام شد، او را نزد من آورد. از او سؤال كردم: تو چه مي كني؟ گفت: براي زن ها استخاره مي گيرم! گفتم:استخاره را از چه كسي آموختي؟ چه ذكري مي خواني؟ و چگونه مسائل را به مردم مي گويي؟ گفت: من داستاني دارم، و شروع به تعريف آن داستان كرد و گفت:

من زني بودم كه با شوهر و فرزندانم زندگي عادي را مي گذراندم. شوهرم در اثر حادثه اي از دنيا رفت و من با چهار فرزند يتيم، ماندم. خانواده شوهرم، به اين عنوان كه من بدشگون هستم و قدم من باعث مرگ پسرشان شده است، مرا از خود طرد كردند! خانواده خودم هم اعتنايي به مشكلات مادي من نداشتند، لذا زندگي را با زحمات زياد و رنج فراوان مي گذراندم.

ضمنا از آنجا كه زني جوان بودم، طبعا دام هايي نيز براي انحرافم گسترده مي شد، و چندين مرتبه بر اثر تنگناهاي اقتصادي و احتياجات مادي نزديك بود كه به دام بيفتم و به فساد كشيده شوم و تن به فحشا بدهم. ولي خداوند كمك نمود و از گناه خودداري كردم، تا اينكه روزي بر اثر شدت احتياج و گرفتاري، تصميم گرفتم كه چون زندگي برايم طاقت فرسا شده بود و ديگر چاره اي نداشتم، تن به فحشا بدهم!

من تصميم خود را گرفته بودم! اما اين بار نيز خدا به فريادم رسيد و مرا نجات داد. در بين ما رسم است كه اگر حاجتي داريم، به حرم حضرت ابوالفضل عليه السلام مي آييم و سه روز اعتصاب غذا مي كنيم تا حاجتمان را بگيريم! و اكثرا هم حاجت خود را مي گيرند. من نيز تصميم گرفتم، به ساحت مقدس حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام متوسل شوم و اعتصاب غذا كنم!

به حرم حضرت عباس عليه السلام رفتم و دست توسل به دامنش زدم و كنار ضريح آن حضرت اعتصاب غذا را شروع كردم. بالاخره روز سوم، در كنار ضريح خوابم برد و حضرت ابوالفضل عليه السلام به خوابم آمدند و حاجتم را برآوردند و فرمودند: «تو براي مردم استخاره بگير!» عرض كردم: من كه استخاره بلد نيستم. فرمودند: «تو تسبيح را به دست بگير! ما حاضر هستيم و به تو مي گوييم كه چه بگويي!» از خواب بيدار شدم و با خود گفتم: اين چه خوابي است كه ديده ام؟! آيا به راستي حاجت من روا شده است ديگر مشكلي نخواهم داشت؟!

مردد بودم كه چه كنم؟ بالأخره تصميم گرفتم كه اعتصابم را بشكنم و از حرم خارج شوم و ببينم چه مي شود؟ از حرم خارج شدم و داخل صحن گرديدم. از يكي از راهروهاي خروجي كه مي گذشتم، زني به من برخورد كرد و گفت: خانم، استخاره مي گيري؟! تعجب كردم، كه اين زن چه مي گويد؟! معمول نيست كه زن براي كسي استخاره بگيرد، آن هم زني معيدي و چادرنشين و بياباني! ارتباط اين خانم با خوابي كه ديدم و دستوري كه حضرت به من دادند، چيست؟! آيا اين خانم از خواب من مطلع است؟! آيا از طرف آن حضرت مأمور شده است؟! بالأخره، به او گفتم: من كه تسبيح براي استخاره ندارم. فورا تسبيحي به من داد و گفت: اين تسبيح را بگير و استخاره كن! دست بردم و با توجهي كه به حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام داشتم، مشتي از دانه هاي تسبيح را گرفتم! ديدم كه آن حضرت عليه السلام در مقابلم ظاهر شدند و فرمودند كه به اين زن چه بگويم؟! مطالب را گفتم و او رفت.

از آن تاريخ، من هفته اي يك روز به اين محل زير ناودان طلا مي آيم و زناني كه وضع استخاره مرا مي دانند، نزد من مي آيند و من برايشان استخاره مي گيرم و بابت هر استخاره پولي به من مي دهند. ظهر كه مي شود، با پول حاصله، وسايل معيشت خود و فرزندانم را تهيه مي كنم و به منزل برمي گردم.

داستان عجيب و كرامت بالايي بود. توجه حضرت ابوالفضل عليه السلام به يك زن بي سواد، بر اثر تقوا، آيا ترس از خدا و پرهيز از گناه، مي تواند اين همه اثر داشته باشد؟ اولياي ما اين همه به تقواي انسان ها توجه دارند و در پاداش آن، چه الطافي كه نمي كنند! باري، داستان را كه گفت، بلند شد و رفت.

بعدا، به اين فكر افتادم كه باز از اين زن سؤال كنم و ببينم چه عنايت ديگري به او شده و چه چيزهاي ديگري را ديده يا درك كرده است؟ با يكي از رفقا، در صدد برآمديم كه هفته ديگر كه او كارش تمام مي شود، به دنبالش برويم و محل سكنايش را ياد بگيريم!

هفته بعد، به دنبال او روان شديم. او مي رفت و ما هم به دنبال او حركت مي كرديم و مواظب بوديم كه او را گم نكنيم. داخل بازاري شد كه اكثرا زنان، فروشنده و خريدار بودند. همگي، عباهاي سياه يك شكل و يك قواره بر تن داشتند، به نحوي كه تشخيص او بر ما مشكل شد و ناچار شديم كه سعي كنيم از روبرو او را شناسايي نماييم و مواظبش باشيم!

او نشست تا قدري باميه سوا كند و بخرد. قدري از عبايش هم از پايش كنار رفته بود. يكباره متوجه شد كه ما او را نگاه مي كنيم و مواظب او هستيم. عصباني شد و با ناراحتي برخاست و بدون اينكه چيزي بخرد از آن محل خارج شد! ما تصميم گرفتيم باز هم تعقيبش كنيم، ولي با كمال تعجب ديديم كه بر جا خشكيده ايم و اصلا توان حركت نداريم! بالاخره سعيمان بي حاصل بود. متوقف مانديم ولي چشمانمان آن زن را تعقيب مي كرد. او مي رفت تا اينكه به پيچي رسيد و از نظرمان غايب شد. آنگاه پاهاي ما آزاد شد و توانستيم راه برويم، ولي ديگر او از تيررس نگاه ما دور شده بود و دسترسي به او نداشتيم!

اين ها، آثار معنوي دوري از گناه است كه اگر انسان سعي كند در مقابل شدايد، صبورانه مقاومت ورزد و گرد گناه نگردد، اين چنين مورد توجه اوليائش قرار مي گيرد كه قدرت پيدا مي كند با يك توجه، دو عالم جليل القدر را اين چنين بر زمين ميخكوب كند! [1] .

شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از وبسایت ثارالله، تاریخ -، کد مطلب: -: www.sarallah.valiasr-aj.com


اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین