سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۱۳۰۱۷۷
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۳:۴۹
لازمۀ تحول آگاهانه هر جامعه، شناخت واقعیت های اجتماعی آن جامعه است. برای بدست آوردن چنین شناختی می توان هر جامعه ای را از دیدگاه های متفاوت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و …. مورد بررسی قرار داد. در این مقال سعی کرده ایم دو سیستم متفاوت حاکم بر جوامع اجتماعی، که اگر چه از نظر معنایی مشابه یکدیگرند ولی از نظر مفهوم کاملا ً مجزا می باشند، را مورد بررسی قرار دهیم: “فردگرایی” و “خودمداری”.
شعارسال:لازمۀ تحول آگاهانه هر جامعه، شناخت واقعیت های اجتماعی آن جامعه است. برای بدست آوردن چنین شناختی می توان هر جامعه ای را از دیدگاه های متفاوت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و . مورد بررسی قرار داد. در این مقال سعی کرده ایم دو سیستم متفاوت حاکم بر جوامع اجتماعی، که اگر چه از نظر معنایی مشابه یکدیگرند ولی از نظر مفهوم کاملا ً مجزا می باشند، را مورد بررسی قرار دهیم: "فردگرایی” و "خودمداری”.

فردگرایی:

فردگرایی در دوران جدید، حاصل شرایطی است که در پی انقلاب صنعتی و گسترش مناسبات اقتصادی بوجود آمده است. در واقع با استقرار مناسبات تولیدی سرمایه داری، بینش جدیدی از رابطه فرد و جامعه(فردگرایی)، پدید آمد که منجر به پیدایش مفهوم "لیبرالیسم” شد. فردگرایی و لیبرالیسم با پذیرش اینکه مهم ترین وظیفۀ حکومت، دفاع از حقوق طبیعی شهروندان است، درمقابل نظام سلطه کلیسا قرار گرفت و با بنیادی دانستن حقوق و اختیارات فرد شکل گرفت. متناسب با شکل گرفتن این نوع طرز تفکر، اهداف زیر مورد توجه قرار می گیرد:

1) از نظر اقتصادی: مالکیت خصوصی و مناسبات اقتصادی مبتنی بر رقابت آزاد.

2) از نطر اجتماعی: بوجود آمدن تفکر تقسیم کار بین افراد بر مبنای شایستگی سالاری.

3) از نظر سیاسی: تشکیل نهادهای جامعه مدنی و برخورداری فرد از حقوق شهروندی و استقرار آزادی های سیاسی در جامعه.

4) از نظر فرهنگی- اخلاقی: بوجود آمدن نگرش انسان گرایانه، مبتنی بر روابط بورژوایی و رفع سلطۀ سنت های اجتماعی به عنوان الگوهای فکری و عملی تحمیل شده از سوی جامعه به فرد.

خودمداری:

گرایش انسان به زندگی در محدوده رفع نیازها و تحقق منافع و مصالح شخصی و خصوصی بدون در نظر گرفتن مصالح دیگران ، بیان کننده مفهوم خودمداری است. شخصی و خصوصی بودن منافع و مصالح از یکسو، معرف جدایی آنها از نیازها و منافع اجتماعی و عمومی است و از سوی دیگر، تلاش و تقلا در حوزه فعالیت شخصی و خصوصی زندگی را می نمایاند. انسان خودمدار در تحقق منافع و مصالح خودمدارانه خود، سعی می کند در هر موقعیتی، تمایزی خاص و ویژه برای خود نسبت به سایر افراد جامعه بیابد. او عضو جماعتی انباشته از انسان های خودمدار است که هر یک آماده اند تا از دیگری به عنوان وسیله ای برای تحقق منافع و مصالح خود استفاده کنند. به همین دلیل زندگی خودمدارانه، از نظر اجتماعی ارزش و اعتباری ندارد.

با توجه به ویژگی های ذکر شده، وجود فردگرایی در جوامع غربی و وجود خودمداری در جامعه ایرانی مشهود می باشد.

دلایل فقدان فردگرایی در میان ایرانیان:

در توضیح فقدان فردگرایی در میان ایرانیان، معیارهایی که پیش از این در سنجش فردگرایی مطرح شد، در مورد جامعه ایرانی مورد بررسی قرار می گیرد:

1) از نظر اقتصادی: در زمینه مالکیت خصوصی در ایران، باید گفت که در مجموع، در ادوار تاریخ ایران و در مرحله تولید زراعتی، مالکیت خصوصی اعتباری نداشته است. ساختار متمرکز قدرت دولتی در ایران، قبل از مشروطه، باعث شد که در زمینه زراعتی حق تصرف و نه حق تملک بر زمین وجود داشته باشد، حق تصرفی که هر زمان می شد پس گرفت و به دیگری سپرد. بعد از مشروطه نیز به دلیل بی ثباتی و ناامنی در سرمایه گذاری و اتکای حکومت ها به درآمد حاصل از فروش نفت و عدم اتکای اقتصادی آنها به طبقات و اقشار مردم، مالکیت خصوصی در جامعه نهادینه نشده است.

2) از نظر اجتماعی: نکته مهم در تقسیم اجتماعی کار، توزیع مسئولیت ها و وظایف، برحسب موقعیت فرد در ساختار اجتماعی می باشد و اصل بر مبنای شایستگی ها، استعدادها و توانایی های فرد است، اما در ادوار مختلف تاریخ ایران اساساً چنین مفهومی از تقسیم اجتماعی کار مطرح نبوده است، چون جامعه دارای ساختار مشخص تفکیک اجتماعی نبوده تا بواسطه آن، فرد نسبت به جایگاه خود آگاهی یابد. در نتیجه فرد برای رسیدن به جایگاهی در تقسیم اجتماعی کار، عمدتاً به ساماندهی نوع رابطه خود با مرجع قدرت پرداخته و در این راه به هوشیاری و توطئه چینی شخصی خویش متکی بوده است.

3) از نظر سیاسی: تا پیش از انقلاب مشروطه، ایرانیان هیچ حق و اختیاری در زمینۀ تعیین سرنوشت خویش نداشته اند و بعد از آن نیز با ناتمام ماندن گذار از جامعۀ سنتی به جامعۀ متجدد، استقرار نهادهای جامعه مدنی و هویت شهروندی ناممکن گردیده است.

4) از نظر فرهنگی-اخلاقی: نقش مؤثر فرهنگ ایلی در تاریخ ایران، باعث ادغام فرهنگی-اخلاقی فرد در جماعت بوده و از این لحاظ از رشد هویت فردی، جلوگیری به عمل آمده است. همچنین ترویج تاریخی این نظر که اگر انسان به حال خود رها شود لزوماً به شر می گراید نیز، باعث تضعیف نگرش انسان گرایانه در جامعه ایرانی شده است.

با توجه به نکاتی که اشاره شد، در جامعه ایرانی، مالکیت خصوصی، تفکر صحیح تقسیم کار، وجود تشکل های مدنی به مفهوم حقیقی و وجود نگرش انسان گرایانه به نسبت جوامع غربی توسعه نیافته است و در نتیجه منجر به این شده است که هر فرد به حوزه شخصی و خصوصی زندگی خود عقب نشسته و تنها به رفع نیازها و تحقق منافع و مصالح خودمدارانه اش بپردازد.

شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از وبلاگ نقار من، تاریخ انتشار 3 خرداد97، کدخبر:31 ، www.negharman.blogfa.com

اخبار مرتبط
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۳۹ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۶
0
0
مطلب مفیدی بود اطلاعات کاملی داشت م.ق71
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۳۰ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۱
0
0
ممنون از اطلاعا مفیدی کع گذاشتین
س.ق76
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین