سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۱۳۴۴۴۴
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۳:۱۵
میزان تحت پوشش تحصیلی دختران و افزایش سطح پوشش تحصیلی دختران. مشکل دوم شاید در آسیب های اجتماعی بتوانیم وارد شویم در حوزه دختران و زنان. دولت یک میلیون کارمند زن دارد که نصف آن در آموزش و پروش است و ما نمی توانیم آن ها رها کنیم6.5 میلیون دختر فرهنگی داریم. ما درباره زنان فرهنگی به دنبال توان افزایی آن ها هستیم.

شعار سال: فرحناز مینایی پور مدیر کل امور زنان وزارت آموزش و پرورش، مدیری میان بخشی است. مشروح گفت و گو با او را میخوانیم:

الان اداره کل شما چند پست سازمانی دارد؟

5 پست. الان من با آقای بطحایی و دفتر وزارتی کار می کنم؛ اما در چارت ما هنوز زیرمجموعه سازمان مشارکت های مردمی هستیم. و در واقع یک مدیر کل یک معاون، دو رییس گروه و ده کارشناس باید داشته باشیم.این دفتر در 4 سال گذشته معاون نداشته است. رییس گروه برنامه ریزی دختران و رییس گروه برنامه ریزی زنان فرهنگی داریم که هر کدام به جای 4 کارشناس یک کارشناس دارند.

عناوین بقیه مسوولیت کارشناسی را می فرمایید.

عفاف و حجاب، مدارس شبانه روزی، نظارت و ارزیابی عملکرد. حفظ نیستم.

البته باید بدانید این طور نیست که همه فقط همان کار حوزه خودشان را انجام بدهند؛ همه کارها را انجام می دهند.

حوزه عفاف و حجاب با پرورشی اشتراک دارد؟

دقیقا همین طور است.

توانمند سازی زنان فرهنگی هم که شما سیاست اصلی خود دانستید به نوعی در حوزه معاونت های دیگر تعریف شده است ما جایی به نام آموزش نیروی انسانی داریم که آموزش ضمن خدمت دارند. هماهنگی های بین بخشی را برای جلوگیری از موازی کاری چگونه انجام می دهید.

من این طرح را خدمت آقای چهاربند بردم، ایشان بسیار تشویق کرد. ما تقویت مدیران آینده را داریم؛ اما تقویت مدیران زن آینده را نداریم و گفتند ما هم شما را کمک می کنیم.

برای ارتقای زنان و توانمند کردن آن ها و رساندن آن ها به مسسولیت مدیریت دوره آموزشی پرورش مدیران زن آینده را تعریف می کنیم. که به هر استان سهمیه بدهیم با مصاحبه هایی که می کنیم.

بر اساس شاخص هایی از هر استان 30 نفر و بعد ده نفر را انتخاب می کنیم. در دوره های آموزشی شرکت می دهیم. بعدها می گوییم مدیرکل محترم استان ما این تعداد مدیر آموزش دیده داریم که می توانید از بین این ها مدیرکل ، معاون، مدیر منطقه انتخاب کنید. الان چنین بانک اطلاعاتی نداریم. اگر هم کسی معرفی می شود؛ بر اساس رفاقت و شناخت های فردی معرفی می شود.

تمام کشور 24 تا رئیس منطقه داریم؛ در حالی که 750 منطقه آموزشی داریم. 30 درصد این مناطق می شود 230 نفر می شود. آقای بطحایی گفته اند که ما بعداز دوسال 20 درصد زنان را رشد می دهیم. بنابراین ما حداقل 150 رییس منطقه باید داشته باشیم. این گپ را باید دفتر امور زنان تلاش کند که پر شود.

در واقع می توان گفت بخش عمده ای از مسوولیت هایی که در اجرا شما به دنبال آن هستید در دیگر حوزه های ستادی تعریف شده است و آنچه که جایگاه این دفتر را برجسته می کند سیاستگذاری برای عملکرد هر چه بهتر حوزه های مختلف در امور زنان و دختران است. اما سیاست گذاری نیازمند سیاست پژوهی است. امروزه پژوهش های فراوانی هم در دانشگاه های مختلف انجام می گیرد که در مطالعات سیاستی قابل استفاده است. مطالعات زنان در بسیاری از دانشگاه ها ارائه می شود. سیاست پژوهشی چه جایگاهی در دستور کار شما دارد؟

ما سند تحول بنیادین داریم

اساسی ترین مسئله در باره این سند آن است که سند تحول یک سند بالادستی است که برنامه عملیاتی ندارد. این سخنی است که معاون امور متوسطه وزارتخانه درباره این سند می گوید.

ما باید آن را هدف قرار دهیم

اگر در یک کشور توسعه یافته کسی مسوولیت شما را داشته باشد یا بخش پژوهشی قدرتمندی دارد؛ یا از مراکز پژوهشی قدرتمندی برای سیاست گذاری هایش بهره می گیرد.

مطالعات عمیقی در دانشگاه ها انجام می شود. خانم ابتکار می گوید بیش از 2000 پژوهش انجام می شود.

چند درصد را شما سفارش دادید، علاوه بر این مسأله این است که شما چگونه از این مطالعات بهره می گیرید؟

این گپ بین علم و عمل است. ما مرجعی هستیم که این دو را وصل کنیم. سند تحول بنیادین همین کار را کرده. الان ما پژوهشی انجام می دهیم که چه میزان حضور زنان در کتاب های درسی وجود دارد.

چه مرجعی انجام می دهد؟

پژوهشکده تعلیم و تربیت به سفارش ما

چند سفارش دیگر دارید؟

چندین پیشنهاد دادیم الان این سفارش پذیرفته شده است. درست می فرمایید که ما باید پژوهش را قبل تر ببینیم. ما کارشناس پژوهش هم باید داشته باشیم. اما ما خیلی کار محتوایی انجام نمی دهیم. سازمان پژوهش کاملا بر اساس پژوهش عمل می کند. ما کارمان باید رصد و تحلیل باشد؛ فراتحلیل کنیم. یکی از برنامه های سال 97 فراتحلیل است. دو سال گذشته با همکاری معاونت امور زنان ریاست جمهوری تحقیقی درباره آسیب های اجتماعی در میان دختران در آموزش و پرورش اجرا کردند. این پژوهش با همکاری دفتر مشاوره تحصیلی در کل کشور انجام گرفت. ولی باید تقویت شود. این حرف درستی است که کار ما باید مبنای علمی پیدا کند. باید سیاست گذاری ها بر مبنای پژوهش باشد. توضیح دادم که بخشی از کار پژوهش بوده اما کم است.

روشن است که وزارتخانه ها باید مرجع سیاست گذاری باشند و از مراجع سیاست پژوهشی قدرتمندی بهره گیرند. برای ما روشن توضیح دهید که در حال حاضر پژوهش درباره سیاست ها و سیاست گذاری چه جایگاهی در ساختار شما دارد.

نداریم.

فکر نمی کنید؛ ضرورت دارد؟

چرا حتما

می توانم بپرسم درباره برنامه توانمندسازی زنان فرهنگی و دوره های مدیریتی چقدر مطالعه و پژوهش شده؟

من خودم طراح پژوهشی ام و مهارت خاصی در طراحی دوره دارم. البته نه این که به طور خاص پژوهش کنیم اما تیمی داریم و این تیم فکر می کند تا بتواند نقاط ضعف خانم ها را در این زمینه شناسایی کند. ولی یک تیم یک گروه پژوهشی نیست. گروه پژوهشی خیر نداریم.

فکر نمی کنید همین کار نیازمند پژوهش است؟

تیم تشکیل شده و کارش را انجام می دهد.

این تیم قاعدتا تعدادی از متخصصان و مدیران مناطق هستند. اما چرا همین کاری که می خواهد انجام شود نباید مستند به پژوهش های تخصصی و جدی باشد؟

من در آن تیم نبودم. حتما آن ها از پژوهش ها استفاده می کنند و فراتحلیل انجام می دهند.

فراتحلیل خودش یک پژوهش است؛ آیا واقعا چنین پژوهشی را انجام می دهند؟ یا انجام آن را به جایی سفارش می دهند؟

این کار البته حتما برون سپاری می شود.

سازوکار و شاخص های شما برای انتخاب زنانی که می خواهید برای آن ها دوره های توانمندسازی برگزار کنید چیست؟

تیم خیلی حرفه ای است

همه می گویند ما حرفه ای هستیم.

سازمان مدیریت برنامه پرورش مدیران را طراحی کرده بود. به هر وزارتخانه ای تعدادی سهمیه داد. دوبرابر سه برابر آدم معرفی می کردند. یک روز در مرکز آموزش سازمان مدیریت دولتی بودیم.من رشته ام مدیریت آموزشی است و طراحی دوره می کنم. متوجه می شوم که این کار چقدر عمق دارد. کار بسیار حرفه ای بود. از صبح که وارد سازمان شدیم؛ ما را مورد ارزیابی قرار دادند. یک برنامه به ما دادند. گروه بندی کردند. در موقعیت های مختلف ما را قرار دادند؛ یک نفر توضیح می داد و سه نفر ما را ارزیابی می کردند و یک دوربین هم همه جا بود.

کاغذ و قیچی و پول کاغذی دادند؛ قیمت گذاری کردند؛ گفتند باید 4 وسیله انتخاب کنید و بسازید. قیمت ها را هم مشخص می کردند و زمان تعیین می کردند. ساختن هدف نبود ارتباط برقرار کردن، نظر دادن؛ رهبری کردن؛ ناسازگاری نکردن و نظیر آن مورد ارزیابی قرار می گرفت.

در یک موقعیت دیگر به هر یک از ما پوشه ای دادند و گفتند رییس هیأت مدیره یک شرکت هستید . ساختمان، پول، نیرو دارید؛ حالا راه حل برای حل مشکلات شرکت ارائه بدهید.

تست هایی می گرفتند و موقعیت هایی طراحی کرده بودند که ما را در آن موقعیت ها قرار می دادند. تک تک ما مصاحبه ای هم داشتیم. از قبل گفته بودند فرم خوداظهاری و دوره هایی که طی کرده بودیم را ارائه دهیم.

اساتید حرفه ای مدیریت همان شب این ها فیلم را می گذاشتند و تجزیه و تحلیل می کردند و یک گواهی شایستگی ارائه می دادند. می گفتند مثلا از ده شایستگی در سه مورد باید آموزش ببینید .

دقیقا من با آن ها مذاکره کردم و خواستم که این پالایش و سنجش شایستگی را انجام دهید. البته با معاونت زنان داریم مذاکره می کنیم که بتوانیم به یک روش ارزانتر برسیم.

ما اخیرا آمدیم 24 مدیر استانی حوزه خودمان را جمع کردیم . اولین بار بود که این ها در طول این 30 - 40 سال در کنار هم قرار گرفتند. قرار گرفتن در یک خوابگاه این خودش یک کلاس آموزشی است. نیازسنجی کردیم، گفتند بودجه یاد بدهید. من نگران کلاس بودم که این کلاس خوب باشد. آقای فرزانه بدون پاورپوینت آمد کلاس باید 4.5 باید تمام می شد تا 5.5 این ها به زور رفتند. ایشان توضیح دادند که از کجا می توانید پول بگیرید از فلان بند می توانید استفاده کنند . این را هیچ کس نمی تواند بیاموزد. گفت مثلا بروید سراغ بودجه شوراها . من از روزی که آمدم آموزش و پرورش پول طرح هایم را از جای دیگر می آورم. دیگر معاونت ها و اداره های کل بودجه خیلی بیشتری دارند. ما برش می زنیم . چند طرح داریم مثلا طرح آموزش حقوق در این ده استان، آموزش بهداشتی در این ده استان و ....

البته آموزش های که سازمان مدیریت برای شما برگزار بود و شما به تفصیل درباره آن صحبت کردید برای یک مدیر مدرسه منطقه یا حتی استان خوب است اما مسأله وزارتخانه که اداره یک مدرسه یا بنگاه نیست. سیاست گذاری است. به این موضوع اندیشیده اید؛ دوره ای که برای شما برگزار کردند بیش از آن که برای مدیر سیاست گذار و مدیر حوزه وزارتی کاربرد داشته باشد برای یک مدیر حوزه اجرایی کاربرد دارد؟

شما می خواهید به این پاسخ برسید که ما بر اساس چه شاخص هایی انتخاب می کنیم.

بله چگونه شاخص می دهید؟

ما شاخص می دهیم.

شاخص ها چقدر مطالعه شده است؟

بالاخره در هر کاری خطا وجود دارد.

نگفتیم خطا نداشته باشید گفتیم بر اساس چه منطقی ارائه می دهید و چگونه ارائه می دهید ؟

همان تیم. تیم پژوهشی هفته ها کار می کند و شاید نتوانیم به این زودی ها کار اجرا کنیم.

اما کار به این مهمی اگر خوب انجام شود در تاریخ می ماند و اگر بد انجام شود؟

آموزش هیچگاه بد نیست. خطا شاید در انتخاب استان ها صورت گیرد. ما تلاش می کنیم که سه برابر سهمیه بدهیم که آن درصد خطا را کم کنیم. من که نمی توانم از همه زن های کشور تست بگیرم.

شما که اصلا قرار نیست که کار اجرایی نیست. وظیفه شما سیاست گذاری و نظارت و ارزیابی است.

فرق من با دیگران این است که کاملا عمل گراهستم . همین جمله توان افزایی مدیران را یک طرح کردم. همه حرف می زنند اما اجرا نمی کنند. سوال این است که مثلا اگر ما درباره افزایش جرأت مندی دانش آموزان سخن می گوییم؛ چه طرحی برای ان داریم؟

یکی از مشکلات جهان سوم این است که طرح های خوب را با کیفیت بد اجرا می کنند.

شما هیچ جا را با آموزش و پرورش نمی توانید مقایسه کنید. این قدر بزرگ است.

معنای این حرف این است که شما درگیر کار اجرا شدید؟ شما باید سیاست گذاری کنید. مسوولیت اصلی وزارت خانه سیاست گذاری است. در بعضی از کشورها چند وزارتخانه در یک ساختمان قرار می گیرد.

درست است ما باید سیاست گذاری کنیم بدهیم به استان ها اجرا کنند.

از امور اداری و استخدامی ریاست جمهوری برج 11 ، بخش نامه مفصلی به وزارتخانه دادند. که در آن توضیح داده می شد مدیران عملیاتی مدیران میانی و ......چه شاخص هایی باید داشته باشند. شما بر اساس آن بخش نامه که درباره وزارتخانه هاست عمل می کنید؟

نه ما از آن استخراج می کنیم.

شما تمام همتان را گذاشتید در تربیت مدیران و نیروهای اداری آموزش و پرورش. اما ما در مدارس دخترانه امروزه با مسأله هایی مثل خودکشی، خون بازی و نظیر آن مواجه هستیم. عدم وجود مشاور در مدارس دخترانه و پسرانه مسأله آسیب های اجتماعی و نظیر آن مسأله های پراهمیتی است. آیا مسأله بقاء ، جلوگیری از خودکشی، آسیب های اجتماعی و نظیر آن از مسأله مرد یا زن بودن مدیر پراهمیت تر است. هرچند پرداختن به هر دو امکان پذیر است. اما سوال من درباره اولویت بندی شماست. بالاخره یک جایی باید اهمیت مسأله مشاور در مدارس را به وزیر منتقل کنند. شما چه کردید. چون شما مسوولیت میان بخشی دارید. دختران مشاور ندارند. این برای شما اهمیت ندارد؟

اداره کل آسیب های اجتماعی زیرمجموعه تربیت بدنی است و اداره کل مشاوره تحصیلی زیرمجموعه پرورشی است . انجمن اولیا و مربیان هم مستقل. این سه از هم جدا هستند.

مشاوره یک نفر را در مدارس دارد، ولی آسیبب های اجتماعی هیچ نیرویی ندارد. این موضوع باید حل شود.

شما به عنوان مدیر کل زنان باید حل کنید.

من بارها گفته ام که این دو باید یکی شود این ها طرح های علمی دارند اما آدم و نیرو و کادر ندارند نمی توانند طرح هایشان را جلو ببرند. مشاور ندارند و مشاور دست آسیب های اجتماعی نیست. پراکنده است نصف بودجه در آنجاست و نصف بودجه در این جاست .

شما پیشنهاد رسمی ارائه دادید؟

ما داریم کار می کنیم . دفتر امور زنان چقدر توان دارد که روی همه این ها کار کند. بگذارید من برسم. من تازه این مسوولیت را گرفته ام .

ما گفت و گویمان صرفا با شخص شما نیست با ساختارها وسیاست هاست. به نظر شما دفتر شما مسوولیت اصلی اش در حوزه آسیب های اجتماعی نباید این باشد که مسائل را مطالعه بکند و برنامه ها را ارزیابی کند و نقصان ها را شناسایی کند و برنامه پیشنهاد دهد.

همین کار را می کنیم. مسوولیت این دفتر همین است. با همکاری معاونت امور زنان طرحی را در حوزه آسیب های اجتماعی انجام دادند. در حوزه آسیب های اجتماعی در حوزه دختران و زنان تحقیقی دو سال پیش با حمایت درفتر آسیب های اجتماعی صورت گرفت.

خنده دار نیست که هنوز آموزش مهارت های زندگی جایگاهی در وزارتخانه ندارد؟

آموزش های مهارت های زندگی یکی از پیشنهادات این طرح بود.

چرا نباید جزو برنامه های درسی آموزش و پرورش باشد؟

همین بحث را اگر با آقای محمدیان (رییس سابق سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی)مطرح می کردید. ایشان می گفتند در فلان صفحه فلان کتاب آمده ما هم می گوییم غلیظ تر شود می گویند این ها را دیدیم شما نمی دانید. بروید از آن ها بپرسید. آن پژوهشی که ما انجام می دهیم درباره حضور زنان به من مربوط است.

بخش عمده آموزش و پرورش به محتوا و برنامه آموزشی بر می گردد. به خانم حکیم زاده می گوییم سرچ کنید و آموزش و پرورش فنلاند ژاپن و ایران گزارش های ساده خبری وجود دارد که متوجه می شویم که رویکرد آموزش و پرورش ما بسیار غلط است و اتفاقا بر اساس شاخص های دینی و مذهبی هم غلط است. یعنی همه اذعان دارند که آموزش مهارت زندگی موجب تقویت زمینه های فرهنگی و مذهبی جامعه هم می شود. با خانم حکیم زاده معاون وزارتخانه صحبت می کردیم می گفتند من مسوولیتی ندارم که محتوا و برنامه آموزشی را تغییر دهم برنامه دست آقای محمدیان (رییس سابق سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی) است.

مطمئنا شما باید نشستی با رییس این سازمان داشته باشید. من دقیقا در دفتر آقای بطحایی گفتم زمین و زمان می گویند حجم کتاب های ما زیاد است. یکی از دوستان که کارش تطبیق مدارک خارج از کشور با ایران است می گوید دو سال بیشتر است اما ایشان می گفتند قانون می گوید ما برای 50 دقیقه کتاب بنویسیم اما الان 35 دقیقه است. 5 شنبه هم که کم شد. می گویم همه هستند آقای زرافشان هم هستند همه می دانیم باید کم کنید. می گوید بیایند مصوب کنند و ما کم می کنیم.

بچه ها در سایر کشورها زندگی و شهروندی را می آموزند ما در آموزش و پرورشمان به متخصصان مراجعه می کنیم می بینم بخش عمده ای از آسیب های اجتماعی و مشکلات اخلاقی بر می گردد به این که دانش آموز مهارت های زندگی را نمی آموزد. از آقای دکتر اکرمی وزیر آموزش و پرورش دولت مهندس موسوی پرسیدم به نظر شما آموزش و پرورش یک کشور اسلامی بیشتر در زمینه مهارت های زندگی مسوولیت دارد یا آموزش و پرورش کشوری که ادعای دینی ندارد؟ ایشان می گویند یک کشور اسلامی. رابطه میان دین داری و مهارت های زندگی چیزی مثل رابطه رفع فقر و دین داری است.

قطعا باید باشد. اما چرا همه انتقاد می کنند چرا این همه به خودمان اجازه می دهیم. شما محصول همان آموزش و پرورش هستید محصول همان کشور هستید یا شایسته هستید یا نیستید. ما از همان آموزش و پرورش آمده ایم بیرون. متخصصان زیادی نشسته اند و دارند برنامه های درسی می نویسند. کمی بگویید من چکار کردم. چرا در تلگرام و فضای جمعی و مجازی و اداره و جلسه همه انتقاد می کنند. مردم عادت کردند که طلبکار باشند. برف می آد نمی روم جلو خونه خودم را جارو کنم.

آموزش و پرورش نباید شهروندی را بیاموزد؟

چرا آموزش و پرورش باید همه چیز را بیاموزد. وزارت نفت هم مسوولیت دارد. همه وزارت خانه ها از آموزش و پرورش برخوردارند چرا از سودشان به عنوان مسوولیت اجتماعی به آموزش و پرورش نمی پردازند؟

بله این مسأله است که چقدر از تولید ناخالص ملی به آموزش و پرورش اختصاص می یابد؟ یک درصد اکنون سند چشم انداز می گوید 7 درصد و اما چراگفته می شود با یک سوم بودجه می توانیم وزارتخانه را اداره کنیم.

چقدر ارگان های دیگر وظیفه انجام می دهند. مسوولیت آموزش و پرورش چرا باید مدرسه سازی باشد. چرا همه چیز سر آموزش و پرورش خالی می شود؟ مثل یتیمی که همه می زند تو سرش. یکی آموزش و پرورش یکی صدا و سیما همه انتقاد می کنند...

مشکلاتی که شما در حوزه دختران احصا کردید چه هستند؟

میزان تحت پوشش تحصیلی دختران و افزایش سطح پوشش تحصیلی دختران. مشکل دوم شاید در آسیب های اجتماعی بتوانیم وارد شویم در حوزه دختران و زنان. دولت یک میلیون کارمند زن دارد که نصف آن در آموزش و پروش است و ما نمی توانیم آن ها رها کنیم6.5 میلیون دختر فرهنگی داریم. ما درباره زنان فرهنگی به دنبال توان افزایی آن ها هستیم.

در حوزه آسیب های اجتماعی ما طرح هایی پیشنهادی به دفتر آسیب ها و مشاوره آموزشی می دهیم تا بتوانیم سهم بیشتری برای دختران در نظر بگیرند.

همچنین برای نشاط و شاداب سازی مدارس طرح هایی را داریم یکی از طرح ها طراحی یک سرود ویژه دختران است که بتوانیم روی آن حرکات ورزشی بگذاریم و ملزم کنیم همه مدارس دخترانه سرود صبحگاه بگذارند و ورزش کنند.

یک سوال! دخترانی که به سن تکلیف نرسیده اند در آموزش و پروش باید با حجاب در مدرسه حاضر شوند؟

می خواهید من چکار کنم؟ یکی از طرح هایی که پس ذهنمان هست. اول تا سوم اصلا مجبور نیستند که روسری سر کنند. من جلسه داشتم برای این ها یعنی گفت و گو شده. پیشنهاد دادیم که حداقل روسری سر کنند نه مقنعه یا سرکلاس دختران دانش آموز اول تا سوم روسری را در بیاورند. من آخر در مجموعه بزرگتری هستم این را بگویم چه اتفاقی می افتد؟

شما طرح تحقیقی ای انجام دهید که این مسأله چه تأثیری در واکنش های دختران در سنین بالاتر می گذارد؟

همه این ها کار شده

چرا همه اش می گویید همه این ها کار شده هر تحقیقی پیشینه تحقیق دارد. وجود یک پیشینه پژوهشی به معنای آن نیست که همه مسأله ها پاسخ داده شده است.

یک چیز جدیدی نیست که من بخواهم از صفر شروع کنم. شنیده ایم منطقه 12 همه باید اجباری چادر سر کنند. گفته اند ما منطقه خاصی هستیم . شماتحقیق نکرده اید؟ انگار یک قانون نانوشته ای وجود دارد. در مهر امسال یک مدرسه دخترانه در منطقه 12 رفتم دیدم که همه چادری هستند بعد بیرون می روند و گلوله می کنند و می گذارند کیف.

به هر حال شما دراین باره چه می کنید؟

در برنامه های کاری ام هست و شجاعت آن را دارم. شما باید درباره این موضوع با مراجع تقلید و اندیشمندان، معاونت ریاست جمهوری و نمایندگان گفت و گو کنید.

شما آیا قبول دارید که مسوولیت اصلی شما ارزیابی نقاط ضعف و نقصان های سیاست ها و برنامه های آموزش و پرورش در حوزه زنان است. در تمام رسالت هایی که شما برای اداره کل امور زنان مطرح کردید مسوولیت اساسی تان ارزیابی سیاست ها و برنامه ها و شناسایی نقاط قوت و ضعف و پیشنهاد طرح به قسمت های مربوطه است. آقای مینایی پور می گویند مدارس دخترانه مشاور ندارد. وزارت خانه کاری نمی تواند بکند؟

تمام انتقادات شما شاید از کمبود اطلاعات باشد. بحران آموزش و پرورش این است که یک سوم آموزش و پروش در 4 سال آینده بازنشست می شوند.

این را ما بارها طرح کردیم.

همین امسال 90 هزار خارج می شوند سازمان مدیریت 18 هزار مجوز ورود داده است . تعدادی هم دانشگاه فرهنگیان و جاهای دیگر وارد می شوند. سازمان مدیریت اصلا متوجه نیست. سازمان می گوید به ازای 15 دانش آموز باید یک معلمداشته باشید ما می گوییم به ازای هر 11 نفر برای این که در برخی جاها ما به ازای هر 5 تا دانش آموز ناگزیریم یک نیرو بگذاریم .

شما باید بگویید من وظیفه ام حمایت از دختران است.

او می گوید کلاس من معلم ندارد حالا ما مشاور بگذاریم؟!

شما وظیفه تان دفاع از دختران مدارس دولتی است.

من می دانم که چقدر مسأله داریم سال بعد 50 نفر دانش آموز سر یک کلاس قرار می گیرند. فقط ساکت کردن بچه ها سرکلاس هنر است. ساکت کردن بچه ها در هنرستان هنر است. در کار و دانش تدریس کردید؟ این یکی از مشکلات بزرگ معلمان است. اما وقتی اولویت دولت و حاکمیت این است. چقدر من می توانم تغییر ایجا د کنم؟

برخی انتقاد کرده اند که از کارشناس مرد استفاده می کنند؟

اصلا من نیروی مرد دارم؟

ندارید؟

ندارم اما حتما استفاده می کنم. ما 9 پست خالی داریم. در چندتایی که پیشنهاد دادم و حراستشان را رد کردند یکی آقا بودند. قطعا من از وجود مردان استفاده خواهم کرد. این تفکر یک اشتباه است. اندیشه مردانه باید در جریان امور زنان بیاید. مردان کلان نگر و زنان جزء نگرند. علاوه بر این که ما نیروی اجرایی مرد نیاز داریم. من طرحی داشتم به نام مدارس خواهر خوانده که مدارس برخوردار شهر تهران با مدارس غیربرخوردار شهرستان های محروم خواهر خواننده شوند. از هم بازدید کنند انجمن اولیاء مربیانشان رفت و آمد کنند. یک پیوند قومی و قبیله ای در کشورما صورت گیرد. ارتباطی بین اقشار مختلف افزایش یابد. بچه های برخوردار بروند و فرهنگ شکر گزاری را در این ها نهادینه کنیم. با شهر تهران صحبت کردم که مدارس شهر تهران، غالبا از هیأت امنایی ها را به یک منطقه محروم ببریم. تهران آماده، شهرستان ها آماده اما من وقت ندارم. اگر من یک نیروی مرد خوب داشتم که هر روز برود مأموریت. می توانستم این کار را انجام دهم

در اندیشه ها ارتباطات و طرح دادن هایمان هم ما به مردان نیاز داریم. ما می خواهیم برای زنان برنامه آموزشی بنویسیم چه اشکالی دارد یک مرد متخصص مشارکت داشته باشد. چرا فکر می کنند در دفتر امور زنان حتما فقط باید زنان شاغل باشند؟ اصلا مخصوصا از مردان استفاده می کنم.

خانم گرد از معاونان زنان خوب آموزش و پرورش در زمان آقای بطحایی برکنار شد و بعد شدند مشاور و بعد هم استعفا دادند؟

چه کسی این را می گوید؟ نه استعفا ندادند رفتند دانشگاه شریعتی . البته من نباید جوابگو باشم.

شما معاون امور زنان هستید؛ می گویند شما چکار کردید؟

هر مدیری حق دارد زیرمجموعه اش را انتخاب کند. حالا چون خانم هست بگوییم نباید این کار را انجام دهد. البته من همان شب یک مقاله نوشتم در دفاع از گرد. عنوانش بود: خداحافظی مظلومانه یک معاون وزیر. در حالی که یکی از گزینه ها ارتقا من بودم. در همین زمان من آقای وزیر را زیر سوال بردم.

گروهی گفتند هوش سیاسی نداشتی و به خودت ضربه زدی و گروهی دیگر گفتند تو جایگزین خانم گرد را تخریب می کنی. من معاون دفتر وزارتی بودم. کدام معاون دفتر وزارتی در نقد وزیر مقاله داده است. خانم گرد قبلا رییس دانشکده شریعتی بودند. قبلا مدیر دانشکده دختران بودند و الان مدیر هم دختران و هم پسران هستند. علاقه بسیار زیادی به آن کار داشتند.

به نظر می رسد با نام مستعار مقاله ارائه کردید؟

من با اسم خودم مقاله ارائه کردم.

سایت شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از سایت خبری دیده بان ایران ، تاریخ انتشار 20خرداد 97، کدمطلب:45007، www.didbaniran.ir


اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین