سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۱۴۷۲۶۰
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۳:۲۶
اول از همه اعلام موضع؛ همه دولت‌ها، انحرافات و ناکارآمدی‌هایی داشته‌اند؛ اما این دولت که شکل تمام‌یافته دولت سازندگی در دهه‌70 است، یک ویژگی کلیدی دارد و آن‌هم دولت لیبرال هم در سطح «گفتمانی و اعتقادی» است و هم «سبک زندگی و رفتاری». جمع این دو در کنار هم تنها و تنها در سبک شخصیتی کارگزاران سازندگی خلاصه است.

شعارسال: اول از همه اعلام موضع؛ همه دولت‌ها، انحرافات و ناکارآمدی‌هایی داشته‌اند؛ اما این دولت که شکل تمام‌یافته دولت سازندگی در دهه‌70 است، یک ویژگی کلیدی دارد و آن‌هم دولت لیبرال هم در سطح «گفتمانی و اعتقادی» است و هم «سبک زندگی و رفتاری». جمع این دو در کنار هم تنها و تنها در سبک شخصیتی کارگزاران سازندگی خلاصه است.

در چنین مدلی است که آقای مسعود نیلی در کنار آقای نعمت‌زاده قرار می‌گیرد و یک پازل دولت لیبرال را کامل می‌کند؛ وحدت نظام سرمایه‌داری و سرمایه‌دار؛ نظام بازار و بازاری. این ویژگی سیاسی-معرفتی، انقلاب را از انقلاب تهی می‌کند و تنها صورتی باقی می‌ماند بی‌سیرت.

اما... شرایط کشور را چطور می‌بینید؟

شرایط کشور را از جهات مختلف می‌شود تحلیل کرد؛ اما یک جهت اهمیت بیشتری دارد و آ‌ن‌هم جایگاه دولت به‌عنوان مهم‌ترین نهاد اصلاحگر در کشور است. اما این دولت چه میزان در بهبود وضع موجود می‌تواند مؤثر باشد؟ فرض کنیم دولتی که تا دیروز کار نمی‌کرده است امروز بخواهد کار کند. مثلاً پنج درصد فعال‌تر شود. سؤال این است که آیا فعال شدن پنج درصد ظرفیت، به همین میزان کارآمدی ایجاد می‌کند؟ خیر.

اما... چرا دولت کار کند باز هم جواب نمی‌گیرد؟

هر دولتی برای پیشبرد فعالیت های خود نیازمند اعتبار لازم برای پای کار آوردن سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی حمیت جامعه برای همراهی و همکاری با دولت است. جامعه ابتدا باید اعتماد کند تا بعد با تصمیمات دولت همراه شود. در غیر این صورت چه اتفاقی می‌افتد؟ همه تصمیمات حکومتی از اتاق جلسه که خارج شود، از سوی جامعه بدل می‌خورد. مثال بزنیم. به نظر شما وقتی دولت در بازار طلا، سکه می‌فروشد انتظار دارد و انتظار داریم چه اتفاقی بیفتد؟ قیمت طلا به جهت افزایش عرضه کاهش یابد. اما چرا این اتفاق نیفتاد؟ چرا به‌عکس قیمت سکه باز هم افزایش می‌یابد؟ همین مثال درباره ارز هم وجود دارد. چرا جامعه معکوس رفتار می‌کند؟ چون این دولت اعتبار لازم برای اخذ تصمیمات مهم را ندارد و هر تصمیم عاقلانه‌ای بگیرد جامعه بدل آن را می‌زند.

در اقتصاد به این تناقض می‌گویند تعارض «انتظارات عقلایی» دولت با «انتظارات تطبیقی» جامعه. انتظارات تطبیقی می‌گوید جامعه بر اساس شناختی که از سابقه دولت دارد تصمیم می‌گیرد و نه صرفاً اعتبار عقلی تصمیمات روی کاغذ.

اما... چرا دولت اعتبار تصمیم‌گیری ندارد؟

هر دولتی را از جهت سرمایه اجتماعی با سه متغیر می‌شناسیم. یکم وضعیت رقیب. دوم وضعیت هواداران متعصب. سوم وضعیت طرفداران عادی. نسبت دولت با رقیبش روشن است. رقیب این دولت بعد از ناتوانی‌های گسترده و شکست برجام و نابهنجاری‌های پیچیده اقتصادی بسیار قدرتمند شده است و دست برتر دارد.

طرفداران عادی که یک روز به این دولت رأی داده بودند با فشار اقتصادی موجود به شدت ناامید و مأیوس شدند و نسبت به دولت در موضع اعتراض قرار دارند. و اما از همه مهم‌تر هواداران متعصب و جان‌فداها هستند که روزگاری اصلاح طلب‌ها بودند و آنها نیز به جهت ضعف دولت و اخیراً چرخش‌های ظاهرا سیاسی دولت حاضر نیستند؛ مسوولیت این دولت را بپذیرند و به جد منتقد شدند. چنین وضعیتی به‌شدت به اعتبار این دولت لطمه زده است.

اما... با این اوضاع دولت بماند یا برود؟

تکلیف خودمان را با یک سؤال روشن کنیم. با همه اشکالات گفتمانی و ضعف‌های کارآمدی، سؤال این‌است که این دولت باید به پایان برسد یا خیر؟ نظر خودمان محترم؛ اما اینجا جایی‌است که می‌توان به تشخیص ولی فقیه رجوع کرد. اگر فهم‌مان از اراده ولی فقیه این است که دولت برود، خواندن «چه باید کرد؟» در ادامه این متن توصیه نمی‌شود. اما اگر برداشت شما از اراده رهبری، ماندن و ادامه کار این دولت است آن‌گاه سؤال این است که ما با این دولت در چنین شرایطی چه نسبتی داریم و نقش ما چیست؟

و اما... چه باید کرد؟

وظیفه جریان انقلاب به جهت وظیفه انقلابی و ملی‌اش ساخت اعتبار برای این دولت است. توجه شود که ساخت اعتبار فراتر از رعایت انصاف در برخورد با دولت است. امروز نیاز این دولت برای هراقدامی داشتن اعتبار است. اعتبار را باید ساخت، هرچند سخت است. با این مقدمه دقیقا چه باید کرد؟ یعنی انتقاد نکنیم؟

انتقاد کنیم، اما توجه داشته باشیم خروجی انتقاد ما باید ترمیم اعتبار این دولت و بازگشت اعتماد باشد. این حرف یعنی از «رعایت انصاف در نقد» نیز باید فراتر رفت، بلکه باید نقد ما چنان دلسوزانه و همراه با راهکار باشد که در نهایت مخاطب احساس کند دولت مستقر اعتبار لازم برای برداشتن گام‌های بلند اجرایی را داراست.

و اما... یعنی با دولت یکی شویم؟

مهم‌ترین نگرانی این‌است که پس اختلافات و مرزبندی‌های ما با دولت چه می‌شود؟ اختلافات گذشته‌مان را چه کنیم؟ مردم درباره همراهی ما با دولت چه فکر می‌کنند؟ آیا تذبذب سیاسی یا تبانی‌های پرده برداشت نمی‌شود؟

راه این‌است که اعتبار سازی در حوزه سیاست‌های اجرایی، باید همراه با نقد گفتمانی دولت در جهت حفظ مرزبندی‌ها باشد. نقد گفتمانی کمک می‌کند ضمن حفظ مرزبندی‌های کلان، حمایت ما از دولت برای برداشتن گام‌های بلند برای حل مشکلات کشور، یک انقلابی تراز را در حافظه تاریخی مردم تصویر بسازد.

جوانی متدین و انقلابی که ضمن حفظ مواضع گفتمانی‌اش برای دفاع از انقلاب و حل مشکلات مردمی، حاضر می‌شود رقیبش را کمک کند تا موفق شود. راه دیگری نیست؛ حتا سکوت هم جایز نیست. باید حمایت کرد. در غیر این‌صورت به وظیفه تاریخی‌مان عمل نکرده‌ایم و باید پاسخگوی تاریخ باشیم.


شعارسال، با اندکی تلخیص و اضافات بر گرفته از سایت خبری تحلیلی الف، تاریخ انتشار: 17 مرداد 1397 ، کدخبر: 3970517141،www.alef.ir

اخبار مرتبط
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۰۲ - ۱۳۹۷/۰۵/۱۸
0
0
ا.ف75
خیلی عجیبه! دولت خودش مسبب این مساله ست! دوست دارم نظرات کاربرانتون رو در این زمینه بدونم
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین