سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۱۶۱۹۸۷
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۹۷ - ۱۲:۲۹
پس از وقوع آتش‌سوزي در مدارس درودزن، سفيلان و شين‌آباد جداي از بحث استاندارد مدارس بحث‌هايي از قبيل نبود آموزش‌هاي پايه به دانش‌آموزان مطرح شد؛ مدتي مي‌شود كه سازمان هلال ‌احمر طرحي را با عنوان دادرس در مدارس به اجرا گذاشته تا دانش‌آموزان را در مواجهه با خطرات احتمالي آموزش دهد.

شعار سال: با شروع مدارس سراغ شهاب‌الدين صابونچي، رئيس سازمان جوانان جمعيت هلال ‌احمر رفتيم.

چرا سازمان هلال ‌احمر تصمیم گرفت طرح دادرس را اجرا کند؟
دادرس از سال 91 شروع شد. نام آن مخفف دانش‌آموزش آماده در روز‌هاي سخت است. بعد از حادثه تلخ مدرسه‌اي در شين‌آباد هماهنگي‌هايي با آموزش و پرورش صورت گرفت تا طرحي براي آموزش و توانمندي دانش‌آموزان در مواجهه با حوادث انجام شود. در اين طرح دانش‌آموزان دوره متوسطه تحت آموزش‌هايي قرار مي‌گيرند تا در شرايط بحراني بتوانند به خود و اطرافيانشان كمك كنند. در ادامه با توجه به گسترش طرح دادرس در سطح كشور كتابي در اين خصوص به چاپ رسانديم كه سرفصل‌هاي آموزشي در آن مشخص شده بود. درحال‌حاضر نيز اين طرح در مدارسي كه كانون‌هاي دانش‌آموزي هلال‌احمر در آن فعال هستند در حال اجراست و امسال هفتيم دوره از آن در مدارس اجرا خواهد شد.
در اين شش سال چند دانش‌آموز تحت آموزش قرار گرفته‌اند؟
تاكنون تقريبا بيش از هشت هزار مدرسه را تحت پوشش قرار داده‌ايم. از ابتداي اجراي اين طرح تاكنون نزديك به يك ميليون دانش‌آموز اين آموزش‌ها را فراگرفته‌اند. در سال‌هاي اول تعداد دانش‌آموزاني كه آموزش می‌بینند، چندان بالا نبود، اما در سال‌هاي اخير تقريبا سالي بين 250 تا 300 هزار دانش‌آموز، آموزش ديده‌اند.
تابه‌حال دانش‌آموزان توانسته‌اند از اين آموزش‌ها استفاده كنند؟
بله. دانش‌آموزان زيادي را داشتيم كه با گذراندن اين دوره‌ها توانسته بودند از آموخته‌هاي خود استفاده كنند؛ مثلا دانش‌آموزي توانسته بود قبل از رسيدن اورژانس جلوي خون‌ريزي هم‌‌مدرسه‌اي خود را كه از يك بلندي افتاده بود كنترل كند يا آتش‌سوزي‌ای اتفاق افتاده بود كه دانش‌آموزان توانسته بودند با استفاده از آموخته‌هاي خود آن را مهار كنند. بارها از اين گزارش‌ها ر ا در سطح كشور داشته‌ايم كه براي ما مايه دلگرمي است. خوشبختانه اين طرح كاربردي بوده و می‌کوشیم آن را گسترش دهيم.
ارزيابي براي ميزان اثربخشي آن انجام شده است؟
اينكه چقدر اين افراد توانسته‌اند آموزش‌هايي را كه فراگرفته‌اند، به كار بگيرند، به عوامل زيادي بستگي دارد. پيمايش ملي در اين زمینه انجام نشده است، اما مشاهدات نشان داده بين كساني كه اين آموزش‌ها را فراگرفته‌اند و كساني كه فرانگرفته‌اند، تفاوت رفتاري محسوس وجود دارد. فكر مي‌كنيم اگر دانش‌آموزان این آموزش‌ها را فرابگيرند و خداي نكرده در شرايط مشابه مدرسه شين‌آباد قرار بگيرند، مي‌‌‌توانند خودشان را از آن شرايط نجات دهند. قطعا آموزش يكي از مؤثر‌ترين راهكارهايي است كه مي‌توان به كمك آن آمار تلفات و آسيب‌ها را كاهش داد.
يكي از طرح‌هايي كه اين سازمان پس از زلزله اجرا كرد، طرح سحر بود تا از نظر رواني از بازماندگان حمايت كند. چقدر اين طرح توانست موفق باشد؟
اين طرح كه مخفف ساماندهي حمايت‌هاي رواني و اجتماعي است يكي از نقاط قوت هلال احمر در زلزله كرمانشاه بود. طرح سحر طرح نويي بود، در زلزله ورزقان نيز كارهايي از اين قبيل انجام شد، اما طرح‌هاي آن زمان به وسعت و جديت طرح سحر نبود. تصور مردم از هلال ‌احمر اين بود كه فقط مردم را از زير آوار بيرون بكشند و به آنها چادر بدهند يا سرپناه و اقلام غذايي بدهند، اما وقتي ديدند به اين بُعد توجه شده است خيلي مورد توجه آنها قرار گرفت. در اجراي اين طرح برخي از افراد كه دچار آسيب‌هاي حاد رواني شده بودند شناسايي و به روان‌پزشك‌ها براي اقدامات تكمیلي معرفي مي‌شدند. اين طرح تقريبا تا همين يك ماه پيش نيز در مناطق زلزله‌زده ادامه داشت و قطع نشده بود و تيم‌های سحر خود استان كرمانشاه در منطقه حضور داشتند.
در روز‌هاي اول از بسياري از استان‌ها تيم‌هاي سحر حضور پيدا كردند پس از آن ما با كمك تيم‌هاي دانشگاهي و استاداني كه بودند تسهيلگرهايي از بين جوانان داوطلب هلال ‌احمر خود استان كرمانشاه انتخاب كرديم. مربيان ما آنها را آموزش دادند و در قالب تسهيلگر به تعدادي از روستاهايي كه نياز داشتند مثل روستاي كويیك يا پارك نشاط در خود سرپل‌ذهاب براي آنها كارهاي اجتماع‌محور با مشاركت اهالي انجام دادند و با كمك مردم فضاهاي بهتري براي امنيت و بهداشتشان فراهم كردند.
كاري كه الان داريم انجام مي‌دهيم بازخواني اين تجارب است؛ گروه‌هاي ديگر را كه بدون هماهنگي‌هاي ما يا خارج از پروتكل‌هاي تعريف‌شده وارد شده بودند، شناسايي و از آنها دعوت كرديم تا از تجاربشان استفاده كنيم و پروتكل‌هاي هلال ‌احمر را مدون‌تر كنيم. يكي از نياز‌هايي كه هلال احمر احساس كرد، به‌روزكردن پروتكل پاسخ‌گويي به حوادث بود كه آن را به‌تازگي آماده كرده است و در مرحله بازبيني نهايي قرار دارد. يك برنامه و پروتكل پاسخ‌گويي به حوادث آماده كرده‌ايم كه در بخش‌هاي مختلف از همان مراحل ابتدايي كه فراخوان باشد تا بحث ارزيابي‌ها، اسكان، حمايت رواني، پشتيباني تغذيه‌ها همه در نظر گرفته شده است. در بخش رواني كه مهم‌ترين محور آن خود سازمان جوانان است، ما اينها را براساس تجارب، متون و مشورت از مراجع علمي مجدد سازماندهي مي‌كنيم. بر‌همين‌اساس فراخواني به همه استان‌ها مي‌دهيم تا به گروه‌هايي كه مي‌‌خواهند، آموزش لازم را بدهيم تا براي مواقعي که به كمكشان نياز داشته باشيم، آماده باشند.
بسياري از روستايي‌ها با زبان كردي صحبت مي‌كردند. چطور توانستيد با آنها ارتباط بگيرید؟
بچه‌هايي از استان‌هاي مجاور مثل كردستان، ايلام و خود كرمانشاه حضور داشتند که زبان كردي بلد بودند و مي‌توانستند ارتباط برقرار كنند. جداي از آن تسهيلگرهايي از خود مردم منطقه به تيم‌هايي كه از ساير استان‌ها آمده بودند و زبان كردي را نمي‌دانستند، وصل مي‌شدند تا آنها را به مردم منطقه ارتباط دهند.
پس از زلزله در كرمانشاه شاهد خودكشي‌هايی هم بوديم... .
آمار خودكشي‌ها را نداريم؛ اما اينكه پيش‌از‌آن تعداد خودكشي‌ها چقدر بوده و به صورت معنادار اين آمار بالا رفته است يا خير، بايد به آمار‌هاي رسمي استناد كنيم. شايد ما به اين فكر كنيم كه پيش‌از‌آن اين‌طور نبوده و حالا دارد اين اتفاق مي‌افتد؛ اما چون ما داريم آن را مي‌بينيم، فكر مي‌كنيم افزايش پيدا كرده است. مثل اين مي‌ماند كه کسی در ساعات ترافيك هيچ وقت برايش پيش نيامده باشد از خانه خارج شود؛ اما يك روز دقيقا در پيك ترافيك از خانه خارج مي‌شود و مي‌گويد چه ترافيكي دارد تهران. قبلا هم اين‌طور بوده؛ اما او آن را نمي‌ديده و جلوی چشم او به هر دليلي نبوده است.
ما تلاش مي‌كنيم از اين حوادث پيشگيري كنيم؛ اما ممكن است به دليل كمبود‌ها و نارسايي‌هايي كه بوده، افراد به اين نتيجه رسيده‌اند كه دست به خودكشي بزنند. ما كار اجتماعي انجام مي‌دهيم و مردم را توانمند مي‌كنيم كه خودشان در جاهايي كمك كنند. كار در هلال‌احمر داوطلبانه است. ما يك نهاد حاكميتي مثل وزارت بهداشت يا بهزيستي نيستیم كه صفر تا صد كار درست ما باشد. اصل كار هلال‌احمر و سازمان جوانان داوطلب‌محور است. ما به داوطلبان آموزش مي‌دهيم و آنها را توانمند مي‌كنيم تا در مواقع بحران به داد همديگر برسند. بسياري از مسائلي كه به‌عنوان نقطه ضعف هلال‌احمر مطرح مي‌شد، اساسا حوزه ما نبود كه به آن ورود پيدا كنيم؛ مثلا افراد مي‌گفتند چرا ارتباط تلفني قطع است يا چرا حمل‌ونقل دچار مشكل شده. بازكردن جاده كار هلال‌احمر نبود؛ اما ضعف را از هلال‌احمر مي‌ديدند يا دفع فاضلاب هركدام متوليان خودش را داشت.
به غير از سازمان ورزش و جوانان، سازمان جوانان هلال‌احمر تنها سازماني است که مي‌تواند به جوانان نمايندگي فعاليت‌هاي اجتماعي را اعطا کند؟
اين سازمان در حوزه آسيب‌هاي اجتماعي به صورت جدي ورود پيدا كرده، ستاد مواد مخدر همكاري‌هايي با وزارت كشور داشته است و به‌عنوان يكي از اعضاي شوراي اجتماعي كشور داريم كار مي‌كنيم. اين سازمان براي توانمندسازي جوانان پروژه‌هاي متنوعي را نيز شروع كرده است. اينكه افراد بيايند و ما در كارهاي استارت‌آپي كمكشان كنيم، شرايط را برايشان تسهيل كنيم، تشويق‌شان كنيم يا اينكه در بعضي از كسب‌وكارهاي خرد و محلي به آنها كمك كنيم. اگر اعضاي جوان ما مهارتي كسب كنند، افراد اگر دغدغه معيشتي و شغلي‌شان كم شود، خود‌به‌خود ميل به كار داوطلبانه‌شان افزايش پيدا خواهد كرد. مطالعات نشان مي‌دهد وقتي كاهش نشاط اجتماعي و بحران‌هاي اقتصادي است، ميل به كار داوطلبانه كاهش معناداري پيدا مي‌كند. ما سعي مي‌كنيم با ورود به اين بحث كه افراد را توانمند كنيم، بتوانند مسير‌هاي شغلي آينده‌شان را فراهم كنند. ما داريم فضايي فراهم مي‌كنيم كه افراد بتوانند تحت عنوان كارهاي دانشجويي به صورت پاره‌وقت همكاري‌هايي با ما داشته باشند؛ هم كمك‌هزينه‌اي در كنارش دريافت كنند و هم مهم‌تر از آن كسب تجربه كنند، تجربه نشان داده اين افراد بعدها در پيداكردن مسير شغلي خود آدم‌هاي موفق‌تري خواهند بود. اردوهايی برگزار مي‌كنيم كه ما امسال شايد يكي از بزرگ‌ترين دستگاه‌هايي بوديم كه تعداد اردوهاي تابستاني براي گروه‌هاي مختلف اعضاي‌مان برگزار كرديم. اين اردوها علاوه بر اينكه جنبه نشاط عمومي و سرگرمي دارد، بخشي از آن جنبه آموزش و توانمندسازي دارد و ما فكر مي‌كنيم به‌نوعي مهارت‌هاي زندگي به جوانان آموزش مي‌دهيم بين كسي كه اردو رفته و نرفته، قطعا در آينده تفاوت‌هايي است. اين افراد زندگي گروهي، زندگي در شرايط سخت، زندگي به‌دور از خانواده ‌بودن، نظم اردوگاهي و نظاير اينها را فرا مي‌گيرند، اينها جزء همان مهارت‌هاي زندگي است كه در ميان‌مدت و بلندمدت به درد فرد خواهد خورد و در چالش‌هايي كه با آن مواجه مي‌شود، بهتر می‌تواند از آن شرايط عبور كند.
چقدر جوانان اين سازمان را مي‌شناسند؟
متأسفانه كم. يك مقدار ضعف از خود ما بود كه آن‌طور كه بايد از ابزار‌هاي رسانه‌اي استفاده نکردیم. شايد در بخش‌هايي از شبكه‌هاي اجتماعي و فضاي مجازي كمك گرفته نشده است. نكته ديگر اينكه طبيعتا توجه رسانه‌ها هميشه به بخش‌هاي پر‌هيجان و حوادث بوده. الان اگر از افراد بپرسيد هلال‌احمر را با چه مي‌شناسيد، 95 درصد افراد مي‌گويند اين نهاد را به‌عنوان كمك به افراد زلزله‌زده و حضور در حوادث مي‌شناسند.
عده اندكي نيز به‌عنوان داروهاي نايابي كه از داروخانه هلال‌احمر گرفته‌اند يا خدماتي پزشكي كه در ايام حج و اربعين دريافت كرده‌‌‌اند، هلال‌احمر را می‌شناسند؛ در‌حالي‌كه پشتوانه همه اينها خود سازمان جوانان هلال‌احمر است. شايد يكي از دلايل هم همين بوده که كمتر در ديد بوده و پتانسيل خبرسازي آن كمتر از حوزه‌هاي امداد و نجات و بخش‌هاي ديگر است.

شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از روزنامه شرق، تاریخ انتشار 12 مهر97، شماره: 3259


اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین