سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۱۹۵۴۵۵
تاریخ انتشار: ۲۴ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۴:۲۱
یک مساله مهم این روزها ذهن ایرانیان را درگیر خود کرده است که باید آن را خوب بررسی و برایش راه حل پیداکرد؟ مساله این است : درشرایط امروز ایران می توان نرخ تبدیل دلار به ریال را کاهش داد و به طورمثال کاری کرد که قیمت هردلار آمریکا درایران به زمستان 1396 برسد که نزدیک 4500 تومان بود؟ دراین صورت چه اتفاقی می افتد؟آیا قیمت کالاها و خدمات نیز برهمین مدار قرار می گیرند و با کمی درنگ خودرا با دلار 4500 تومانی سازگار می کنند؟ به طورمثال آیاقیمت هردستگاه پراید تولید سایپا به همان دامنه 18 تا 20 میلیون برمی گردد . اگر این اتفاق بیفتد وحتی اگر مزد و حقوق ها همان باشد که بود بازهم سطح قدرت خرید شهروندان افزایش می یابد و در این صورت رفاه مردم افزایش می یابد. این اتفاق چگونه ممکن است رخ دهد؟ برای جواب دادن به این پرسش می توان پرسش دیگری طرح کرد؟ چرا ناگهان و در یک دوره کوتاه قیمت هردلار آمریکا - با لحاظ کردن میانگین نرخ های این یک ماه اخیر که حدود 13هزارتومان بوده است – نزدیک سه برابر شد؟

شعار سال: آیا قیمت کالاها و خدمات نیز برهمین مدار قرار می گیرند و با کمی درنگ خودرا با دلار 4500 تومانی سازگار می کنند؟ به طورمثال آیاقیمت هردستگاه پراید تولید سایپا به همان دامنه 18 تا 20 میلیون برمی گردد . اگر این اتفاق بیفتد وحتی اگر مزد و حقوق ها همان باشد که بود بازهم سطح قدرت خرید شهروندان افزایش می یابد و در این صورت رفاه مردم افزایش می یابد. این اتفاق چگونه ممکن است رخ دهد؟ برای جواب دادن به این پرسش می توان پرسش دیگری طرح کرد؟ چرا ناگهان و در یک دوره کوتاه قیمت هردلار آمریکا - با لحاظ کردن میانگین نرخ های این یک ماه اخیر که حدود 13هزارتومان بوده است نزدیک سه برابر شد؟ آیا تقاضای دلار سه برابر شد؟ برای جواب دادن به این پرسش نیاز به آمار و اطلاعات دقیقی هست که نگارنده دراختیار ندارد و جایی هم به صورت دقیق منتشرنشده است. خریددلار از سوی مردم برای نگهداری درخانه و حفظ قدرت خریدشان با استفاده از افزایش قدرت دلار یک بخش از تقاضای دلار است که دراین باره آمار و اطلاعاتی دراختیار نیست. تقاضا برای خرید کالای سرمایه ای ، مواد اولیه و کالاهای مصرفی نیز بخشی از تقاضای کل را تشکیل می دهد که نمی تواند دریک دوره کوتاه ودرشرایط عادی سه برابر شود چون ظرفیت مصرف کارخانه ها و ظرفیت خریدداخلی در یک سال با این میزان افزایش شدیدافزایش نمی یابد الا اینکه تصورکنیم این اتفاق افتاده و وارد کنندگان کالای خریداری شده را درانبارها ذخیره کرده اند که البته با خرداقتصادی سازگاری بالایی ندارد. خریدهای دولتی و نهادهای حکومتی با دلار و برای مصارف گوناگون نیز یک بخش از تقاضای دلار درایران است که دراین باره نیز آمار و اطلاعاتی دردست نیست .

کاهش شدید عرضه

یک حالت دیگر ای نا ست که اززمستان پارسال تا پاییز امسال تقاضای دلار دراندازه های معمول رشد کرده اما عرضه دلار به بازار ناگهان سقوط کرده است. به نظر می رسد سهم این عنصر درمعادله قیمت دلار در یک سال تازه سپری شده بیشتر از سهم روند فزاینده تقاضا باشد. درحالی که تهدیدهای ترامپ اززمستان پارسال برای خروج آمریکا از قرارداد برجام افزایش می یافت وبوی برگشت رژیم تحریم اقتصادی درفضای اقتصادایران به مشام می رسید دارندگان دلار یعنی بانک مرکزی و شرکت های پتروشیمی ، فولاد و صادرکنندگان میعانات گازی و البته صادرکنندگان بخش خصوصی از عرضه ارز خودداری کردند. این احتمال را نباید نادیده گرفت . می توان باورکرد که دولت و بانک مرکزی با پیش بینی کاهش درآمدهای ارزی و حفظ تعادل در دارای های ارزی با توجه به نیاز کشور شروع به کاهش عرضه ارز کرد و به این ترتیب بازار ارز را به افزایش قیمت ارزهای معتبر راهنمایی کرد. دراین صورت می توان گفت خروج شرکتهای بزرگ نیز از ایران که راه عرضه دلار و سایر ارزها به بازار را تنگ و مسدودکرد و سرمایه گذاری خارجی نیز با سقوط مواجه شد ذست در دست هم به سقوطعرضه دلار به ویژه دلار اسکناس منجر شد.

راه حل

برای برگرداندن قیمت دلار به قیمت های زمستان 1396 تنها راه حل کارساز و کم درددسرتر از کنترل تقاضا و تخصیص قطره ای ارز که رانت و فساد می آورد این است که عرضه ارز را افزایش دهیم . این راه با عبور از برخی ملاحظات ممکن است. این ملاحظات اگر درکانون توجه باشند و امکان عدول از آنها ممکن باشد می تواند به افزایش عرضه ارز از راههای گوناگون منجر شود. به طور مثال بازگشت شتابان شرکتهای بزرگ سرمایه گذار در ایران و برگشت جریان دادن اعتبار به ایران که برخی کشورها مثل کره جنوبی و ایتالیا و اتریش وعده داه بودند عرضه دلار را افزایش می دهد و درصورتی که چشم انداز مثبت باشد و شهروندان احساس آرامش کنند تثبیت ویا حتی کاهش قیمت دلار کار چندان سختی نیست.

افزایش درآمد

دریک حالت دیگر می توان تصورکرد افزایش سطح رفاه مادی شهروندان ممکن است. فرض کنیم دلار درهمین قیمت بماند و چشم انداز نیز این باشد که برای یک دوره ای درهمین دامنه 12 تا 13 هزار تومان خواهد ماند. دراین صورت می توان اگر ملاحظات سیاست خارجی تغییر یابد راه را برای افزایش سرمایه گذاری به ویژه با منابع خارجی بازکرد و رونق را به بازار اشتغال آورد. دراین صورت است که افزایش مزد و حقوق ممکن خواهد شد و می توان شاهد جبران کاهش سطح قدرت خرید مردم بود .

به همین سادگی درجهان اقتصاد

شاید خوانندگان ارجمند این نوشته بپرسند آیا واقعا کار به همین سادگی است؟ جواب این است که درجهان اقتصاد و کسب و کار راهها همین است که گفته شد. اما این اتفاق دردنیای سیاست به مساله حل ناشدنی و پیچیده تبدیل می شود. آن ملاحظات که درسطرهای بالا به آن اشاره شد به این آسانی ممکن است از ذهن و خواست مردم به دنیای عمل از سوی سیاسیون نزدیک نشود. اما نباید ناامید بود و به نظر می رسد روزی چنین خواهدشد چون راه دیگری نیست.

سایت شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از سایت خبری ساعت 24 تاریخ انتشار 24اسفند 97، کد خبر: 432226، www.saat24.news


اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین