سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۲۰۸۰۶۰
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۲:۴۹
بسیاری از صنایع دستی و فعالیت های اقتصادی روستاها با کهولت سن اهالی و رفتن جوان ها به شهرها به فراموشی سپرده می شود، در واقع با کوچ جوانان تحصیلکرده بسیاری از چراغ های تولید و کشاورزی خاموش مانده است و ضرورت برای احیای آن باید راهکار مسئولان باشد.

شعار سال: نوشین کریمی، چند سالی بود که در خیابان رسالت رشت تا اطراف صدا و سیمای استان را قدم می‌زدم تا به مکان حوزه هنری که آن موقع‌ها در آن خیابان بود برسم، بهار شده بود و یکی از بهترین دوستانم که اهل ذوق هنری بود خواست همراهیم کند، آنموقع خیلی سنم کمتر از حالا بود و از دویدن در کوچه و خیابان خجالت نمی‌کشیدم. راستش در کنار دوست مهربانی که روحیه‌ام را شاد و حال دلم را خوب می‌کرد و لذت بخش‌ترین احساس را به من می‌داد مانند پروانه‌ای بودم که از پیله تنهایی‌اش رها شده...



کی از آن لذت ها زمانی بود که دوستم دستم را کشید و مرا به وسط بلوار بین دو خیابان برد و گفت وای چقدر ما خوشبختیم و شروع کرد به «توت» چیدن از درخت‌های وسط بلوار.. گفت «تو نمی‌خوری؟» و منکه انگار تا حالا این درخت‌ها را آنجا ندیده بودم پرسیدم«اینا واقعا خوردنی هستن!؟» و چنان از اول تا انتهای بلوار را از این درخت به درخت بعدی می‌رفتیم و توت می‌چیدیم و می‌خوردیم که هنوز مزه هیچ توتی به خوشمزگی آنها در ذهنم ثبت نشده.

یادم هست که از بچگی وقتی هوای اردیبهشت ماه به مشام می‌رسید کل خانواده علاوه بر کشت و زراعت و رسیدگی به باغ چایی و ... در تکاپو برای یک مهمان لطیف بودند که اگر چه برایشان سختی به همراه داشت اما برای ما کوچکترها جنبه بازی و سرگرمی بود.

پدربزرگ و همراهانش می‌بایست برگ‌های درخت توت سفید را می‌چیدند و لایه لایه بر سر آن مهمان‌های ظریف و لطیف و پنبه‌ای شکل می‌کشیدند و مراقب سرما و گرمای مکانشان می‌بودند که نگو.

من هم همراه سایر بچه‌ها از باب شیطنت، این کرم‌های نرم و مخملی را می‌گرفتیم و روی دست و صورت هم می‌گذاشتیم و از قلقلکی که به پوستمان می‌داد لذت می‌بردیم.


حالا بزرگ شده‌ام و چند سالی است که پدربزرگم به رحمت خدا رفته و پدر یکی دو سال بعد از مرگ پدربزرگ کارش را ادامه داد و نمی‌دانم از روی سختی بود یا انگار دیگر حال و حوصله نداشته باشد دیگر سمت مزرعه پرورش کرم ابریشم نرفت.

برایم جالب شد وقتی متوجه شدم ۴۱ درصد پیله تر ابریشم ایران در گیلان تولید می‌شود و مرکز توسعه نوغان‌داری کشور در رشت یعنی همان خیابانی که من چند سال پیش شیرین ترین توت‌ها را چشیده بودم، قرار دارد، از این رو به سراغ یکی از بستگانم رفتم که دستی بر این کار داشت، اما وقتی با او سر صحبت را باز کردم متاسفانه متوجه شدم او هم دیگر این کار را کنار گذاشته اما با عشق و علاقه مراحل پرورش کرم‌های ابریشم را توضیح داد.

«علیرضا علیرضایی» با بیان اینکه خروج کرم از تخم در شرایط مساعد ۱۳روز طول می‌کشد، اظهار کرد: رنگ تخم‌ها در ابتدا آبی روشن است که قبل از خارج شدن کرم‌ها از تخم تیره رنگ می شوند.


این کشاورز گیلانی و نوغان دار، افزود: کرم ابریشم معمولا دارای پنج مرحله تغذیه و چهارمرحله پوست‌اندازی است که هر مرحله از تغذیه «سن» پنج بار و هر مرحله از پوست اندازی «خواب» چهار بار است.

وی با اشاره به اینکه رشد یک کرم جوان حدود ۱۱روز طول می‌کشد، گفت: برای داشتن یک کرم ابریشم بالغ 15-16 روز وقت نیاز است و پس از آن است که اشتهایش کم شده و کوچک می‌شود و کم کم شروع به تندیدن پیله به دور خود می‌کند.

علیرضایی با بیان اینکه غذای کرم ابریشم از برگ درخت توت است و برگ‌های توت باید بلافاصله بعد از بیرون آمدن کرم از تخم در اختیارش باشد، تصریح کرد: برگ‌های تازه و لطیف اوایل بهار در دسترس است و وقتی کرم‌ها بالغ‌تر شدند می‌توانند از برگ‌های سخت و خشن استفاده کنند.

وی با تاکید بر اینکه این برگ‌ها باید بدون هیچگونه مواد آفت‌کش باشند، بیان کرد: در ابتدای هر تابستان پروانه کرم ابریشم از پیله خود خارج می‌شود.

علیرضایی با اشاره به اینکه رشد کرم ها و تنیدن پیله و منتظر پروانه شدن، هر کدام قشنگی و لذتی برای نوغان دار دارد، اذعان کرد: وقتی کرم ها حریصانه برگ درخت توت سفید را که برایشان می‌گذاریم، می‌خورند، یا اینکه طی چهار مرحله پوست اندازی می‌کنند تا بالغ شوند تا بعد از حدود یک ماه هرکرم ابریشم شروع به ریسیدن پیله اطراف خودش می‌کند و... هر کدام منظره‌ای روشن و واضح از خلقت پروردگار است که این همه ظرافت را در آفرینش بکار برده است.


وی همچنین در ادامه اذعان کرد: کرم ابریشم کار تنیدن پیله را به وسیله غده ترشح کننده‌ای که دارد انجام می دهد و بعد با چسبی که تهیه می‌کند پیله را به صورت سطح صافی به هم می چسباند.

علیرضایی بیان کرد: این کار برای کرم ابریشم سه روز و سه شب طول می کشد که بسته به خصوصیات نوع و روش پرورش کرم ابریشم است، تا جایی که یک پیله می تواند وزنی در حدود 5/1 تا 5/2 گرم داشته باشد و طول رشته نخ ابریشمی یک پیله ممکن است 300تا 900 متر باشد.

وی اظهار کرد: این پیله ها به عنوان محصول اصلی نیستند بلکه در عوض برای تهیه ابریشم خام به کار می روند.

علیرضایی تصریح کرد: دو تا سه روز بعد از تشکیل پیله کرم درون آن به شفیره تبدیل می شود و تقریبا بعد از دو هفته به صورت پروانه از پیله خارج می شود.

وی با تاکید بر اینکه برای اینکه ابریشم بتواند ریسیده و به پارچه تبدیل شود نباید پروانه از پیله خارج شود، گفت: چون خروج پروانه چون موجب تکه تکه شدن رشته نخ ابریشم می شود.

«ماهرخ رحیمی» نیز با ابراز ناراحتی از اینکه بسیاری از صنایع دستی و فعالیت‌های اقتصادی روستا با کهولت سن اهالی و رفتن جوان‌ها به شهرها به فراموشی سپرده شده است از تغییر روند زندگی و کوچ جوان‌های روستایی به شهرها گله کرد و افزود: خیلی از جوان‌ها می‌توانستند با ماندن و ادامه دادن شغل، حرفه و هنر پدران و نیاکان خود از بیکاری نجات پیدا کنند.

این بانوی میانسال روستایی می‌گوید: با نگاه به روستاها در واقع با یک جمعیت آماری پیر مواجه می‌شویم و این یعنی وقتی پدرها و مادرها پا به سن گذاشتند و با همه سختی‌ها و کارهای کشاورزی توانستند بچه‌های خود را به جایی برسانند پس چرا همان فرزندان نمی‌توانند با رونق تولید ‌و اشتغال در روستا هویت خود را حفظ کنند؟! ولی متاسفانه با مهاجرت به شهرها، چراغ تولید و کشاورزی را خاموش کردند.


رحیمی، به هنر ابریشم‌كشی اشاره کرد و گفت: ابریشم کشی یعنی تبديل کردن پیله ابريشم به نخ ابريشم به وسیله دست و یا دستگاه‌های ابريشم كشی و قدیم که ما در روستا و در کنار خانواده خود پرورش کرم ابریشم را به سرانجام می‌رساندیم کار بعدی با زنان روستا بود که «دوک» به دست در کنار هم ضمن صحبت و معاشرت به صورت دستی ابریشم کشی می‌کردند تا نخ بدست آمده را در کاری استفاده کنند.

وی اظهار کرد: ابریشم کشی کاربردهای گوناگون و مهمی در صنایع دستی روستا داشت و از آن جمله می‌توانم به نساجی و بافت پارچه در تولید لباس محلی روستا اشاره کنم.

رحیمی بیان کرد: وقتی نوغانداران پیله‌های سالم را می‌فروختند، زنان روستا پیله‌های پلاسیده و کثیف‌تر را که در قیمت فروش تاثیر داشت، جدا می‌کردند تابتوانند خود روی پیله‌ها کاری انجام دهند.

وی اضافه کرد: یادم هست که پیله‌های نامرغوب را داخل دیگ‌های آب جوش می‌ریختیم و آنقدر هم می‌زدیم که نرم شوند و آنوقت با کمک دست پیله‌ها را بصورت نخ ابریشم در می‌آوردیم و از آن برای چادرشب و لباس و استفاده می‌کردیم.


رحیمی در ادامه اذعان کرد: یکی از زیباترین لباس‌های محلی شمال کشور که متعلق به روستای «پاشاکی» است، پیراهنی ابریشمی مخصوص مراسم عروسی به نام (شال درگن) با دستان هنرمند همین مردان و زنان روستایی تولید و بافته و رنگ‌آمیزی می‌شد که هنوز علاقه‌مندان خاص خودش را دارد.

وی همچنین در خصوص نحوه بافت این لباس‌ها، گفت: برای بافت شال در گن یا همان پیراهن محلی ابریشمی در ابتدا پیله ابریشم را با وسیله ای به نام دوک می‌ریسیدند تا به صورت نخ در می‌آید و بعد از ورطه یا شانه عبور می‌دادند و با دستگاه بافتندگی شروع به بافتن می کردند.

رحیمی ادامه داد: چاشو یا چادرشب هم پارچه ای ابریشمی راه راه با زمینه ای به رنگ قرمز است که مصارف گوناگونی مثل بستن دور کمر، پرده، روکش رختخواب و.. داشت و بافنده ها به وسیله دستگاه چوبی که شامل، شانه، مکو، چل و ماسوره بود با استفاده از نخ های ابریشمی رنگ شده گیاهی آن را می بافتند.

گیلان از قرون وسطی به خاطر تولید ابریشم شناخته شده بود، و در عهد صفویان تولید ابریشم افزایش یافت. با توسعه و رونق اقتصادی نوغان(ابریشم) در رشت و گشوده شدن راه تجاری نوغان به کشورهای اروپایی، منجربه آن شد، خانواده هایی بار زندگی خود را در این منطقه فرود آورند، و در یک این منطقه جنگلی، مشغول پرورش نوغان(تولید ابریشم) شدند.

گفتنی است، طبق آمار، ۱۸ هزار خانوار در ۲۲ استان کشور مانند استان های خراسان رضوی، اصفهان، بوشهر، خراسان جنوبی، سمنان، فارس، گلستان، یزد و جنوب کرمان به پرورش کرم ابریشم مشغولند که سالانه حدود ۹۰۰ تن پیله تر ابریشم تولید می کنند.

شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از خبرگزاری شبستان، تاریخ 26 اردیبهشت 98، کد مطلب: 790210: www.shabestan.ir



اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین