سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۲۱۱۰۶۵
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۴۱
تحلیلی در فضای رسانه های اجتماعی منتشر شده و اتفاقات رخداده در خصوص محمدعلی نجفی و میترا استاد را با سناریو سازی سیاسی_ امنیتی مورد بحث و بررسی قرار داده است. ورای میزان صحت این سناریو ، نوع تحلیل ارایه شده ، جالب بوده و قابل تعمق است. سناریوی مورد اشاره بطور خلاصه معتقد است که قتل استاد، نه بواسطه اقدام فردی و هیجانی نجفی ، بلکه بواسطه نقشه اتاق فکر جناح چپ و با هدف هزینه زایی برای تشکیلات امنیتی راست و همچنین ازاد سازی برخی از مردان به دام افتاده جناح چپ ، از پنجه پرستوها، انجام شده است.
شعار سال: تحلیلی در فضای رسانه های اجتماعی منتشر شده و اتفاقات رخداده در خصوص محمدعلی نجفی و میترا استاد را با سناریو سازی سیاسی_ امنیتی مورد بحث و بررسی قرار داده است. ورای میزان صحت این سناریو ، نوع تحلیل ارایه شده ، جالب بوده و قابل تعمق است. سناریوی مورد اشاره بطور خلاصه معتقد است که قتل استاد، نه بواسطه اقدام فردی و هیجانی نجفی ، بلکه بواسطه نقشه اتاق فکر جناح چپ و با هدف هزینه زایی برای تشکیلات امنیتی راست و همچنین ازاد سازی برخی از مردان به دام افتاده جناح چپ ، از پنجه پرستوها، انجام شده است.

سناریو امنیتی _ سیاسی دفع پرستو( هیچ سند و مدرک اثباتی وجود ندارد و تنها سناریوسازی بر اساس شواهدی خاص است) :

نجفی وقتی خواسته یا ناخواسته در تله‌  باند کوی فراز افتاد، هنگام درخواست کناره‌گیری از شهرداری، مواجه با فیلم و عکس آن وقایع شد و متقاعد گردید که در آن مرحله، همکاری نموده تا خودش، خانواده‌اش و یارانش را محافظت نسبی کند. اصرار اصلاح‌طلبان و تزلزل نسبی خودشان باعث شد تا مقداری از پرده را بالا بزنند و او دوباره ناچار شد که ایشان را عقد رسمی کند.

البته گمان داشت که موضوع تا همین جا ختم خواهد شد ولی به مرور شاهد بود که نه تنها ختم نشد، بلکه هر روز دایره‌ آن سوءاستفاده وسیع‌تر گردید. خلاصه اینکه به نقطه‌ «استیصال» رسید، در حدی که احساس کرد با خودکشی شاید بتواند از زیر بار این فشارها خلاص شود ولی نشد. از این جا به بعد را باید براساس نگاه کسی تحلیل کردد که از هر لحاظ به بن‌بست رسیده و دیگر انگیزه‌ای برای ادامه‌ زندگی ندارد.

وقتی تهدیدها به سمت خانواده‌اش کشیده شد ، به موضوعی جدید اندیشه کرد. اینکه حالا که قرار است در این بازی تماما باخت تا انهدام کامل برود، آن را تبدیل به بازی باخت-باخت کند. حداقل بتواند افشاگری برجسته‌ای صورت دهد. مانند کسی که در باتلاقی افتاده و به این فکر می‌کند که حداقل آن عوامل اصلی و فرعی را هم به داخل باتلاق بکشاند.

با حذف اولین عنصر، حداقل باعث می‌شود تا عوامل تهدیدکننده‌ خانواده‌اش از صحنه خارج شوند. به عبارتی حفاظت خانواده‌اش، منطقی‌ترین و اولویت‌دارترین حرکت بود. همچنین خود را آماده کرد که با بیان وقایع، پرده از این شیوه‌ گروگان گیری سیاسی_ امنیتی بردارد.

اگر خودکشی می‌کرد، تمامی این تخریب ها باقی بود و تازه تهدیدات عامل اصلی هم برجا می‌ماند و او هم دیگر نبود تا بتواند از خودش و دیگرانی که در وضعیت مشابه افتادند، دفاع کند.

از اینجا به بعد این هوشمندی اوست که با غفلت طرف های مقابل نیز همراه شد که حداقل در 24 ساعت اخیر، تمامی رسانه‌ها تبدیل به بهترین بلندگوی او برای بیان خیلی از مسائل شدند.

نهایتا او را قصاص خواهند کرد که خیلی توفیری با خودکشی برایش ندارد ولی اگر بتواند با دریافت اطلاعاتی( که کار هر کسی نیست)، مهدورالدم بودن طرف مقابل را ثابت کند و یا بتواند جلب رضایت شاکیان خصوصی را کند، حتی شانس تغییر حکم را هم دارد.

ولی یادمان باشد این ضربه‌ای که او زد اگر از افشاگری قبلی‌اش بدتر نباشد، کمتر از آن هم نیست و احتمال دارد اتفاقات خطرناک تری برای او بیفتد. بهرحال او پیه این چیزها را به تنش مالیده و این همان راز آرامش نسبی و ظاهری اوست.

البته ممکن است به دلیل شرایط جدید، حال و احوالش تغییر کند ولی تا همین جا، او کار اصلی خودش را انجام داده و احتمالا نورافکن بزرگی به تاریکخانه ای فرضی انداخته، که کار هر کسی نبود.

صداوسیما هم با غفلتی عجیب، تبدیل به رسانه‌ ایشان شد و بهتر از این امکان‌پذیر نبود. حالا دیگر نمی‌تواند جلوی اطلاع‌رسانی بقیه را هم بگیرد، چون خودشان شروع کردند. بی‌جهت نبود که کیهان حداقل در 24 ساعت اول، توی این تله نیفتاد و دور اندیشی کرد.

اگر این مفروضات درست باشند، یاران نجفی نباید او را تنها بگذارند. باید بهترین وکلا و بهترین اطلاعات لازم را در اختیارش گذارده و با این خبط صداوسیما،  مطالبه‌ دادگاه علنی کند. چرا که این موضوع ،تبدیل به موضوعی ملی شده است. البته احتمال دارد خودش هم برگه‌های دیگری در چنته داشته باشد که به مرور رو کند ولی اگر هم نباشد یا موفق نشود، اصلی‌ترین ضربه را زد که دیگر هیچ‌جور قابل جمع کردن نیست.

بزرگترین اشتباه طرف مقابل این بود که نباید در بهره‌برداری از این وضعیت، افراط نموده و بهتر بود دیگر طمع اضافی نمی‌کردند، که کردند. با طرح این سناریو توسط نجفی ، بنظر می رسد که طرف مقابل هم با از بین رفتن تدریجی نجفی، وارد باتلاق تله گذاری شده گردیده و بتدریج غرق گردد.

ایا سناریوها و شایعات مطرح برای اتاق فکر جناح چپ، جهت رهایی شاهین ها از دست پرستوها درست است؟

در روایت های شنیده شده( درست یا غلط) از فعالیت و عملیات اتاق فکر چپ ، می توان نتیجه گرفت که، داستان نجفی ( ورای برخی سوگیری ها) ، لایه های پنهانی هم دارد که بیان نشده است.
نجفی درگیر داستان ، فارغ التحصیل مریخ هم باشد ، توانایی چنین رفتارها و اقدامات ظریف و حساب شده ای را ندارد. نجفی درگیر تله، انقدر تحلیل رفته است که حداکثر به طلاق و تلافی فکر کند. در حالیکه انچه که اتفاق افتاده است، داستان یک تیر و چند نشان است، لذا رد پای تفکرات و تصمیم گیری های اتاق فکر، کاملا مشهود است( شیوه قتل ، شیوه افشای قتل، زیارت حرم معصومه ، عکس در حرم ، شیوه تسلیم به اگاهی شاپور، برگزاری مراسم  و ....).

همان اتاق فکر ، احتمالا تنظیم کرده است که با تهدید ، تطمیع ( دیه چندین برابری )، فشار آبروریزی برای خانواده مرحومه میترا و ...، شاکی خصوصی را کنار کشیده و فقط جنبه عمومی جرم مطرح شده و با چند ماه یا سال زندان ، سر هم می اید.

از دیگر شواهد اثبات این سناریو ، همگرایی و هم زبانی بالای همسر اول نجفی با وی ، از دیروز است.

سوال این است که ایا این رخداد :
رکب متقابل دو جریان سیاسی و امنیتی به یکدیگر بوده است؟

سوال اخلاقی قابل طرح :
 حرف ها و حدیث های مطرح شده توسط اجتماع ، گروه دوستان و ....، چه بر سر این بچه ۱۳ ساله و اینده وی خواهند اورد؟ کدام سازمان و نهاد تخصصی ، حمایت روانی از وی را عهده دار خواهند بود؟
لطفا ورای واقعیت یا تخیلی بودن این سناریو ، به سرنوشت کودک قربانی این رخداد ، بیندیشیم.

شعار سال، برگرفته از فضای مجازی
اخبار مرتبط
خواندنیها-دانستنیها
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین