پایگاه خبری تحلیلی شعار سال

سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۲۱۱۷۹۱
تاریخ انتشار: ۱۴ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۳:۱۶
"لایحه حمایت از محیط‌بان‌ها و جنگل‌بان‌ها" همچنان خاک می خورد و مدافعان طبیعت ایران همچنان یا شهید می شوند و یا مجروح و یا مظلومانه در راهروهای دادگاه ها بدهکار می شوند که چرا به وظایف خود عمل کرده اند! گویی سرنوشت طبیعت ایران و حافظانش، برای هیچ دولت، مجلس و نماینده ای اهمیت ندارد؛ مخصوصا دولتی که خود را "محیط زیستی ترین دولت تاریخ ایران" نام داده و البته در بی توجهی به حافظان و مدافعان طبیعت، تامین نکردن بودجه مناسب حفاظت و حمایت از متخلفان، سنگ تمام گذاشته است.

شعارسال: "لایحه حمایت از محیط‌بان‌ها و جنگل‌بان‌ها" همچنان خاک می خورد و مدافعان طبیعت ایران همچنان یا شهید می شوند و یا مجروح و یا مظلومانه در راهروهای دادگاه ها بدهکار می شوند که چرا به وظایف خود عمل کرده اند! گویی سرنوشت طبیعت ایران و حافظانش، برای هیچ دولت، مجلس و نماینده ای اهمیت ندارد؛ مخصوصا دولتی که خود را "محیط زیستی ترین دولت تاریخ ایران" نام داده و البته در بی توجهی به حافظان و مدافعان طبیعت، تامین نکردن بودجه مناسب حفاظت و حمایت از متخلفان، سنگ تمام گذاشته است.

شب گذشته محیط بانان "پارک ملی خَبر" در استان کرمان، یک دستگاه خودرو سمند و یک دستگاه موتور سیکلت را شناسایی کردند که در حال پروژکتورکشی برای شکار آهو بودند. گزارش این تخلف، با واکنش سریع محیط بانان این پارک، مواجه شد که به تعقیب آنها رفتند؛ اما در حین این تعقیب، موتورسیکلت سواران به سمت محیط بانان تیر اندازی کرده و 2 تن از آنها را زخمی و شیشه خودرو اداره کل حفاظت محیط زیست کرمان نیز شکسته شد. بعد از تیراندازی، شکارچیان با موتورسیکلت در حال فرار بودند که تعادل خود را از دست داده و سقوط کردند و با وجود تلاش های محیط بانان و تماس سریع آنها با نیروهای امداد، جان خود را از دست دادند. اما در حالی که در این حادثه هیچ تیری از سوی محیط بان ها شلیک نشده و شکارچیان با تیراندازی، محیط بان ها را زخمی کرده اند و بعد نیز خودشان در حین فرار کنترل خود را از دست داده و قربانی شده اند؛ حالا محیط بان ها در دادگاه مورد شماتت اولیای دم قرار گرفته اند و خدا می داند در ادامه دادرسی، محکوم خواهند شد یا تبرئه و چقدر باید بروند و بیایند تا احقاق حق کنند؟!

خبر درگیری اولیای دم در جلسه دادگاه شکارچیان فوت شده و محیط‌بانان مصدوم کرمانی که امروز اتفاق افتاد، نه اولین رخداد و نه آخرین آن است. سال هاست محیط بان ها با چنین مشکل و مسائل مشابه در جریان انجام وظایف خود مواجه هستند. آنها هر بار که برگه ماموریت خود را به دست می گیرند و به حوزه مناطق چهارگانه پامی گذارند تا بر اساس گزارش تخلف یا ورود متخلف و شکارچی به مناطق، مورد را پیگیری کنند نمی دانند که آیا به خانه و اداره بازمی گردند یا نه؟ و اگر برمی گردند آیا به عنوان محکوم و بدهکار محاکمه می شوند یا به عنوان مامور وظیفه شناس؟!

به تعداد موهای سرمان پرونده های تشکیل شده برای محیط بان ها داریم که در دادگاه ها پیگیری می شوند و در برابر متخلفان بدهکارانه گردن کج می کنند. محیط بان ها گاهی به این نتیجه می رسند که بهتر است عطای وظیفه شناس بودن را به لقای آن ببخشند و در مواجهه با متخلفان و شکارچیان غیرمجاز، سخت گیری چندانی به خرج ندهند. رسیدن به چنین نتیجه ای یقینا یکی از موانع بزرگ در روند حفاظت از مناطق چهارگانه است که اگر برای آن چاره ای اندیشیده نشود می تواند آسیب های جدی بر پیکره محیط زیست کشور وارد کند.

نابسامانی های اقتصادی

اما این تمام ماجرا نیست. یکی از مشکلات بسیار رایج در اختلاف های بین محیط بان ها و شکارچیان غیرمجاز، مشکلات متعدد اقتصادی و فرهنگی گروه های آسیب پذیر اقتصادی و بیکاری روزافزون در جوامع محلی حاشیه زیستگاه های حیات وحش کشور است که به نظر می رسد اگر حل و فصل نشود نمی توان به پایان یافتن این مساله و کاهش خشونت در این حوزه امیدوار بود.

شکارچی غیرمجازی که شغل ندارد و البته از نظر فرهنگی نیز به او آموزش داده نشده با سخت تر شدن شرایط اقتصادی و تورم روزافزون این روزهای کشور، دَمِ دست ترین کار را برای خود انتخاب می کند و به شکار حیات وحش اطراف روستا می پردازد تا از فروش آن، درآمدی برای گذران زندگی کسب کند. البته این تمام ماجرا نیست؛ اما بخش بزرگی از مشکل سال های اخیر در حوزه شکار و صید مناطق بومی نشین است که اغلب بدان توجه درخوری نمی شود.

در بررسی مساله شکارغیرمجاز، اگر به نیاز شکارچی و جوامع محلی به عنوان غذا و نیز محل درآمد توجه نکنیم یکطرفه به قاضی رفته ایم؛ اگرچه نباید فراموش کرد که بسیاری از شکارچیان نیز صرفا برای تفریح و عادت و در یک کلام، عیش و نوش به شکارگاه می روند و قیمت تفنگ ها و چکمه ها و لباس ها و اتومبیل شان تمام تشکیلات محیط زیست را می خرد و آزاد می کند.

اما کم نبوده اند شکارچیانی که وقتی از نزدیک با زندگی آنها آشنا می شوی به سطح فقر و میزان فلاکت آنها پی می بری و به این نتیجه می رسی که تا دولت ها برای معیشت و نیز فرهنگ و آموزش این قشر کاری نکنند تمام طرح ها، مبارزات و برخوردها، صرفا نمایشی بوده و بی اثر خواهد شد.

نکته دیگری که اگر نگویم حق مطلب ادا نمی شود فقدان"حمایت های قانونی" لازم و کافی از محیط بان ها و جنگل بان هاست؛ به گونه ای که اگر قاضی پرونده ها آگاه به مسائل زیست محیطی نباشد و به حرف ها و استدلال های محیط بان ها توجه نشود روزگار محیط بان سیاه شده و نمی تواند حرفش را در دادگاه اثبات کرده و حق و حقوق قانونی خود را به دست آورد. او باید تا سال ها در راهروهای دادگستری گردن کج کند و گاه از اولیای دم فحش بخورد تا حکمش صادر شود. حکمی که در نهایت معلوم نیست به نفعش باشد یا زیانش.

در شرایطی که یک لایحه نیم بند برای حمایت از حقوق مدافعان و حافظان طبیعت این همه دست به دست چرخیده و در نهایت در حال خاک خوردن است چه انتظار دیگری جز بدهکار بودن و محکوم شدن محیط بان ها و جنگل بان های ایرانی می توان داشت؟


شعارسال، با اندکی تلخیص و اضافات بر گرفته از سایت خبری اسکان نیوز ، تاریخ انتشار:13  خرداد 1398 ، کدخبر:20215 ،www.eskannews.com

اخبار مرتبط
خواندنیها و دانستنیها
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین