سایت خبری تحلیلی شعار سال

سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۲۲۹۷۷۵
تاریخ انتشار: ۰۷ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۹:۰۸
زن و مرد با هم قراردادی می بندند و عهد می کنند که تا آخر عمر زیر یک سقف، یار و همراه هم باشند. روزهای اول یا شاید سال های اول در عشق لبریز هستند و فکر می کنند این عشق و این رابطه عاشقانه همیشه باقی می ماند. اما در میانه راه برخی از زنان و مردان از این رابطه به عللی گوناگون خسته می شوند.

شعار سال: آن وقت است که چالش ها، دعواها و مشاجره ها، پیش می آید و متاسفانه شماری از آنان که البته معدود هستند یکی را از صحنه روزگار حذف می کنند یعنی می کشند و احتمالا بچه ها را بی پدر یا بی مادر می کنند و خودشان هم روانه زندان می شوند. یعنی یکی به زندان می رود و دیگری راهی دیار باقی می شود.

درست حدس زده اید. ما در زمان حاضر داریم روی همسرکشی بحث می کنیم. فرقی ندارد چه است شوهرکشی است یا زن کشی. هر دو، قتل به شمار می آید و جرم است. علل این قتل ها چیست؟ زن یا مرد به ویژه زن چه مانعی را می بیند که آخرین راه خلاصی از این زندگی را بر می گزیند و تصمیم می گیرد تا شریک زندگی اش را از بین ببرد؟

حسن محدثی جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد است. او همراه مرضیه ابراهیمی، عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی در نشست تحت عنوان «تحلیل جامعه شناختی پدیده های زن کشی و شوهرکشی شرکت کرد و در خصوص پژوهش ها و نتایج بررسی علل همسرکشی سخن گفت.

محدثی روی ۵۶ مورد شوهرکشی کار کرده است. البته او روش ترکیبی را که اسنادی و تحلیل روایت است، انتخاب کرده است. او در این روش هم از گزارش های خبری در رسانه ها و دنیای مجازی استفاده و هم اینکه پرونده های قضایی و قتل را هم مطالعه کرده است.

او با همکاری دو دانشجوی خانم توانست ۲۵ دادنامه را در اختیار بگیرد و اطلاعات دقیقی را از این دادنامه ها بدست آورد و اینکه این داده ها، داده های مکمل مصاحبه های روایی شد و با کمک آنها با همان ۵۶ زن شوهر کش مصاحبه کرد.

روایت هایی که زن ها در این تحقیق داشتند درست است که از نظر محدثی ممکن بود به نفع خودشان روایت کنند اما وقتی که مصاحبه روایی را با آنها انجام داده بود و آنان نیز از دوران کودکی تا زمان کشتن شوهر را روایت می کردند، سرگذشت دردناک آنان از غبار زمان بیرون کشیده شد و روایت زندگی آنان گاهی به قدری دردناک می شد که به گفته محدثی، یکی از دانشجویان پژوهشگرش تا مدت ها نمی توانست غذا بخورد.

محدثی می گوید: آن خانم دانشجوی همکار به موردی اشاره کرده بود که زن، نه تنها شوهر را کشته بود که از گوشت او قورمه سبزی هم تهیه و پدر و مادر شوهر را برای ناهار به خانه اش دعوت کرده بود!

این جامعه شناس اظهار می دارد: درست است که زن های مورد اشاره(همسرکش) ممکن است به نفع خودشان، روایت کنند و ما هم نمی توانیم احضار روح کنیم و از همسر آنان، داستان را بشنویم اما یک کار را می توانستیم انجام دهیم و آن این بود که به داده های مکمل نیاز داشتیم و توانستیم از طریق مطالعه پرونده های قضایی و گزارش های خبری، داده هایی را بدست آوریم و بفهمیم که در کجا، زنان مصاحبه شونده دارند اشتباه روایت می گویند.

** همه جای دنیا شوهرکشی وجود دارد

محدثی یادآوری می کند که همه جای دنیا شوهر کشی وجود دارد منتها گاهی علل آن متفاوت است. مثلا موردی از شوهرکشی در استرالیا رخ داد که در آن زن، به دلیل اینکه بیمه عمر شوهر را بگیرد، او را کشته بود. این در حالی است که در ایران و کشورهای دیگر ممکن است این علت از علل شوهر کشی نباشد.

** شوهرکشی در کجاها بیشتر رخ می دهد؟

از نظر محدثی شوهر کشی، عموما در شهرهای پیشرفته تر که آزادی در آنها بیشتر است و کلا در زمینه اجتماعی مدرن رخ می دهد. این زمینه اجتماعی مدرن می تواند ویژگی هایی داشته باشد که فردگرایی یکی از این ویژگی های آن است.

این عضو هیات علمی دانشگاه می گوید: زن ها در این زمینه اجتماعی مدرن، فردگراتر شده اند. نیاز های آنان که روزی برایشان در اولویت نبود، امروزه مهم تر شده است. زن، قبلا خود را فدای کسانی مثل فرزند یا خانواده می کرد اما امروز کم رنگ تر شده است.

«در زمینه های اجتماعی مدرن، زنان، ارتباطات گسترده ای دارند چرا که با انواع رسانه ها مرتبطند. زنان آزاد تر شده اند و با مردان مختلفی ارتباط اجتماعی دارند. این مردان می توانند در محیط کار، دانشگاه و حتی تاکسی باشند. منظور این است که زن دیگر در پستوی خانه نیست و آن زمان گذشته است که صدایش را موقع حرف زدن با نامحرم، بم کند. اصلا انقلاب که شد، سد شکنی ها روی داد. این در حالی است که سنت می خواهد زن را به خانه برگرداند اما با این زمینه اجتماعی مدرن، امکان ندارد موفق شود.»

محدثی به ویژگی دیگر زمینه اجتماعی مدرن اشاره می کند و آن چیزی نیست جز «تضعیف نظارت خویشاوندی» که در بافت مدرن، به حداقل می رسد.چرا که زن و مرد وقتی ازدواج می کنند گاهی نومکان می شوند یعنی در شهری یا منطقه ای دیگر سکنی می گزینند و از این رو نظارت دیگران را - روی زندگی خود - شاهد نیستند.

در کنار زمینه اجتماعی مدرن متغیر دیگر تحت عنوان «سردی عاطفی» وجود دارد که این جامعه شناس بدان اشاره می کند. او می گوید:«عشق» متاسفانه، پدیده ای کوتاه مدت در زندگی است و خیلی زود این حس از بین می رود و رابطه عاشقانه زن و مرد، آرام آرام سرد می شود. این دو اگر شکلی از «دوست داشتن» را جایگزین آن نکنند بعد از چند سال، دچار سردی عاطفی می شوند.

این جامعه شناس به وکیلی معروف اشاره می کند که ۱۲ مورد درخواست طلاق از سوی زن به این وکیل مراجعه می شود و او نیز به این زنان گفته است که دلایل آنان برای طلاق کافی نیست اما چند وقت بعد همین وکیل متوجه شده است که این زنان شوهران خود را کشته اند؛ چون از طلاق مایوس شده بوده بودند.

**سردی عاطفی چگونه ایجاد می شود؟

محدثی فرضیه ای دارد مبنی براینکه شوهرکشی حداقل بعد از پنج سال زندگی مشترک رخ می دهد اما در عین حال موردی هم داشت که شوهرش را در سال چهارم زندگی مشترک کشته بود.

و اما اینکه چرا سردی عاطفی رخ می دهد از نگاه این جامعه شناس می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. عدم ارضاء نیازهای جنسی، عدم ارضاء نیازهای جسمی، مشکلات اقتصادی، دخالت خانواده ها، درگیری و نارضایتی مرد با شغل، بی توجهی از جانب همسر می تواند دلایل سردی عاطفی است؛ به گونه ای که به گفته محدثی، احتمالا بخش کوچکی از زنان در این سردی عاطفی با همسرشان و همچنین با وجودزمینه های مدرن اجتماعی، گرفتار رابطه عاطفی با مرد دیگری می شوند و در اصطلاح زن متاهل رابطه ای عاشقانه با نامحرم پیدا می کند.

این جامعه شناس رابطه عاشقانه زن متاهل با مرد بیگانه را مساله ای خیلی جدی بیان می کند چرا که در فرهنگ ما زن متاهل نباید عاشق شود و اگر عاشق شد گناه بزرگی انجام داده است و نباید در مورد این عشق حرف بزند.

محدثی ادامه می دهد: تمام این زن هایی که من با آنها صحبت کردم و آنها تجربه عاشقانه داشتند می گفتند؛ «ما خودمان را نسبت به شوهرمان نامحرم می دانستیم و معشوق را محرم احساس می کردیم». این زنان رابطه جنسی با معشوق را طبیعی می دانستند و این شوهر بود که نامحرم بود. آنها می گفتند؛ «ما نمی خواستیم که شوهرمان به ما نزدیک شود.»

«از طرفی دیگر وقتی زن حق ندارد عاشق مرد دیگری شود می بینیم که در برخی اقوام با این زن برخورد بسیار شدیدی می شود. در جاهایی که زندگی عشایری و قوم گرایانه است، به محض اینکه مرد، سوء ظن پیدا کند که زن خیانت کرده است حتی گاهی خود خانواده زن همدستی می کنند و با کمک شوهر، او را می کشند . یعنی آن فرهنگ قومی زن را حذف می کند.»

«این زنان در واقع بین تضاد روانی یا اخلاقی بین دو رابطه گیر می کنند یعنی از یک طرف عاشق مرد دیگری - به جز شوهر خود - هستند و از طرفی شرع می گوید که با شوهر خود زندگی کنند و به همین علت فشار روانی زیادی را تحمل می کنند. در این میان، تضاد اجتماعی برای این افراد رخ می دهد. مثلا همسایه ها آنها (زن متاهل و مرد بیگانه) را با هم می بینند و یا اینکه زن با مرد بیگانه تماس تلفنی دارد. همچنین به هم پیامک می دهند. تمام داستان هایی که من در کتاب خود -هنوز منتشر نشده است- قرار است بیاورم، اس ام اس یا پیامک ، نقش ایفا می کند. آن وقت است که زن چون نمی تواند به مدت طولانی در این تضاد بماند به دنبال راهی است تا از آن خارج شود و خواه ناخواه به فکر جدایی می افتد.»

محدثی: رابطه زن و شوهری وقتی مطلوب است که با کیفیت و دوام داشته باشد اما اینکه به هر شکلی زن و شوهر را کنار هم قرار دهیم من این را جنایت می بینم.

** سه مانع مهم طلاق در ایران

فقط تضاد نیست که زن با آن مواجه است و می خواهد خلاصی یابد. یک مشکل دیگر هم سر راه او وجود دارد که آن طلاق است.این موانع به عقیده محدثی شامل موانع حقوقی، اجتماعی و اقتصادی است. یعنی اینکه زن از نظر حقوقی، حق طلاق ندارد، خانواده ها هم می گویند که نباید زن از طلاق سخن بگوید (مانع اجتماعی) که مصداق آن این است؛ «با لباس سپید به خانه بخت رفتی با لباس سپید (کفن)از آن بیرون می روی». این جمله در خیلی از پرونده های مورد تحقیق محدثی تکرار شده است.

همچنین موانع اقتصادی و ترس از اینکه بعد از طلاق احتمالا با بچه ها به کجا برود هم از دیگر موانع طلاق است که محدثی اظهار می دارد: زن در نهایت وقتی از طلاق ناامید می شود کارش به جایی می رسد که با کمک شخص ثالث یا بدون کمک او، شوهر را حذف فیزیکی می کند چرا که او (زن) باید حتما از این برزخ تضاد خارج شود.

او مطمئن است که از ۵۶ مورد شوهر کشی که مطالعه کرده است، ۳۷ مورد، موانعی برای طلاق داشته اند.

** به زن حق طلاق داده شود

یکی از راهکارهایی که محدثی برای حل شوهرکشی ارایه می دهد این است که «به زن حق طلاق داده شود». او می گوید: شاید برخی بگویند که اگر به زن این حق داده شود، طلاق بیشتر می شود اما در جواب باید به آنان این نکته را نیز یادآور شد که قتل شوهران با همین ساده کردن طلاق ها می تواند کمتر شود.»

از نظر محدثی، اتفاقا طلاق یک راه حل عقلانی برای جدا شدن زوج هایی است که نمی توانند زندگی مشترک را به هر دلیلی ادامه دهند. این در حالی است که عرف و سنت برخلاف دین عمل می کنند و آن را به رسمیت نمی شناسد.

او دوباره تاکید می کند: هر زنی می خواهد ازدواج کند حتما حق طلاق بگیرد اینطوری آقایان نیز سالم می مانند. به عبارت دیگر آقایان برای زنده ماندن، دو دستی حق طلاق را به زن بدهند.

در این میان حضار با این سخنان محدثی، می خندند اما او با اینکه لبخندی هم به لب دارد اظهار می دارد: هر چند این نکته (حق طلاق زن) خنده دار است اما خیلی جدی است.

البته این جامعه شناس به این نکته اشاره می کند شوهرکشی برخلاف زن کشی، پدیده ای مدرن است که از دهه ۷۰ (شمسی) در کشور رخ داده؛ اما زن کشی از همان اول تاریخ وجود داشته است.

محدثی: هر زنی می خواهد ازدواج کند حتما حق طلاق بگیرد اینطوری آقایان نیز سالم می مانند.

این جامعه شناس، نکته ای دیگر را هم بیان می کند یعنی اینکه بحث کلی در مورد خشونت را قبول ندارد که همیشه خشونت به همسرکشی منجر بشود. او از زنی یاد می کند که اتفاقا از همسرش خیلی هم تعریف می کرد که مرد خوبی بود. اما زن با اینکه همسرش مرد خوبی بود به علت مشکلات جنسی شوهر، دچار خلاء عاطفی شده بود. از طرفی هم آن زن، هر چه برای طلاق تلاش کرده بود فایده ای نداشت و در نهایت کسی را اجیر کرد تا مرد را بکشد.

محدثی می افزاید: من در کتاب «زن، عشق، جنایت» این توضیح را داده ام که از یک طرف جامعه در حال مدرن شدن است و زن ها دارند زیست مدرن می کنند. شغل مثلا دارند یا اینکه در خانه نشسته اند و با چندین مرد در شبکه های اجتماعی ارتباط دارند. اما از یک طرف به لحاظ قضایی و حقوقی به این زیست مدرن یا زمینه های اجتماعی مدرن نرسیده ایم؛ مثلا به او حق طلاق نمی دهیم.

«در این راستا راهکار من این است که زن حق طلاق داشته باشد و حق داشته باشد مثل مرد در رابطه اجتماعی اش خود تعیین گری داشته باشد. این تحولات و تغییرات در انسان ها دست خودشان نیست. همه ما به سرعت تغییر می کنیم و احتمال اینکه با ۱۰ سال بعدمان خیلی تفاوت داشته باشیم وجود دارد و در این راستا گاهی اوقات زن و مرد نمی توانند به تعهد خود عمل کنند چرا که تغییر کرده اند.»

«من به عنوان جامعه شناس می گویم که رابطه اجتماعی، تاریخمند است یک جایی می تواند گسسته شود و فقط با حفاظت دایمی از رابطه است که شما می توانید با خشنود کردن کسی که با او رابطه دارید این رابطه را ادامه دهید. در غیر اینصورت در رابطه زناشویی دارید همدیگر را زجر می دهید.»

دوام بسیاری از خانواده ها عین جنایت است.

«اساسا وقتی واقعیت خانواده را آنطور که هست مطالعه می کنیم هیچ کدام از این ویژگی ها را نخواهد داشت. داده ها این را می گوید که انواع تعارض ها در خانواده وجود دارد؛ یعنی گاهی خانواده برای افراد نه جای امن و راحتی و نه جای مقدسی به شمار می آید و در این کشمکش ها و تعارض ها در خانواده است گاهی جنایت های مختلفی رخ می دهد؛ این در حالی است که رابطه انسانی وقتی مطلوب است که کیفیت داشته باشد. ابن سینا عمق زندگی را از طول زندگی مهم تر می داند. رابطه زن و شوهری وقتی مطلوب است که با کیفیت و دوام داشته باشد اما اینکه به هر شکلی زن و شوهر را کنار هم قرار دهیم من این را جنایت می بینم. جنایت که حتما شکل مستقیم خونریزی نیست. شکل های مختلفی دارد. به تدریج دو انسان همه هستی خود را از دست می دهند و در زندگی مشترک تلف می شوند.»

«برخی می گویند خانواده باید حفظ شود. البته این حرف درستی است اما وقتی زن و مرد از کنار هم بودن زجر می کشند، این چه منطقی است؟ این جنایت است که شما خانواده را در این شرایط حفظ کنید. نگاهی که به طلاق وجود دارد این است که آمار طلاق بالا نرود این در حالی است که به این توجه نمی شود که آدم ها در لحظاتشان چه به آنها می گذرد من با این افراد کار دارم. با رنجی که این زن و مرد لحظه لحظه می کشند کار دارم. به کیفیت رابطه آنان کار دارم. به این نتیجه می رسم که دوام بسیاری از خانواده ها عین جنایت است.»

او ادامه می دهد: این چه رابطه ای است که ما حق طلاق را به مرد بدهیم و به زن این حق را ندهیم. می گوییم زندگی مشترک باید ادامه یابد اما آیا برای آن مرد مطلوب است که زنش عاشق مرد دیگری است ولی مجبور باشد با او( شوهر) زندگی کند آیا این رابطه برای آن مرد مطلوب است؟ و آیا تجویز خوبی است که بگوییم که تو (زن) باید با مردی که دوست نداری زندگی را ادامه دهی؟

این جامعه شناس به وکیلی معروف اشاره می کند که ۱۲ مورد درخواست طلاق از سوی زن به این وکیل مراجعه می شود و او نیز به این زنان گفته است که دلایل آنان برای طلاق کافی نیست اما چند وقت بعد همین وکیل متوجه شده است که این زنان شوهران خود را کشته اند؛ چون از طلاق مایوس شده بوده بودند.

محدثی باز تاکید می کند که قبول ندارد نهاد خانواده به هر شکلی دوام داشته باشد باید البته خوب است که پردوام باشد و کیفیت داشته باشد؛ ولی وقتی شما به زور می خواهید آدم ها را کنار هم قرار دهید که فایده ای ندارد در چنین خانواده ای کلی مسایل جدید رخ می دهد مثلا آدم هایی با مشکلات روانی به جامعه تحویل می دهد. در واقع مهم ترین سرمایه زندگی دارد از بین می رود.

به همین علت است که محدثی پیشنهاد حق طلاق را در مقابل پیشگیری از قتل می دهد. چرا که اگر قتلی در خانواده رخ دهد، یک نفر روانه گورستان می شود. اعضای دیگر داغدار می شوند. خود زن یا مرد، قاتل شناخته می شوند و بچه ها، مادر یا پدر را قاتل می بینند؛ آنوقت است در اینجا می بینیم که بچه های طلاق وضعیت بهتری نسبت به بچه های قتل دارند.

**برخی عاشق نشدند اما طلاق می خواستند

البته محدثی یک نکته ای دیگر را هم مدنظر دارد که حتما زن نباید عاشق مرد دیگری شود تا طلاق بگیرد. درست است که تقاضای طلاق در تمام آن ۵۶ مورد مورد مطالعه این جامعه شناس وجود داشت اما در بین این افراد، کسانی هم بودند که عاشق مرد بیگانه نبودند ولی به دلایل دیگری به فکر طلاق بودند.محدثی: این چه رابطه ای است که ما حق طلاق را به مرد بدهیم و به زن این حق را ندهیم.

می گوییم زندگی مشترک باید ادامه یابد اما آیا برای آن مرد مطلوب است که زنش عاشق مرد دیگری است ولی مجبور باشد با او( شوهر) زندگی کند آیا این رابطه برای آن مرد مطلوب است؟ و آیا تجویز خوبی است که بگوییم که تو (زن) باید با مردی که دوست نداری زندگی را ادامه دهی؟

او اظهار می دارد: وقتی زن به هر دلیلی طلاق می خواهد و نمی تواند با مرد زندگی کند، چه توصیه ای به او داشته باشیم؟ آیا این انسان در موقعیتی مهلک قرار نگرفته است؟ چگونه در این موقعیت می توان با او گفت که خشونت نکند؟ بحث من این است که ما اگر می خواهیم مساله اجتماعی را حل کنیم باید تلاش کنیم که انسان در موقعیت مهلک قرار نگیرد.

**علل زن کشی

این جامعه شناس هر چند راجع به شوهر کشی تحقیق کرده است اما در خصوص زن کشی هم دلایلی را ایراد می کند. بر اساس نظرات محدثی، نگرش مالکانه به همسر در مردان ایرانی پر رنگ است که عاملی فرهنگی دارد. مرد فکر می کند که همسرش باید همیشه در کنار او باشد این در حالی است که از نظر محدثی، رابطه اجتماعی رابطه ای تاریخ مند است و ممکن است تا آخر عمر، طول نکشد.

یک «رنجش شدید التیام نیافته» از جانب مرد هم هست که او ممکن است، زن را به قتل برساند. این جامعه شناس در این خصوص می گوید: مردم آنقدر خاطره ای دردناک از زن دارد که نمی تواند از آن به راحتی بگذرد و ممکن است مرتکب قتلی شود.

بنابراین وقتی مرد نگرش مالکانه به همسر و نیز رنجش شدید التیام نیافته داشته باشد و در پی این دو متغیر گزینه جایگزین نداشته باشد یعنی مثلا پای زن دیگری در میان نباشد و از طرفی دیگر دسترسی فیزیکی بی مانع برای کشتن زن هم داشته باشد آن وقت است که احتمالا زن کشی رخ می دهد.

او در خصوص دسترسی فیزیکی بی مانع برای کشتن زن می گوید: تمام زن کشی ها در فضای بسته رخ داده است و باید فکری برای دسترسی فیزیکی مرد هم داشته باشیم تا زن را نتواند به قتل برساند مثلا زن موقع تهدید مرد بتواند آلارم یا هشدار بدهد و نهاد های حامی مثل اورژانس اجتماعی را خبر دهد.

ضمن اینکه این نکته را هم باید از قول این استاد جامعه شناسی دانشگاه آزاد بیان کرد که بسیاری از قتل ها در فرایند جدایی رخ می دهد و مرد از آنجا که نمی تواند جدایی را تحمل کند، مرتکب قتل می شود.

اما راهکار بلند مدت برای ممانعت از زن کشی از دید محدثی می تواند کاهش فرهنگ پدرسالارانه باشد که مرد در پرتو این فرهنگ احساس مالکیت نسبت به زن می کند.

شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از خبرگزاری ایرنا، تاریخ 5 شهریور 98، کد مطلب: 83453432: www.irna.ir


اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین