سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۳۶۴۰۸
تاریخ انتشار: ۲۳ آبان ۱۳۹۵ - ۲۰:۰۶
خلط بحثی که بین شرکت دانش ‏بنیان و استارت‏‌آپ در سال‏ های اخیر به وجود آمده و متأسفانه در ادبیات مسئولین نیز به چشم می‏ خورد در سال‏ های آتی می‏ تواند به رشد علم و فناوری و اقتصاد دانش‏ بنیان کشور صدماتی وارد آورد.

شعارسال: در سال های اخیر هم‏زمان با رشد علمی کشور، بحث فناوری‏ های دانش‏ بنیان و حمایت از آن‏ها به بحثی داغ در فضای مدیریت کشور تبدیل شده است. در همین راستا تجاری ‏سازی دانش و اقتصاد دانش‌‏بنیان یکی از مباحث مهمی است که نهادهای حاکمیتی مانند معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری آن را دنبال می ‏کنند. از طرف دیگر واژه دیگری که در این چند سال وارد ادبیات حوزه کارآفرینی شده، واژه "استارت‌‏آپ" یا همان کسب و کار نوپا است که امروزه بخش عمده‏ای از اخبار و فعالیت‏‌های حوزه کسب و کار را به خود اختصاص داده است.

به طور کلی استارت‏ آپ، کسب و کار نوآورانه نوپایی است که بر پایه خلاقیت نیروی انسانی با حداقل سرمایه و برای برطرف ساختن یکی از نیازهای جامعه یا پاسخ به یک نیاز جدید شکل می‏گیرد. در مقابل "شرکت دانش‌‏بنیان" شرکت یا مؤسسه خصوصی یا تعاونی است که به منظور هم‌افزایی علم و ثروت، توسعه اقتصاد دانش‌محور، تحقق اهداف علمی و اقتصادی (شامل گسترش و کاربرد اختراع و نوآوری) و تجاری‌سازی نتایج تحقیق و توسعه (شامل طراحی و تولید کالا و خدمات) در حوزه فناوری‌های برتر و با ارزش‌افزوده فراوان به ویژه در تولید نرم‌افزارهای مربوط تشکیل می‌شود.(1)

چه شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان و چه استارت ‏آپ ‏ها هر دو مقوله‏‌های مهمی هستند که مزایای قابل توجهی برای کشور داشته و از این رو باید توسط حاکمیت مورد توجه و حمایت قرار بگیرند. چرا که کشور از یک طرف دارای ترکیب جمعیتی جوان و تحصیل کرده‏ بوده و از طرف دیگر با مشکلاتی نظیر بیکاری و کمبود منابع اقتصادی نیز دست به گریبان است. از این رو سرمایه‏‌گذاری روی حوزه‌‏های دانش‌‏بنیان و نیز حوزه استارت‌‏آپ‏‌ها می‌‏تواند از ظرفیت نیروی جوان تحصیل کرده در راستای حل مشکلات اقتصادی بهره بگیرد. البته تاکنون در بحث توجه به این حوزه‌‏ها و نیز حمایت از آن‏ها کارهای نسبتاً خوبی صورت گرفته ولی نیازمند کارهای جدی‏‌تر و بیش‏تری هستیم.

در این بین یک نکته قابل تأمل این است که در یکی دو سال اخیر شاهد نوعی خلط بحث بین شرکت‌‏های دانش‌‏بنیان و استارت‏‌آپ‏‌ها و مات شدن مرزهای بین این دو پدیده در کشور هستیم؛ به گونه‌‏ای که در بحث‏‌ها غالباً این دو پدیده یکی در نظر گرفته شدن و عمدتاً برای آن‏ها یک نسخه تجویز می‏شود. چه این که یکی از بحث‏‌های جدی حمایتی در حوزه استارت‌‏آپ‏‌ها، دانش‌‏بنیان کردن برخی استارت‏‌آپ‏ها (شرکت‏‌های بازی‏‌سازی، فروشگاه‌‏ها و پلتفرم‏‌های اینترنتی) است. البته ناگفته نماند که با توجه به اشتراکات و هم‏پوشانی‏ های کارکردی این دو مقوله، یکی بودن متولی اصلی هر دوی آن‏ها (معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری) و نیز نیاز فوری کشور به رشد این دو حوزه در راستای حل مشکلات کلان خود (و در نتیجه عدم زمان کافی برای بررسی دقیق تمایزات و ارائه راه‏حل‏ها و نسخه‏های تجویزی مختص هر حوزه)، چنین خلط ‏هایی دور از انتظار نیست.

علاوه بر موارد اشاره شده، برای این مشکل، دو دلیل اصلی را می‏توان برشمرد که باعث سوق دادن مسئولین و نیز خود فعالان به سمت این موضوع می‏شود که استارت‏ آپ ‏ها نیز شرکت دانش‏ بنیان محسوب شده و از خدمات آن بخش استفاده کنند. دلیل اول ناظر به این مسئله است که علی‏رغم قانون‏گذاری مناسب در بحث شرکت‌‏های دانش‏ بنیان و سازوکار نسبتاً مطلوب و شفاف آن، در بحث استارت‌‏آپ هنوز با سیاست‏‌گذاری منسجم و شفافی برای حمایت از این عرصه روبه‏ رو نیستیم. از این رو متولیان ترجیح می‏ دهند تا برای حمایت از حوزه استارت‏ آپ‏ ها از آن‏جایی که مشابهت‏‌های بعضاً زیادی میان این حوزه با حوزه شرکت‌‏های دانش‌‏بنیان وجود دارد- به سازوکار مربوط به حمایت از شرکت‏های دانش‌‏بنیان متوسل بشوند.

دلیل دیگر، به نظر می ‏رسد که به بحث تأکید روی بحث آمار تعدادی در جهت تحقق اهداف کلان برمی‏‌گردد. این مسئله که یکی از معضلات مزمن در سیستم اجرایی کشور هست در این‏جا نیز خود را نشان می‏دهد. بدین گونه که متولیان امر، رسیدن به اهداف کلان کشور در حوزه رشد علمی و نیز رشد اقتصاد دانش ‏بنیان را در قالب آمار بیش‏تر دنبال کرده و از این رو آن‏ها را به سمت ارتقای آماری صرف در بحث شرکت ‏های دانش‏ بنیان سوق می‏دهد.[2] یکی از اهداف کلان تعریف شده در حوزه علم و فناوری کشور، رسیدن به تعداد 20000 شرکت دانش‏بنیان در افق 1404 است. مشکلی که در این‏جا خود را نشان می‏دهد این است که از آن‏جا که رسیدن به آمار کمی اولویت بیش‏تری دارد، فلذا خود به خود شرایط به سمتی سوق داده می‏شود که راحت‏تر این آمار محقق شود و یکی از این راه‏کارها که متأسفانه بعضاً در سیاست‏گذاری‏ ها زیاد دیده می‏شود، کاهش استانداردها در جهت این که افراد بیش‏تری مشمول بشوند، است. در این‏جاست که متولیان ترغیب می‏شوند که استارت آپ‏ ها را نیز در زمره شرکت‏های دانش ‏بنیان به حساب آورند، در حالی که در بسیاری موارد استارت‌آپ‏ ها ماهیتاً با شرکت دانش‏ بنیان متفاوتند.

در ادامه به بررسی شباهت ‏ها و تفاوت‏ های دو حوزه مذکور و نیز تبعات خلط دو مقوله با یک‏دیگر، پرداخته می‏شود:

مقایسه بین استارت‌‏آپ و شرکت دانش ‏بنیان

با توجه به تعاریف ارائه شده و نیز تجربیات موجود در این حوزه ‏ها (چه در داخل کشور و چه در خارج) می‏توان نقاط اشتراک و نقاط تمایز مابین استارت‌‏آپ‏ ها و شرکت‏‌های دانش ‏بنیان را در به ترتیب در جداول (1) و (2) مشاهده کرد.

مشابهت‏‌های شرکت دانش‏ بنیان و استارت‏‌آپ

هر دو مبتنی بر نوآوری هستند.

هر دو در راستای تولید ثروت هستند.

هر دو برای رشد نیازمند حمایت هستند.

در هر دو نیروی انسانی نسبت به دیگر منابع حرف اول را می‏زند و نقش محوری دارد.

جدول (2) نقاط تمایز استارت‏‌آپ و شرکت دانش ‏بنیان


استارت‏‌آپ

شرکت دانش‌‏بنیان

مبنای شکل‏‌گیری

پاسخ خلاقانه به یک نیاز موجود و یا تعریف یک نیاز و پاسخ به آن

فعالیت برخاسته از دانش و تولید فناوری

دانش‌‏محوری

می‏تواند دانش‌‏محور باشد ولی لزوماً این‏گونه نیست.

مبتنی بر دانش و استفاده از فناوری‏های جدید است.

تولید/خدمات

عموماً ارائه کننده خدمات

عموما تولیدی

اولویت در هدف و خروجی سیستم

یک کسب و کار پایدار با رشد بالا

تبدیل دانش نظری به فناوری کاربردی

حامی مالی

شرکت‏های سرمایه‏ گذاری (شرکتی که هدفش سرمایه ‏گذاری و کسب سود از آن است و نوع و حوزه فعالیت اولویت ثانویه دارد.)

نهادهای حاکمیتی و شرکت‏های بزرگ فعال در همان حوزه

نهاد حمایت کننده

شتاب ‏دهنده‏ (accelerator)

مراکز نوآوری (Innovation Center)

میزان سرمایه اولیه لازم

معمولا خیلی کم

بسته به نوع فعالیت متغیر است. (هم می‏تواند خیلی کم باشد و هم می‏تواند به نسبت زیاد باشد.)

باید این نکته را خاطرنشان ساخت که ممکن است به دلیل اشتراکات میان این دو حوزه، تفاوت بین آن‏ها در مواردی مبهم بنماید. کما این که شرکت ‏های بسیاری می ‏توان یافت که هم مشمول تعریف استارت ‏آپ شده و هم شرکت دانش‏ بنیان ولی نباید در نظام ‏مند کردن حمایت، تفاوت‏ها را نادیده گرفت؛ چرا که می‏توان به یکی از حوزه و یا هر دو حوزه آسیب‏هایی وارد کند. در استارتاپ لزوماً حوزه کاری، بر پایه دانش نبوده و چه بسا درصد بالایی از استارت‏آپ‏ها مبنای دانشی خاصی نداشته و صرفاً خدمتی است در جهت زندگی بهتر افراد و قرار نیست دانش و فناوری خاصی تولید بشود. از طرف دیگر در بحث دانش ‏بنیان ممکن است شرکت به عنوان یک بازی‏گر مستقل اقتصادی فعالیت نکرده و به عنوان واحدی شبه R&D در ذیل یک نهاد حاکمیتی یا یک شرکت صنعتی بزرگ تعریف شود.

در بحث هدف سیستم و خروجی آن، اگرچه یک استارت ‏آپ می‏تواند حول تولید یک فناوری شکل گرفته و یا یک شرکت دانش ‏بنیان رشد بالایی داشته باشد و به سوددهی بالایی برسد، ولی چیزی که مهم است این است که ساختار و هدف تشکیل متفاوت بوده فلذا در راه ‏اندازی و نیز مسیر حرکتی، تفاوت ‏هایی وجود دارد که نهادهای بالادستی باید به آن‏ها واقف باشند؛ چرا که در نظر نگرفتن این تفاوت ‏ها می‏تواند به روند رشد هر حوزه خدشه وارد بکند.

در استارت ‏آپ‏‌ها شرکت ‏های سرمایه‏ گذاری ورود پیدا می‏کنند و در قالب شتاب ‏دهنده‏ ها از استارت ‏آپ‌‏ها حمایت می‏کنند. این حمایت در ازای درصدی از سهم استارت‏آپ و نیز در راستای کسب سود اقتصادی مستقیم صورت می‏گیرد. این حمایت در مراحل اولیه نیز رقمی بسیار پایینی است و به سرمایه کلانی نیاز نیست (در مقیاس کمتر از 100 میلیون و یا حتی کم‏تر 50 میلیون تومان). در حالی که در حمایت از شرکت‏های دانش ‏بنیان ما یا با نهادهای عمومی مانند صنایع حاکمیتی، دانشگاه‏ها، و ... روبه‏ رو هستیم یا با شرکت‏های بزرگی که در راستای فعالیت خود از شرکت‏های دانش ‏بنیان به عنوان تأمین کننده بخشی از نیاز خود استفاده می‏کنند. در واقع شرکت دانش ‏بنیان مانند یک واحد تحقیق و توسعه (R&D) -که البته به طور مستقل فعال است- کار می‏کند. از طرف دیگر در این‏جا لزوماً (و چه بسا در اغلب اوقات) با سرمایه پایین کار پیش نرفته و حتی در بعضی مواقع نیاز به سرمایه‏ های چند صد میلیونی و حتی میلیاردی نیز مشاهده می‏شود.

مسئله ناشی از ابهام در مرزبندی بین دو مقوله

با این اوصاف همان طور که مشاهده می‏ شود، علی‏رغم مشابهت‏‌های بیرونی و کارکردی مابین استارت‏‌آپ و شرکت دانش ‏بنیان، تفاوت‏ هایی وجود دارد که لاجرم به اتخاذ سیاست‏های جداگانه برای رونق هر کدام می‏انجامد. خلط بحثی که بین شرکت دانش ‏بنیان و استارت‏‌آپ در سال‏های اخیر به وجود آمده و متأسفانه در ادبیات مسئولین نیز به چشم می‏خورد در سال‏های آتی می‏تواند به رشد علم و فناوری و اقتصاد دانش‏ بنیان کشور صدماتی وارد آورد. مشکلی که پیش می‏ آید این است که در حالی که استارت‏ آپ‏ ها حداقل نیاز به اختصاص بودجه و حمایت‌‏های مالی حاکمیتی را داشته (یکی از دلایل تقویت حوزه استارت‌‏آپی توسط دولت‏‌ها کاهش بار هزینه‌‏ای دولت در تولید شغل و ثروت است.)، هم‏‌ردیف هسته‏‌ها و شرکت‏های دانش‏‌بنیانی قرار گرفته که در بسیاری مواقع نیاز به سرمایه دولتی و آن هم به مقدار نسبتاً زیاد دارند. این هم‌‏ردیفی باعث می‏شود که بخش عمده‏ای از توان نهادهای دولتی برای حمایت از اقتصاد دانش‏‌بنیان و رشد علمی و فناوری کشور، در حوزه استارت‏‌آپ‏‌هایی هزینه شده که وظیفه تأمین سرمایه و حمایت از آن‏ها بر عهده سرمایه‏‌گذاران خصوصی است. این موضوع وقتی حادتر می‏شود که جذابیت‏ های ذاتی استارت‏ آپ‏ ها و به ویژه کسب و کارهای خدماتی (رشد سریع، شهرت، سوددهی خیلی زیاد) باعث می‏شود که حرکت عمومی به سمت استارت آپ‏ ها بوده و در نتیجه استارت ‏آپ‏ ها سهم بیشتری از بودجه حمایتی را به خود اختصاص داده و این باعث آب رفتن سهم شرکت‏های دانش ‏بنیان می‏شود. در حالی که یکی از ضروریات توسعه پایدار برای یک کشور توسعه دانش ‏بنیان بوده که توجه و سرمایه دولتی قابل توجهی را می‏طلبد و این در حالی است که وضعیت برای استارت‏ آپ‏ ها (با وجود این که مزایای زیادی در تولید استغال و ثروت ایجاد می‏کنند.) لزوماً این گونه نبوده و از طرفی ساختار تأمین سرمایه‏ ها مقتضیات و شرایط خاص خود را دارد. نکته جالب این‏جاست که می ‏توان گفت که در حوزه استارت‏آپ‏ها، حمایت حاکمیتی (به معنی تأمین سرمایه و شراکت و ...) و ورود مستقیم دولت پدیده‏ای تقریباً بی ‏معنی است، ولی در بحث شرکت‏ های دانش ‏بنیان این ورود در بسیاری از اوقات نه تنها مطلوب بلکه ضروری است.

در نتیجه باید خاطرنشان ساخت که اگرچه استارت‏ آپ‏ها حوزه مهمی در تقویت اقتصاد کشور هستند و می‏توانند نقش بزرگی در تولید اشتغال و ثروت برای مردم بازی کنند، ولیکن خلط بحث استارت‏آپ‏ها با شرکت‏های دانش‏بنیان، به گونه‏ای که شرکت‏های استارت‏آپی نیز دانش‏بنیان محسوب شده و از سهم حمایتی دانش‏بنیان استفاده کنند، باعث تضعیف شرکت‏های دانش‏بنیان و گم کردن مسیر اصلی حمایت‏های این حوزه می‏شود. در حالی که در ادبیات حوزه استارت‏آپ نیز این نوع حمایت از استارت‏آپ جایگاه خاصی نداشته و نوع حمایت دولتی که استارت‏آپ لازم دارد، بیشتر از جنس تنظیم سازوکارها، و قوانین و مقررات است تا حمایت مالی دولتی. در واقع این خلط مبحث هم باعث تضعیف حوزه اقتصاد دانش‏بنیان شده و هم این‏که چندان به کار استارتاپ‏ها و رشد اکوسیستم استارتاپی نمی‏‌آید.

با اندکی اضافات و تلخیص برگرفته از خبرگزاری فارس، تاریخ انتشار: 22آبان1395، کدخبر: 13950822000730: www.farsnews.com


اخبار مرتبط
خواندنیها و دانستنیها
نام:
ایمیل:
در صورت انتشار نظر به شما ایمیل زده می شود
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین