کد خبر: ۳۶۵۲۱
تاریخ انتشار: ۲۶ آبان ۱۳۹۵ - ۰۸:۱۷
هدف پژوهش حاضر مطالعه ی فرآیندی بوده است که تجربه احساس آرامش زنان در زندگی زناشویی را شکل داده است.

شعار سال:

چکیده

هدف پژوهش حاضر مطالعه ی فرآیندی بوده است که تجربه احساس آرامش زنان در زندگی زناشویی را شکل داده است. این مطالعه با استفاده از روش نظریه مبنایی انجام شده است و اطلاعات از طریق مصاحبه عمیق با شصت نفر از زنان متأهل ساکن شهر تهران جمع آوری و با استفاده از کدگذاری نظری تحلیل شده است. رسیدن به آرامش مهم ترین هدف ازدواج است.

زنان در مصاحبه ها، آرامش را احساسِ امنیت خاطر و نداشتن دغدغۀ نگران‌کننده توصیف کرده اند. مقولۀ محوری حاصل «امنیت تأمین نیازها» بوده است. از نظر زنان مورد مطالعه برای رسیدن به آرامش در زندگی زناشویی لازم است اولاً نیازهای همۀ اعضای خانواده در بستر خانواده تأمین شود؛ ثانیاً خانواده تأمین کنندۀ همۀ نیازهایی باشد که انتظار می رود در خانواده تأمین شود؛ ثالثاً تأمین نیازها توأم با احساس امنیت و اطمینان خاطر باشد.

کلیدواژگان

آرامش؛ زندگی زناشویی؛ زنان؛ نظریه مبنایی

مقدمه و طرح مسئله

خانواده یکی از اجزای اصلی و مهم فرهنگ و ادب جامعه و همچنین یکی از مظاهر آن در هر دوره محسوب می شود. در فرهنگ دینی، خانواده واحدی است توحیدی که با توحید الهی ارتباط دارد و همچون اسماء الهی که همه آن اسماء، مستغرق ذات احدی هستند، همه اعضای خانواده نیز مستغرق روح واحد خانواده می‌باشند و لذا در فرهنگ دینی خانواده اولین واحد توحیدی روی زمین خواهد بود. (طاهرزاده، 1387، 224-223).

زن و مرد در بستر خانواده توحیدی می توانند استعدادهای الهی خود را رشد داده و به آرامش درونی دست یابند (همان، 73). بستر خانواده، بستر اُنس خاصی نسبت به یک دیگر است که زن و شوهر همراه با ایثار فراهم می‌کنند. در چنین فرهنگ و فضایی است که اُنس با همسر زمینه اُنس با خدا می‌شود (همان، 193-192).

ایجاد سکون و آرامش همسران در کنار یکدیگر از اهداف مهم ازدواج است. وجود صفا، یکرنگی و صمیمیت در خانواده علامت توفیق ازدواج در رسیدن به اصلی ترین هدف بوده و نشان‌دهندۀ عمل کردن زن و مرد به وظایفشان در برابر یکدیگر است (امانی، 1390، 71). پیوند ازدواج مقدمۀ شروع سکنی ‌یافتن و سکنی ‌گزیدن انسان است، تا هرکس آرامش خود را در دیگری بیابد و نیز منشأ آرامش دیگری شود (طاهرزاده، 1387، 291). به نظر می‌رسد که تنها از طریق خانواده سکنای حقیقی درک می‌شود و انسان می‌تواند بدان دست یابد و خداوند، خانواده را که با پیوند یک زوج شکل می‌گیرد، بستر تحقق چنین سکنایی قرار داده است (همان، 286).

خداوند متعال در آیۀ 21 سوره مبارکه روم، هدف ازدواج را سکونت و آرامش قرار داده و می فرماید "وَ مِنْ ءَایَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکمُ مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّه وَ رَحْمَه إِنَّ فىِ ذَالِکَ لأَیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون"؛ و با تعبیر پرمعنی "لتسکنوا" مسائل بسیارى را بیان نموده و نظیر این تعبیر را در آیۀ 189 سوره اعراف نیز می فرماید "هُوَ الَّذِى خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَه وَ جَعَلَ مِنهْا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیهْا". وجود همسران با این ویژگی ها براى انسان ها مایه آرامش زندگى است و یکى از مواهب بزرگ الهى محسوب مى شود. (مکارم شیرازی، 1374، 391).

اولین معیار و نشانۀ سعادت مندی همسران، احساس آرامش است؛ خانه‌ای که آرامشگاه است مناسب ترین سکّوی اعتلای وجود است و همسری که آرامشگر است، برترین همراه و همدل در مسیر تعالی است (نقیبی و زمانی، 1390، 39). قرآن کریم تنها هدفی را که برای تشکیل خانواده بیان می دارد، تسکین همسران است. اگر چه در سایۀ این آرامش مواهب دیگری نصیب انسان می شود، اما خلقت انسان به گونه ای است که اگر همۀ مواهب را در زندگی زناشویی ببیند اما سکینه و آرامش نداشته باشد، انگیزه ای برای تشکیل خانواده نخواهد داشت و خود را کامیاب نمی بیند (سلطان محمدی، 1391، 1120).

طبق آیات بیان شده سکنی ‌گزیدن، هدف تشکیل خانواده است و لذا هر جایی، محل سُکنی نیست. در انگیزه تشکیل خانواده، حالتی به نام سکنی‌گزیدن و پناه‌یافتن پنهان است که باید سخت از آن مراقبت کرد تا از دست نرود، در غیر این صورت منزلت والای سکنی گزیدن در خانواده رخ نمی‌نمایاند و اعضای خانه نخواهند توانست با آن ارتباط پیدا کنند و در نتیجه از سرشت اصلی تشکیل خانواده فاصله می‌گیرند و از حوزه آزادی در یک آرامش درونی محروم می‌شوند (طاهرزاده، 1387، 287-286).

خانه، محیط خوشِ آرامشی است که توان شناسایی انسان را به خودش ارزانی می‌دارد، که تا کجا می‌تواند درون خود بالا رود و همسر است که بستر چنین آرامشی را فراهم می کند (همان، 289). خداوند بر عهده مردان قرار داده که برای زنان امنیت و آرامش روحی و جسمی فراهم آورند تا جامعه به نتایجی که باید از جانب زنان برسد، برسد. زیرا به همان اندازه که بستر آرامش روحی و جسمی زن از دست رفت، به همان اندازه جامعه از برکات واقعی که خداوند از طریق زنان به جامعه می‌دهد، محروم می‌شود (همان، 106-105).

بر اساس آیات قرآن، یکی از اهداف مهم ازدواج و تشکیل خانواده رسیدن به آرامش است و چنین آرامشی برای حفظ و تعالی خانواده ضروری است. از سویی به دلیل وجود عواطف قوی در زنان، نقش آنان در تأمین بهداشت روانی خانواده برجسته تر است (امانی، 1390، 81)، و آرامش آنان به دلیل نقش تربیتیشان اهمیت مضاعف دارد، از این رو پژوهش حاضر به بررسی تجربۀ احساس آرامش زنان در زندگی زناشویی پرداخته است.

در زمینۀ آرامش در زندگی زناشویی پژوهش های محدودی انجام شده است؛ ایپکچی (1390) در پایان نامه ای با عنوان "بررسی احکام آرامش بخش قرآن در حیطۀ نظام خانواده" به این موضوع پرداخته که هدف از آن دست یابی به راهکاری برای ایجاد آرامش و ثبات خانواده بوده است.

این پایان نامه که به روش اسنادی و تحلیلی تهیه شده است، در هر بخش پس از پرداختن به آیات و نظرات مفسرین و روایاتی که ذیل آیات مورد نظر وجود دارد، برای تبیین مطالب به تناسب موضوع به مباحث فقهی، اجتماعی و روان شناسی پرداخته است. هداوندی (1386)، در پایان نامه ای با عنوان "بررسی عوامل مؤثر بر ایجاد آرامش در خانواده و رضایت از زندگی خانوادگی"، عوامل مؤثر بر ایجاد آرامش و کسب رضایت در زندگی خانوادگی را با روش کتابخانه ای بررسی نموده و سعی کرده است راهکارهایی در جهت بهبود روابط انسانی و خانوادگی برای ایجاد روابط مناسب تر و زندگی آرام تر پیشنهاد کند.

بررسی پژوهش ها نشان می دهد در زمینۀ احساس آرامش در زندگی زناشویی مطالعۀ میدانی انجام نشده است و پژوهش های موجود به مطالعۀ کتابخانه ای عوامل مؤثر بر آرامش بسنده کرده اند. از اینرو پژوهش حاضر به دنبال بررسی موضوع از دید زنان بوده است تا بتواند با نگاهی دقیق تر به فرایند تجربۀ احساس آرامش در زندگی زناشویی از دید زنان بپردازد.

روش پژوهش

روش پژوهش حاضر کیفی و بر پایۀ راهبرد نظریۀ مبنایی[1] بوده است. نظریۀ مبنایی، یک روش تحقیق کیفی است که می کوشد با به کارگیری یک سلسله رویه های سیستماتیک،‌ نظریه‌ای مبتنی بر استقرا درباره پدیده‌ای ایجاد کند و یافته‌های آن شامل یک تنظیم نظری از واقعیت تحت بررسی است. در این روش نه تنها مفاهیم و رابطه بین آن‌ها ایجاد می شوند، بلکه به‌طور موقت مورد آزمایش نیز قرار می گیرند (استراس[2] و کوربین[3]، 1385، 24-23).

نظریۀ مبنایی به منزله یکی از گونه های تحقیق کیفی، به دنبال کشف نظریه از دل داده های میدانی است. در روش نظریۀ مبنایی محقق به شیوه استقرایی به مطالعه پدیده ها می پردازد و آن ها را کشف و به صورت تجربی از طریق گردآوری منظمِ اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده ها اثبات می کند. در این روش، گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن ها در رابطه تنگاتنگ با یک دیگر قرار دارند؛ تحقیق از یک نظریه شروع نمی شود، بلکه از یک حوزه مطالعاتی آغاز و فرصت داده می شود تا آن چه متناسب و مربوط به آن است خود را نشان دهد (محمدی، 1387، 109).

در پژوهش حاضر اطلاعات از طریق مصاحبۀ عمیق با زنان، جمع آوری و با استفاده از کدگذاری نظری تحلیل شده است. کدگذاری نظری، عملیاتی است که طی آن داده ها تجزیه، مفهوم سازی، و به شکلی تازه در کنار یک دیگر قرار داده می شوند (فلیک[4]، 1387، 329). بر این اساس متن مصاحبه ها در سه مرحلۀ کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شده است. در کدگذاری باز، با تجزیه و تحلیل سطر به سطر متن مصاحبه ها، مفاهیم اولیه استخراج شده است و با مقایسه و دسته بندی مفاهیم، مقوله ها حاصل شده است.

در کدگذاری محوری، مقوله هایی که در مرحله کدگذاری باز تجزیه شده اند، در ترکیبی جدید به یک دیگر متصل شده ، و شرایط علّی و میانجیِ احساس آرامش زنان در زندگی زناشویی جستجو شده است. در کدگذاری انتخابی نیز کدگذاری محوری در سطحی انتزاعی تر ادامه یافته و تحلیل از سطح توصیفی فراتر رفته است.

جامعۀ هدف پژوهش حاضر، زنان متأهل بوده است که در حال حاضر با همسرشان زندگی می کنند. روش نظریۀ مبنایی، مانند دیگر انواع پژوهش کیفی متکی بر تصورات معرف بودن نمونۀ آماری برای تعمیم پذیری داده ها و اصالت یافته ها نیست و عموما نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب می شوند (ابوالمعالی، 1391، 389). در این پژوهش نیز برای انتخاب افراد از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است.

هم چنین برای نمونه گیری از داده ها، از روش نمونه گیری نظری استفاده شده است. نمونه گیری نظری، نمونه گیری بر مبنای مفاهیمِ در حال ظهورِ برگرفته از داده هاست. فرآیند نمونه گیری تا زمان رسیدن به اشباع نظری یعنی زمانی که هیچ ویژگی جدیدی ظهور نکند یا به بیانی مفهوم جدیدی در خلال گردآوری داده ها خلق نشود، ادامه یافته است (محمدپور، 1390، 326-325). به این ترتیب یافته های پژوهش حاصل مصاحبه با 60 نفر از زنان متأهل است.

مشخصات زنان مورد مطالعه

مدت زندگی مشترک زنان مورد مطالعه، بین 1 تا 54 سال و میانگین مدت زندگی مشترکشان 18 سال بوده است و به طور میانگین 2 فرزند داشته اند. سن زنان بین 23 تا 72 سال و میانگین سنی آن ها، 39 سال بوده است. هم چنین سن همسرانشان بین 25 تا 78 سال و میانگین سنی آن ها 44 سال بوده است. سطح تحصیلات زنان و همسرانشان، از زیر دیپلم تا دکترا بوده است، بیش از نیمی از زنان و همسرانشان تحصیلات لیسانس و بالاتر داشته اند. نیمی از جمعیت زنان مورد مطالعه را زنان خانه دار و نیمی را زنان شاغل تشکیل داده اند. هم چنین اکثریت قریب به اتفاق همسران زنان مورد مطالعه شاغل اند و تنها پنج نفر بازنشسته و دو نفر بیکارند.

یافته های پژوهش

بر اساس تحلیل صورت گرفته در کدگذاری باز و محوری، 20 مقوله شامل انتخاب صحیح همسر، نگرش توحیدی، نگرش صحیح نسبت به ازدواج و زندگی زناشویی، پذیرش نقش های محولّه و ایفای صحیح نقش، هماهنگی همسران، شناخت صحیح همسران نسبت به یک دیگر، توجه و درک همسران نسبت به یک دیگر، ویژگی های اخلاقی مثبت همسران، خودخواهی و منیت نداشتن، قناعت و شکرگزاری، ثبات حاصل از ازدواج، استقلال و آزادی حاصل از ازدواج، رشد و تکامل فردی، تأمین نیازهای عاطفی، تأمین نیازهای جنسی، همراهی، همدلی و همیاری همسران، حامی و تکیه گاه بودن همسر، انس و صمیمیت همسران، اعتماد به یک دیگر، امنیت اجتماعی حاصل از ازدواج، به عنوان شرایط علّی آرامش زنان در زندگی زناشویی به دست آمده است.

علاوه بر مقولات مربوط به شرایط علی، 4 مقوله نیز به عنوان شرایط میانجی در ایجاد آرامش برای زنان مؤثر بوده اند که شامل امنیت اقتصادی، فرزند، سبک زندگی خانوادگی و نحوۀ تربیت همسران، و تعامل خوب خانواده ها با همسران می باشد. در کدگذاری انتخابی نیز مقولۀ محوری «امنیت تأمین نیازها» بوده است.

شرایط علّی احساس آرامش زنان در زندگی زناشویی

مطابق مدل الگویی استراس و کوربین، شرایط علّی به حوادث یا وقایعی دلالت می کند که به وقوع یا رشد پدیده ای منتهی شود (استراس و کوربین، 1385، 101). شرایط علّی احساس آرامش، وقایع مربوط به زندگی زناشویی زن و مرد است که به ایجاد و افزایش آرامش در زندگی زناشویی می انجامد. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، شرایط علّیِ احساس آرامش زنان در زندگی زناشویی عبارت اند از:

کفویت همسران

مشابهت و کفویت همسران در ابعاد مختلف از عوامل ایجاد کنندۀ آرامش در زندگی زناشویی بوده است. به طوری که زنان، افزایش آرامش خود طی زندگی زناشویی را نتیجۀ افزایش مشابهت دانسته اند.

یکی از مهم ترین چیزایی که آرامش رو ثبات میده شبیه شدن زن و شوهر به همه، اینقدر اثر داره که اوایل که خیلی با هم فرق داشتیم آرامشمون کمتر بود و کم کم که من از فاز فکری و فرهنگی متفاوت به مشابهت نود درصدی با همسرم رسیدم به همون میزان آرامشم بیشتر شد. به نظر من کفویت اولین عاملیه که به واسطه اون میتونی با همسرت ارتباط بگیری و به آرامش برسی و آدم تأثیر کفویت رو وقتی می فهمه که به اون مشابهت می رسه. (30 ساله، با 8 سال زندگی مشترک)

کفویت همسران از ابعاد مختلفی بر آرامش زنان مؤثر بوده است. یکی از این ابعاد، مشابهت فکری و اعتقادی بوده است. مشابهتِ ویژگی های شخصیتی همسران، دیگر عامل مؤثر بر آرامش زنان بوده است.

با شوهرم تو یه سری چیزا خیلی مشابهت داریم، مثلا درونگرا بودن. برای همین تو اوقات فراغت مثل خودم مطالعه رو به مهمونی رفتن خیلی ترجیح میده و نه تنها مانع من نیست که تشویق هم می کنه و این چیزا رو آرامشم تأثیر داره. (34 ساله، با 1 سال زندگی مشترک)

تأمین نیازهای جنسی

یکی از عوامل مؤثر بر آرامش زنان در زندگی زناشویی تأمین نیازهای جنسی همسران و رضایت آنان از رابطۀ جنسی بوده است.

من الان مردها رو اصلا نمی بینم، تو محیط مردونه هم که قرار می گیرم سرم به کار خودمه. حالا اگر ازدواج نکرده بودم بالاخره آدم تو جامعه، تو فیلم، مردها رو می دید، ذهنش درگیر می شد؛ اما الان که ازدواج کردم نیازم به ارتباط با جنس مخالف پاسخ داده میشه که این خودش آرامش بخشه. (29 ساله، با 11 سال زندگی مشترک)

این‌که توقع و نیاز جنسی من و همسرم هم سطحه و می تونیم همدیگه رو تأمین کنیم خیلی تو آرامشمون تأثیر داره. (36 ساله، با 16 سال زندگی مشترک)

تأمین نیازهای عاطفی

زنان، تأمین نیازهای عاطفی خود توسط همسرشان را از مهم ترین عوامل آرامش بخش در زندگی زناشویی بیان کرده اند. ابراز محبت و توجه عاطفی، احترام گذاشتن، تعریف و تمجید، قدردانی و تشکر از جمله رفتارهایی بوده است که با تأمین نیازهای عاطفی زنان بر احساس آرامش آنان در زندگی مؤثر بوده است.

علاقۀ شوهرم خیلی مهمه، همین که توجه می کنه، محبت داره و ابراز علاقه می کنه، یه آرامش و قوت روحی میده که دلخوری های کوچیک هم که پیش می آد فراموش کنم. (34 ساله، با 1 سال زندگی مشترک)

حامی و تکیه گاه بودن همسر

زنان، یافتن پشتوانه و تکیه گاه را یکی از عوامل به آرامش رسیدن با ازدواج بیان کرده اند.

با ازدواج آدم یه پشتوانه پیدا می کنه. وقتی حس می کنم همسرم پشت منه و یه کسی رو دارم که موقع خستگی و مشکلات بهش پناه بیارم برام احساس آرامشه. یا مثلا می خوام ملکی، ماشینی بخرم خیالم راحته که همسرم هست، البته این فقط یک جنبه از اون پشتوانه است. اینقدر این اطمینان از پشتوانه داشتن برام مهمه که وقتی همسرم تهران نیست حتی از بیرون بردن ماشین از خونه هم ترس دارم. (45 ساله، با 22 سال زندگی مشترک)

هم چنین حمایت همسر از زن در شرایط مختلف زندگی بر آرامش زنان بسیار مؤثر بوده است.

آدم وقتی مجرده یه احساسی داره که فکر می کنه اگر ازدواج نکنه هم طوری نیست؛ اما اون آرامش دوران مجردی به خاطر مسئولیت نداشتنه، آرامش داری چون به کسی جوابگو نیستی. اما آرامش بعد از ازدواج اینطوریه که تو یک مسئولیتی داری اما در ازای کاری که برای همسرت انجام می دی، یک حامی داری و یه کسی که اون هم کاری برای تو انجام می ده و به خاطر همین حمایت وابسته می شی به همسرت. من پدرم حامی خوبی نبود و برای همین همیشه احساس خلأ وجود یک حامی رو در زندگیم داشتم و از این نظر با ازدواج این خلأ پر شد و خیلی به آرامش رسیدم. (30 ساله، با 8 سال زندگی مشترک)

نگرش صحیح نسبت به ازدواج و زندگی زناشویی

از جمله عوامل آرامش بخش در زندگی زناشویی شناخت واقعیت زندگی زناشویی و نگرش صحیح نسبت به آن بوده است.

من وقتی ازدواج کردم هیچ شناختی از واقعیت زندگی مشترک نداشتم. اما به تدریج که شناخت پیدا کردم و از آرمان گرایی هام فاصله گرفتم و نگرشم نسبت به زندگی مشترک تغییر کرد و واقعیت رو پذیرفتم به اون آرامش هم رسیدم. (35 ساله، با 16سال زندگی مشترک)

هم چنین تصور و دیدگاه درست همسر نسبت به شخصیت و جایگاه زن در زندگی زناشویی بر آرامش زنان مؤثر بوده است.

اینکه همسر من یک دید و تصور واقعی و درست از زن داره و من رو به عنوان یک انسان می بینه نه یک برده که تملک شخصی خودشه، خیلی برام ارزشمند و آرامش بخشه. اینکه نگاهش اینه که ما دو انسانیم که به هم محبت داریم و قراره اسباب ارتقاء روحی همدیگه رو فراهم کنیم و همدیگه رو کامل کنیم و رفتارش منطبق بر همین نگاهه. (35 ساله، با 17 سال زندگی مشترک)

نگرش توحیدی

باورهای اعتقادی و جهان بینی الهی از طرق مختلف، ایجاد کنندۀ آرامش برای زنان بوده است. ایمان به خدا موجب پای بندی همسران به رعایت اخلاق در زندگی زناشویی بوده و از این طریق بر ایجاد آرامش مؤثر بوده است.

وقتی همسرم می ره سفر خارج از کشور، بعضی ها می گن تو چطوری اجازه می دی. اما من از بابت ایمان همسرم و پای بندی اون به اخلاق مطمئنم و برای همین خیالم راحته و نگران نیستم. در واقع این پای بندی من و همسرم به اخلاقه که باعث می شه به هم اعتماد کنیم و این اعتماد باعث آرامشه. (33 ساله، با 12 سال زندگی مشترک)

هم چنین توکل به خدا از عوامل ایجاد کنندۀ آرامش برای زنان بوده است.

هر وقت معنویت تو زندگیمون کم رنگ می شه و دچار روزمرگی می شیم آرامش تحت الشعاع قرار می گیره و هر وقت حواسمون به اون معنویت بوده آرامش بیشتر بوده. یکی از مصداق هاش همین توکل به خداست. تو موضوعات مختلف یه وقتایی که بحث پیش می آد می بینم خدا رو یادمون رفته و فکر می کنیم این مشکل بین ما دوتاست و خودمون تنهایی باید حلش کنیم. برای داشتن آرامش رضایتمون از هم کافی نیست و اون معنویت هم لازمه. (23 ساله، با 1 سال زندگی مشترک)

تقوا نیز از طریق تأثیر بر نحوۀ رفتار همسران با یک دیگر در ایجاد آرامش نقش داشته است.

تقوا باعث اخلاق می شه، باعث این که بندگی خدا رو بکنی می شه. تقوای من و همسرم باعث روابط حسنه بینمون می شه و اینطوری آرامش ما رو تکمیل می‌کنه. (31 ساله، با 8 سال زندگی مشترک)

زنان، پایبندی همسر به احکام دینی و رعایت حلال و حرام توسط او را را بر آرامش مؤثر دانسته اند.

شوهرم اهل حلال و حرومه، این خیلی برام مهمه. چون خیالم راحته که حواسش هست لقمۀ حروم تو زندگیمون نیاد و من نباید دائم نگران باشم که چی کار می کنه، حساب کتابش درسته یا نه، خمس می ده یا نمی ده. (43 ساله، با 20 سال زندگی مشترک)

اعتقاد به حاضر و ناظر بودن خدا در زندگی، دیگر عامل آرامش بخش برای زنان بوده است.

ایمان به حضور خدا تو زندگی و یقین به این که خدا می بینه یه قوت قلبی به آدم می ده که باعث می شه تلاطم های زندگی، آدمو تکون نده. من اگر یه روزی از جهت این ریشۀ اصلی آرامش مشکل پیدا کنم و دچار عدم اطمینان از لطف و نظارت خدا بشم، اون موقع هست که کوچکترین چیزی رو بزرگ می بینم و آرامشم به هم می ریزه. (45 ساله، با 22 سال زندگی مشترک)

انجام کارهای منزل و وظایف همسری و مادری با نیت الهی نیز در ایجاد آرامش نقش داشته است.

من جاهایی از زندگی که انجام تقاضاهایی که همسرم به عنوان یک زن ازم انتظار داشته برام راحت نبوده، به واسطه اون اعتقاد بوده که اون تقاضاها رو پذیرفتم، چون باور داشتم که اگر این کارها رو برای خدا انجام بدم، اجرش نزد خدا محفوظه و این خیلی برام ارزشمند و آرامش بخش بوده . اینکه الان تو جامعه انتظاراتی از زن دارن که فعال باشه و کار کنه، تنها چیزی که آدمو راضی می کنه که از این پیشرفت ها که پاداش های خوبی هم داره بگذره، اینه که اولویت دادن به وظایف مادری و همسری چیزیه که خدا بیشتر برای آدم می پسنده. (35 ساله، با 16 سال زندگی مشترک)

همراهی، همدلی و همیاری همسران با یک دیگر

همراهی همسر با زن از عوامل مؤثر بر آرامش زنان در زندگی زناشویی بوده است.

اینکه می بینم یکی هست که باهامه، یکی که پابه پات می آد، هدفمون یکیه و داریم پابه پای هم تلاش می کنیم برای هدفمون، بهم آرامش خاطر می ده. (34 ساله، با 11 سال زندگی مشترک)

بسیاری از زنان، همدلی همسر در شرایط دشوار را آرامش بخش توصیف کرده اند.

وجود همسرم آرامش زاست، همین که وقتی دچار مشکل می شم یکی هست که تو شرایط بحرانی دلداریم بده و سعی کنه مشکلمو حل کنه. تو همین تحصیلم همسرم خیلی کمکم می کنه. مثلا شبِ امتحان کارهای خونه رو انجام می ده یا دورۀ لیسانسم که می رفتم کلاس، بچه ها رو نگه می داشت و من خیالم از این جهت راحت بود. ما خیلی مشکلات تو زندگیمون داشتیم اما همین که همسرم کنارم بود گزندگی مشکلات کمتر می شد و تحملش راحت تر. (35 ساله، با 17 سال زندگی مشترک)

کمک و یاری همسر به زن نیز نقش مهمی در ایجاد آرامش برای زنان داشته است.

من پسرم به دنیا اومده بود تا سه چهار ماه خیلی گریه می کرد، شوهرم از اداره که می اومد می گفت من نگهش می دارم شما ناهار بخور، بعدا من می خورم؛ هر وقت بچه ها تب داشتن به من می گفت شما صبح می خوای بری سر کلاس بخواب، ممکنه سردرد بگیری، من بیدار می مونم. پاشویه می کرد، دارو می داد، در صورتی که خودشم صبح باید می رفت سر کار. (65 ساله، با 45 سال زندگی مشترک)

انتخاب درست همسر

پایه ریزیِ صحیح زندگی با انتخاب درست همسر از عوامل مهم ایجاد آرامش برای زنان بوده است.

معیارهایی که برای ازدواج داشتم مادی نبود که حتما تحصیلاتش یا درآمدش فلان مقدار باشه. اینکه از نظر ایده ها و عقاید و تفکرات به هم بخوریم خیلی برام مهم بود. وقتی آدم با دید باز انتخاب می کنه و سنگ بنای زندگیش رو محکم می گذاره، اون آرامش به طور طبیعی دنبالش می آد. (40 ساله، با 11 سال زندگی مشترک)

پذیرش و ایفای صحیح نقش های محوّلهدر زندگی زناشویی

زنان پذیرش نقش همسری و وفق دادن خود با انتظارات آن را در ایجاد آرامش مؤثر دانسته اند.

این‌که آدم نقشش رو بپذیره و چیزی رو که ازش انتظار دارن قبول کنه خیلی مهمه. من تا زمانی که نقشم رو نپذیرفته بودم و باهاش کنار نیومده بودم نتونستم احساس آرامش کنم. من خوشبختانه زمانی بچه دار شدم که نقش مادری رو دوست داشتم. یعنی برای رسیدن به آرامش اولا آدم باید نقشش رو بپذیره و ثانیا خودشو با انتظارات اون نقش وفق بده. (35 ساله، با 16 سال زندگی مشترک)

همچنین احساس مسئولیت و تعهد همسر و تلاش او برای انجام وظایف خود در قبال خانواده نقش مهمی در ایجاد آرامش برای زنان داشته است.

تلاش همسرم خیلی مهمه، حالا شاید اونقدر هم پول در نیاره، اما همین که می بینم دغدغه اینو داره که منو به آسایش برسونه و داره سعی می کنه، بهم آرامش می ده. (30 ساله، با 8 سال زندگی مشترک)

خودخواهی و منیت نداشتن

گذشتن همسران از منیت و خودخواهی، نقش سازنده ای در کاهش اختلافات و افزایش تعاملات مثبت همسران و در نتیجه ایجاد آرامش در زندگی زناشویی داشته است.

مادرم همیشه می گفت زن و شوهر یکیشون باید "من" باشه، یکیشون "نیم من". من هیچ وقت گیر نمی دم که حتما باید فلان کار رو بکنیم یا نکنیم. همیشه هر چی شوهرم گفته گوش دادم و گفتم همون بشه. هر کاری اون راضیه موافقت می کنم، چه به نفعم باشه، چه به ضررم. حتی می ریم خرید می‌گه هر کدومو دوست داری بردار، می گم نه، همونی که خودت دوست داری برام بردار. (35 ساله، با 15 سال زندگی مشترک)

قناعت و شکرگزاری

زنان قدردان و شاکر داشته ها بودن، ساده زیستی، قناعت و راضی بودن بودن به داشته ها را از عوامل مهم ایجاد کنندۀ آرامش در زندگی زناشویی بیان کرده اند.

یه چیزی که فکر می کنم خیلی اثر داشته رو آرامشمون این بوده که من و شوهرم آدمای زیاده خواه و بلندپروازی نبودیم. اینطوری نبودیم که ذهنمون درگیر این باشه که چرا فلان خونه، زندگی و وسایلو نداریم یا درگیر تجملات باشیم. (63 ساله، با 44 سال زندگی مشترک)

من کلا اهل شکایت و غر زدن نیستم و از زندگیم راضیم. همیشه به خاطر داشتن همسر و بچه های خوب خدا رو شکر می کنم و فکر می کنم خود این شکرگزاری هم باعث رشد و آرامشم شده. (31 ساله، با 8 سال زندگی مشترک)

به ثبات رسیدن زندگی با ازدواج

زنان، از بین رفتن تلاطم های فکری و دغدغه ها و نگرانی های دوران مجردی و به ثبات رسیدن با ازدواج را از عوامل اصلی آرامش بخش بودن آن بیان کرده اند.

اگر بخوام آرامش الانم رو با دوران مجردیم مقایسه کنم، اون موقع ده بوده از صد، الان صده از صد، چون تمام تنش های فکری و جنسی و خانوادگیم با ازدواج از بین رفته. وقتی آرامش نداشته باشی، بعدها که آرامش پیدا می کنی می فهمی چه فاکتورهایی به زندگیت اضافه شده که آرامش داری. من وقتی مجرد بودم خیلی تنش فکری و روانی داشتم. بیشتر دوران لیسانسم رو روزه می گرفتم، چون دیدن پسرا دور و برم یه جور تحریک عصبی و ذهنی بود برام. دنبال یکی می گشتم که بشه همسر من. با ازدواج اون دنبال گشتن تموم شد و راحت شدم. (30 ساله، با 8 سال زندگی مشترک)

درک و توجه همسران نسبت به یکدیگر

اهمیت دادن همسران به علایق، خواسته ها، انتظارات و نظرات یکدیگر، از عواملی بوده است که زنان نقش آن را در ایجاد آرامش مهم دانسته اند.

یه وقتی ظرف و ظروف می خرم، شوهرم می گه اینا تو این سن و سال به چه درد ما می خوره، می گم من دلم به همین چیزا خوشه، می گه باشه اگر دوست داری و با اینا دلت خوشه و خوشحال می شی عیبی نداره بخر. شوهرم می گه برید بیرون با دوستات غذا بخورید، برید تفریح، حتی شده غذاشو آماده کردم گذاشتم یخچال و چند روز با دوستام رفتم مسافرت؛ زنگ می زنه می پرسه خوبی، خوشی، راحتی. خیلی به فکرمه، خودشم که جایی می ره زنگ می زنه اگه تنهایی و سختته زودتر برگردم. این که بهم توجه داره خیلی خوبه و بهم آرامش می ده. (55 ساله، با 38 سال زندگی مشترک)

به خواسته های شوهرم احترام می گذارم. مثلا دوست داره چادر بپوشم، گوش می دم. برای همین ناراحتی و اعصاب خردی پیش نمی آد و آرامش داریم. (29 ساله، با 12 سال زندگی مشترک)

زنان، تبادل نظر و مشورت کردن همسران با یکدیگر در امور مختلف زندگی و توجه به نظرات یکدیگر را از جمله عوامل آرامش بخش ذکر کرده اند.

ما تو مسائل مختلف با هم مشورت می کنیم و هر کدوم نظر و فکرمون رو مطرح می کنیم و به نظرات همدیگه اهمیت می دیم. این یکی از چیزاییه که کمک می کنه حس همراهی با هم تو زندگی بیشتر بشه و اینطوری روی آرامش اثر می گذاره. از طرفی هم خیال آدم راحته که همسرش کاری رو بدون هماهنگی انجام نمی ده. (23 ساله، با 1 سال زندگی مشترک)

درک شدن همسران توسط یک دیگر و تعامل آن ها بر اساس درک شرایط، روحیات، ویژگی ها و حساسیت های یک دیگر نیز از جمله عوامل آرامش بخش در زندگی زناشویی بوده است.

من شوهرمو درک می کنم، وقتی می دونم بداخلاقه جوری رفتار نمی کنم که برم رو اعصابش. یا از بیرون می آد حوصله نداره، کاری نمی کنم که ناراحت بشه. خوب اینطوری بحث و دعوا پیش نمی آد و آرامش داریم. (53 ساله، با 39 سال زندگی مشترک)

همین که شوهرم فهم و شعور داره و موقعیت منو درک می کنه خیلی آرامش‌بخشه. اینطوری نیست که بیاد کار خونه بکنه، اما همین که می فهمه من دانشجو هستم و شرایط منو درک می کنه و بهم روحیه می ده خیلی آرامش‌بخشه. (33 ساله، با 12 سال زندگی مشترک)

پی نوشت:

[1] Grounded Theory

[2] Strauss, Anselm

[3] Corbin, Juliet

[4] Flick, Uwe

مراجع

منابع

ابوالمعالی، خدیجه (1391). پژوهش کیفی از نظریه تا عمل، تهران،علم.

استراس، آنسلم، و جولیت کوربین (1385). اصول روش تحقیق کیفی: نظریۀ مبنایی، رویه ها و شیوه ها، (بیوک محمدی)، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

امانی، حدیثه (1390). «نقش زن در آرامش خانواده»، پژوهش نامه اسلامی زنان و خانواده، شماره 9: 83-61.

ایپکچی، مریم(1390)، بررسی احکام آرامش بخش قرآن در حیطه نظام خانواده، کارشناسی ارشد، (به راهنمایی دکتر ناهید مشایی). دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده الهیات و معارف اسلامی.

سلطان محمدی، فاطمه (1391). «بازخوانی اصول و مبانی لازم در تحکیم بنیان خانواده با رویکردی بر آموزه های قرآنی»، کتاب مجموعه مقالات اندیشه های راهبردی، زن و خانواده: 1124-1093. تهران، پیام عدالت.

طاهرزاده، اصغر (1387). زن آنگونه که باید باشد، اصفهان، لب المیزان.

فلیک، اووه (1387). درآمدی بر تحقیق کیفی، (هادی جلیلی)، تهران، نی.

محمدپور، احمد (1390). روش تحقیق کیفی ضد روش، جلد اول، تهران، جامعه‌شناسان.

محمدی، بیوک (1387). درآمدی بر روش تحقیق کیفی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

مکارم شیرازی، ناصر (1363). تفسیر نمونه، جلد شانزدهم، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

نقیبی، سید ابوالقاسم و زری زمانی (1390). «نقش وفاداری در اعتمادآفرینی و راهبردهای توسعۀ آن در نهاد خانواده با رویکرد به آیات و روایات»، مطالعات راهبردی زنان، 52: 53-7.

هداوندی، محبوبه (1386)، بررسی عوامل موثر بر ایجاد آرامش در خانواده و رضایت از زندگی خانوادگی، کارشناسی ارشد، (به راهنمایی دکتر مریم ولی‌لو). دانشگاه آزاد اسلامی (تهران مرکزی)، دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی.

نویسندگان:

شهره روشنی: دانشجوی دکتری مطالعات زنان دانشگاه تربیت مدرس

نهله غروی نائینی: نویسندۀ مسئول، استاد گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس

سوسن باستانی: استاد گروه جامعه‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی دانشگاه الزهرا (س)

دو فصلنامه مطالعات زن و خانواده، دوره 3، شماره 2

ادامه دارد...

با اندکی اضافات و تلخیص برگرفته از خبرگزاری فارس، تاریخ انتشار 22 آبان 1395، کد مطلب:  13950729000613  : www.farsnews.com

اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
در صورت انتشار نظر به شما ایمیل زده می شود
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین