سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۴۵۳۰۳
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۳
مرتضی خوانساری دیپلمات بازنشسته وزارت امور خارجه تحولات پیش روی جهان در سال جدید میلادی مورد بررسی قرار داد.
شعارسال: سال 2016 در حالی به پایان رسید که هنوز صدای انفجارها در خاورمیانه مو بر تن سیخ می کند و تروریسم در حال قربانی گرفتن است. ترکیه کشوری است که روز به روز نا امنی در آن جدی تر می شود. سوریه و عراق روزهای سرنوشت سازی در پیش رو دارند. مسائل و بحران های جهانی لاینحل مانده اند و قدرت های بزرگ را نیز در بهت فرو برده اند. سال 2016 بدون شک سالی است که اذهان عمومی آن را با ترامپ در یادها خواهند آورد. چه چشم اندازی برای مسائل متفاوت جهانی در سال 2017 متصور است. در این باره با مرتضی خوانساری دیپلمات بازنشسته وزارت امور خارجه گفت و گو کرده ایم که از نظر می گذرانید.

* چه پیش بینی هایی برای تحولات سال 2017 وجود دارد؟

برای بررسی دقیق تر تحولات آتی در سال 2017، ابتدا باید بحران ها و رویدادهایی مزمنی مورد توجه قرار گیرند که از سال 2016 بدون یافتن راه حل و یا نتیجه مشخص به سال جاری منتقل شده اند. در حال حاضر در سطح جهانی با پدیده ترامپ، برجام و نفتی شدن سیاست خارجی آمریکا و درسطح اروپا با موج پوپولیسم و همچنین در خاورمیانه با تروریسم، بحران سوریه، حضور پررنگ روسیه در منطقه، جنگ عربستان علیه یمن و بن بست صلح خاورمیانه مواجه هستیم . جدای از تحولات مثبت اجتماعی و یا اقتصادی، درسال جاری جهان بیش از گذشته دچار بحران های حاد گوناگون و اشکال مختلف تروریسمی است که دامنه فعالیت خود را در اکثر کشورهای جهان گسترانیده است.

* ایران هم در این چالش ها سهمی دارد؟ برای ایران چه چالش هایی وجود خواهد داشت؟

در روند این تحولات نکته برجسته این است که ایران خواسته و ناخواسته به نوعی بیش از سایر کشورهای جهان با بحران ها و چالش های سال جاری درگیر می باشد و اگر بخواهد نقش و نفوذ خود را اعمال کند، بازیگری اش در رویدادهای ذکر شده در میان دو قدرت بزرگ جهانی به نام آمریکا و روسیه، حوزه مانور پیدا می کند. این طبقه بندی از این جهت مهم است که باید نسبت به پیامدهای سیاسی و امنیتی آتی واکنش متناسب داشته باشیم، در غیر اینصورت با هر گونه بی احتیاطی و یا موضع گیری نسنجیده بخشی از بحران خواهیم شد. آنچه برای ما بیشتر از چالش و بحران های فوق از اولویت برخوردار است، موضوع سوریه و برجام و بویژه از نگاه خارجی و غیر ایرانی است.

* در مورد روسیه و افزایش نقش آن چه مسائلی در آینده می توان متصور بود؟ توان روسیه در آینده افزایش خواهد یافت؟

در ابتدا نقش جدید روسیه در خاورمیانه و چرایی دخالت نظامی این کشور در سوریه را مورد ارزیابی قرار دهیم. مسکو تجربه گرانی در بازیگری و توازن سازی قدرت در سطح منطقه و جهان دارد و حضور و فعالیت اش در خاورمیانه بعد از چند دهه وقفه، رمز گشایی از اهداف راهبردی این کشور در اروپا و خاورمیانه است و می تواند تا اندازه ای آینده روابط ایران و روسیه در منطقه را هم مشخص کند .

روسیه زمانی تصمیم به مداخله نظامی در سوریه گرفت که اهداف سیاسی مورد نظرش در اوکراین محقق نگردید و تحریم های امریکا و اروپا علیه مسکو شدت گرفت و درخواست مسکو از کشورهای همسو و هم پیمانان انگشت شمارش برای به رسمیت شناختن کریمه با اقبال مواجه نشد. بنابراین مسکو به خوبی متوجه گردید که ادامه حضور نظامی اش در کریمه با توجه به تحریم ها و استقرار دولت بعدی در آمریکا، وضعیت را برای بازیگری مسکو در جهان پیچیده تر و کنشگری دولت بعدی آمریکا را نسبت به دوره اوباما در قبال روسیه، با توجه به شرایط بین المللی شدیدتر خواهد کرد. بنابراین روسیه برای مقابله با فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم ها و توازن سازی قدرت دنبال مابه ازایی بود. انتخاب اول مسکو کشوری در حال فروپاشی به نام سوریه بود ، زیرا ارتش و دولت سوریه علیرغم دریافت کمک های خارجی در مقابله با نیروهای مخالف و تروریست ها، زمین گیر شده بودند.

این حضور نظامی که با ایجاد پایگاه در طرطوس و حمیم منجر به ایجاد کریمه دوم در سوریه و دریای مدیترانه شد، نشانه های دیگری با خود به همراه دارد که مهمترین بخش آن قرار گرفتن یکی از بزرگترین ارتش های جهان در کنار ایران و حزب الله و در نهایت در مجاور مرزهای اسرائیل متحد استراتژیک آمریکا و حتی مسکو در منطقه بود.

همزمان با ورود ارتش روسیه به سوریه ، مسکو برای اطمینان خاطر اسرائیل نسبت به عدم هر گونه تهدیدی علیه این کشور، به تعمیق رابطه با اسرئیل پرداخت و برای اثبات دوستی عمیق با تل آویو، آقای مدودوف در سفر به اسرائیل با کلاه یهودی از دیوار ندبه بازدید کرد. اثبات آشکار دوستی عمیق با اسرائیل، از یکسو حاکی از سلب استقلال عمل سیاسی و نظامی از ایران و حزب الله و حتی دولت سوریه در قبال تحولات این کشور بود و از سوی دیگر مسکو را در صدر میز مذاکرات و در جایگاه تصمیمم گیری سرنوشت ساز برای مردم سوریه بدون دخالت موثر ایران و حزب الله قرار داد. هدف مسکو از اجرای این سیاست توازن سازی یکطرفه، زمینه سازی برای چانه زنی های سیاسی در مورد تحریم های غرب علیه روسیه و بستر سازی برای به رسمیت شناختن کریمه و یا پذیرش حضور نظامی غنائم اش در سوریه بود.

بنابراین مسکو با تشخیص درست از فرصت انتقال قدرت در امریکا و با توجه به نتایج رفراندوم های اخیر در اروپا که منجر به عدم ابتکار عمل و بی ثباتی سیاسی در این قاره شد، برای تثبیت قدرت و حفظ دستاوردهای خود در خاورمیانه و حتی مقابله احتمالی با آمریکا و متحدینش و یا مصالحه با آنها، تمهیدات دیگری اندیشید.

* چگونه ترکیه هم با چراغ سبز هروسیه وارد معادلات سوریه شد و توانست در گروه روسیه و ایران قرار گیرد؟

مسکو، ترکیه را که بعد از سرنگونی هواپیمای جنگنده اش با اقدامات تلافی جویانه خود تا سرحد قبض روح مجازات کرده بود، بلافاصله بعد از کودتای نظامی در این کشور به عادی سازی روابط با آنکارا پرداخت و با دادن و گرفتن برخی امتیازات از ترکیه این کشور را با اهدافی مشخص وارد زمین سوریه کرد و عملا منافع و اهداف متضاد ایران و ترکیه در سوریه را در مقابل یکدیگر قرار داد و به چالش کشید، و متعاقب آن معامله و بده بستان ها را آغاز کرد.

ترکیه مواجه با تروریسم داخلی و خارجی، با انصراف از موضع قبلی خود در مورد حذف بشار اسد، همکاری زیر چتر روسیه را تنها با گرفتن امتیاز خروج نیروهای طرفدار ترکیه از حلب و سرکوب کردهای ترکیه با هدف تامین امنیت مرزهای خود، پذیرفت .

در پی این توافقات، مسکو عملیات جدی برای آزادسازی حلب را زمانی انتخاب کرد که نتیجه انتخاب ریاست جمهوری در آمریکا هم مشخص شد.عملیات نهایی در ماه نوامبر و قبل از شروع بکار ترامپ در کاخ سفیر آغاز شد و منجر به آزادسازی کامل شهر حلب گردید. بنابراین زمانی پرچم روسیه در حلب به اهتزاز درآمد که مسکو یک متحد استراتژیک دیگر به نام ترکیه را نیز در کنار پیشبرد و تحقق اهداف خود در سوریه و درکنار ایران پیدا کرده بود و در رقابت میان منافع بازیگران، توانست این پیروزی را به نام خو ثبت کند.

چرا وقتی سفیر روسیه در ترکیه ترور شد و بعد از آن دیپلمات های روسی را از آمریکا اخراج کردند، مسکو سیاستهای خویشتندارانه ای در پیش گرفت؟ اگر برای ما چنین اتفاقی افتاده بود واقعا چه می کردیم؟

اینکه چرا روسیه در قبال ترور بی رحمانه سفیر کشورش و اخراج 35 دیپلمات خود از آمریکا، خارج از انتظاراتی که از مسکو می رفت، عمل کرد، چند دلیل روشن دارد. روسیه در حال حاضر درگیر بحران بزرگ اوکراین است و اقتصادش نیز در کمند تحریم ها تحت فشار و در شرایط ایستایی پایدار می باشد. بنابراین روسیه به لحاظ سیاسی و اقتصادی ظرفیت بیشتری برای ایجاد بحران و یا مقابله با بحران های جدید ندارد. از سوی دیگر سرعت گیری مسکو در سال 2016 در خصوص ورود به تحولات خاورمیانه و بویژه حضور نظامی بدون تاریخ در سوریه هنوز پاسخ متناسب خود را دریافت نکرده است. به اقرار آقای پوتین، کنشگران مسکو منتظر ورود ترامپ به کاخ سفید هستند و حق اقدام مقابله به مثل را برای خود محفوظ نگه داشته اند.

در تحولات اخیر پیرامون طرح صلح و تصویب پیش نویس قطعنامه ارائه شده توسط روسیه در شورای امنیت برجسته ترین نکات کدام است؟ آیا توافق انجام شده حقیقتا سه محور ایران روسیه و ترکیه را شامل می شود و یا صرفا دو محور روسی- ترکی است و ما در ذیل محور روسیه تعریف می شویم؟ اگر چنین است این موضوع نافی شعار ما در سیاست خارجی مبنی بر عزت حکمت و مصلحت نیست؟ مخالفان اسد می گویند ایران مخالف طرح آتش بس است و آن را برخلاف منافع خود در سوریه می داند و صرفا با فشار روسیه به این طرح رضا داده است.

عرض شد که روس ها خوب بازی می کنند. پیروزی حلب به واقع معادلات سیاسی و نظامی و امنیتی منطقه را تغییر داد و می تواند بیشتر تغییر دهد. اما حفظ این پیروزی الزاماتی دارد. این پیروزی باید از نگاه منطقه ای و بین المللی هم تثبیت شود. زیرا پیروزی نظامی صرفا به عنوان پیروزی بین المللی محسوب نمی شود. هر چند که برای مذاکرات مهم است. این پیروزی به لحاظ نظامی که کدام کشورها در آن سهم داشته اند هم باید پذیرفته شود. روس ها یکی دیگر از اهدافشان در مراجعه به سازمان ملل و برگزاری نشست های سه جانبه این است که نقش و دست آوردهای روسیه برای حل این بحران و غنائم بدست آمده در سوریه را به نام خود و نه به نام ایران و ترکیه و اسد، در محافل بین المللی و دیپلماتیک به ثبت رسانند.

روسیه با رفتن به سازمان ملل و برگزاری اجلاس ها دنبال یک هدف راهبردی تر و بزرگتر هم می باشد، و آن مشروعیت بین المللی پایگاه های نظامی اش در سوریه است. پوتین دستور توسعه مادام العمر پایگاه دریائی روسیه در بندر طرطوس را همراه با حفظ تمامیت ارضی سوریه امضاء وبه پارلمان روسیه ابلاغ کرد و مجلس این کشور نیز این دستور را تصویب نمود. دولت اسد هم این حضور نظامی را پذیرفته است. اما خود مسکو مشروعیت دولت فعلی سوریه برای تثبیت نهایی این کار را کافی نمی داند. شایان ذکر است که توسعه این پایگاه دریائی امکان حضور کشتی های جنگی روسیه را در آبهای سوریه و مدیترانه فراهم نمود و پوتین با این فرمان نشان داد که بنا ندارد سوریه و خاورمیانه را ترک کند و در دراز مدت در سوریه خواهد ماند. اما اسد از منظر مسکو دولت موقت است.

یک نکته مهم و اساسی دیگر در فرمان آقای پوتین به نام تمامیت ارضی سوریه وجود دارد که به معنی خروج نیروهای نظامی سایر کشورها از سوریه خواهد بود، که حائز اهمیت است. روس ها با رفتن به سازمان ملل برای بعد از اسد هم برنامه ریزی کرده اند. مفروض بگیریم که اسد به هر دلیلی نباشد. یک اتفاقی روی خواهد داد. مسکو با رفتن به سازمان ملل و گرفتن قطعنامه و برگزاری نشست ها که آخرین و نهایی آن در مسکو خواهد بود، می خواهد جلوی بعد دیگر اتفاق را بگیرد. روس ها به سازمان ملل رفتند و به اقدامات سیاسی چند جانبه روی آوردند که بعد از اسد هم با دولت بعدی و مدعیان طرف مذاکره باشند. حق وتو هم دارند.

* در این مدل نقش ایران در نظر گرفته نمی شود؟ ایران موافق سوریه بدون اسد خواهد بود؟

اگر مفروض رفتن اسد را از زاویه ایران نگاه کنیم. تکلیف چه خواهد شد؟ ادامه جنگ برای حفظ اسد و پرونده ای که می تواند در شورای امنیت در حال بالا و پایین رفتن باشد. اگر در چنین شرایطی آمریکا و روسیه در خصوص حق برداشت از منافع منطقه ای خود به توافق برسند، قطعنامه ای صادر خواهد شد که بی تردید مشتمل برمنافع منطقه ای ایران نخواهد بود و همه نیروهای خارجی به غیر از روسیه باید خاک سوریه را ترک نمایند.

حالا اگرروسیه و آمریکا به توافق نرسند و ما برای حفظ بشار اسد به وضعیت موجود رضایت دهیم ، روس ها برای توازن قدرت و حفظ این تغییرات با حق وتو، دست در دست ترکیه به سازمان ملل خواهند رفت. حتی روسیه در شرایطی که همکاری با ایران را به هر دلیل به مصلحت نداند، در همکاری با ترکیه به مرزهای زمینی این کشور با سوریه رسیده و ترکیه را به عنوان یک چرخ پنجم مطمئن مد نظر قرار داده است.

* به نظرتان روسیه و آمریکا می توانند با مبنای سوریه به گفت و گوهای دیگری در موضوعات دیگر بپردازند؟

پیچیدگی روابط میان روسیه و آمریکا در منطقه یک پیچیدگی تاریخی و راهبردی است که هنوز بطور مستقیم و آشکار ظهور و بروز پیدا نکرده و تاکنون نیز رقابت هایی میان دو کشور در منطقه به رویارویی منجر نشده است. سوریه هم محل رویارویایی این دو کشور نیست، اما خلیج فارس می تواند باشد. اما ریسک بسیار بالایی دارد و هیچ یک از دو کشور جرات درگیری مستقیم در خلیج فارس را پیدا نخواهند کرد. در چنین وضعیتی اگر موضع ترامپ با مشی روسیه در سوریه همخوانی نداشته باشد، مشکلات اسد بیشتر می شود و سوریه بکلی در ادامه جنگ ظرفیت های باقی مانده خود را هم از دست می دهد. این وضعیت حتی مورد رضایت روسیه با توجه به هزینه هایی که کرده است، نخواهد بود. بنابراین روس ها برای تعادل روابط با آمریکا و رضایت اسرائیل بحران را آنقدر کشدار می کنند که اسد بخشی از قدرت شود و نه همه قدرت ، زیرا مسکو اجازه نمی دهد که اسد به گونه ای پیروز شود که پیروزیش به پیروزی ایران و حزب الله در کنار مرزهای اسرائیل به هم گره بخورد.

مسکو با سیاستی که با ترکیه و سازمان ملل در پیش گرفته، زمانی رضایت به خاتمه بحران در سوریه می دهد که منافع خود را تامین کرده باشد و ایران و حزب الله هیچ نگرانی و تهدید امنیتی برای اسرائیل در چارچوب مرزهای سوریه ایجاد نکنند. در این شرایط منافع ایران از حالت موازی با روسیه خارج و متقاطع خواهد شد. این مطالب یک دورنما از تحولات آتی سوریه و همکاری های ما با مسکو در سوریه است.

با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از خبرگزاری خبرآنلاین، تاریخ انتشار: 18 دی 1395، کدخبر: 619900، www.khabaronline.ir

اخبار مرتبط
خواندنیها-دانستنیها
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین