سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۴۵۴۷۳
تاریخ انتشار: ۲۱ دی ۱۳۹۵ - ۰۰:۵۹
در طول تاریخ این شهرستان مشاهیر بزرگی را در رشته های گوناگون تقدیم فرهنگ کشور وجهان اسلام نموده است از جمله در زمینه ی حکمت ، فلسفه وعرفان می توان از بزرگانی همچون حکیم صهبا، حکیم الهی قمشه ای ، حکیم اسدالله و حکیم زاهد و ... نام برد .

شعار سال: در طول تاریخ این شهرستان مشاهیر بزرگی را در رشته های گوناگون تقدیم فرهنگ کشور وجهان اسلام نموده است از جمله در زمینه ی حکمت ، فلسفه وعرفان می توان از بزرگانی همچون حکیم صهبا، حکیم الهی قمشه ای ، حکیم اسدالله و حکیم زاهد و ... نام برد .

حکیم محی الدین مهدی الهی قمشه ای

محی الدین مهدی الهی قمشه ای دانشمند، فیلسوف، عارف و شاعر وارسته فرزند ابوالحسن الهی، در حدود سال ۱۲۸۰ شمسی در شهرضا (قمشه سابق) در استان اصفهان به دنیا آمد و در ابتدای جوانی در اصفهان از محضر حضرات آیات حاج آقا حسین قمی، آقا بزرگ حکیم خراسانی و میرزا مهدی اصفهانی استفاده برد و خود در فقه، اصول، فلسفه و حکمت به مراتب والایی دست یافت. استاد الهی قمشه ای سپس به تدریس فلسفه و حکمت در مدرسه سپهسالار پرداخت و در کنار آن به تحقیق و تألیف روی آورد و پس از تأسیس دانشگاه در کشور، مدرسه سپهسالار را که محفل ادبا و مجلس حکما بود به دانشکده معقول و منقول تبدیل کرد.

حکیم الهی قمشه ای، ضمن تدریس در منطق حکمت و ادبیات در آن مکان، به عنوان یکی از برجسته ترین استادان دانشگاه تهران شناخته شده و با نوشتن کتاب توحید هوشمندان به اخذ درجه دکترا از دانشکده مزبور نائل گردید. ایشان ضمن تدریس، با جملاتی شیوا، شیرین و پر جاذبه، مفاهیم دشوار فلسفی را بیان کرد و در تأیید اظهارات علمی خود از اشعار شاعران بزرگ شاهد می آورد. در محفل علمی این حکیم الهی، دانشوران فاضلی پرورش یافتند که حضرات آیات سید ابوالحسن رفیعی قزوینی، عبدالله جوادی آملی، حسن حسن زاده آملی، کاظم مدیر شانه چی و سید محمد باقر حجتی و از آن جمله اند. از وی آثار ارزنده ای بجای مانده از قبیل: کتاب حکمت الهی (۲ جلد) در شرح فصوص الحکم فارابی و توحید هوشمندان و ترجمه قرآن و تصحیح و تحشیه تفسیر ابوالفتوح رازی می باشد. وی قلمی شیوا داشت و با همین شیوایی بود که قرآن مجید را به فارسی ترجمه کرد و ترجمه او از نخستین ترجمه های امروزی قرآن در زبان وادبیات فارسی بود که در زمان خود مورد توجه روشنفکران، دانشجویان و نسل جدید قرار گرفت. همچنین ترجمه آزاد مفاتیح الجنان، صحیفه سجادیه و کلیات دیوان الهی از دیگر آثار اوست. که همگی حاکی از سعی بلیغ ایشان در احیای معارف الهی می باشد.
مرحوم آیت الله الهی قمشه ای در تفسیر و ترجمه قرآن کریم در عصر ما، شخصیتی شاخص و ممتاز است. ایشان اولین کسی است که قرآن را برخلاف عادت قدما که ترجمه تحت اللفظی می کردند، روش جدیدی در ترجمه و تفسیر قرآن بکار بردند و برای اولین بار قرآن را به زبان فارسی روان و سلیس ترجمه کردند، بدون آنکه دخل و تصرفی در اصل معنا شود تفسیر خویش را با بیان ساده و قابل فهمی ارائه دادند.
اشعار مرحوم الهی که از سنین ۱۵ سالگی تا آخر عمر سروده شده در دیوانی به نام «دیوان حکیم الهی» گرد آمده است و شامل قصائد و غزلیات عرفانی و فلسفی بسیاری است. همچنین مشتمل بر نغمه الهی، شرح خطبه متقین در نهج البلاغه، نغمه حسینی و نغمه عشاق می باشد. مرحوم استاد آیت الله الهی قمشه ای در حالی که یکی از افراد شاخص در علم و فرهنگی و ادب بودند، ولی زندگی ساده و بی آلایشی داشتند. سرانجام این حکیم وارسته در شامگاه ۲۴ اردیبهشت سال ۱۳۵۲ شمسی در ۷۲ سالگی مشتاقانه به حق پیوست و در جوار حرم حضرت معصومه (س) مدفون گردید.

آقا محمد رضا قمشه ای (حکیم صهبا)

حکیم متأله، عارف بى‏ بدیل مرحوم آقا میرزا محمد رضا صهباى قمشه ای، فرزند بزرگوار فاضل والا مقام شیخ ابو القاسم قمشه ای مى‏باشد. وى به سال 1241 هجرى قمرى در شهر قمشه(شهرضا)چشم به جهان گشود. مقدمات را در این شهر، نزد اساتیدى چون والد بزرگوارش و دیگر فضلاى این شهر به پایان رساند. سپس عازم اصفهان(در 80 کیلومترى شمال زادگاه خویش)شد، و نزد بزرگان و اساتید حکمت و عرفان، بهره‏ ها جست. در این خصوص استاد محترم علامه آشتیانى مى‏نویسد: «پدر آقا محمد رضا، شیخ ابو القاسم، از نزدیکان و مقربان سید الفقهاء و المجتهدین، آقا میرزا حسن مدرس اصفهانى، استاد میرزاى شیرازى بود. این میر سید حسن در حکمت متعالیه، از تلامیذ و شاگردان آخوند ملا على نورى بود، که بعد از ملا صدرا، احدى به مرتبه او نرسیده است، میر سید حسن مدرس به پدر آقا محمد رضا فرمود: قدر این پسر را بشناس و بر او لازم است که جز تحصیل علم به امر دیگرى نپردازد، آقا محمد رضا در حد لزوم به تحصیل فقه و اصول پرداخت. جاذبه میرزا سید رضى استاد بزرگوار عرفان و حکمت، میرزا محمد رضا را به خود جلب کرد و میرزا محمد رضا بعد از مدتى جاى خالى استاد را پر نمود و به مقامى رسید که دست احدى به آن نرسید

آنچه در مورد احوال مرحوم آقا محمد رضا قمشه‏ اى در تذکره‏ ها آورده ‏اند بدین قرار است:
1-
وى در اصفهان معارف حکمى و عرفانى را تدریس مى‏کرده است.
2-
در قحطى و گرسنگى سال 1288 ه.ق. تمام آنچه را که به میراث برده بود فروخت و صرف حوائج نیازمندان بالاخص طلاب بى ‏بضاعت نمود.
3-
شکایت به حکام قاجار از برخى خوانین و اصحاب جاه و مال که املاک او را غصب نمودند و به مردم آن سامان ظلم و تعدى روا داشتند که بعلت عدم دریافت پاسخ و رسیدگى از سوى حاکمان آن عصر قصد بازگشت داشتند و لیک بنا به دلیلى در تهران ماندگار شد و علت این ماندگارى را داستان دلکشى است که آقا مرتضى مدرس آن را روایت کرده و گفته است من آن را از آقا شیخ عبد الحسین رشتى-رحمه الله-شنیدم که به قرار ذیل است: «قمشه ای در سفر تهران به مدرسه صدر شد و محصلى که انموذج همى خواند سؤالى از او کرد و چون جواب شنید به نزد طلاب شد و گفت، آخوندى آمده است که انموذج خوب مى‏داند؟! و استاد آنان بیامد و فضل وى دریافت و گفت که شما را حاصلى از وى نتواند بود و به هر تقدیرى که بود نگه داشتند او را». مرحوم نایب الصدر مى‏نویسد: « به هر حال او در آنجا به تدریس آغازید و هر چند که حکمت نیز مى‏گفت ولى هم خویش را بیشتر مصروف تدریس معارف عرفانى مى‏کرد بدان پایه که یکى از شاگردان او بنام محمود حسینى ساوجى در پشت جلد مجموعه ‏اى املا کرده است که: خداوند رحمت فرماید آقا محمد رضا اصفهانى قمشه ای را که در عصر ناصر الدین شاه فتح باب تدریس عرفانیات و تصوف از او شد...شرح فصوص الحکم و کتاب تمهید را قبل از ورودشان به دار الخلافه، کسى نمى‏دانست چه رنگ است»
آثار:
اکثر آثار حکیم متأله آقا محمد رضا قمشه ای تحقیق و تنقیح شده و در کتابى با عنوان«آثار حکیم متأله آقا محمد رضا قمشه ای(صهبا)»به کنگره بزرگداشت آن بزرگوار عرضه شده است، لذا از توضیح محتوایى آنها در اینجا خوددارى و فقط به ذکر نامى از آنها بسنده مى‏نماییم. الف:آثار فارسى
‏ 1-اشعار
ب:آثار عربى‏
.1
تعلیقات على فصوص الحکم محیى الدین بن العربى
.2
تعلیقات على خصوص الکلم فى معانى فصوص الحکم للعلامة داود بن محمود بن محمد الرومى القیصرى الساوجى.
.3
تعلیقات على تمهید القواعد لابن الترکة الاصفهانى.
.4
تعلیقات على مفتاح الانس لمحمد بن حمزه الفنارى.
.5
تعلیقات على الاسفار الاربعه لصدر المتألهین محمد الشیرازى.
.6
تعلیقات على الشواهد الربوبیة لصدر المتألهین محمد الشیرازى.
.7
تعلیقات على شرح الاشارات و التنبیهات لنصیر الدین الطوسى.
8.رسالة فی الولایة.
.9
رسالة فی الخلافة الکبرى بعد رسول الله(ص).
.10
رسالة فى فرق بین اسماء الذات و الصفات و الافعال.
.11
رسالة فی وحدة الوجود،بل الموجود.
.12
رسالة فى تحقیق الاسفار الاربعة.
.13
رسالة فی موضوع العلم.
.14
رسالة فی تحقیق الجوهر و العرض فى لسان اهل الله.
.15
رسالة فى الرد على الاعتراض على دلیل امتناع انتزاع مفهوم واحد من الحقائق المختلفة.
.16
رسالة فى شرح حدیث الزندیق. 17-شرح فقراتى از دعاى سحر.
ارتحال این حکیم زعیم و پرچمدار صداقت و پاکى و سادگى،از سراى غرور به مأواى سرور به سال(1306 ه.ق.)اتفاق افتاده است که در روز و ماه آن اختلاف کرده‏ اند.

آیت الله شیخ محمد علی زاهد قمشه ای(ابوالمعارف)

شيخ محمدعلي زاهد قمشه ای معروف به ابوالمعارف در شهرضا در يک خانواده مرفه کشاورز در رمضان سال 1290قمري در محله فضل آباد قمشه ديده به جهان گشود پدرش حسين ابن آقا باقر قمشه نامش را محمدعلي گذاشت، طبق شجره نامه ، حسنعلي خان سبزواري از سرداران نادرشاه جد ششم او مي باشد که معلوم نيست چرا نادر اواخر حکومتش او را به قمشه تبعيد مي نمايد.
ده ساله بوده که از مکتب نزد آقا ميرزا خليل بزرگ امام جمعه قمشه مي رود و پس از فرا گيري مقدمات صرف و نحو ، خدمت آيت اله ميرزا محمد مهدي قمشه مي رسد.
وي از نظر منش و تقوي و فضائل اخلاقي هم شاخص و زبانزد همگان مي گردد، به طوري که يک روز آيت الله نجفي در خاتمه جلسه درس پس از ايراد سخناني مي گويد در بين شما طلاب فقط يک زاهد است، طلبه اي از جا برمي خيزد و مي گويد حضرت استاد، او را معرفي کنيد، آيت الله با اشاره دست مي گويد آن جوان قمشه اي و از آنروز به بعد همه او را به نام زاهد مي نامند و صدا مي زنند.و اين نام فاميل از آن روز است.
حکيم ابوالمعارف که در سنين جواني مجتهدي کامل و در فقه و الهيات و فلسفه و حکمت صاحب نظر بوده و مراحل کمال را پيموده ، حدود بيست و پنج سالگي تدريس دروس خارج فقه و الهيات و سطوح عالي فلسفه و حکمت را بعهده مي گيرد و همسنگ مدرسين ديگر در مدرسه چهارباغ و يکي ديگر از حوزه ها به تعليم و تعلم مي پردازد.

زاهد قسمتي از عمر خود را برسم سالکان طريقت در سفر گذرانده و با بسياري از مشايخ عرفان ديدار و معاشرت داشته هزار باديه پيموده و هفت شهر عشق را گشته است.دکتر انوار استاد عالي قدر ادب و عرفان دانشگاه تهران در مقدمه ديوان او از انتشارات همان دانشگاه چنين اظهار نموده است.... از اشعار و آثار ابوالمعارف چنين بر مي آيد که اين حکيم و عارف رباني طريقت و شريعت را پيموده و صاحب حال و مقام گرديده است و مقامات هفتگانه ، توبه ، ورع ، زهد ، فقر ، صبر ، توکل و رضارا شناخته و در سلوک اين مقامات ممارست نموده و در برابر هر يک حالي دروني يافته است و به احوالمراقبه ، قرب ، محبت، عشق ، خوف ، رجاءو شوق ، انس ، اطمينان ، مشاهده و يقين، رسيده است و مقام را که امري اکتسابي و عملي است با حال يعني احساس و انفعال دروني و روحا ني در آميخته و از علم اليقين که تعلقاست به عين اليقين يعني تخلق رسيده و بر مسند حق اليقين و تحقق تکيه زده است .
دانشمندان و مردم و شهرضا زاهد را به خاطر خدماتش به فرهنگ ابوالمعارف نام نهادند .دکتر ناظرزاده کرماني استاد فقيد ادبيات دانشگاه تهران در شرح حال ابوالمعارف چنين اظهار نظر نموده.« زاهد که در انواع علوم متداول عصر خود رنجها کشيده و در هر يک تسلط و تبحر يافته و در نتيجه روشنفکري اقدام به خدمت د رمدارس جديد کرده. از اين رو مردم شهرضا بپاس خدمات فرهنگي با ارزش آن مرحوم به او عنوان ابوالمعارف شهرضا داده اند که الحق اين عنوان شايسته و برازنده چنين شخصيت علمي ارزنده اي مي باشد. حکيم زاهد به پيشرفت علم و تکنولوژي و سير تحولات جهاني آشنايي و وقوف کامل داشت. در يک مجموعه شعري با زبان عاميانه و شيرين وضع استعمارگران بين المللي و اهداف آنان را به نظم در آورده بود.که متاسفانه به خاطر مسائل امنيتي اين مجموعه را شخصا معدوم نمود. استاد پس از ترک مدارس در گوشه عزلت با مناعت طبع در نهايت سادگي مي زيست اين زاهد خلوت نشين با خوي درويشي و بلاتعيني که داشت همچون اسلاف خود حکيم صهباي قمشه اي و جهانگير قشقائي براي هميشه عمامه را از سر بر مي دارد و مي سرايد: و از آن پس تا پايان عمر در خدمت مردم به ارشاد و پاسخگويي مسائل تربيتي ، شرعي و عملي و فقهي و تعليم و تربيت افراد مي پردازد. ابوالمعارف اکثرا در بهار و تابستان به صحرا مي رفته و با برداشت محصول از آب و ملک موروثي که از در آمدش امرار معاش مي نمود با رعايا همدلي و همراهي مي کرد و اوقاتي را هم در باغ با صفاي انگور در صحراي سرسبز فضل آباد خود را مشغول مي نمود. بشر از بدو خلقت تا به امروز به دنبال کشف مجهولات بوده است و به مدد علم بسياري از آنها را کشف نموده اما هنوز اسراري در پرده ابهام است که قرون متمادي است به آنها مي انديشد و از درک حقيقت عاجز مانده است.
سر انجام بعد از 82 سال عمر خورشيد روان اين حکيم عارف روز جمعه نوزده تير ماه 1332 شمسي در زادگاهش شهرضا غروب نمود و در ساختمان غربي امامزاده شاهرضا به خاک سپرده شد.

حکیم محمد هادی فرزانه

شیخ محمدهادى فرزانه شهررضائى یكى از اساتید بزرگوار و حكماء عالیمقدار معاصر و مفاخر استان اصفهان است پدرش مرحوم ملا محمدمهدى از جمله علماء و ائمه جماعت و از مراجع تقلید مردم شهرضا بوده. محمدهادى فرزانه در سال 1302 قمرى در خاندان علم و دانش و كانون فلسفه و حكمت پا به عرصه وجود گذاشته تحصیلات مقدماتى را از محضر پدر دانشمند خود استفاده كرده و سپس براى تحصیل منطق و حكمت و كلام مدت هفت سال محضر فیلسوف بزرگ میرزا نصراللَّه حكیم را درك و چون داراى استعدادى فوق ‏العاده و هوش سرشار و تند بود همواره مورد احترام و علاقه استاد خود قرار مى‏گرفت.
پس از فوت مرحوم میرزا نصراللَّه حكیم به اصفهان مهاجرت و فرائد و متاجر را نزد مرحوم ملا عبدالكریم كزى رحمت ‏اللَّه علیه تكمیل و فقه و اصول را نزد آن مرحوم و سید محمدباقر و حاج میر محمدصادق و قسمتى را هم نزد مرحوم حاج میرزا عبدالحسین سید العراقین به اتمام رسانید و علم طب را خدمت مرحوم میرزا محمدباقر اصفهانى تحصیل و پس از اتمام تحصیلات به موطن اصلى خود (شهرضا) مراجعت و مشغول مطالعات علمى و تحقیقات فلسفى گردید.

اگر درباره مدارج علمى و مراتب فضل و دانش حكیم توجه شود به خوبى مسلم خواهد شد كه از دانشمندان معاصر بلكه قرون اخیر كمتر كسى به پایه و مایه وى در عالم علم و حكمت پا به عرصه وجود نهاده است. در انواع فنون حكمت طبیعى الهى و ریاضى و همچنین در ادبیات و علوم عربیه و علم كلام و فقه و اصول و عرفان استادى كامل محسوب و دانشمندى جامع معقول و منقول است. از فلسفه متقدم بیشر به معلم ثانى ابونصر فارابى و شیخ الرئیس ابوعلى سینا معتقد بوده و درباره تصنیفات این دو فیلسوف شهیر تحقیقات مفصل و حواشى جامعى دارد و بالجمله براى تدریس تصنیفات ابن سینا (اشارات و شفا و قانون و غیره) اگر مدعى شویم بین حكماء معاصر منحصر مى‏باشد تحقیقا به خطا نرفته ‏ایم و روى همین اصل اساتید دانشگاههاى اصفهان و تهران نیز مكرر محضر مشارالیه را درك و تقاضاى مسافرت ایشان به اصفهان و تهران و تشكیل حوزه علمى و فلسفى را نموده ‏اند ولى شخص ایشان همچنانكه عادت اساتید این فن است هرگز به قبول این امر تن درنداده و او اعتكاف و تدریس در موطن اصلى را بر مسافرت و مهاجرت اختیار كرده ‏اند.
طریقه حكیم فرزانه در حكمت تقریبا نزدیك به مشائین است اینكه مى‏گوئیم نزدیك به مشائین بدین مناسبت است كه در بعضى موارد عقیده ایشان با نظریه حكماء و مشائین اختلاف دارد و دراثبات واجب‏ الوجد و توحید او داراى برهانى است نزدیك برهان صدیقین و بالاخره در تطبیق اصول و قواعد حكمت با احكام و آداب شریعت استادى كامل مى‏باشند. همانطور كه قبلا گفته شد حكیم فرزانه پس از فراغ و از تحصیل و بازگشت به موطن خود در منزل شخصى جلسات تدریس را دائر نموده و این همه روز صبحها از هنگام طلوع فجر تا پاسى از روز گذشته بدون وقفه و تعطیل و اغلب عصرها دائر و حكیم بزرگوار مدت چهل و هفت سال تمام به تدریس علوم مختلف و كتابهاى گوناگون از ابتدائى تا عالى و از سطح تا خارج اشتغال ورزید و به هیچ عنوانى از ارشاد افكار مستعد و افاضه فیض به دوستداران و طالبان دانش مضایقه نمى‏كرد. تدریس و تعلیم و هیچ كتابى و كلاسى را ولو در سطح پائین دون شأن خود نمى‏دانست و از تدریس هیچ علمى و كتابى ولو در عالیترین سطح پروائى نداشت. كلاسى پرشوكت و پر استفاده داشت و درب این كلاس و این مكتب به روى همه دوستداران دانش باز بود و جماعتى كثیر با اشتیاقى وافر از مجالس درس حكیم استفاده مى‏كردند و برخوردار مى‏شدند. اهتمام این حكیم بزرگوار در افاده و افاضافه و تدریس بدون هیچگونه توقع و انتظار به حدى بود كه تا روز دوشنبه اول آذرماه 1344 شمسى دو روز قبل از فوتش تدریس اسفار و مكاسب و قوانین و منظومه و حكمت اشراق را تعطیل ننمود.

حضرت آیت الله سید فضل الله حجازی شهرضائی

مرحوم حاج سید فضل‌الله حجازی فرزند سید محمدحسن در شهرضا متولد شد و در سال 1324 به مکتب رفت و از سال 1335 در سلک اهل منبر وارد شد و تا سال 1346 در اصفهان و قم و مشهد به تحصیل علوم دینی اشتغال ورزید. مرحوم حجازی، دانش هیئت و نجوم و علوم نقلی و منطق و ریاضی و فقه را نزد آقایان شیخ محمد خراسانی، شید محمد نجف‌آبادی و حاج میرزا محمدصادق احمدآبادی فرا گرفت. آن‌گاه در نجف اشرف از محضر مرحوم آیت‌‌الله سید ابوالحسن اصفهانی کسب فیض نمود. پس از بازگشت به شهرضا به تدریس ادبیات و فقه و علوم اسلامی پرداخت. اولین مدرسه علمیه را در محل حسینیه سادات خریداری و به مدرسه حسینیه سادات نامگذاری کردند. از خدمات ارزنده ایشان یکی رونق بخشیدن مساجد و اقامه جماعت در آنها بود؛ به این صورت که چندی در مسجدی متروک و بی‌رونق، خود اقامه جماعت می‌کرد و سپس دیگری را در آنجا منصوب می‌فرمود.
هم‌اینک آثار منظوم و منثوری از ایشان به جا مانده که مهم‌ترین آنها عبارتند از: 1- بدبخت‌نامه، که حاوی انتقاد و طنز از اوضاع روزگار معاصر خود و دوران ستمشاهی بوده است. 2- مناثرالحجازیه (زندگینامه خودشان) 3- مآثرالحجازیه، که متضمن اشعار ایشان می‌باشد و شامل قصاید، غزلیات، ترجیع‌بند و دو بیتی به زبان‌های فارسی و عربی است.
ایشان در 28 دی ماه 1347 در 69 سالگی زندگی را بدرود گفت.
عماد: آیا خاطرات شنیدنی از روزگار آن مرحوم به خاطر دارید؟
با شنیدن این سوال ایشان کتاب مناثرالحجازیه را که به خط مرحوم والدشان بود به عماد دادند و او نیز برخی از خاطرات را برای همه ما خواند.
الف: سرمای کشنده سال 1308 ش. (1347 ق)
از غرائب این سال که معمرین نظیر آن را به یاد نداشتند سرما و برفی بود که از دوم دی ماه شروع شد و در حدود 40 روز که اغلب اوقات ابری بود برف متوالیاً می‌آمد. راه‌ها و معابر مسدود بود و عبور و مرور کمتر می‌شد. گوسفندان از رفتن به بیابان ممنوع بودند، وسایل حمل‌ونقل از کار باز ماند و وسایل حرارت کمیاب و گران بود. درجه سردی هوا به قدری بود که تخم مرغ و روغن چراغ یخ کرد و ظروف شیشه و سفالین و چینی زیاد شکست و حوض‌های آب فراوان شکست. عجب‌تر از همه آفتابه مسی کار یزد در منزل ما شب از اتاق بیرون مانده بود صبح دیدیم چهار شکاف شده بود. بسیاری از طیور هلاک شدند. مسموع افتاد ]که[ طفلی در گهواره از شدت سرما سیاه شده بود عجب‌تر این‌که این برف به این زیادی که وقتی آدم در صحرا و بیابان نگاه می‌کرد در سطح زمین خال سیاه نمی‌دید به فاصله سه روز در اثر وزیدن باد به کلی از بین رفت.
ب: کلاه پهلوی، حادثه سال 1310 ش. (1349 ق)
روز پنجشنبه 4 جمادی‌الاولی/ 25 شهریور، اهل منبر شهرضا از جمله نگارنده با کمال کراهت کلاه پهوی بر سر گذاشتیم. با آن که مطابق نص قانون (دارندگان اجازه روایتی از دو مجتهد مستثنی هستند) و ما همه اجازه داشتیم. علاوه بر آنکه ائمه جماعت نیز مستثنی هستند اما افسوس که امورات مملکت افتاده به دست یک دسته مردم اراذل و اوباش و اشخاص جاهل.
به عهد ]آن[ رضاشاه جفاجو- خدیو ظالم بی‌اصل بدخو
ستمگر ملحدی کز اول دهر- ندیده چشم کیوان بدتر از او
لباس عزت از مردم برون کرد- به جایش شرت تا بالای زانو
کلاهی همچو کج بیل آن بداختر- نهادی بر سر هر زشت و مه‌رو
در ربیع‌الثانی (1353) و خرداد ماه (1314) اهالی ایران به قهر سلطان به کلاه دوره‌دار مکلا شدند با کراهت اهالی و نیز انقلاب خراسان و اعتصاب آن‌ها در مسجد گوهرشاد و حمله قشونیها و به توپ بستن مسجد و تلفات جانی.
ج: کشف حجاب
در شهرضا بناست روز شنبه 9/12/1314 ش، کشف حجاب کنند و هر شبه جلسات از افراد یک فامیل یا یک محل به همراهی چند نفر از اعضای ادارات برقرار است در منازل اعیان. مدعوین باید با خانم‌های بی‌حجاب خود وارد جلسه شده، پس از صرف چای و شربت و شیرینی یکی از افراد برخاسته کلماتی برای خوش‌آمد جالسین- هرچند خدا را به غضب آورد- می‌گوید و بعد جلسه خاتمه می‌‌یابد و به اتفاق برای گردش به خیابان می‌روند و بعد متفرق می‌شوند.
12/12/1314:
زنی با چادر از خیابان می‌گذرد، یک نفر از امنیه‌ها می‌گوید: خانم چادر را از خود دور کن! آن زن می‌گوید: با چادر محفوظ‌تر هستم. او باز اصرار می‌کند. مأمور بالاخره پیش آمده، چادر از سر زن بر می‌دارد آن زن از دهشت بی‌هوش شده، به زمین می‌افتد. مردم اطراف او را گرفته، به هوش می‌آورند.
مسموع افتاد که بعضی از زن‌ها خود را مسموم ساختند و بعضی حملشان سقط شد و دیگر فجایعی که قلم از نوشتن آنها عاجز است.
هادی: حال اگر ممکن است از زندگی خودتان نیز برای ما بگویید تا بیشتر آشنا شویم. در این هنگام ایشان اندکی تأمل کردند و سپس به اتاقشان رفته، چند جلد کتاب به نام "وسواس و درمان” آوردند و به هریک از همراهان هدیه کردند و فرمودند: در آخر کتاب، شرح حالم را آقای حسن عرفان از استادان حوزه علمیه قم تنظیم کرده‌اند مطالعه فرمایید.

حجت الاسلام والمسلمین غدیرعلی ممیز


ملیت : ایرانیقرن : 14 منبع : گنجینه دانشمندان (جلد هشتم)

شیخ غدیرعلى ممیز از علماء و دانشمندان معاصر خدوم و مروج شهرستان (شهرضا) مى‏باشند تولد ایشان در ذى‏الحجه 1349 ق در شهرضا واقع شده و مقدمات را در آنجا در خدمت حجهالاسلام آقاى حاج میرزا نصراللَّه- زارعان و سطوح را از محضر انور آیت‏اللَّه حاج سید مهدى کمارى در مدرسه شیخ عبدالحسین تهران خوانده و هم در مشهد مقدس از محضر مرحومین آیتین حاج شیخ هاشم قزوینى و حاج آقا جلال مدرس تکمیل نموده و ادبیات را از جناب آقاى هاشمى و هیئت و تفسیر از استاد بزرگوار علامه میرجهانى بهره‏مند و منظومه سبزوارى را در نجف اشرف از مرحوم حجهالاسلام آقاى حاج میرزا محمدعلى توحیدى تبریزى و سطوح عالیه را از مرحوم حاج شیخ صدرا بادکوبه‏اى رحمه اللَّه علیه و حجهالاسلام حاج سید ابوالقاسم کوکبى بهره‏مند شده و دروس خارج را از آیت‏اللَّه حاج میرزا باقر زنجانى و آیت‏اللَّه حکیم و آیت‏اللَّه العظمى خوئى و آیت‏اللَّه حاج سید عبدالاعلى سبزوارى استفاده نموده و با دریافت اجازات از نجف اشرف مراجعت به شهرضا و به خدمات دینى از اقامه جماعت و تبلیغ احکام و ترویج دین و تعظیم شعائر مذهبى پرداخته و تا حال تحریر و تالیف گنجینه موفق و شاغل این خدمات مى‏باشند.
آثار خالده معظم له.
.1 
قسمتى تقریرات دروس مرحوم آیت‏اللَّه حاج شیخ هاشم قزوینى و آیت‏اللَّه میرزا باقر زنجانى و آیت‏اللَّه العظمى خوئى.
.2 
تعمیرات حسینیه سادات

دات شهرضا در سال 1346.
.3 
ساختمان حسینیه باغ ملى شهرضا در سال 47 -46.
.4
تاسیس مسجد صدرى در خیابان ولیعهد غربى شهرضا 49 -48.
.5
مسجد امام حسین (ع) در خیابان چهل مترى شهرضا 54 – 55.
.6 
فرستادن مبلغینى به اطراف شهرضا از سال 1346.
.7 
تاسیس کتابخانه عمومى.
.8
تاسیس مدرسه علمیه مدینه العلم شهرضا که اکنون مملو از طلاب و روحانیون برای درس و مباحثه است .
غدیرعلى ممیزى عالمى عامل و مروجى کامل است که تحصیلات خود را در شهرضا و اصفهان و حوزه‏هاى علمى دیگر تمام نموده و به خدمات دینى از اقامه جماعت و تبلیغات اشتغال دارد. وى عالمى باصفا و دانشمندى متواضع و داراى محامد آداب و محاسن اخلاق مى‏ باشد.
ایشان در نیمه شب 7 آذر 1388 برابر با شام عرفه و شب عید سعید قربان دعوت حق رالبیک گفت و در جوار رحمت الهی آرمید . قبر ایشان بنا به وصیت خود در قبرستان عمومی شهرضا واقع شده است .

حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی حجازی

محل تولد : شهرضا
تابعیت : ایران

تاریخ تولد : 1303/1/1
زندگینامه علمی
نا به سامانی های واپسین روزهای حکومت قاجار در کام زمانه شراره می ریخت ، سال 1303 هجری بود . در کانون کهن علم و فلسفه شهر باستانی قمشه (شهرضا) و در خانه عالم بزرگ شهر «حاج سید فضل الله حجازی» لبخندها می شکفت و تولد سید مهدی حجازی را با شادی می آمیخت ، او دوران کودکی را در خانواده ای که در علم و تقوا سابقه دیرین داشت سپری کرد و از تربیت های علمی و اخلاق پدر و نیاکان خویش پرتو گرفت.در آغاز جوانی برای تحصیل علوم دینی رهسپار اصفهان گردید. سالها در اصفهان با تلاش پیگیر ، ساده زیستی ، خودسازی و باور پولادین ، رشته های ختلف فرهنگ اسلامی را فرا گرفت ، استادان او در اصفهان عبارت بودند از :آیت الله حاج شیخ عباسعلی ادیب اصفهانی ، آیت الله میرزا علی آقای شیرازی ، آیت الله حاج شیخ محمد حسن نجف آبادی ، آیت الله طیب ، آیت الله خادمی ، آیت الله حاج آقا صدر کوهپایه ای ، آیت الله حاج شیخ احمد فیاض .آیت الله حجازی در سال 1370 هجری برای تعالی بیشتر علمی و کسب تخصص فراتر فرهنگی و نیل به درجه عالی اجتهاد رهسپار نجف اشرف شد .وی علی رغم تنگناهای مادی در طول 17 سال سکونت در نجف اشرف به فراگیری پیگیر علوم اسلامی پرداخت و از محضر مراجعی چون:حضرت امام خمینی ، آیت الله العظمی حکیم، آیت الله العظمی خویی، آیت الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی، آیت الله العظمی حاج سید عبدالاعلی سبزواری، آیت الله العظمی حاج سید جواد تبریزی، آیت الله العظمی حاج سید یحیی یزدی رحمه الله علیهم اجمعین بهره کافی گرفت.دستیابی به درجه اجتهاد یکی از فرازمندترین فله های ارتقای علمی و فقهی در حوزه های علمیه رسیدن به رتبه اجتهاد و گرفتن اجازه اجتهاد از مراجع بزرگی که به ایشان اجازه اجتهاد داده اند عبارتند از :آیت الله العظمی سید یحیی حسینی یزدی نجفی، آیت الله العظمی حاج سید محمد جواد طباطبائی تبریزی نامبرده در اول نوشته خویش آیت الله حجازی را این گونه وصف می کند:سید مهدی حجازی، دانشمند فاضل ، تقوا پیشه پیراسته، برگزیده بزرگان، پشتوانه دانشمندان اسلام، رهرو راه استوار صاحب ذوق آراسته به مرتبه اجتهاد رسیده اند.آیت الله العظمی سید ابوالمعالی حاج سید عبدالاعلی سبزواری، ایشان نیز در مرقومه خویش درباره آیت الله حجازی می نویسد:حجه الاسلام حجازی با آراستگی اخلاق معارف اسلامی را فرا گرفته است، مبانی احکام را استوار ساخته و به درجه اجتهاد رسیده است.

حجت الاسلام والمسلمین قربانعلی زمانی قمشه ای

حضرت حجت الاسلام والمسلمین قربانعلی زمانی قمشه ای در سال 1323 در شهرضا متولد و در سال 1347 جهت تحصیل علوم حوزوی وارد حوزه علمیه گشت و از محضر بزرگانی چون حضرات آیات شیخ کاظم تبریزی، حسن زاده آملی و جوادی آملی بهره برد. کتاب هیئت و نجوم اسلامی در 4 جلد از مهمترین آثار ایشان به شمار می رود. استاد زمانی قمشه ای از اعضای هیئت موسس مجمع عالی حکمت اسلامی می باشد.

نحوه آشنایی خود را با حضرت استاد حسن‌زاده بیان نمایید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. اینجانب سال‌های 48 و 49 ش که به مقطع سطح (شرح لمعه) اشتغال داشت، وقتی بحث به «وقت و قبله» رسید سؤالاتی از استاد نمودم، استاد پاسخی داد که قانع کننده نبود، سپس افزود: من اطلاع کافی از آنها ندارم، این گونه مباحث در خور شأن فلکی حوزه حضرت استاد حسن‌زاده آملی است، به ایشان مراجعه و پاسخ‌های خود را دریافت دارید. از اینجا با نام معظم له آشنایی پیدا کرده، روزی ایشان را در خیابان دیدم و یکی از سؤال‌ها را مطرح کردم. وی فرمود: سؤال شما شش ماه کلاس هیأت و نجوم می‌طلبد تا به وقت و قبله آشنا شوید. اصرار کردم هر اندازه امکان دارد پاسخ بفرمایید. فرمود گوشه و کنار پیاده‌رو که نمی‌شود مباحث هیأت و نجوم مطرح کرد، بلکه نیازمند کلاس است.

در سال 1350 یکی از دوستان گفت حاج آقا حسن‌زاده کلاس درس هیأت شروع کرده‌اند. این خبر بسی مسرت‌بخش بود، به درس ایشان که در مدرسه نوبنیاد «سعادت» برگزار می‌شد، شرکت جستم.

درس های حضرت استاد دو دسته بود، دسته‌ای در طول هفته تا چهارنشبه برگزار می‌‌شد و دسته دیگر در مطلق تعطیلی یعنی پنجشنبه، جمعه، اعیاد، وفیات تعطیلات نوروز و حتی روز نوروز. البته روز شهادت حضرت ابی عبدالله الحسین(علیه‌السلام) و حضرت محمد(ص) را تعطیل می‌فرمود. و در غیر این دو روز پیوسته تدریس داشت. ایشان معتقد بود و پیوسته می‌فرمود تعطیلی برای طلبه نباید مفهوم داشته باشد.

چه دروسی را از محضر حضرت علامه کسب فیض نمودید؟

اشاره شد که درس‌های معظم دو دسته بودند و این ناچیز در هر دو دسته شرکت می‌کردم و با توجه به فرمایش ایشان که برای طلبه نباید تعطیلی مفهوم داشته باشد، از سال 1350 تا سال 1372 که آخرین درس از «مصباح الانس» ابن فناری را فراگرفتم حدود 22 سال پیوسته برای ما روز و سال تحصیلی بود و از حوزه قم هیچ خارج نشدم.

دسته اول از درس‌هایی که از محضر معظم آموختم عبارتند از شرح اشارات و تنبیهات برخی از مجلدات اسفار، الهیات شفا، کتاب النفس از طبیعیات شفا، تمهید القواعد ابن ترکه، مصباح الانس ابن فناری و

دسته دوم که در روزهای تعطیلی به جز دو روز یاد شده برگزار می‌گردید عبارت بودند از هیأت فارسی ملاعلی قوشچی، تشریح الافلاک شیخ بهایی، شرح چغمینی، دروس «معرفه الوقت و القبله» که مطالب آن بسی سودمند و شرحی نفیس بر «تحفه الاجله فی معرفه القبله» تألیف فلکی و ریاضی‌دان مشهور و متبحر سردار کابلی است. این کتاب از امهات کتاب‌ها در قبله‌شناسی است و از مبانی هندسی همچون اکرثاوذوسیوس، تحریر اقلیدس، مثلثات سینوس‌ها، تانژانت‌ها و بهره‌ گرفته است. در پایان این کتاب اختراعی عجیب و شگفت‌آور از ابتکارات علامه شعرانی را به چاپ رسانده و نوشته است: «ان استاذنا العلامه ذالفنون قد اخترع بقریحه الطیاره صحیفه مکرمه لتعیین قبله البلاد، لم یسبقه احد من مهره ارباب الازیاج والارصاد، ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء و هی هذه»1

شایان ذکر است این صحیفه مکرمه که از اختراعات علامه شعرانی است بسی پیچیده و مرموز است، نگارنده در کنگره علامه شعرانی که توسط مؤسسه فرهنگ و اندیشه به مدیریت حضرت حجت الاسلام والمسلمین رشاد برگزار گردید به لطف و تفضل الهی برای اولین‌بار توانست پرده از رمز آن بردارد و بیش از پنجاه صفحه درباره آن توضیح دهد، چرا که هیچ یک از شاگردان مرحوم علامه شعرانی چیزی در شرح آن به نگارش نیاورده بودند و گویا طلسمی بود که رمز آن گشوده نمی‌شد، علامه شعرانی آنچه از هندسه، ریاضی، جغرافیا، دانش فضا و اسطرلاب در قبله‌شناسی می‌دانست به گونه‌ای اعجاز‌آور در این صفحه جا داده بود و جز با احاطه به دانش‌های یادشده به اضافه مبانی ساخت و طراحی و مهندسی اسطرلاب ورود به آن امکان‌پذیر نبود، و از باب نمونه قبله پکن و توکیو را استخراج نمودم.

از دیگر کتاب‌هایی که خدمت حضرت استاد زانوی شاگردی بر زمین داشتم، دروس هیأت و دیگر رشته‌های ریاضی بود، نیز سی فصل خواجه، و آشنایی با زیج بهادری، جامع بهادری، علم الاعداد، قانون مسعودی، ربع مجیّب و می‌باشد. همه اینها به لطف خدا و به دعای حضرت استاد بود. بدین خاطر و بر اساس این خاطره که:

در اواخر سال‌های تحصیل خدمت حضرت استاد سؤالی از خدمتش داشتم پس از پاسخ اشک در چشمان مبارکش حلقه زد و فرمود: آقاجان دعوتنامه‌هایی از اروپا و آمریکا برایم آوردند که به دانشگاه‌های آنجا بروم اما با خود گفتم یک عمری در حوزه‌های امام صادق(علیه‌السلام) بوده و از برکت آنها بهره‌مند شدیم بهتر است در خدمت آنها باشم، بعد افزود من چقدر در این حوزه فلکیات، ریاضیات، هندسه گفتم و هم اینک این دانش‌ها در حال انقراض است و کسی تدریس نمی‌کند. استاد هنوز در حال گریه بود که با خود عهد بستم آنچه را از استاد آموختم به دیگران انتقال دهم و تاکنون نیز بر این عهد مانده‌ام به ویژه که دیگر استاد علامه حضرت آیت الله جوادی آملی بارها فرمود فلانی مواظب باش این دانش‌ها منقرض نشود، اُکَر در هندسه استدلالی ریاضی، هیأت و نجوم، قبله‌شناسی و.. این ناچیز بر خود واجب شمردم گوش به فرمان استادانم باشم و در کنار فقه و فلسفه و عرفان، دانش فضا و سایر رشته‌های وابسته به آن همچون ریاضی، مثلثات، هندسه استدلالی و سایر آموخته‌هایم را منتقل نمایم سپس به حضرت استاد حسن‌زاده عرض کردم برخی افراد پیوسته در مباحثه درس‌های شما می‌باشند و درس‌های شما را تشریفاتی حاضر نمی‌شوند.

باری دعای این مرد دلسوخته و دانش‌پرور سبب شد تاکنون چهار جلد تألیف در هیأت و نجوم و تعداد زیادی CD و DVD به حوزه‌های دینی و شاگردان کلاس عرضه کنم و توفیق یافتم اسطرلاب را تدریس نمایم و حتی طراحی، مهندسی و ساخت آن را به شاگردان آموزش دهم بلکه مرهمی باشد بر دل استادان سوخته دلم به برکت محمد و آله (علیهم السلام)

دیگر این که تاکنون قبله و محراب ده‌ها مسجد را در سرتاسر ایران تنظیم کردم از جمله مسجد دانشگاه آزاد شهرکرد که جناب حجت الاسلام علی اصغر بیگی از من خواست رنگ‌ریزی کنم و این ناچیز اجابت نمودم و مسجد دانشگاه آزاد شهرضا که جناب حجت الاسلام سید نعمت الله صالح تقاضا کرد و بنده اجابت نمود، راهکار حقیر در تنظیم و توجیه قبله عبارت است از: 1. عرض بلد؛ 2. انحراف از جهت مبدأ؛ 3. استفاده از رابطه فیثاغورث که در هندسه استدلالی کتاب‌های خواجه نصیرالدین، اکرثاوذوسیوس، از آن به شکل عروس نام می‌برند (و از طریق جبر خطی به شکل مأمونی مشهور گردیده است) و با راهکار «وایت» عبارت است از: A2+B2=C2 این طریق قبله‌شناسی که با کمک خورشید صورت می‌پذیرد از سایر راه‌های قبله‌شناسی دقیق‌تر و در طول سال قابل استفاده است.

حجت الاسلام والمسلمین حسن عرفان

در سال 1336 در خانواده اى مذهبى در شهرضا چشم به دنیا گشودم پدرم یک خیاط مذهبى و مادرم سیده اى از تبار سادات طبائیان(طباطبائی)بود.
شش کلاس ابتدایى را در مدرسه خیام به پایان بردم و سپس به حسینیه سادات رفتم تا دروس دینى را بیاموزم در محضر حجج اسلام حاج سید محمد على طبائیان (طباطبائی)زارعان، محمدحسین رهایی، حاج شیخ على تاکى و زانو زدم.
سپس به اصفهان رفتم و از استادانى چون حاج آقا حسن امامى و آقاى ابراهیمى و آقاى فقیهى بهره گرفتم، آنگاه به قم آمدم از فروغ علم گسترانى چونان حضرات اعلام: طالقانی، تهرانی، مدرس افغانی، کریمى جهرمی، استادی، ابطحی، زاهدی، اعتمادی، خسرو شاهی، پیشوایى تهرانى و آیت الله اسماعیلپور و آیت الله شیخ جواد تبریزى پرتوهایى نه در خور آنان که همساز با فانوس کورسوز خویش برگرفتم.
سالیانى چند ادبیات فارسی، حاشیه، مغنی، معالم، مختصر، مطول، لمعه، مکاسب، و کاربرد علوم بلاغى در قرآن را با سروران مدارس رسالت، کرمانى ها، رضویه، حقانى و موسسه امام خمینى رحمه الله علیه باز گفته ام.
چندین پایان نامه را به مشورت و یا به اصطلاح راهنمایى نشسته ام .
تاکنون به عربستان،عراق،سوریه، سوئد، امارات سفر زیارتى و تحقیقى و تبلیغى داشته ام و تحقیقاتى در دست سامان بخشى دارم
از همسر سیده ام پنج فرزند دارم دو پسر و سه دختر، علیرضا در مدرسه کرمانى ها درس مى خواندو امیر محسن در مدرسه شهیدین.

کتب: ‏

کرانه ها / سه مجلد
شرح جواهر البلاغه / دو مجلد
شرح و ترجمه تهذیب البلاغه
فرهنگ غلط هاى رایج
پژوهشى در اعجاز قرآن
خاطر و خاطره
آفت ها و لطافت هاى جنسی
زبان آگاهی
پدر و مادر در فرهنگ اسلامی
درمان نازائی.

مقالات: ‏‏

ازلابلاى متون / حدیث زندگى 3
رمز و راز شادابى و نشاط در جوانی/ گفت و گو /دیدار آشنا 23
موفقیت و شانس / حدیث زندگى 3
زبان آگاهى پیامبر (ص) و امامان(ع)/علوم حدیث 12
عفت در اندیشه، گفتار و رفتار /حدیث زندگى 6
اعتماد به نفس / حدیث زندگى 3
زبان آگاهى پیامبر(ص) و امامان(ع)/علوم حدیث 6
زبان آگاهى پیامبر(ص) و امامان(ع)/علوم حدیث 5

آیت الله قدرت الله صالحپور

قدرت الله صالحپور محل تولد : شهرضاتابعیت : ایران تاریخ تولد : 1319/1/1 زندگینامه علمی زندگی نامه اینجانب مدت 50 سال به عنوان واعظ شهیر شهر در مجالس و مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان عزاداری کرده ام و افتخارم این است که توانسته ام عمرم را در این راه سپری می کنم از طرف دانشگاه های اصفهان و تهران و مراکز حوزه ی علمیه های قم و اصفهان و دانشگاه های آزاد شهرضا، مجلسی، دهاقان، پیشنهادهایی برای تدریس ارائه شد که اینجانب منبر را بر تدریس ترجیح دادم بنابراین زندگینامه اینجانب وقف حسین بن علی علیه السلام آقا و سرورمان شده است و در اکثر شهرستان های ایران منبر رفته ام.

این عالم وارسته که از خطیبان بنام شهرستان شهرضا بود پس سالها وعظ و خطابه شامگاه 18 فروردین 1392 مطابق با 26 جمادی الاولی 1434 قمری در شهرضا دعوت حق را لبیک گفت .

حجه الاسلام و المسلمین حاج شیخ مرتضی عظیمی

مرحوم حجه الاسلام و المسلمین حاج شیخ مرتضی عظیمی در اسفند ماه سال 1332 شمسی در شهرضا دیده به جهان گشود.

پس از گذراندن دروس کلاسیک و اولیه ی حوزه در زادگاه خود ، راهی شهر کریمه ی اهلبیت (علیها السلام ) گردید و سالها از محضر حضرات آیاتی چون ستوده ، آشتیانی ، محقق داماد، معرفت ، فیروزآبادی ، آیت الله شیخ جعفر سبحانی و آیت الله العظمی حاج شیخ حسین وحید خراسانی بهره ها برد.

آن بزرگوار در زمان حضور در موطن خویش نیز از هیچ کوششی در جهت خدمت به مومنین دریغ نمی نمود . از تدریس در حوزه و دانشگاه و قبول مسئولیت مدینه العلم صاحب الزمان شهرضا تا وعظ و خطابه و تفسیر قرآن ، از برخورد گرم و صمیمی با عموم مردم تا رفع نیاز محرومان جامعه، از خدمت به زوار عتبات عالیات و حجاج بیت الله الحرام تا ایجاد شور وشوق در جهت تعظیم شعائر اهلبیت عصمت و طهارت ( علیهم السلام ) همگی از خصائص آن مرحوم بود.

در این میان عشق وافر ایشان به ساحت قدس چهارده معصوم (علیهم السلام ) همراه با ذوق ادبی،وی را بر آن داشت تا از سنین نوجوانی و در مقاطع مختلف ، دستی بر قلم برده و سروده هایی در مدح و رثای آل الله و لا تخلص ( ساعی ) از خود بر جای گذارد که این اشعار بعد از رحلت ایشان طی اثری ماندگار در دیوان نسیم عشق جمع آوری شد.

آیت‌الله حاج شیخ عبدالرحیم ملکیان

آیت‌الله حاج شیخ عبدالرحیم ملکیان ،متخلّص به «ناصح قمشه‌ای» به سال 1302 شمسی (1342 قمری ) در شهرضا به دنیا آمد .
وی پس از طّی دوره شش ساله دبستان به تحصیل علوم ومعارف اسلامی ، در حوزه علمیّه شهرضا پرداخت و پس از چند سال راهی اصفهان شد و در حوزه علمیّه این شهر، در محضر اساتیدی مانند«میرزا علی‌آقا شیرازی» ،«صدر کوپایی» ،و شیخ «عباسعلی حبیب‌آبادی»، درس خواند.
آنگاه عازم شهر مقدّس قم گشت و تعلّم علوم دینی معقول و منقول را در نزد استادانی همچون « علّامه طباطبایی» ،آیت‌الله«بروجردی»،«شیخ عباسعلی شاهرودی»،«فکور یزدی» و «مجاهدی‌تبریزی» پی‌گرفت.
وی در سال 1341 شمسی به شهرضا بازگشت و در آنجا از محضر شیخ«محمّد‌هادی فرزانه»، معروف به «حکیم فرزانه» که در فلسفه وحکمت اسلامی و بویژه در اطلاع بر مکتب مشّاء از سر آمدان روزگار بود،بهره‌ور شد و در همه سال‌های اشتغال به علوم و معارف اسلامی از افادات حکیم «الهی‌قمشه‌ای» نیز بهره می‌برد.
اکنون استاد ناصح‌قمشه‌ای در شهرضا به تدریس علوم دینی اعم از معقول و منقول و وعظ و ارشاد عامه مشغول است.وی با ادبیات فارسی و علی‌الخصوص آثار مولوی، نظامی، سعدی و حافظ انس و الفت دارد و خود نیز از اوایل جوانی، در زمینه شعر فارسی، طبع‌آزمایی می‌کرده است.

آیت الله محمدعلی اسماعیلپور

اسماعیلپور، محمدعلی
(ملیت : ایرانی قرن : 15)
محمد علی اسماعیل پور محل تولد : شهرضا تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1319/1/1 زندگینامه علمی: شروع به علوم قدیمه از سال 1335 شمسی در شهرضا و بعد از طی مقدمات و قسمتی از سطوح عالی و فراگیری فلسفه و کلام و مقداری طب قدیم و مقداری هیئت در سال 1339 وارد حوزه علمیه قم شدم. بعد از تکمیل سطح عالی حوزه در دروس خارج فقه و اصول شرکت نموده و مباحث فلسفی را نیز تکمیل و در طول خواندن درس خارج به مباحثات علمی و تدریس سطح عالی و علوم اعتقادی مشغول بوده ام و بعد از دوره هائی از تدریس کفایه الاصول از سال 1357 شمسی به تدریس خارج فقه و اصول مشغول بوده که هم اکنون هم ادامه دارد و فعلاً دوره سوم تدریس خارج اصول برقرار می باشد. در سخنرانی بعد از نماز جماعت چه در قم و چه در شهرضا (قمشه) در ایام مناسب و تعطیلات حوزه مثل ماه مبارک رمضان و تابستان با توفیق الهی یکدوره تفسیر کامل قرآن برای مردم گفته شده است و دوره دوم نیز تاکنون به سوره یونس رسیده است.

آیت الله قدرت الله نجفی قمشه ای

ملیت : ایرانیقرن : 15

تولد؛

1/4/1319 شمسی (15جمادی الاول 1359 قمری) شهرستان(قمشه) شهرضا؛

اساتید دروس مقدماتی در حوزه علمیه شهرضا؛

حاج آقا نصرالله زارعان، حاج آقا فضل الله حجازی، حکیم الهی قمشه‌ای وبرخی دیگر از علمای محلی.

استاد، فصوص فارابی وتفسیر قرآن را تابستان‌ها که حکیم الهی قمشه ای به شهرضا می‌آمد خدمت ایشان تلمذ کرده‌ است.

اساتید دوره سطح؛

از 17 سالگی وارد حوزه علمیه قم شد و در مدرسه رضویه سکنی گزید وخدمت حضرات آیات، ستوده، اعتمادی، سلطانی،منتظری،شهید مطهری، شهید مفتح و برخی دیگر از اساتید تلمذ نمود.

استاد اخلاق؛

حاج آقا حسین فاطمی قمی.

اساتید خارج فقه واصول؛

آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی و آیت‌الله‌العظمی میرزا هاشم آملی

اساتید حکمت وعرفان؛

علامه طباطبایی، استاد شهید مطهری، آیت الله جوادی آملی، آیت الله حسن‌زاده آملی و آیت الله حاج آقا محمد شاه‌آبادی، رحم الله الماضین و ایدالله الباقین منهم.

فعالیت‌های سیاسی قبل از پیروزی انقلاب؛

1. شرکت در تحصن‌ها وتظاهرات علما ومردم 2. افشای جنایات رژیم ستم‌شاهی و معرفی آرمان‌ها و راه و رسم و خط امام که منجر به دستگیری ایشان شد 3. ممنوع‌المنبر شدن در شهرضا به دلیل فعالیت‌های سیاسی و انقلابی.

فعالیت‌های سیاسی بعد از پیروزی انقلاب؛

1. نماینده مردم شهرضا در دوره اول و پنجم مجلس شورای اسلامی 2. معاون تأمین نیروهای انسانی کمیته‌های انقلاب اسلامی در سراسر کشور 3. ناظر عالی وزیر امور خارجه (دکتر ولایتی) در دانشگاه بین الملل 4. مشاور فرهنگی وزیر امور خارجه 5. عضو هیأت علمی دانشکده بین الملل 6. عضو هیأت بررسی تخلفات دانشکده بین الملل 7. تشکیل دفتر استفتاء وارتباط با نمایندگی‌های سراسر کشور 8. نماینده ولی فقیه در دانشگاه صنعت آب و برق شهید عباس‌پور 9. مشاور فرهنگی وزارت کشور 10. عضو هیأت رسیدگی به تخلفات وزارت کشور 11. عضو هسته‌ای گزینش مدرسه عالی شهید مطهری 12. عضو هسته‌ای گزینش نمایندگان ولی فقیه در دانشگاههای سراسر کشور.

خدمات فرهنگی؛

1. تدوین ماهنامه اخلاقی، اعتقادی، فرهنگی و سیاسی برای سفرا وکارمندان خارج از کشور 2. تدوین چهل حدیث جهت ارائه در سمینارهای سالیانه سفرای کشورهای جهان 3. تدوین ماهنامه اخلاقی، عقیدتی، سیاسی جهت استانداران وفرمانداران.

تدریس حوزوی؛

1. تدریس دروس تفسیر، حکمت واخلاق در مدرسه آیت الله العظمی گلپایگانی قم 2. تدریس در حوزه علمیه شهرضا.

تدریس دانشگاهی

1. دانشگاه امام صادق× 2. مدرسه عالی شهید مطهری 3. تربیت مدرس 4. دانشگاه شهید بهشتی 5. دانشکده روابط بین الملل 6. دانشگاه شهید عباس‌پور 7. دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان. استاد، در این دانشگاهها به تدریس دروس معارف، اخلاق، فلسفه، منطق وتفسیر اشتغال داشته است.

آثار قلمی؛

تدوین 755 مقاله در موضوعات مختلف که در روزنامه رسالت سال‌های 1372 تا 1375 منتشر گردیده و توسط سید مهدی میرمسیب؛ تحقیق، تصحیح و فصل بندی شده و با عنوان «قطره ای از دریای معارف» در دو جلد گردآوری شده و در سال 1388در انتشارات اسوه چاپ و منتشر گردیده است 2. شرحی بر دعای عرفه امام حسین× که هنوز به چاپ نرسیده است 3. تلخیص دوره بیست جلدی تفسیر المیزان که جهت بازنگری خدمت علامه طباطبایی داده شد ونزد ایشان ماند تا به لقاء‌الله شتافت واین جزوه مفقود گردید 4. با سالکان وادی نور این کتاب حدود سیصد بیت شعر در قالب مناسکی کوچولو برای راهیان سرزمین وحی بود که به پیشنهاد سید مهدی میرمسیب توسط خود استاد شرح شده و به تحقیق و تصحیح وی در سال 1385 توسط انتشارات سلمان آزاده چاپ و منتشر گردیده است.5. چشمه های سلوک، که در چهار موضوع مختلف است و در دست آماده سازی میباشد.6. اخلاق نظری برای طلاب سطوح مقدماتی حوزه که آماده چاپ است.

آثار صوتی؛

به کوشش آقای حمید دهقان، مجموعه سخنرانی‌هایی از معظم‌له به رادیو معارف ارائه گردید که پس از ویرایش از سال 1387 در برنامه مکارم خوبان این رادیو پخش گردیده و هنوز هم ادامه دارد، این مجموعه سخنرانی(از سال1387 تا 1390) اخیراً توسط رادیو معارف در قالب چهار CDتنظیم، تکثیر و منتشر گردیده که اکنون در دسترس علاقمندان می‌باشد.

استاد، که از جانبازان فاجعه 7 تیر 1360 وپدر شهید می‌باشد در حال حاضر ضمن وعظ و ارشاد و خطابه، در شهرضا به تدریس در حوزه ودانشگاه مشغول می‌باشد.

جهت آشنایی بیشتر با شخصیت این استاد معظم، به رساله مرد فریاد و سکوتیا کتابقطره‌ای از دریای معارف، ج2، فصل پنجم، ص586 مراجعه گردد.

قم/ سیدمهدی میرمسیّب

حجت الاسلام والمسلمین دکترعباسعلی شاملی

(ملیت : ایرانی قرن : 15)

عباسعلی شاملی

محل تولد : شهرضا شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1339/7/3 زندگینامه علمی اینجانب دکتر عباسعلی شاملی در تاریخ 3/7/1339 و در دیار دانش، حکمت و عرفان، در شهرضای اصفهان پا به این کره ی خاکی نهادم و دارای سه فرزند هستم. من هم اکنون از اعضای هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (قدس سرّه الشریف) در گروه علوم تربیتی و جانشین مدیر این گروه می باشم. در سال تحصیلی 56-1355 وارد حوزه علمیه شهرضا (مدرسه علمیه صاحب الزمان ‹عج›) و سپس (پس از حدود یک سال) وارد حوزه علمیه قم (مدرسه منتظریه یا حقانی و مدرسه رسالت) شدم. تا سال 1371 در حوزه علمیه قم به تحصیل اشتغال داشتم. طی این مدت موفق شدم مقدمات، سطح مقدماتی، سطح عالی و هفت سال از درس خارج فقه و اصول حوزه را در این مهد دانش و اجتهاد پشت سر گذارم. مقدمات و سطح مقدماتی را طی پنج سال در مدرسه علمیه رسالت که در آن هنگام همگام و هم برنامه مدرسه علمیه حقانی بود و توسط حضرت حجه الإسلام و المسلمین جناب آقای دشتی و کمک و مشاوره مرحوم شهید قدوسی (ره) مدیریت می شد، پشت سر گذاشتم. سطح عالی را به طور آزاد در حوزه علمیه قم گذرانده و در آن زمان از محضر اساتید گرانقدر حضرات آیات عظام اعتمادی (کتاب رسائل در اصول)، ستوده (کتاب مکاسب محرّمه و بیع)، پایانی (مکاسب بیع و خیارات)، اشتهاردی (لمعه و مکاسب محرمه)، مسعودی (لمعتین)، فاضل لنکرانی (دو جلد کفایه در اصول)، استادی (علم الحدیث و درایه، حلقات اول و دوم اصول الفقه شهید صدر (ره))، سید علی حائری (حلقات سوم اصول الفقه) بهره بردم. در طول درس های خارج فقه و اصول از محضر اساتید و آیات عظام سید محمود هاشمی شاهرودی، سید کاظم حائری، مکارم شیرازی، میرزا جواد تبریزی، سبحانی و مظاهری اصفهانی و وحید خراسانی بهره جستم. همزمان با دروس حوزه از سال 1358 در برنامه ویژه آموزشی مؤسسه در راه حق که با نظارت اساتید و آیات عظام مصباح یزدی، خرازی و مظاهری اصفهانی به هدف تربیت طلاب و فضلای حوزه علمیه قم در راستای پاسخگویی به نیازهای نوین انقلاب و دنیای اسلام راه اندازی شده بود، به تحصیل اشتغال داشتم. طی این دوران که تا سال 1370 به طول انجامید، دو معادل لیسانس فقه و حقوق اسلامی و مطالعات اسلامی را به ترتیب در سال های 1362 و 1370 از مؤسسه در راه حق و مرکز مدیریت حوزه علمیه قم اخذ کردم. در راستای تکمیل تحصیلات نوین حوزوی در سال 1362 به بنیاد فرهنگی باقرالعلوم (ع) که دوره تکمیلی و تخصصی مؤسسه در راه حق بود، منتقل شده و در گروه روان شناسی به تکمیل تحصیلات پرداختم. پس از چهار سال (در سال 1365-66) موفق به اخذ معادل فوق لیسانس روان شناسی با گرایش رشد شخصیت شدم (این مدرک بر اساس انجام پژوهش و نه پایان نامه، پس از گذراندن تمامی واحد های مورد نیاز در روان شناسی اخذ شد). پس از تکمیل این دوره در سال 1368 به همکاری در گروه روان شناسی دفتر همکاری حوزه و دانشگاه دعوت شدم که حاصل دو سال همکاریم مشارکت در تألیف دو جلد روانشناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی (و چندین مقاله روان شناختی بود) که توسط سازمان سمت چاپ و منتشر شده است. کتاب نظریه های رشد شخصیت که حاصل دیگر این همکاری همراه با دوست دانشمندم آقای دکتر ساجدی بود، هنوز به چاپ نرسیده است. از سال 1371 مقارن با سال 1991 میلادی به صلاح دید و بر اساس هدایت و نظارت استاد بزرگوار حضرت آیه الله مصباح یزدی (و پس از تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی وقت) و توصیه ی مقام معظم رهبری و حمایت و همکاری صمیمانه رئیس جمهور محترم وقت آیه الله هاشمی رفسنجانی برای ادامه و تکمیل تحصیلات به دانشگاه مک گیل در کشور کانادا اعزام شدم. ورود به این دانشگاه در سال 1992 میلادی بود که پس از دو و نیم سال و در سال 1995 فوق لیسانس دیگری در رشته روان شناسی فلسفی اسلامی از موسسه مطالعات اسلامی گرفتم. پایان نامه این فوق لیسانس به بررسی مقایسه ای رابطه نفس و بدن در علم النفس فلسفی صدر المتألهین و ابن سینا (رهما) اختصاص یافت. از این پس به دانشکده ی علوم تربیتی (Faculty of Education) در همین دانشگاه منتقل شده و پس از چهار سال (در سال 1999) در رشته فلسفه تعلیم و تربیت و با گرایش آموزش و پرورش فرهنگ و ارزش ها (Culture & Values in Education) با برجسته سازی دیدگاه علامه شهید آیه الله سید محمد باقر صدر (ره) در زمینه ی «شاخص های فرهنگ اسلامی توسعه و توسعه فرهنگی در یک جامعه اسلامی» موفق به اخذ درجه دکتری شدم. این پایان نامه به اتفاق نظر هیئت داوران کمیته دفاع ممتاز شناخته شد و درجه (Dean’s honor list) را گرفت. شایسته است گوشزد کنم که اعطای این امتیاز زمانی است که یک پایان نامه هم توسط استادان داور بیرونی (از دانشگاه های دیگر) و هم در قضاوت کمیته داخلی داوران ممتاز و برجسته تشخیص داده شود. لازم به یاد آوری است که چون نظام تحصیل در بیشتر دانشگاه های آمریکا و کانادا آمیزه ای از ارائه پایان نامه و گذراندن کورس ها و ترم های درسی است، هر دانشجو پس از فوق لیسانس و دکتری دست کم بیست مقاله پژوهشی خواهد داشت. من نیز بنا به اقتضای روند تحصیلی خود در دانشگاه مک گیل، در دو دوره فوق لیسانس و دکتری خود موفق به نوشتن 25 مقاله پژوهشی به زبان انگلیسی شدم. پس از بازگشت به ایران ضمن همکاری با مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در دو بخش آموزش و پژوهش تاکنون موفق به ارائه چندین مقاله علمی ـ پژوهشی شده ام که شماری از آنها در شماره های گوناگون مجله علمی تخصصی معرفت به چاپ رسیده است.

حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا رهنمایی

(ملیت : ایرانی قرن : 15)

سید محمدرضا رهنمائی محل تولد : شهرضا شهرت تابعیت : ایران تاریخ تولد : 1335/8/1 زندگینامه علمی در طلبه شدن بیشتر وامدار ابوی معظم رضوان الله علیه هستم به ویژه که اوج دوران ستم شاهی بود و موانع طلبه شدن در جامعه آن روزگار فراوان. پایان دوره ششم ابتدایی نظام اسبق آغاز طلبگی من به سال 1348 شمسی است. حوزه علمیه شهرضا و مدرسه شریف اقدمیه اولین سال و نیمی از سال دوم تحصیلات حوزوی مرا شامل است و آنگاه هجرت به حوزه مقدس قم و ادامه تحصیلات صرف و نحو و فقه و اصول که تا امروز به لطف الهی و بحمدالله و النه ادامه دارد. آشنایی با دوستان فرهیخته و با استعداد نقطه عطفی در زندگی طلبگی بنده به حساب می آید که در فهم مطالب درسی و علوم اسلامی و رفع شبهات بسیار موثر بود. در کنار دروس معمول تقریبا از سال پنجم تحصیل حوزوی (1353) جلسات بحث اعتقادی ، تفسیر قرآن مجید و مباحثه روایات شریف و دقت در فهم انها شروع و سال های فراوان ادامه یافت. محصول این جلسات علمی آشنایی بهتر با مبانی دینی بود. پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و پدید آمدن تحولات ملموس حوزوی با پاگیری مرکز تحقیقات کامپیوتری بخشی با نام پژوهش شروع به کار کرد که گرچه زود پای و دولت مستعجل بود لیکن به همراه دوستان طرح جوان با ابتکاری زیبا شکل گرفت. این اولین تحقیق گروهی بود که بسیاری از بزرگان حوزه و دانشگاه آن را ستودند لیکن هنوز هم برای بنده روشن نیست که چرا در همان آغاز راه به کلی بخش پژوهش تعطیل شد وبالتبع طرح جوان حتی به نوجوان هم نرسید و در کودکی شهید شد. با گذشت یکی دو سال از سوی مرکز جهانی اهل بیت علیهم السلام به گروه پیش نهاد پژوهش در آن مرکز شد و با پذیرش گروه و پس از بررسی فراوان موضوع زن در فرهنگ اسلامی شیعی انتخاب و با موافقت مسئول وقت مرکز تصویب شد. بخش اعظم چارچوب کار صورت گرفت که با آمدن مسئول جدید به مرکز باز هم بدون دلیل و روشنی لااقل برای ما کار متوقف شد. محصول مستور این تلاش مقدس تقریبا شامل سه جلد کتاب درباره آیات قرآنی و دوازده جلد روایات اهل بیت علیهم السلام پیرامون موضوع زن است که از سرنوشت آن در مرکز بی خبریم و هنوز هم بخش بسیاری از کار آن پژوهش به زمین مانده است. تنها می توان اظهار تاسف کرد از اینکه ثمره تلاش عده ای از طلاب که تصمیم به فعالیت علمی پژوهشی دارند از بین برود. آن هم ثمره ای که به نظر بنده چه در طرح جوان و چه در موضوع زن در نوع خود و به این شکل کم نظیر است اگر نگوییم بی نظیر. طرح نیمه کاره جوان و موضوع ناتمام زن در فرهنگ اسلامی حتی به شکل ناقص خود جدا می تواند به عنوان ما در تحقیقاتی در این زمینه ها ممورد استفاده محققان و اندیشمندان قرار گیرد. این درد نوشته ای شد که در حوزه پژوهشی کشور بارها اتفاق افتاده است و متاسفانه هنوز هم می افتد با تشکر رهنمایی.

حجت الاسلام والمسلمین سید جلال آزاد

بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمد لله رب العالمین

وصلوه والسلام علی محمد وآله الطاهرین این جانب سید جلال آزاد فرزند شادروان سید یحیی در سنه 1320 در روز بیستم آذر ماه در شهرضا در خانواده ای مومن و متدین دیده به جهان گشودم مدت شش سال از تولد من گذشت که پدرم دار فانی را وداع کرد وبه سرای باقی شتافت برنامه زندگی من به عهده مادرم بود که با علاقه زیادی که به من داشت در سن هفت سالگی مرا فرستاد به دبستان مدت شش سال دوره ابتدایی را در دبستان کیان شهرضا سپری نمودم و مدرک ششم ابتدایی را کسب نمودم علاقمند به تحصیل بودم ولی شرایط من اقتضا نمی کرد لذا دنبال کسب و کار رفتم که تا اندازهای برنامه معیشت وز ندگی را بتوانم تامین کنم مدت ده سال دربازار کار میکردم ودر ضمن کار کردن کتابهای تاریخی ومسایل احکام و قرآن را مطالعه میکردم ومخصوصا در حوزه قرائت قرآن شرکت میکردم وعلاقه زیادی به علمیه وطلاب داشتم روز ها می رفتم در مدرسه حسینیه سادات واز محضر حاج شیخ سیف اله صدوق دروس مقدماتی را استفاده میکردم تا اینکه حجه الاسلام حاج غدیرعلی ممیز از نجف اشرف به شهرضا آمدند وسر پرستی مدرسه حسینیه سادات را به عهده گرفتند ایشان به من امر فرمودند شغل شما چیست گفتم در بازار کار میکنم روزی یک ساعت هم در حسینیه درس می خوانم ایشان به من سفارش کردند که شما باید طلبه بشوید مشغول درس بطور مسمتر باشید گفتم حاج آقا برای من مقدور نیست فرمودند صاحب ما آقا امام زمان علیه السلام هستند ایشان در تمام امور کمک می کند آنقدر این بزرگوار مرا دلگرم کردند ایشان گفتند باید معمّم شوی من حرفی نزدم تا روز عید غدیر ایشان از علمای شهر دعوت نمودند برای ناهار بعد از صرف غذا بدون اطلاع من لباس وعمامه تهیه کرده بودند ودر مجلس مرا معرفی کردند ولباس روحانیت را به من پوشاندند وبه دست حاج سید علی حجازی عمامه بر سرم گذاشتند واز محضر حاج شیخ قدرت اله نجفی و شادروان حاج شیخ عبد العلی بهاری و حاج سید علی اکبر قریشی و شیخ نصراله روحانی استفاده می کردم مدت 3 سال در شهرضا مشغول بودم وبعدا به حوزه اصفهان رفتم واز محضر حاج آقا حسن امامی و دیگر اساتید بهره مند شدم بعدا به حوزه علمیه قم رفتم وثبت نام نمودم مدت 10 سال در حوزه علمیه قم در جوار حضرت فاطمه معصومه کریم اهل بیت درمحضراساتید آقایان اعتمادی و باکویی وستوده استفا ده بردم تا سال 57 به شهرضا آمدم و در مدرسه امام حسین (ع) مشغول تدریس شدم و با طلبه های مدرسه مباحثه می کردیم در کنار تدریس جلسات دعا ونیایش ومصائب اهل بیت شرکت می کردم ومشغول تبلیغ شدیم هم در شهر هم در روستا ها ومساجد اقامه نماز جماعت ومنبر می رفتم تا الان که بیش از 7 دهه از عمر خود را می گذرانم در ترویج مذهب شیعه جعفری خدمتی هر چند اندک نمودم واز نعمت منبر پر فیض منبر ومحراب بهره مند بوده ام وامیدوارم تا آخر عمر از حریم شریعت نبوی و ولایت علوی محروم نگردم.

حجت الاسلام والمسلمین سیف الله یعقوبی

حجه الاسلام و المسلمین حاج شیخ سیف الله یعقوبی در سال 1329 هجری شمسی در شهرضا دیده به جهان گشود، وی در سال 1348 وارد حوزه علمیه شهرضا شد و بخشی از مقدمات را نزد حضرات عبدالعلی بهاری و شیخ غدیر علی ممیز آموخت . ایشان در سال 1349 ضمن ورود به حوزه علمیه قم، ادامه مقدمات را در مدرسه تولیت زیر نظر آیت ا العظمی سید محمد رضا گلپایگانی آموخت. همچنین از محضر اساتید برجسته ای چون حضرات زین العابدین باکویی، حسین مظاهری و محمد فاضل لنکرانی بهره برد.
ایشان پس از طی دوره مقدمات به حوزه درس خارج فقه و اصول حضرات آیات جعفر سبحانی و حسین وحید خراسانی راه یافت. پس از اتمام تحصیلات و از سال 1370 ایشان در حوزه های علمیه شهرضا به تدریس مشغول شدند. حجت الاسلام یعقوبی از برخی از مراجع اجازه اجتهاد به نحو تجزی دریافت کرد. ایشان همچنین از حضرات آیات اسماعیل پور شهرضایی و علامه میرجهانی دارای اجازه نقل حدیث است.

حجت الاسلام و المسلمین یعقوبی از تاریخ 30 آبان ماه سال 1379 به امامت جمعه شهرضا منصوب شدند و تا کنون خدمات شایانی در راستای اجرای فرامین مقام معظم رهبری و جهت رونق بخشیدن به فریضه نماز عبادی سیاسی جمعه ارائه نموده است.

کتب و تالیفات حجت الاسلام حاج سیف الله یعقوبی بدین شرح است :

المَواهِب فی التَحریرِ اَحکام لِلکاسب

نظامُ الطلاق

الشؤون الاقتصادیه

نماز جمعه نماد همبستگی

نماز جمعه و اتحادگرایی

فرهنگ و مشارکت عمومی

دکتر حسین الهی قمشه ای

حسین محی الدین الهی قمشه ای فرزند چهارم استاد فقید مهدی الهی قمشه ای و خانم طیبه تربتی در دی ماه 1318 (ژانویه 1940) در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدائی، متوسطه و دانشگاهی را به ترتیب در دبستان دانش، دبیرستان مروی و دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران تا درجه دکتری (Ph.D. In Islamic Philosophy & Theology) به پایان برد و نیز تحصیلات حوزوی و سنتی (Liberal studies) را نزد پدر، و استادان دیگر دنبال کرد. پدر ایشان فیلسوف، مجتهد، شاعر و مترجم برجسته ای بودند و اولین و معتبر ترین ترجمه فارسی قرآن از کارهای ایشان میباشد. دکتر قمشه ای پس از پایان تحصیلات دانشگاهی به کار تدریس در دانشگاه تهران و سایر مراکز آموزش عالی در داخل و بعد ها خارج از کشور پرداخت و در کنار آن به تالیف و ترجمه در زمینه عرفان و ادبیات و زیبائی شناسی مشغول شد. وی در سال 1358 قریب یکسال نیز ریاست کتابخانه ملی ایران را عهده دار بود.
ایشان دارای همسر و دو فرزند، یک پسر و یک دختر بنامهای شاهد و شادی می باشند. همسر ایشان دارای درجه دکتری در رشته علوم و صنایع غذایی بوده و استاد دانشکده پزشکی شهید بهشتی و موسسه علوم و صنایع غذایی و تغذیه و بهداشت میباشند. وی مولف و مترجم کتابها و مقالات در زمینه علوم غذایی نیز میباشد.

پیام آور عشق، استاد قمشه ای، با خستگی ناپذیری تحسین بر انگیزش همواره پیک آشنایی ایرانی و غیر ایرانی با فلسفه و ادبیات غنی عرفانی ایران بوده و در این راستا در دانشگاههاو مراکز علمی فرهنگی بیشماری در ایران و خارج از ایران تدریس و سخنرانی داشته که از آن میان میتوان تدریس فلسفه، عرفان، ادبیات، و هنر در دانشگاه تهران و دیگر دانشگاههای ایران و همچنین دانشگاههای لندن، آکسفورد، هاروارد، پرینستن، و برکلی کالیفرنیا را نام برد.
مجموعه سخنرانی های ایشان در Temenos Academy لندن بین سالهای 1994 تا 1996 در باره هنر و حکمت داستانسرایی در مثنوی، هفت داستان در زیر هفت گنبد از حکیم نطامی، عطار، و قرآن نیز نمایانگر اعتبار جهانی این فیلسوف عاشق می باشد. دکتر قمشه ای همچنین با هنر هایی چون نقاشی و موسیقی و خوشنویسی از نزدیک آشنایی دارد و گاهگاهی در زمینه خوش نویسی آثاری از او به نمایش گذاشته شده است.
ایشان به موسیقی ارادت خاص دارد و آنرا بیش از سایر هنر ها در سخنرانیهای خود ستوده و همگان را به آموختن آن تشویق نموده است. به قول یکی از موسیقیدانان هیچیک از سخنرانیهای دکتر قمشه ای نیست که در آن نکته ای در باره موسیقی نباشد.
دکتر قمشه ای از حافظه درخشانی برخوردار است و به نظر می رسد که قرآن را تقزیبا از حفظ دارد و با مثنوی و حافظ و نظامی و فردوسی چنان است که گویی دیوان آنها در پیش روی او گشاده است و بخصوص گلشن راز شیخ محمود شبستری تماما در خاطر اوست. وی همچنین در ادبیات انگلیس و عرب نیز می تواند ساعتها از حفظ ، اشعار و قطعاتی را بازگو کند. دکتر قمشه ای اغلب روی این نکته تاکید دارد که اگر جاذبه ای در سخن او هست امتیازش به سعدی و حافظ و مولانا و بزرگان شرق و غرب باز می گردد و او تنها خود را توزیع کننده بخشی از فرهنگ جهانی در میان وارثان آن می داند.

استاد بهرام سیاره متخلص به پریش

استاد بهرام سیاره متخلص به پریش در سال ۱۳۲۳ در شهرضا، شهری که بزرگانی چون آقا محمدرضا قمشه‌ای متخلص به صهبا و حکیم الهی قمشه‌ای را در دامن پرورانده است، متولد شد و در سال ۱۳۶۳ و در سن ۴۰ سالگی سرودن اشعار را به صورت رسمی آغاز کرد. دکتر حسین الهی قمشه ای در مقدمه‌ای که بر اشعار پریش در دیوان شعر وی نوشته است، وی را اینگونه توصیف می‌کند: پریش ذوق و مستی را از پدر که خود از شاعران بنام شهرضا است به میراث برده و به سبب همدمی و انس دایم با شاعران آسمانی ادب پارسی هم از شور و حال و شراب شهود در جام شعر آنان سرمست شده است. از مجموعه آثار منتشر شده توسط وی می‌توان به دیوان پریش، پردیس پریش و مجموعه "اشک‌ها و لبخندهااشاره کرد. پریش دنباله رو ذوق و اندیشه پدر بود که این نکته را با ظرافت در قالب شعر خود این چنین بیان می‌کند: آشفته شو پریش که حافظ به نکته گفت هان
ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
همچنین در شعری دیگر اینچنین می‌گوید:
زبانِ حالِ دلِ ماست شعر ما ای دوست
سخن یکی ست، چه آشفته گوید و چه پریش
استاد پریش در 20 مرداد ماه 1390 ساعاتی قبل از درگذشت پدر، چهره در نقاب خاک کشید. درگذشت اساتید فرهنگ و ادب شهرضا، ضایعه ای فراموش نشدنی در اذهان فرهنگدوستان استان بود و فقدان این دو عزیز سفر کرده همواره احساس خواهد شد.

استاد قاسم سیاره متخلص به آشفته

استاد قاسم سیاره متخلص به "آشفته” در خانواده‌ای فرهیخته و ادیب در شهرضا متولد شد. پدرش استاد هاشم متخلص به "سیاره” نیز شاعری توانا بود که از او چند مجموعه شعر از جمله "گلشن معرفت” و "جنگل مولا” به یادگار مانده است، همچنین تخلص استاد هاشم به نام خانوادگی این خانواده یعنی "سیاره” تبدیل شد.

آشفته سرودن شعر را از ۱۸ سالگی آغاز کرد که از آثار منتشر شده این شاعر توانا می‌توان به دیوان آشفته، دوگاه، ترجمان گل شمع، برگ سبز و خوشه اشاره کرد، همچنین مجموعه "هشل هفط” به عنوان مجموعه طنز و فکاهی این بزرگوار، یک هفته قبل از درگذشت ایشان رونمایی شده بود. آشفته مرگش را اینگونه بیان کرده بود:
منِ آشفته را چو وقت رسد
گردِ من با نشاط صف بزنید
در عزایم که گریه هست حرام
این حلال است گر که دف بزنید
این استاد بزرگوار در 20 مرداد ماه 1390 ساعاتی پس از فوت فرزند ارجمندش استاد بهرام سیاره به دیار باقی شتافت و فرهنگدوستان شهرضایی را در غم فقدانش عزادار نمود.

استاد حمید مصدق

زنده ياد استاد حميد مصدق شاعر مطرح و موفق در عرصه شعر نيمايي ، در دهم بهمن ماه 1318 در شهرضا چشم به جهان گشود . تحصيلات ابتدايي و دبيرستان را در شهرضا و اصفهان به پايان برد و درسال 1339 با ديپلم ادبي دررشته بازرگاني دانشگاه تهران پذيرفته شد.پس ازدريافت ليسانس بازرگاني به عنوان محقق درمؤسسه تحقيقات اقتصادي دانشگاه تهران مشغول به كار شد . از سال1342مجدداً به تحصيل پرداخت و از دانشكده حقوق دانشگاه تهران ليسانس حقوق گرفت ، سپس معادل فوق ليسانس اقتصـاد دريافت كرد و در سال 1350فوق ليسانس حقوق اداري اخذ نمود و يك سال بعد به عنوان عضو هيأت علمـي به كار تدريس در مدارس عالي و دانشگاه ها مشغول شد . در سال 1352 پروانۀ وكالت دادگستـري گرفت و ضمن پرداختن به كار وكالت مشغول تدريس حقـوق در دانشگاه علامه طباطبايي تهران گرديد. در سال 1351 با خانم لاله خشكنابي (برادر زاده استاد شهريار ) ازدواج نمود كه حاصل آن دو دختر به نامهاي غزل و ترانه است.

زنده ياد استاد حميد مصدق شاعر مطرح و موفق در عرصه شعر نيمايي ، در دهم بهمن ماه 1318 در شهرضا چشم به جهان گشود . تحصيلات ابتدايي و دبيرستان را در شهرضا و اصفهان به پايان برد و درسال 1339 با ديپلم ادبي دررشته بازرگاني دانشگاه تهران پذيرفته شد.پس ازدريافت ليسانس بازرگاني به عنوان محقق درمؤسسه تحقيقات اقتصادي دانشگاه تهران مشغول به كار شد . از سال1342مجدداً به تحصيل پرداخت و از دانشكده حقوق دانشگاه تهران ليسانس حقوق گرفت ، سپس معادل فوق ليسانس اقتصـاد دريافت كرد و در سال 1350فوق ليسانس حقوق اداري اخذ نمود و يك سال بعد به عنوان عضو هيأت علمـي به كار تدريس در مدارس عالي و دانشگاه ها مشغول شد . در سال 1352 پروانۀ وكالت دادگستـري گرفت و ضمن پرداختن به كار وكالت مشغول تدريس حقـوق در دانشگاه علامه طباطبايي تهران گرديد. در سال 1351 با خانم لاله خشكنابي (برادر زاده استاد شهريار ) ازدواج نمود كه حاصل آن دو دختر به نامهاي غزل و ترانه است.

حميد مصدق سرودن شعر را از سالهاي آغاز نوجواني شروع كرد و زماني كه در دانشگاه تحصيل مي كرد شعرش به مرحلۀ كمال و پختگي رسيد . او شاعري صاحب انديشه و با روحيه اي حماسي و همراه با طبقات محروم جامعه است. او براي درك درد طبقۀ فقير جامعه ،دركنارآنها كارمي كند ، گرماي حرارت كوره هاي آجرپزي را همراه با كارگران با تمام وجود حس مي كند ، دردردِ فقرو بيچارگي آنان و زندگي فلاكت بارشان شريك مي شود و هر شب بخشي از منظومۀ درفش كاويان را مي سرايد و روز براي كارگران كوره هاي آجرپزي مي خواند او مي خواهد شعرش تصويرگر احساس آنان باشد ،بنابراين بي سبب نبوده است كه بسياري ازشب ها را تا سحربيدار مي مانده و به حال و روز دردمندان مي انديشيده است ، درفـش كاويان را مي سروده و فردا كارگران در حاصل خلوت شبانۀ او تصويرخويش را مي ديدند ، زيرا به اعتقاد او اگر شاعرنتواند درقالب واژه تصوير احساسش را منتقل كند سروده اش شعر نيست.
منظومۀ درفش كاويان شايد ارزشمندترين اثرحميد مصدق باشد.اين منظومه در سال 1340 به‌همّت انتشارات كاوه در تهران به چاپ رسيد و درهمان سال توقيف شد و تا سال 1358 اجازه انتشار پيدا نكرد ، پس از چاپ دوم اين اثر بود كه شاعر بزرگ روزگار ما زنده ياد مهدي اخوان ثالث(م . اميد) آن را ديد و دست نوشته اي در تأييد و تحسين آن نوشت و اجازه داد كه اين نوشته در چاپ هاي بعدي به عنوان مقدمه درفش كاويان چاپ شود انديشه همراهي با مردم و زيستن با غم وشادي آنها وايجاد حس حماسي درميان مردم با انتشارمنظومۀ(در رهگذار باد )درسال 1347 نام مصدق را در خاطره ها جاودان ساخت . درآن ايّام كمترجوان كتاب خواني بودكه بخشهايي از آن منظومۀ زيبا از جمله اين پاره :
چه كسي مي خواهد

من و تو ما نشويم

خانه اش ويران بادت

و اگر بنشيني

من اگر بنشينم

چه كسي برخيزد ؟

تو اگر برخيزي

من اگر بر خيزم

همـه بر مي خيزند

را زير لب زمزمه نكرده باشد.

سيـمين بهبهاني شاعر غزلسراي معاصر درباره اش مي گويد : "حميد مصدق شاعري غير مقلّد و صاحب سبك است. شعرش به ذهن و زبان مردم نزديك است . او در مجموعه ( از جدايـي ها ) عشق و آرزوي يك زوج عاشق را بيان مي كند و درعين حال ازموضوعاتي صحبت مي كند كه به سبب فراگير بودن آن هنوز چند مصراع آن در بين مردم رايج است.زبان مصدق بسيارساده و روان است تا جايي كه هيچ واژه اي غيرقابل فهم براي شنونده نيست و با همين رواني ،تلفيقي زيبا بين تصاوير و واژه هاي زيبا و لطيف ايجاد كرده است.
زبان شعري او چند بُعدي نيست ولي شعر مصدق از عمق جانش مي جوشد و تا زماني كه احساس به او فرمان نمي دهد شعري را روي كاغذ نمي آورد حميد مصدق به ايران ، ايراني و فرهنگ و پيشينۀ آن عشق مي ورزد ، با آنكه بيشترين آثاراو در قالب نيمايي است . امّا گاهي در برخي از قالبهاي ديگر از جمله غزل نيز طبع آزمايي كرده است . غزل هايش بيشتر مضامين اجتماعي دارند . عاشقـانه هايي زيبا با تصاويري نو و امروزي درجاي جاي مجموعه هاي منتشر شده اش وجود دارد ، امّا در مجموعۀ " سالهاي صبوري " علاوه بر مضامين اجتماعي ، اين عاشقانه هاي دلنشين بيشتر به چشم مي خورد.
زنده يادمصدق تاآخرين لحظه هاي زندگي پر بارش به تلاش اجتماعي خودادامه داد.پيش ازغروب هميشگي اش سردبير نشريۀ كانون وكلا و عضو هيأت علمي دانشكدۀ حقوق دانشگاه تهران و دانشگاه علامه طباطبايي بود .
مصدق درهفتم آذرماه 1377چشم ازجهان فروبست و پيكرش درقطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده شد.

استاد نوراله کسایی

نورالله كسايي در سال 1318 خورشيدي ، در شهرستان شهرضا ( قمشه ) در استان اصفهان ديده به جهان گشود. نورالله كسايي تحصيلات ابتدايي و متوسطه ( در رشته ادبيات ) را در شهرضا و اصفهان پشت سرگذاشت. در آن روزگار ، دبيرستان ها از مقطع دوم متوسطه ، رشته هاي رياضي ، طبيعي و ادبي داشتند. وي اين دوره را در شهر اصفهان طي كرد. پس از آن وارد دانشگاه اصفهان شد و در رشته زبان و ادبيات عربي ، ادامه تحصيل داد و با رتبه اول فارغ التحصيل شد. كسايي از سال 1348 دوره كارشناسي ارشد و دكتري را در دانشكده الهيات و عارف اسلامي ادامه داد و در سال 1353 از رساله دكتري خود باعنوان « مدارس نظاميه و تاثيرات علمي و اجتماع آن » دفاع كرد و با رتبه اول در رشته فرهنگ عربي و علوم قرآني فارغ التحصيل شد. استاد نورالله كسايي در ضمن تحصيل ، در آموزش و پرورش شهرضا به خدمت فرهنگي ( آموزگاري و مسئوليت در آموزش و پرورش ) مشغول بود. او همچنين در مقطع تحصيلات تكميلي با دانشكده الهيات و معارف اسلامي همكاري آموزش داشت و به صورت آزاد تدريس مي كرد ، تا اينكه در سال 1354 به طور رسمي از آموزش و پرورش به دانشگاه تهران منتقل شد و به تدريس در رشته هاي زبان و ادبيات عرب در اين دانشكده مشغول گرديد.

وي از سال 1364 از گروه علمي قرآن و حديث به گروه تاريخ و تمدن اسلامي منتقل شد و مدتي نيز مديريت اين گروه را بر عهده داشت. استاد در زمينه تاريخ اسلام ، تاريخ تمدن و فرهنگ اسلامي ، تاريخ آموزش و پرورش در ايران و اسلام ، نهادهاي علمي و آموزشي تدريس مي كرد. استاد نورالله كسايي در 28 آبان سال 1379 دار فاني را وداع گفت.گروه : علوم انساني رشته : الهيات و معارف اسلامي گرايش : تاريخ تمدن و فرهنگ اسلاميتحصيلات رسمي و حرفه اي : نورالله كسايي تحصيلات ابتدايي و متوسطه ( در رشته ادبيات ) را در شهرضا و اصفهان پشت سرگذاشت. در آن روزگار ، دبيرستان ها از مقطع دوم متوسطه ، رشته هاي رياضي ، طبيعي و ادبي داشتند. وي اين دوره را در شهر اصفهان طي كرد. پس از آن وارد دانشگاه اصفهان شد و در رشته زبان و ادبيات عربي ، ادامه تحصيل داد و با رتبه اول فارغ التحصيل شد. كسايي از سال 1348 دوره كارشناسي ارشد و دكتري را در دانشكده الهيات و عارف اسلامي ادامه داد و در سال 1353 از رساله دكتري خود باعنوان « مدارس نظاميه و تاثيرات علمي و اجتماع آن » دفاع كرد و با رتبه اول در رشته فرهنگ عربي و علوم قرآني فارغ التحصيل شد.فعاليتهاي ضمن تحصيل : نورالله كسايي ضمن تحصيل در دانشگاه از حوزه علميه به صورت آزاد استفاده مي كرد.استادان و مربيان : نورالله كسايي در مدت تحصيلات دانشگاهي دروس حوزوي را نيز فراگرفت كه از جمله استادان وي مي توان حاج آقا رحيم ارباب را نام برد.
زمان و علت فوت : نورالله كسايي در 28 آبان سال 1379 به سن شصت و يك سالگي بر اثر عارضه سكته مغزي دار فاني را وداع گفت.
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي :
مرحوم نورالله كسايي از سال 1337 تا سال 1353 در آموزش و پرورش شهرضا و اصفهان به خدمت علمي و تدريس اشتغال داشت و از سال 1354 به دانشكده الهيات دانشگاه تهران منتقل شد و تا پايان حيات پر بركت خويش به تدريس اشتغال داشت و منشا فعاليتهاي بسيار پژوهشي و علمي بود.
فعاليتهاي آموزشي : نورالله كسايي در ضمن تحصيل ، در آموزش و پرورش شهرضا به خدمت فرهنگي ( آموزگاري و مسئوليت در آموزش و پرورش ) مشغول بود. او همچنين در مقطع تحصيلات تكميلي با دانشكده الهيات و معارف اسلامي همكاري آموزش داشت و به صورت آزاد تدريس مي كرد ، تا اينكه در سال 1354 به طور رسمي از آموزش و پرورش به دانشگاه تهران منتقل شد و به تدريس در رشته هاي زبان و ادبيات عرب در اين دانشكده مشغول گرديد. وي از سال 1364 از گروه علمي قرآن و حديث به گروه تاريخ و تمدن اسلامي منتقل شد و مدتي نيز مديريت اين گروه را بر عهده داشت. استاد در زمينه تاريخ اسلام ، تاريخ تمدن و فرهنگ اسلامي ، تاريخ آموزش و پرورش در ايران و اسلام ، نهادهاي علمي و آموزشي تدريس مي كرد. مرحوم كسايي در دانشگاههاي معتبر كشور و مراكزي چون بنياد دايره المعارف بزرگ اسلامي ،كميته ملي يونسكو در ايران و سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)،همكاري آموزشي و تحقيقاتي داشته است.
ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : رشته تخصصي نورالله كسايي در گروه تارخ و تمدن اسلامي ، تاريخ آموزش و پرورش در اسلام بود و بيش از پنجاه مقاله در اين زمينه نوشته است . وي همچنين طرح پژوهشي تحت عنوان « نهادهاي علمي و آموزشي ايران از آغاز دوره اسلامي تا تاسيس دارالفنون » را در پنج مجلد در دست اجرا داشت كه ناتمام ماندچگونگي عرضه آثار : دكتر نورالله كسايي در هر جهت علمي كه گام بر مي داشت سعي مي نمود تا اثري ارزنده و تحقيقي مستند ارائه كند،نمونه كارهاي علمي بسياري وي شاهد بر اين مدعاست چه ترجمه و يا تاليفات ايشان ،حتي اگر بر كتابي مقدمه مي نوشت ،گاهي آن مقدمه بسيار جاذب تر و ارزشمند تر از آن كتاب بود مانند مقدمه اي كه آن مرحوم بر كتاب "تاريخ دانشگاههاي بزرگ اسلامي" نوشته است.او به احياء آثار انديشه ها و تقويت مباني علمي و فرهنگي و ارج نهادن به پيشينه با شكوه ايران تاكيد داشت و در اين راه گامهايي برداشت. توسط استاد سيد نورالله كسايي بيش از يكصد مقاله و چندين كتاب ،تحقيق و ترجمه نگارش يافته است كه مقالات ايشان در نشريات علمي و پژوهشي كشور و دايره المعارف بزرگ اسلامي در زمينه تاريخ اسلام ،فرهنگ و تمدن ايران و اسلام ،نهادهاي علمي و آموزش جهان اسلام ،جغرافياي تاريخي سرزمين هاي اسلامي ،نقد ادبي و علوم بلاغي ،نقد و بررسي زندگي و آثار علمي دانشمندان و مسائل مربوط به تاريخ فرهنگ و آموزش و پرورش به چاپ رسيده است. بيانات استاد در همايش ها و كنفرانس هاي داخلي و خارجي به ويژه در باب ويژگي ها و ابعاد فرهنگ و تمدن اسلامي و ايران همواره از بهترين سخنراني هاي اين مجامع به حساب مي آمد.
آثار :
تاريخ دانشگاههاي بزرگ اسلامي ويژگي اثر : اين كتاب از عبدالرحيم غنميه اهل كشور مغرب،مرحوم دكتر نورالله كسايي در برگردان و نيز فارسي كردن اثر زحماتي زياد را متقبل شد.اين كتاب بيش از 45 صفحه و چهار فصل مفصل دارد.
2
ترجمه تاريخ الجامعات الاسلاميه الكبري ويژگي اثر : با مقدمه و تعليقات مفصل.
3
ترجمه تاريخ بيمارستان ها در اسلام ويژگي اثر : اين كتاب نوشته دكتر عيسي بك مصري مي باشد.پديدآورنده: احمد عيسي بك، نورالله كسائي (مترجم) ناشر: علمي و فرهنگي - 04 دي، 1384.تاريخ بيمارستانها در دو بخش است بخش اول در باب پيدايش،ساختار،پزشكان و هزينه بيمارستانهاي و بخش دوم به بيمارستانهاي قلمرو اسلام مي پردازد.
4
ترجمه ذكر اخبار اصفهان ويژگي اثر : نوشته حافظ نعيم اصفهاني در دو مجلد با مقدمه اي بيش از صد صفحه از مترجم .اين كتاب اولين ترجمه كامل فارسي آن است.
5
فرهنگ نهادهاي آموزشي ايران: از روزگار باستان تا تأسيس دولت صفوي ويژگي اثر : سال انتشار: 1383 تعداد صفحه: 673 شماره انتشار: 2653 مولف/مترجم: نورالله كسائي .توضيحات: تاريخ آموزش و پرورش در ايران گزارشي است از سرگذشت گوناگون آموزش‌ها و نهادهاي علمي و آموزشي كه در روزگاران پيش از اسلام و پس از آن در ايران رواج يافته است. در آغاز اسناد مطالعاتي و منابع تحقيقي در تاريخ آموزش و پرورش و نهادهاي آموزشي و علمي ايران و مقاطع تاريخي تحقيق, توضيح داده مي‌شود. سپس كلياتي درباره آموزش و پرورش ايران باستان، نهادهاي آموزشي، آموزش و پرورش در ايران از آغاز خلافت عباسيان تا استقرار دولت صفاريان بيان مي‌شود و آموزش و پرورش ايران از صفاريان تا سلجوقيان، از سلجوقيان تا انقراض خوارزمشاهيان، از دوره مغول و ايلخانيان تا صفوي به روشني همراه با نهادهاي آموزشي آن دوره ارائه شده است.
6
مدارس نظاميه و تاثيرات علمي و اجتماعي آن ويژگي اثر : اين كتاب ارزشمند و تحقيق گرانسنگ در بيان وضعيت اين مراكز بزرگ علمي نقش والايي دارد.كتاب مذكور يك پيشگفتار و هفت بخش دارد كه عبارت است از :اوضاع سياسي و اجتماعي و علمي بلاد اسلامي همزمان با مدارس نظاميه،خواجه نظام الملك طوس بنيانگذار مدارس نظاميه،نظاميه نيشابورة نظاميه بغداد ،مدارس نظاميه مهم ديگر از جمله نظاميه اصفهان ،آمل طبرستان و ...
7
منتخب النصوص التاريخيه و الجغرافيه ويژگي اثر : پديدآورنده: نورالله كسائي ناشر: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت) - 31 تير، 13868 نقد و نظر در تاريخ آموزش و پرورش ايران از آغاز تا كنون.

پروفسور ولی اله طحانی

شـادروان پروفسور ولي اله طحـانی در سال 1322 در شهرستان شهرضا در يک خانواده اصيل و متدين متولد گرديد. ايشان تحصيلات ابتدايی و متوسطه خود را در شهرستان شهرضا به پايان رساند و در سال 1341 با کسب رتبه اول در کنکور ورودی، وارد دانشکده نفت آبادان شد. پس از فارغ التحصيلی از اين دانشکده، با دريافت بورس از صنعت نفت برای ادامه تحصيل عازم آمريکا شدند و در سال 1972 دکترای خود را در دانشکده مهندسی برق و علوم کامپيوتر دانشگاه کاليفرنيا در برکلی و در زمينه کنترل فازی تحت سرپرستی پروفسور "زاده”، بنيانگذار سيستم های فازی و از برجستگان مهندسی برق در جهان، به پايان رساند. پس از مراجعت به ايران، از سال 1351 تا 1361 در مرتبه های استـادياری و دانشيـاری در رشته کنتـرل فـازی در دانشکده نفت آبادان مشغول به تدريس بودند و از سال 1362 با مراتب دانشيـاری و استـادی در خدمت دانشجويان و همکاران دانشـگـاه صنعتی اصفـهان (دانشـکده برق و کامپيوتر) بوده اند. ايشان در طی اين سالها افتخـار پايه گـذاری رشته مهندسی کنترل اين دانشکده در دوره های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری را داشته اند.

زمينه های تحقيقاتی ايشان گسترده و شامل صدها تحقيق و طرح است. از شاخص ترين اين فعاليت ها مي توان به رساله دکترای ايشان و دو مقاله ارزشمند سالهای 1976 و 1977 و هم چنين تدريـس و راهنمـايی ده ها دانشجو در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری اشاره نمود. پروفسور " زاده " ، در پيشگفتاری اشاره مي نمايند که رساله دکترای پروفسور طحانی يکی از نخستين کارها در زمينه متغيرهای زبانی، روابط فازی و استنتاج تقريبی است و به جرأت مي توان گفت پروفسور طحانی اولين ايرانی است که گام های بلندی در ترويج سيستـم های فازی در ايران برداشته اسـت. به استناد وبگاه های ISI ، Google Book و ساير مراجع، صدها مقاله معتبر علمی و بيش از يک صد کتاب معتبر علمی در جهان مستقيماً به نام و تحقيقات ايشان اشاره نموده اند. پروفسور لطفی زاد به عنوان بنیانگذار سیستم های فازی در جهان، پروفسور طحانی را بهترین دانشجوی کل دوران علمی خود دانسته است. ايشان افتخاری بزرگ برای جامعه علمی کشور بوده اند و فقـدان اين دانشمند وارسـته در تابستان 1380، برای کشـور و به ويژه دانش پژوهان، استادان و دانشجويان ضايعه ای اسفنـاک بوده است. يادشان گرامی و روانشان شاد باد.

پروفسور حبیب الله هدایت

پروفسور حبیب الله هدایت در سن 93 سالگی براثرکهولت دارفانی را وداع گفت. دکتر حبیب اله هدایت که به عنوان پدرعلوم تغذیه معاصرایران شناخته می شود. وی پایه گذارموسسه تغذیه و علوم غذایی ایران است. پروفسور دکتر حبیب اله هدایت در سال 1299 شمسی در شهرضا (قمشه ) اصفهان زاده شد. او فرزند حاج علی ( معروف به حاج ناظم ) بود. دوره ابتدائی را در شهرضا گذراند و دوره دبیرستان را در اصفهان به پایان برد . تحصیلات خود را در دانشکده پزشکی تهران گذرانید دوره انترنی در بخش جراحی زنان و زایمان را به اتمام رسانید. در سال 1327 عازم فرانسه شد و ضمن دوره تخصصی زنان و زایمان و دوره های تخصصی بهداشت صنعتی و طب کار را نیز با موفقیت طی کرد. دررشته‌های دکترای پزشکی در شاخه تخصص زنان و بهداشت عمومی و صنعتی از فرانسه و علوم تغذیه از انگلستان تحصیل کرد. او پس از بازگشت به ایران انستیتو علوم تغذیه، انجمن دیابت ایران، انستیتو بهداشت کار را تاسیس کرد
.
وی در 1331 به ایران مراجعت نمود و ابتدا در کلینیکی به نام حافظ باهمکاری پزشکان سرشناسی چون دکتر نهاوندی، دکتر بهار، دکتر بهی، دکتر نامی و چند پزشک دیگر مشغول به کار شد.
کارهای برجسته او درعلوم تغذیه در طول 50 سال گذشته، مورد توجه جامعه دانشگاهی ، صنعتی و سازمان های دولتی ایران و مقامات بین المللی تغذیه ای ایران به رسمیت شناخته شده است. وی نویسنده 6 کتاب ، 33 مقاله علمی و بیش از 50 گزارش تحقیقاتی بر تغذیه و بیش از 100 حضور در کنفرانس ملی و بین المللی است .
او پایه گذار مجله تغذیه است . مهمترین دستاورد علمی وی نظارت بر ارزیابی چگونگی تغذیه و نیازهای تغذیه ای مردم ایران است . این ارزیابی در 30 بخش شهری ، روستایی ، قبیله ای و صنعتی مورد ارزیابی قرار گرفته .
نتایج این تحقیقات به فاو گزارش شد و در حال حاضر نتایج تحقیقاتی که در جهان سوم درباره تغذیه انجام شده به عنوان یک مرجع در کشورهای در حال توسعه مورد استفاده قرار می گیرد. دکتر هدایت دارای سه پسر است. جشنواره صنایع غذایی دکتر هدایت نیز به افتخار ایشان هرساله توسط انجمن علوم و صنایع غذایی ایران برگزار می‌شود.

پروفسور پرویز ولندانی


پروفسور پرویز ولندانی که بعدا به نام پرویز معین تغییر نام داد، از جمله چهره های برتر علمی ایرانی در جهان است.
وی یکی از چندین چهره ایرانی سازمان فضایی آمریکا، ناسا، است که تا کنون افتخارات علمی فراوانی به دست آورده است.
پروفسور معین متولد ۲۳ اکتبر سال ۱۹۵۲ میلادی برابر با اول آبان سال ۱۳۲۱ خورشیدی در روستای ولندان از توابع شهرستان شهرضا است.
او در حال حاضر رئیس موسسه مرکزی تحقیقاتی دانشگاه ناسا در آمریکا است.
وی دوره کارشناسی مهندسی مکانیک خود را در سال ۱۹۷۴ در دانشگاه مینِسوتا پشت سر گذاشت و در سال ۱۹۷۵ مدرک کارشناسی ارشد مکانیک سیالات را از دانشگاه استنفورد گرفت.
پس از آن به طور هم‌زمان کارشناسی ارشد رشته ریاضی و دکترای مکانیک را در سال ۱۹۷۸ به پایان رساند.
پروفسور معین جوایز علمی بسیار ارزشمندی را از آن خود کرده است. از جمله می توان به جوایز علمی ناسا و جوایز موسسه انستیتو آمریکایی هوانوردی و فضانوردی اشاره کرد.
او اکنون در کالیفرنیا زندگی می کند و محل کارش نیز دانشگاه استمفورد است.
همچین، تیم تحقیقاتی «Center for turbulence Research» (مرکز تحقیقات آشفتگی) آمریکا با همکاری پروفسور پرویز معین موفق به تکمیل یکی از دقیق‌ترین محاسبات فشرده برای حل یک مسأله پیچیده دینامیک سیالات شدند. (ابر رایانه سکویا (Sequoia) در آزمایشگاه ملی لاورنس لیورمور (LLNL) که دارای بیش از یک میلیون و ۵۰۰ هزار هسته محاسباتی است، تا چندی قبل عنوان پر قدرت‌ترین ابر رایانه جهان را به خود اختصاص داده بود.)
عضویت در این تیم تحقیقاتی یکی از مهمترین دلایل شهرت جهانی این استاد برجسته ایرانی در عرصه های علمی جهان است.

با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از وبسایت دانشگاه شهرضا، تاریخ ، کد مطلب: 208: www.shahreza.ac.ir

اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین