پایگاه خبری تحلیلی شعار سال

سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۶۰۵۰۵
تاریخ انتشار: ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۰۸:۳۲
دربحبوبه در گیری های سال 59 سنندج،من و همسر و فرزندانم به مدت یک ماه در آبادی سیس واقع در جنوب غربی دهگلان مستقر شدیم.در آن ایام کتاب های زیادی راجب به تاریخ ،خصوصا تاریخ کردستان خوانده بودم و با تحلیل نقل های شفاهی اهالی مطلع و بزرگان محلی، حقایق جالبی بر من مکشوف گردید.

شعارسال: در بحبوبه در گیری های سال 59 سنندج،من و همسر و فرزندانم به مدت یک ماه در آبادی سیس واقع در جنوب غربی دهگلان مستقر شدیم.در آن ایام کتاب های زیادی راجب به تاریخ ،خصوصا تاریخ کردستان خوانده بودم.

از جمله کتابی به نام کرد و کردستان نوشته عباس شاهنده که به نقل از کتاب (معجم البلدان)گزارش یاقوت حموی جغرافی دان عرب نوشته شده بود (شهر سی سر صدهانیان )از شهر های زیبا و مهم ایران است و دارای چندین باب حمام و تیمچه و کاروانسرای مهم است.

شهریست آباد و خوش آب و هوا که به واسطه وفور چشمه های جوشان و حدود سی قلعه و کوه و تپه در اطراف، آن را (سیسر صدهانیان )می نامند. و مهمترین محل داد و ستد و معامله است .شاهنده اصافه کرده بود :بعد ها شهر سیسر بر اثر مقاومت در برابر مهاجمین مغول مورد حمله قرار گرفت و در آتش خشم چنگیزیان نابود شد و اهالی آن به منطقه بهار همدان گریختند.

در شمال شرقی روستا خرابه ای وجود داشت که اهالی روستای سیس آن را (سیسه کون)یعنی سیس کهنه یا قدیم می نامیدند و آقا محمد امین که ما در خانه اش مهمانش بودیم و حدودا شصت و چند ساله و بی سواد بود ، در مورد سیس کهن می گفت :از پدرانمان شنیده ایم :آن محل در روزگاران قدیم شهر بزرگی بوده و گویا در یک جنگ خراب شده .پرسیدم آیا اثری از دیوار های آن مانده؟گفت:البته در گذشته اشیای فراوانی در آن محل پیدا شده از جمله شمشیر و خنجر و سکه های که هنوز تعدادی از آنها نزد برخی از پیر زنان آبادی یافت میشود.

آجر های قرمز و چهار پهلو هم گاهی بیرون افتاده و به مصرف زیر بنای خانه های کاهگلی آبادی رسیده و یک سنگ آسیاب خیلی بزرگ نیز که در حال حاضر در گوشه ای مقابل مسجد آبادی افتاده و اهالی بر روی آن مینشینند.آقا محمد امین میگفت:از پیرترها شنیده ام یک روز مردی با یک الاغ برای آوردن خاک به خرابه ای میرود و به هنگام کندن خاک ناگهان زیر پای خود و الاغش خالی مشود و هر دو به عمق چهار متری به داخل یک اتاق گمبدی شکل می افتند که عموما از آجرهای سرخ رنگ چهار پهلو بوده.الاغ فی الفور سقط میشود اما تعدادی شمشیر و قدری زینت آلات بدست پیر مرد افتاده بود و با فروش آنها در همدان علاوه بر اینکه از بابت الاغ جبران مافات شده بود میگویند آن مرد پس از آن دیگر هیچ کاری نکرد و تا مردن فقط خورد و خوابید و شکرانه حق تعالی را به جا آورد.

به موضوع علاقه مند شدم و روز بعد به دیدن سنگ آسیاب مقابل مسجد رفتم و به جای سنگ آسیاب با یک پایه ستون سنگی بسیار بزرگ سنگی مواجه شدم .پایه ستونی که انگار از ستون عظیم یک کاخ یا عمارت بزرگ رازها بر سینه داشت.زن های که نشانی آنها را به من دادند به هیچ عنوان حاضر نشدندسکه های یافته شده را به من نشان بدهند از حالت شان کاملا قابل تشخیص بود که می ترسیدند مبادا با نشان دادن آن سکه ها باعث درد سرشان شوم و می گفتند آن را گم کرده اند. از چند نفر آدم سالخورده در روستا جویا شدم جسته گریخته از یافته های محل سیس کهن چیزهای می گفتند و سر انجام به من نشانی میرزا غلامعلی چراغ آبادی را دادند و گفتند مردی با سواد و آگاه است و در مورد سیس اطلاعات زیادی دارد.روستای چراغ آباد در چهار پنج کیلومتری شمال شرقی روستای سیس واقع شده است.با اتومبیل ژیانی که داشتم راهی چراغ آباد و منزل میرزا غلامعلی،بزرگ و کدخدای چراغ آباد شدم و موضوع سیس را از ایشان جویا شدم.

از ناصیه اش مردی اهل تحقیق و فتوا به نظر می رسید لیکن بطور کتبی مطالعات تاریخی نداشت و آنچه می گفت از یافته های شفاهی و شنیده های بومی و محلی بود میرزا غلامعلی گفت از قدیم می شنیدیم روستای سیس شهری بوده به نام (سی سر)در آنجا بود که من به یاد قرن ششم هجری و سفر یاقوت حموی و شهر سیسر صدهانیان افتادم و در یافتم وجه تسمیه سی سر صدهانیان ریشه ی اورامی و اوستایی دارد و یاد گفته یاقوت حموی افتادم که گفته است :وجه تسمیه شهر به واسطه وجود سی قلعه و تپه در چشم انداز شهر و وفور چشمه های سیال و جوشان است.همان روز حدود سی تپه را در چشم انداز محل شمردم و شنیدم چشمه های آب در آبادی سیس و حول و حوش آن به قدری فراوان است که اهالی اعتقاد دارند آبادی سیس بر روی دریا بنا شده و این جمله را از قدیم الایام گفته اند .به دعوت میرزا غلامعلی وارد منزل ایشان شدیم .در گوشه ای از حیاط تعدادی لوله های همسان و سرخ رنگ به دیوار تکیه داده شده بود که ابتدا فکر کردم از جنس مس است اما از سفال بود و میرزا ضمن اشاره به آنها گفت:زمین های زراعی ما در سه یا چهار کیلومتری آبادی سیس است و من در خیلی از سال ها به هنگام شخم زدن زمین های خود در عمق سی چهل سانتی متری خاک با این لوله های شتر گلویی مواجه شدم که بصورت منظم در کنار هم چیده شده اند و معلوم نیست این لوله کشی ها به چه دلیل و برای چی صورت گرفته؟در داخل حیاط حدود ده تا دوازده عدد از آن لوله ها وجود داشت که به گفته میرزا غلامعلی به مصرف آبراهه های زیر دروازه و ناو دانی بام خانه های آبادی می رسید و بعد از حدود هشتصد سال دگر باره مورد استفاده قرار می گرفت.

مردم روستای سیس دارای آداب و سنن خاص خود هستند و جالبتر ازهمه وجود کوهی در مقابل آبادی است که به آن سرمعلی می گفتند.به هنگام زمستان کوه را برف می پوشاند و به وقت بهار و آب شدن برف ها وجود بقایای برف در سینه کش کوه به مثابه تقویم برای اهل روستا است.به این معنی که بعد از آب شدن برف ها در نسار کوه اژدهایی عظیم از برف به وجود می آید.که از دهان گوشوده اش ،تکه های پراکنده برف به حالت گرافیکی مثل آتش بیرون می زند و خود اژدها دارای دو دست کوتاه و دو پای بلند است .مانند یک دایناسور سر پا ایستاده و صخره هایی رنگ چشمان اژدها را می سازد و حالتی مخوف و رعب انگیز دارد.

طی روز های آینده بهار،رفته رفته اعضای بدن اژدهای برفی آب می شود و آب شدن هر گوشه از اعضای بدن اژدها برای مردم آبادی نمایانگر فصلی از کار است .برای مثال :وقتی آتش دهان جانور آب می شود علامت این است که می توانند حیوانات را جهت چراندن به کوه ببرند و هنگامی که اولین دست اژدها نابود شود می دانند که فصل دوشیدن احشام رسیده و به وقت آب شدن سر اژدها میدانند که فصل به خیک کشیدن روغن حیوانی است و به این صورت از آ ب شدن کل اعضای بدن اژدها بهره کاری و دقیق می گیرند و به گفته همسر آقای محمد امین وجود این اژدهای برفی از هر وقت شماری برای زنهای آبادی و کار انها دقیق تر و عالی تر است و با توجه به آن هرگز چیزی خراب نمی شود .محل شهر سیسر صدهانیان مطابق گزارش یاقوت حموی در حول و حوش سنندج فعلی متمرکز شده و جای دقیق آن را نمی دانند و من با تمام وجود بر این باورم که شهر سوخته (سیسر صدهانیان )زیر خاک روستای سیس فعلی مدفون شده است و اگر میراث فرهنگی همت بگمارد به این حقیقت خواهد رسید.

با اندکی اضافات و تلخیص برگرفته از سایت دهگلان شیدا، تاریخ انتشار: 11فروردین1396، کدخبر: 1399: WWW.dehgolansheyda.com


اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین