سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۸۰۱۱۶
تاریخ انتشار: ۲۳ شهريور ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۱
کتاب های دکتر مصدق به کتابخانه آستارا اهدا می شود اما پس از چندی آن ها را به بازیافت می سپارند و در جواب اعتراض اهدا کنننده ریاست کتابخانه پاسخ می دهد: «مجموعۀ کتاب ها به دلیل فرسودگی طبق دستورالعمل رسمی و با نظر کتابدار به بازیافت سپرده شدند.»! پاسخی بسیار غم انگیز و تکان دهنده.

شعار سال: سرهنگ جلیل بزرگمهر (1386-1291)، چهرهای شناخته شده از مشاهیر علمی آستارا و ایران بود. او وکیل مدافع دکتر محمد مصدق در دادگاههای نظامی پس از کودتای 28 مرداد بود. شجاعت، تواضع، ایستادگی و باور او به آیندهای روشن برای میهنش از او مردی قابل اعتماد، مورد توجه و تحسین دکتر مصدق و هر آن کس که او را میشناخت ساخته بود. او از جمله کسانی بود که بانی غرور ملی ما در دوران معاصرند. او در کتاب خاطراتش از آستارا با چنان لطافتی سخن می گوید که هر خوانندهای را مشتاق دیدار این دیار میکند.

با آگاهی از عشقی که پدرم همواره نسبت به شهر و شهریت آستارا داشت، چهار سال پس از درگذشت ایشان، مجموعه کتابهای کتابخانۀ شخصی ایشان را در سال 1390، به کتابخانۀ عمومی این شهر هدیه کردم، تا شاید به وظیفۀ خود در قبال دلبستگی او به زادگاهش عمل کرده باشم.

از همان سال خود و تنی چند از دوستان و اقوام مقیم آستارا پیگیر وضعیت کتابها بودیم. پاسخهایی که در این چند سال تا اردیبهشت 1396 شنیدیم، چندان دلگرمکننده نبود. پاسخهایی نظیر: "قفسه کافی برای چیدن کتابها موجود نیست"؛ "پولی برای خرید قفسۀ کتاب وجود ندارد"؛ (که ما تقبل هزینه‌ها را هم اعلام کرده بودیم) "کتابها باید ابتدا مورد بازبینی واقع شوند"؛ "کتابها باید مورد تایید مسوولان استان در شهر رشت قرار گیرند"؛ "هنوز نتایج بررسی اعلام نشده است" و ...

سرانجام پس از شش سال پیگیری مستمر، (که همواره با تقاضای باز پس گرفتن کتاب‌ها همراه بود) در تاریخ دوشنبه 13 شهریور ماه 1396 در ملاقات حضوری در «اداره کتابخانه های عمومی شهرستان آستارا» (واقع در خیابان شهید رستمیان) با ریاست این کتابخانه پاسخ نهایی چنین بود: «مجموعۀ کتابها به دلیل فرسودگی طبق دستورالعمل رسمی و با نظر کتابدار به بازیافت سپرده شدند.» پاسخی بسیار غم انگیز و تکان دهنده.

با ناباوری به ایشان گفتم کتابهایی که برای بازیافت یا صریح بگویم "برای خمیر کاغذ شدن" فرستادهاید از کتابخانۀ مردی بود که خود از نویسندگان شهرۀ این دیار محسوب میگردد و آثار ایشان دربارۀ محاکمات دکتر مصدق دقیقترین و موثقترین منبع مطالعات و تحقیقات دربارۀ آن برهۀ زمانی حساس است که نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان به آنها رجوع میشود.

آستارا، زمانی به نداشتن حتا یک بیسواد در شهر شهره بود. چگونه رئیس کتابخانۀ چنین شهری اجازه میدهد چنین کتابهای با ارزش و بعضاً کمیاب که میتوانست به ارتقاء دانش و فرهنگ جامعه به خصوص کتابخوانان جوان و علاقمند آستارا یاری رساند، به راحتی نابود شود؟! راستی در آن شهر چه خبر است؟ در سر چنین رییسی چه می گذرد؟ او چگونه به جامعۀ کتابخوان پاسخگو خواهد بود؟ و ...

به گفتۀ دوستی حاضر در آن جلسه، «مگر مغولان با کتابهای ما جز این کردند؟»

در این جا اعلام میکنم که حق خود را برای دادخواهی از مراجع قضایی محفوظ میدانم.

* دانشیار، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر

سایت شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از خبرگزاری آنا، تاریخ انتشار 18 شهریور 96، کدمطلب: 272933، www. ana.ir


اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین