سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۸۸۰۲۰
تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۹۶ - ۰۸:۱۱
به اعتقاد برخی کارشناسان سیاسی، بازنگری یا بازسازی در جریان اصلاح طلبی ممکن است به زیان اصلاحات تمام شود، اما بنابر الزامات خاص جامعه و نوع مواجهه با رویدادهای جاری در فضای سیاسی کشور، به نظر می رسد انجام آن برای پایداری و نوزایی ساخت اصلاح طلبی در ایران ضروری باشد.

شعارسال:فضای سیاسی در ایران به ویژه از انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری، شاهد حضورجدی و رقابت میان دو جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی بوده است؛ جریان هایی که با اصول، مبانی و راهبردهایی خاص، خود را متمایز از دیگری معرفی کرده اند و طرفداران و حامیان خود را دارند. هریک از این دو جریان از سال 76 و انتخاب نامزد اصلاحات به عنوان رییس جمهور تاکنون فراز و فرودهای بسیاری را پشت سرگذاشته اند به طوری که هم به لحاظ ساختاری و تشکیلاتی، هم به لحاظ راهبردهای برخورد با مسائل و رخدادهای سیاسی، دچار تغییرات یا به عبارتی ضعف ها و کاستی هایی شدند که برخی منشا درونی و برخی نیز پیامد علل و عوامل بیرونی بودند.

پس از انتخابات 88 به دلیل حساسیت هایی که به لحاظ موضوع امنیت ملی در کشور به وجود آمد، فضای سیاسی کشور تا اندازه ای تحت الشعاع این حساسیت ها واقع شد که به تبع آن برخی طیف ها و شخصیت های سیاسی در حاشیه قرار گرفتند. در واقع در این زمان دو جریان اصلاح طلبی و اصولگرایی به صورت منسجم تری نسبت به انتخابات 76 وارد عرصه رقابت های سیاسی شدند و با طیف بندی مشخص تری نسبت به گذشته به نوبه خود آرای جامعه را با خود موافق کردند. در این میان جریان اصلاح طلب با توجه به شعارها، اهداف و مبانی ساختاری خود و همچنین نیاز جامعه به تنفس سیاسی و فکری به رغم محدودیت های موجود برای ورود به ساختار سیاسی، از اقبال عمومی و موفقیت بیشتری برخوردار بود.

از انتخابات 92 اصلاح طلبان توانستند با بازیابی انسجام درونی خود و اقدام به تشکیل ائتلاف های سیاسی، به نوعی اکثریت آرای مردم را به سمت خود متمایل کنند، موضوعی که از آن به برگ برنده اصلاح طلبان در چند انتخابات اخیر تعبیر می شود. اگر چه پس از چند سال، بار دیگر این جریان سیاسی توانست اکثریت کرسی های مجلس و شوراهای اسلامی شهر و روستا را به دست آورد، اما این روزها گمانه هایی درباره ضرورت بازسازی در این جریان مطرح شده و برخی چهره ها و شخصیت های جریان اصلاح طلبی نیز در این زمینه دیدگاه هایی را مطرح کرده اند.

در همین رابطه سوالاتی مطرح می شود از جمله اینکه؛ چرایی طرح این موضوع چیست؟ آیا طرح چنین ضرورتی باساختار و انسجام درونی این جریان پیوند دارد؟ بازسازی در این جریان آیا مربوط به عاملیت می شود یا ساختار؟ دیگر اینکه آیا مبانی و اصول ساختار باسازی صورت می گیرد یا در راهبردهای این جریان با مسائل و رویدادهای سیاسی اجتماعی؟ و... با توجه به پرسش های موجود، بیان نکاتی ضروری به نظر می رسد؛

1-از انتخابات 92 و حمایت جریان اصلاح طلبی از ریاست جمهوری دکتر روحانی، این جریان بار دیگر با قدرت و انسجام بیشتری به عرصه سیاسی کشور وارد شد و پس از آن با ائتلاف با جریان اعتدال توانست جایگاه پیشین خود را در ساختار سیاسی بازیابد. در انتخابات 96 نیز باردیگر ائتلاف اصلاح طلبان به ثمر نشست، اما این بار گمانه هایی در جریان اصلاح طلبی جمله درباره عدم تحقق مطالبات آنها به ویژه از سوی دولت مطرح شد؛ گمانه ای که بسیاری از طیف ها و شخصیت های سیاسی اصلاح طلب آن را تکذیب کردند. همین امر یکی به گفته برخی یکی از دلایلی است که باعث القای این نگاه شد که جریان اصلاح طلبی درون خود به نوعی عدم وحدت در بیان مواضع رسیده است.

2-ائتلاف های سیاسی که یکی از راهبردهای مهم اصلاح طلبان به ویژه در چند انتخابات اخیر بوده است، نتیجه داد و به دنبال آن معرفی و حمایت از نامزدهای پیشنهادی موسوم به لیست امید که موجب راهیابی آنان به مجلس وشوراهای اسلامی شهر و روستا شد؛ اگر چه از ائتلاف به عنوان بهترین راهبرد و برگ برنده اصلاحات یاد می شود، اما برخی دیدگاه ها حاکی از این است که افرادی که این ائتلاف ها تا اندازه ای اصلاح طلبی را از مبانی، چارچوب ها و به عبارتی ایدئولوژی اصلی این جریان دور ساخت و باعث شد که آنها سرمایه خود را در جایی هزینه کنند که با مواضع اصلاح طلبان بسیار فاصله دارد. چنانکه افرادی مشمول در لیست معرفی شده قرار گرفتند که نه فقط اصلاح طلب نبودند بلکه پس از برگزیدن شدن با حمایت های اصلاح طلبان، مواضعی دوگانه و مبهم را در قبال جریان اصلا طلبی در پیش گرفتند.

3- اگرچه شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان را دارای عملکرد خوب و قابل قبولی می دانند، اما وجود کاستی هایی در عملکرد از موضوعاتی است که برخی آن را یکی از دلایل ضرورت بازسازی در جریان اصلاح طلبی به شمار می آورند. شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان با توجه به جایگاه و نقش موثر خود می توانست در شفاف سازی، اشاعه اصول، تقسیم کار، تفویض اختیارات، معرفی اشخاص و ... عملکرد خوبی داشته باشد، اما در جهاتی دارای ضعف هایی بوده است از این رو آن گونه که برخی شخصیت های این جریان باور دارند، ضرورت برطرف سازی نقاط ضعف در این شورا احساس می شود.

4- تلاش برای نهادینه سازی تحزب، فرهنگ و کنش های سیاسی مبتنی بر فعالیت حزبی، اگرچه تا حدودی از طرف جریان اصلاح طلبی در کشور پیگیری شده است، اما فعالیت های سیاسی شخصیت محور، غیرساختاری و بدون سازوکار حزبی در کشور به عنوان یک خلاء در کارنامه جریان های سیاسی موجود در ایران خودنمایی می کند و به نظر می رسد اصلاح طلبان با توجه به اهتمام خاص آنها بر خط مشی روشنگرانه سیاسی به سبک و همچنین تلاش هایی که برای آزادی فعالیت های سیاسی و بازسازی کننده در فضای سیاسی کشور ترتیب داده اند، وظیفه و تعهد سنگین تری داشته اند.

با وجود گفتمان سازی که به منظور نهادینه سازی فرهنگ فعالیت حزبی از سوی اصلاح طلبان صورت گرفته، اما اصلاح طلبی نیز چه به دلیل موانع و محدودیت های ساختاری بیرونی و چه وجود ضعف ها و کاستی های درونی نتوانسته اند در این زمینه آنگونه که باید انتظارات جامعه را برآورده کند.

5- هر ساختار و مجموعه ای برای پایداری خود نیازمند تغییر و تحولات یا به عبارتی بازسازی و بازنگری در ساختار، اهداف یا استراتژی های خود است. جریان های سیاسی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. جریان اصلاح طلبی نیز همچون دیگر جریان ها و ساخت های سیاسی برای تداوم، پایداری و حفظ عاملیت واثرگذاری در فضای سیاسی و اجتماعی کشور نیازمند این است که با در نظر گرفتن ضرورت و حساسیت های آنی، میان مدت و بلندمدت خود درساختار، ایدئولوژی، اهداف و استراتژی های خود بازنگری یا به بازسازی اقدام کند فارغ از اینکه تصمیم به بازنگری وبازسازی از طرف ساختار مطرح شده باشد یا عاملیت جریان اصلاح طلبان

شعارسال، با اندکی تلخیص واضافات برگرفته از سایت ایرنا، تاریخ انتشار 1 آبان 96، کدخبر: 82705418، www.irna.ir

اخبار مرتبط
خواندنیها-دانستنیها
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین