شعار سال: هیچ نیازی به سیاسی کردن مسئله نیست. کشور ایران به دلایلی چند پتانسیل بالا برای امامزاده سازی دارد. اولین دلیل این رسم نامیمون و غیر شرعی را باید در خواب (نگفتیم چرت یا غفلت، بیان شد خواب)، نهادهای متولی از جمله اوقاف باید جستجو کرد. تائید رسمی شجره طیبه متوفیان در این خصوص یک الزام قانونی و شرعی است که در حد مورد نیاز و مطلوب مورد توجه قرار نگرفته و یا توسط اهل فن و اشخاص صاحب صلاحیت دنباله گیری نشده است.
دومین دلیل این رسم نامیمون را باید در سو استفاده برخی از سیاسیون و بزرگان محلی و بقعه سازی منجر به امام زاده پنداری جستجو کرد. نیازی به باد انداختن به رگ گردن هم وجود ندارد. نمونه موردی این داستان سخیف را در چند سال پیش توسط یکی از نمایندگان مجلس شاهد بودیم.
سومین دلیل این رسم نامیمون را
در رواج جهل و خرافات و بعضی اعتقادات سست بنیان و نادرست جستجو باید نمود. متولیان دینی کشور (با تاکید خاص بر حوزههای علمیه) هنوز مرز بین توسل و شرک را برای مردم تبیین نکرده اند. غفلت تاریخی از این مهم، حتی در برخی از موارد برادران اهل سنت ما را در مقابل ما قرار داده است.

چهارمین دلیل این رسم نامیمون را
سو استفادههای صورت گرفته در سطوح محلی و رواج شایعات و کرامات غیر واقعی بدون حساسیت دستگاههای امنیتی، قضایی، دینی مستقر در سطوح محلی باید جستجو نمود.
پنجمین دلیل رواج این رسم نامیمون را بی تفاوتی مطلق میراث فرهنگی برای تاریخ یابی مستند و علمی گذشته امام زادهها و بعضی بقاع باید جستجو کرد. به اسم عدم ضرورت و دلواپسی برای صدمه دیدن مذهبی مردم (خصوصا سطوح محلی)، نوعی نهی غیر رسمی برای ورود به این کار در کشور وجود دارد. بعنوان مثال بعضی از بزرگان سلسله کیا در شمال کشور تبدیل به امام زاده شده اند؟ آیا کسی توضیحی در این خصوص دارد؟ آیا باید اجازه داد که هر فرد و مقامی بدلیل انتصاب به خاندان پیامبر یا ائمه معصومین پتانسیل امام زاده بودن و امام زاده شدن داشته باشد؟ اگر این برداشت غلط درست باشد، میتوان برای هر سیدی، تصور امام زاده پنداری داشت.
به منظور جلوگیری از رواج بیشتر این نوع بدعتها در دین، ضرورت ورود موثر منجر به اصلاح (نه محافظه کاریهای مصلحت اندیشانه) توسط نهادهای متولی با تاکید بر سه نهاد حوزه، اوقاف و میراث فرهنگی بشدت احساس میشود.
اگر بحث کرامت مطرح باشد، قبوری از شهدا را میشناسیم که کرامات تضمینی دارند. اگر صرفا بحث کرامت و گره گشایی متوسلانه مطرح باشد، امامان و امام زادههای صاحب شجره طیبه قابل اثبات در کشور کم نیستند.
آیا زمان تمام کردن داستان امام زاده یابی و امام زاده گستری در کشور نرسیده است؟ آیا ضرورت احیا و بازنگری مجدانه در دین و دور کردن مردم از برخی از انحرافات ناآگاهانه فرا نرسیده است؟ آیا زمان آن نیست که حقایق واقعی و شیرین دین، با زبانی آرام و قابل فهم برای مردم تبیین و ترویج شود؟ یادمان نرود که روزی باید در مقابل سکوت یا اهمالمان در برابر کج رویها و ایجاد انحرافات احتمالی در دین مردم، پاسخگو باشیم.
اختصاصی پایگاه تحلیلی خبری شعار سال