علی کاکادزفولی فعال رسانه:
در ادبیات تابآوری، یک گزاره تقریبا ثابت وجود دارد: نارضایتی اجتماعی و آشوبی که ذیل پوسته آن شکل میگیرد، به خودی خود الزاماً به جهش سیاسی نمیرسد، اما وقتی شکاف علنی میان نخبگان حاکم ایجاد شود و نیروهای قهریه دچار دودلی شوند، اعتراض شتاب میگیرد. چون جامعه فرصت میبیند، هزینه کنش را پایینتر برآورد و تصور میکند نظام در موقعیت عقبنشینی قرار گرفته است. به همین دلیل، انسجام نخبگان در بزنگاهها و یکپارچگی فرماندهی در حوزه امنیت و قضا و رسانه، در جمهوری اسلامی یک نقطه قوت امنیتی بوده است.اما انسجام نخبگان به تنهایی کافی نیست. آنچه در جمهوری اسلامی یک سپر مضاعف ساخته، معماری موازی قدرت سخت است. معماری موازی یعنی ایجاد چند لایه و چند مسیر برای اعمال اقتدار و حفظ نظم، به گونهای که اگر یک مسیر آسیب دید، مسیرهای دیگر میدان را نگه دارند. در اینجا هدف صرفاً افزایش قدرت مقابله نیست. هدف افزایش تابآوری فرماندهی و کاهش احتمال دودلی است. یعنی کاهش احتمال اینکه یک نهاد امنیتی در بحران احساس کند تنهاست یا پشتوانه ندارد یا احساس کند باید از مسؤولیت شانه خالی کند. معماری موازی دقیقاً برای جلوگیری از همین وضعیت طراحی میشود.این لایه در هر ۳ میدان خیابان، ادراک و نخبگان اثر مستقیم دارد. در میدان خیابان، حضور شبکهای و فرماندهی یکپارچه، اجازه نمیدهد آشوب سریع تکثیر شود. هزینه تخریب بالا میرود و فرصت هماهنگ شدن گروههای خشونتگرا کاهش مییابد. همچنین امکان تفکیک میان تجمع و آشوب بیشتر میشود. در میدان ادراک، انسجام نخبگان و پیام واحد، شایعه را تضعیف میکند. شایعه وقتی قوی میشود که ابهام وجود داشته باشد و ابهام وقتی زیاد میشود که پیامها متناقض باشد. اگر پیام واحد و زمانبندی اطلاعرسانی روشن باشد، عملیات ادراکی دشمن سختتر میشود. در میدان نخبگان، معماری موازی قدرت سخت مانع از آن میشود که رقابتهای سیاسی به بحران در ابزار قهر منتقل شود. یعنی حتی اگر رقابت سیاسی داغ باشد، امکان اینکه نهادهای امنیتی چندپاره شوند کمتر است و همین، مهمترین عامل جلوگیری از جهش اعتراض به نقطه بحرانی است.
کد خبر: ۳۹۹۴۹۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۰/۲۱

پنجشنبه ۰۹ بهمن ۱۴۰۴ -