پایگاه خبری تحلیلی شعار سال

سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۲۶۹۲۹۱
تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۹۹ - ۰۰:۳۶
امروز17 فروردین مصادف با سالروز قیام شیخ محمد خیابانی در سال ۱۲۹۹ است. خیابانی در سن ۴۰ سالگی با توطئه مخبرالسلطنه هدایت کشته شد. مخبرالسلطنه قاتلِ خیابانی همچنان تا زنده بود، در مورد چگونگی قتل خیابانی، گهی به میخ می زد و گهی به نعل! او در کتابش سعی میکند خود را از این جنایت مبرا سازد، اما سالها قبل از آن، یک بار از دهنش دررفته بود که: «من با کشتن خیابانی خدمت بزرگی به ایران کردم زیرا او درپی خیانت به ایران بود...»

شعار سال :امروز17 فروردین مصادف با سالروز قیام شیخ محمد خیابانی در سال ۱۲۹۹ است. خیابانی یک انسان کاملا امروزی بود و در قیامش نیز دستاوردهای مدرنیته مانند تجدد، دموکراسی و مشروطه خواهی موج می زد. از همین روست که طبق گفته کسروی، روحانیون کهنسال تبریز در برابر موج تجددخواهی او ایستادگی و مقاومت کردند اما در مقابل، طلاب و وعاظ جوان به شدت طرفدارش شدند.

خیابانی در سن ۴۰ سالگی با توطئه مخبرالسلطنه هدایت کشته شد. جنازه اش را بر دوش اسبی انداخته در کوی و برزن شهر گرداندند تا دیگران عبرت گرفته دم از آزادی و مشروطه خواهی نزنند!

چنین می نماید که تمامی قیامهای دور از مرکز و رهبرانشان در تاریخ معاصر ایران،سرانجامی دردناک و خونبار پیدا کرده اند محمدتقی خان پسیان را پس از کشتن«در قوچان نسبت به سر و جسدش بى‌احترامى زيادى شده و سر را در تمام ميدانهاى قوچان آويزان کردند»(اسناد مؤسسه تاريخ معاصر، ش ۷-۲۱۵۵۳ ق).میرزا کوچک خان را نیز پس از کشتن به مدت بیست سال، سرش جدا از تن اش ماند سر بریده اش در سليمان داراب رشت، دفن گردیده جسدش در قبرستان خانقاه واقع در گیلوان! و تنها پس از تبعيد رضاشاه یعنی بیست سال بعد با کوششهای خانواده اش آن سر به جسدش پیوست البته بصورت مخفیانه!( نگرشی به گذشته و آینده پنجاه سال،نوشته ماسالی...ص41)

اما داستان خیابانی از اینها نیز بیشتر، داستانی است پر آب چشم! هنگامیکه در پس کوچه های تبریز در حصار کفتاران گرفتار آمده بود پس از کشتن، قزاق ‌ها پیکر خونینش را دور شهر گرداندند و انبوهی از تماشاگران مانند«العاذز»بی تفاوت گرد جنازه را گرفته و یا کف می زدند همانها که تا دیروز در پایای نظق هایش کف میزده و زنده باد میگفتند(قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز، کسروی،با مقدمه کاتوزیان... ص۱۶۸).
همیشه منابع می نویسند که به جنازه اش بی حرمتی کردند اما نمی نویسند این بی حرمتی چه بوده است؟ و من هم از آن می گذرم که این بی حرمتی سینه به سینه نقل شده حتی منابع از درج آن نیز شرم داشته است!

هر سه آنها عاشق ایران و عظمت آن بودند و شعار شیخ محمد خیابانی در تمامی متینگها این بوده: «آذربایجان جزو لاینفک ایران و ایران جزو لایتجزای آذربایجان»(خاطرات عبدالله بهرامی...ص ۶۳۵.و دو مبارز جنبش مشروطه... رئیس نیا...ص ۲۶۸)
اما قاتلین هر سه رهبر کشته شده، بر آنها انگ تجزیه طلبی زدند تا کشتن شان آسان و خدمت به وطن تلقی گردد!

چنین می نماید که در نظر این مرکزنشینان که در مکتب استبداد مرکزی تربیت یافته اند هر فردی که در میان اقوام ایرانی و یا دور از مرکز متولد می شود، اگر از آزادی و عدالت دم زند، بالقوه یک تجزیه طلب است، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود! چنین است که سالها پس از آن، عبدالله مستوفی در کتابش می نویسد: «تبريزيها هرقدر ميخواهند عكس اين يگانه شخص آزادى‌طلب (؟) را در قاليچه كشيده و در بالاى اطاقهاى خود بگذارند اما او یک تجزیه طلب بود»!( ‌شرح زندگانی من...ج ۳ص۱۳۱).
و مخبرالسلطنه قاتلِ خیابانی همچنان تا زنده بود، در مورد چگونگی قتل خیابانی، گهی به میخ می زد و گهی به نعل! او در کتابش سعی میکند خود را از این جنایت مبرا سازد، اما سالها قبل از آن، یک بار از دهنش دررفته بود که: «من با کشتن خیابانی خدمت بزرگی به ایران کردم زیرا او درپی خیانت به ایران بود...»

اما خون به ناحق ریخته خیابانی، هر از چندی موی دماغش می شد در تمام مسندهایش. یک بار هنگامی که در فروردين ۱۳۰۱در مجلس، صحبت از اعتبارنامه اش شد سليمان ميرزا(رهبر اقليت مجلس) یقه مخبرالسلطنه را به عنوان قاتل خيابانى گرفت و آشوبی در مجلس بپاخاست! بار دیگر زمانی که عارف قزوینی در سن پیری در همدان در فقر شدید و تنگدستی به سر میبرد و از فشار فقر با کمکهای مالی دوستانش زندگی میکرد مخبرالسلطنه هدایت (نخست وزیر وقت) پولی در پاکت نهاده برای او فرستاد اما عارف به محض اینکه خبردار شد، فرستنده پول مخبرالسلطنه است، حتی بدون باز کردن پاکت، حواله پستی مخبرالسلطنه را پس فرستاد و بر روی آن نوشت: «من از کشنده خیابانی پول نمی خواهم».

به نظر می رسد که هیچ جنایتکاری در تاریخ قسر در نخواهد رفت، گویی چشمان قربانی و قربانیانش چون چشمان هابیل همیشه به دنبالش و خیره به چشمان او خواهد بود و اگر هم در زمان خود قسر در رود تاریخ نویسان و لعنت آیندگان، گریبانش را خواهند گرفت!...

علی مرادی مراغه ای

منبع؛ فضای مجازی

اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین
پرطرفدارترین