پایگاه خبری تحلیلی شعار سال

سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۳۵۱۳۵۲
تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۴۰۰ - ۰۲:۰۰
علیرضا خمسه که به‌تازگی دست به انتشار کتابی با عنوان «خمسه به روایت خمسه» زده است، گفت: همیشه فکر می‌کردم که کاش در مدرسه غیر از مهارت‌های مختلف به ما مهارت نوشتن را هم آموزش می‌دادند.
شعارسال: برنامه رادیویی «پرانتز باز» در شماره‌ی چهارم و در ماهی که کامل شد، ضمن ادای احترام به «شبی که ماه کامل شد» به رابطه سینما و ادبیات و همین‌طور اقتصاد نشر و افراد مطرح پرداخت.

علیرضا خمسه، بازیگر شامگاه جمعه میهمان برنامه «پرانتز باز» رادیو نمایش بود و توضیحاتی را درباره انتشار اولین کتابش با نام «خمسه به روایت خمسه» ارائه داد.

در ابتدای گفتگو مارال دوستی، مجری، تهیه‌کننده و سردبیر برنامه ضمن عرض تبریک به دلیل انتشار کتاب، این پرسش را از خمسه پرسید که «چطور به فکر نگارش این کتاب افتادید؟» و علیرضا خمسه پاسخ داد: من سال‌ها کار تدریس انجام داده‌ام، یعنی خودم را بیشتر معلم می‌دانم تا بازیگر یا هر چیز دیگر. به همین علت است که فکر می‌کردم همیشه باید به شاگردان، خودم، فرزندان و اطرافیانم یاد دهم که مهارت‌هایشان را افزایش دهند.

وی ادامه داد: یکی از این مهارت‌ها -که خیلی مهم است و کارآیی بالایی دارد- مهارت در نگارش و نوشتن است و بسیاری از ما این مهارت را نداریم. برای مثال گاهی گلایه‌ای داریم و مشاوری از ما می‌خواهد تا گلایه‌مان نسبت به هر شخصی را در یک صفحه کاغذ بنویسیم، ناگهان می‌بینیم که ما قادر نیستیم تا آن چیزی که احساس می‌کنیم را بنویسیم. همیشه فکر می‌کردم که کاش در مدرسه غیر از مهارت‌های مختلف به ما مهارت نوشتن را هم آموزش می‌دادند؛ اما من به صورت خودجوش سعی کردم تا این کار را انجام دهم.


یادگاری که باید از من بماند


این بازیگر پیشکسوت با اشاره به حس‌وحال نوشتن گفت: وقتی عاشق هستم، وقتی فارغ هستم، وقتی دردمند و گلایه‌مند هستم، سعی می‌کنم تا آن احساس و عاطفه -چه مثبت و چه منفی- را به قلم درآورم و به نوشته تبدیل کنم. سال‌ها بود که این کار را می‌کردم و به قول قدیمی‌ها من نمانم خط بماند یادگار، در نتیجه گفتم اگر یک یادگاری از من بخواهد بماند نباید پراکنده باشد؛ چراکه هر کدام از نوشته‌ها در پوشه، انباری و قفسه‌ها بود که در آن‌ها گشتم تا آن چیزی را که به نظر خودم بد نیست، گلچین کنم تا در یک جلد کتاب از من به یادگار بماند.

وی افزود: چه شعر، چه مقاله و ترجمه، همه را گردآوری کردم و به پیشنهاد توکا ملکی، مدیر انتشارات خط و طرح عنوان «خمسه به روایت خمسه» را انتخاب کردیم تا این کتاب در اختیار دوستان قرار گیرد.

در ادامه‌ی این برنامه علیرضا بهرامی، کارشناس «پرانتز باز» ضمن اشاره به مَثل معروفی که علیرضا خمسه در صحبت‌هایش به آن اشاره کرد از میل به جاودانگی گفت که این میل طبیعتا باید خیلی از افراد را ترغیب کند تا حداقل با این رویکرد که تجربه‌های فردی و زیستی خودشان را برای آیندگان به شکل منسجمی به یادگار بگذارند که حتی در طول سالیان آتی هم تداوم داشته باشند. او در ادامه پرسشی را خطاب به این بازیگر مطرح کرد که چرا اهالی سینمای ما در این زمینه ضعیف عمل می‌کنند و حتی حاضر نیستند تا برای تاریخ شفاهی خودشان وقت بگذارند، چه رسد به اینکه بخواهند تجربیات‌شان را مکتوب کنند.

علیرضا خمسه در پاسخ به این سوال گفت: ما که نمی‌توانیم در جمع تاثیر بگذاریم، اگر خیلی قهرمان باشیم درنهایت بتوانیم روی خودمان تاثیر بگذاریم و رفتار یا کنش و واکنش‌های خودمان را تغییر دهیم. من این کار را در مورد خودم کردم و طبعا از دوستان دیگر، چه پیشکسوت‌ها و چه هم‌نسل‌های خودم و چه جوان‌تر‌ها همیشه خواهش کرده‌ام تا تجربیات‌شان را بنویسند. شاید یکی از ترجیع‌بند‌های من همواره در مواجهه با همکاران، خصوصا کسانی که از نسل گذشته بوده‌اند، همین مساله بوده است.

وی ادامه داد: برای مثال یادم می‌آید که همین چند روز پیش، خدمت دوستی بودم که از او خواهش کردم تا همه خاطراتی که برای من تعریف می‌کند را بنویسد. این جمله را من شاید ده‌ها بار و به ده‌ها آدم تکرار کرده‌ام. طبعا من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم، تو خواه پندگیر و خواه ملال. من می‌گویم، اینکه چقدر در دیگران تاثیر بگذارد، این قضیه با آن‌ها است.

نغمه دانش آشتیانی، دیگر کارشناس برنامه «پرانتز باز» ضمن ابراز خرسندی به دلیل روزنگارنویسی علیرضا خمسه گفت: من از این مساله خوشحال هستم؛ چراکه بخشی از تاریخ با شما روایت شده است. او همچنین از خمسه خواست تا یک بخش بامزه از کتابش را تعریف کند.

بازیگر «دو نفر و نصفی» خاطرنشان کرد: من دو کتاب برای چاپ آماده کرده‌ام که کتاب اولم یعنی «خمسه به روایت خمسه» منتشر شده و دیگری کتابی است به نام «ماموریت آقای شادی» که علی رستگار در حال حاضر آن را آماده می‌کند تا به‌زودی به ویترین کتابفروشی‌ها بیاید. کتاب «ماموریت آقای شادی» از خاطرات پشت صحنه من است و کتاب «خمسه به روایت خمسه» فصل اولش سال شمار است و به این می‌پردازد که از اول من که بوده‌ام، کجا به دنیا آمده‌ام و تا امروز چه کرده‌ام.

وی افزود: یعنی تمام این شصت‌وخرده‌ای سال را تک‌به‌تک یادداشت کرده‌ام. حتی اگر مقاله و مصاحبه‌ای داشته‌ام، همه‌ی این‌ها را به همت امید نجمان یادداشت کرده‌ام؛ اما در کتاب بعدی یعنی «ماموریت آقای شادی» همه خاطرات پشت صحنه به درستی آمده است. در کتاب اول من در اصل مجموعه مقالات و شعرهایم و مطالبی که ترجمه شده گردآوری شده‌اند، یعنی مطلب خنده‌داری ندارد؛ بلکه وجه جدی خمسه در این کتاب آشکار می‌شود. چون درباره این کتاب صحبت می‌کنیم، بد نیست که خواهش کنم تا دوستان آن را تهیه کنند. انتشارات خط و طرح این کتاب را به چاپ رسانده و پخش کرده است.

در ادامه این گفتگو مارال دوستی ضمن پرداختن به خیام و این‌که بسیاری با توجه به حد کمال در تعلیم و انتشار دانش ژرفی که در سینه خود داشته بخیل دانسته‌اند و از قرار معلوم حکیم چندان توجهی به تربیت شاگردان برجسته و نگارش کتاب‌های علمی نداشته است؛ که در انتقال دانش داشت، به این مساله اشاره کرد که وقتی انتقال دانش رایگان باشد، بسیار ارزشمند است و من اطمینان دارم که خواندن این کتاب جا‌به‌جایی سواد و دانش و خاطراتی است که می‌تواند جذاب باشد. ضمن اینکه در هر گذشته‌ای خصوصا گذشته بزرگی، چون شما هم آموزش و هم دانش است و به اشتراک گذاشتن آن، کار ساده‌ای نیست.

علیرضا خمسه در پاسخ به طنز گفت: من با اینکه عاشق خیام هستم و رباعیات و زندگینامه‌ی او را سرلوحه زندگی‌ام قرار داده‌ام؛ اما خیلی از او گلایه‌مند هستم؛ چراکه بیشتر مردم از دوبیتی‌ها و رباعیات وی گاهی دچار سوء‌برداشت می‌شوند! مورد دیگر این است که گفتید چقدر خوب است که کسی از گذشته‌اش بنویسد و این را ره‌توشه‌ای کند برای آیندگان؛ اما زمانی که به خیام مراجعه می‌کنی، او می‌گوید که: از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن/ فردا که نیامده‌ست فریاد نکن؛ یعنی نه به گذشته کار داشته باش و نه به آینده! به همین خاطر همه تنبل می‌شوند و می‌گویند آنچه که گذشته دیگر تمام شده و اینکه چه‌کسی من را به دنیا آورده و کجا بزرگ شده‌ام و چه تجربه‌ای داشته‌ام را رها کن! آینده را هم چه کسی دیده؟ پس فعلا همین لحظه حاضر را دریابیم! بنابراین گاهی این برداشت‌های نادرست از یک اندیشمند و فیلسوفی مثل خیام جای گلایه دارد.

در ادامه احسان رضایی، دیگر کارشناس برنامه به اشعاری که از خمسه در این کتاب آمده است، اشاره کرد.

علیرضا خمسه خاطرنشان شد: برخی از اشعاری که در زمان جوانی‌ام، یعنی دهه پنجاه و اوایل دهه شصت، تحت‌تاثیر شرایط عاطفی و اجتماعی سروده شد بود را انتخاب کردیم و خیلی جالب است که به شما بگویم که در انتخاب این شعر‌ها از دوست شاعر و بزرگم شمس لنگرودی کمک گرفتم که از او تشکر می‌کنم.

در پایان احسان رضایی از او خواست تا یکی از اشعار چاپ‌شده در این کتاب را بخواند. خمسه پس از خوانش یکی از اشعارش، بخشی از متن کتاب با نام «ناگهان طنز، ناگهان کمدی» که وجه اجتماعی داشت و مربوط به کار خودش بود را خواند.

علیرضا بهرامی، نغمه دانش و احسان رضایی کارشناسان برنامه در این قسمت از «پرانتز باز» بودند و مارال دوستی، تهیه‌کننده و سردبیر این برنامه اجرای این قسمت را نیز عهده‌دار بود. سه قسمت نخست این برنامه را مجید واشقانی اجرا کرد.

«پرانتز باز» که در گروه برنامه‌های مستند و ترکیبی نمایشی رادیو نمایش تولید می‌شود، از موزه سینما به صورت زنده و هفتگی ساعت ٢١:٠٠ تا ٢٣:٠٠ پخش می‌شود.


شعارسال، بااندکی تلخیص و اضافات برگرفته از خبرگزاری کتاب ایران، تاریخ انتشار: ۲۷ تیر ۱۴۰۰، کد خبر: ۳۰۸۵۴۵، ibna.ir.
اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین
پرطرفدارترین