پایگاه خبری تحلیلی شعار سال

سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۳۸۲۱۲۸
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۴۰۱ - ۲۳:۰۴
اساسا مفهوم جمهوریت با اسلامیت سازگاری ندارد. در غوغای جمهوریت ۱۳۰۲ و ۱۳۰۳ هم که رضاخان سردارسپه خواست، ایران را جمهوری کند، مراجع تقلید وقت یعنی شیخ عبدالکریم حائری یزدی، سید ابوالحسن اصفهانی و میرزا محمدحسین نائینی با او در قم ملاقات کردند و از او خواستند دست از جمهوریت بردارد تا با انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی موافقت کنند که این کار عملی شد.
شعار سال: اسفندیار عبداللهی: ۱۴ مرداد سالروز پیروزی مشروطه در ایران، از پروفسور حسن این پرسیدیم، مردم ایران نهضت مشروطه را مدیون چه کسی و چه خاستگاه داخلی یا خارجی هستند؟

نهضت مشروطیت را وامدار چندین گروه ایم. اول، متفکران ترقی خواهی که پس از شکست ایران از روسیه متوجه عقب ماندگی صنعتی و فرهنگی ما شدند، از عباس میرزا و قائم مقام و بعد امیر کبیر بگیرید تا میرزا ملکم خان و مدیران مطبوعات چاپ‌خارج و بعد چهره‌هایی در داخل مانند مشیرالدوله و تقی زاده.

دوم، بازرگانان که برای داشتن تامین مالی و جانی خواستار تشکیلات درستی برای دستگاه عدالت بودند و اولین مطالبات این طبقه متوسط شهرنشین هم داشتن عدالت خانه بود.

سوم، روحانیت شیعه که بر اساس قرائتی مترقی از دین اسلام و مذهب تشیع، عبور از استبداد و حفظ حقوق مردم را توجیه و حمایت کرد. در راس این طبقه، آخوند خراسانی، علامه محمد حسین نائینی در نجف و سیدین سندین بهبهانی و طباطبایی در تهران بودند. یادمان باشد که در عصر ناصری، میزبان سید جمال اسدآبادی در تهران، امین الضرب بزرگترین تاجر ایران بود. در انقلاب مشروطیت هم، بازتاب چوب خوردن سید قتدی به حکم عین الدوله و نقش حاجی بنکدار در دادن ناهار و شام به متحصنین سفارت انگلیس از شواهد نقش بازار در فرایند نهضت مشروطه خواهی بود. به همین دلیل، اولین کپی نسخه‌های فرمان مشروطیت به خانه امین الضرب در سه راه امین حضور آورده شد.

چهارم، گذشته از این خاستگاه داخلی، دولت انگلیس هم در مقام رقیب روسیه تزاری که طرفدار استبداد قاجاریه بود، از مشروطه‌خواهی حمایت کرد و مشروطه طلبان متحصن در سفارت را پذیرفت.

در مقطع آغاز مشروطه‌طلبی چه گروه‌هایی می‌دانستند چه می‌خواهند و چه جریان‌هایی نا دانسته در موج مشروطه شریک شدند؟ عدم آگاهی اکثریت مردم نسبت ماهیت مشروطه‌خواهی چه آسیبی به ادامه این مسیر وارد کرد؟

در مشروطیت، دیوانیان و کارگزاران دولت که هم معایب استبداد را در مقام وزیر و مدیر اجرایی از نزدیک لمس می‌کردند و هم با نظام‌های سیاسی خارج از جمله کشور‌های اروپایی، روسیه و عثمانی آشنایی یافته بودند، می‌دانستند چه می‌خواهند. اینان به فکر تغییر ماهیت نظام سیاسی از استبداد مطلقه به نظامی قانونمند بودند که سلطان مملکت و یا والی ایالت و یا حاکم ولایت یا خان و ایلخان و کدخدا یا حتی هر قلدر یاغی و‌گردنکش محلی نتواند به تصمیم فردی و بر اساس میل شخصی نسبت به اشخاص زیر سلطه خود زور بگوید، بلکه جان و مال و ناموس تک تک افراد مصون و محفوظ بماند و مجازات پس از محاکمه و اثبات جرم به تناسب تخلف شخص، معلو‌م و معین شود.

در مقابل این نخبگان آگاه، بسیاری از مردم از جمله مجاهدین مسلح یا متحصنان در سفارت انگلیس، از کم و‌کیف نظام مشروطیت موعود بی اطلاع بودند. برای ارائه ادله و قرائن و امارات این ناآگاهی، عمومی می‌توان شاهد آورد که:

اولا اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران در جنبش مشروطیت حتی سواد خواندن و نوشتن نداشتند چه رسد به آن که از نظامات مختلف سیاسی اعم از حاکمیت قانون و مشروط و محدود شدن قدرت مطلقه شاه و حاکم سر در آورند.

ثانیا، اکثر مردم ایران در آن تاریخ ساکن روستا‌ها بودند و در آن شرایط، در جنبش مشروطیت شرکت و دخالتی نداشتند؛ حضور و غیبت آنان در صحنه به عنوان نیروی اجیر و خدمتگر، وابسته به اراده مالکان و روسای ایلات بود.

ثالثا، ناآگاهی اکثریت مردم در آن تاریخ از مبانی و مبادی مشروطیت، حتی پس از فتح تهران و استقرار مشروطیت دوم هم، آشکار بود. برای مثال این واقعیت در واقعه خلع سلاح مجاهدان آذربایجانی و تیرخوردن پای ستارخان به دست نیرو‌های دولت مرکزی و بختیاری‌های تابع سردار اسعد، مشهود بود که مثلا مجاهدین مسلح که برای مشروطه جنگیدند، از مبانی و اهداف مشروطیت و تساوی حقوق افراد ملت کاملا بی اطلاع بودند. در این حادثه، آذربایجانی‌های تحت امر ستارخان و باقرخان خلع سلاح شدند، اما بختیاری‌های تحت فرمان سردار اسعد با تبعیض آشکار مسلح باقی ماندند و به زورگویی و چپاول و غارت هم دست زدند

صحت و سقم و راست و دروغ یا چند و‌چون رفتار فاتحان تهران با مردم این شهر در روایات مختلف آمده است، اما شاعری در شکایت از این دست درازی‌های مجاهدین بختیاری در تهران به اموال مردم گفته است:

بختیار است، ولی بخت بد اینجاست که یار
هرکجا میل کند میل به غارت؟! دارد

به فرض که بحث بدرفتاری و خوش رفتاری مجاهدان مشروطه هم مطرح نباشد، از جهت دانش و بینش گروه هابی که در مبارزات مشروطه طلبی شریک شدند، من یقین دارم، که اگر به فرض سردار اسعد بختیاری پس از فتح تهران، از خلع محمدعلی شاه از سلطنت، پشیمان می‌شد و با شاه مخلوع فرضا به توافق می‌رسید که شاه مستبد بماند و سردار اسعد را صدر اعظم کند، نیروی نظامی و بختیاری‌های تابع سردار اسعد، طرفدار مشروطیت باقی نمی‌ماندند و خواهان استقرار مجدد نظام استبدادی می‌شدند.

ایضا اگر ناهار و شام متحصنان سفارت انگلیس، مرتب نمی‌رسید و حاجی بنکدار برای به بار گذاشتن دیگ‌های پلو‌در باغ سفارت، وام نمی‌گرفت، یا سفیر انگلیس عذر متحصنان را می‌خواست و در عوض، دربار محمدعلیشاه یا سفارت روس یا مریدان حاج شیخ فضل الله نوری به طرفداران استبداد ناهار و شام مجانی و غذای نذری می‌دادند، اکثریت متحصنان سفارت انگلستان برای گرفتن غذای نذری در کنار مستبدین، به صف می‌ایستادند. (البته کارشناس محترم حاشیه را بر متن ارجح دانسته و نسبت به این مهم شاید بی توجه هستند که اگر بختیاری‌ها وارد تهران نمی‌شدند، مشروطه چه سرنوشتی پیدا می‌کرد) پ

با وجودی که از بعد از سقوط کلیسا در اروپا و تا مقطع مشروطه ایران، فلاسفه سیاسی آن دوره‌ها همکاری سیستمی دین و عرف (مشروطه و مشروعه) را امری ناشدنی می‌دانستند، چرا مشروطه ایران از همان ابتدا درگیر طناب کشی دولت و مذهب شد؟ و چرا برخی روحانیون پرچم دار مشروطه شدند در حالی که فلسفه انقلاب کبیر فرانسه به عنوان پایلوت مشروطه خواهی را می‌دانستند؟

در مقطع نهضت مشروطیت، تربیت عمومی مردم ایران مذهبی بود. اکثریت قریب به اتفاق مردم ذهنیت مذهبی داشتند و بنا بر این، موجه و مشروع نشان دادن اهداف مشروطیت مستلزم داشتن وجاهت شرعی و مشروعیت بود. تعابیر فرمان مشروطیت، قانون اساسی و متمم قانون اساسی همه ناظر به ملاحظات مذهبی است.

دلیل پیروزی نهضت مشروطیت، ائتلاف روشنفکران و مذهبیون علیه استبداد حاکم بود. شرایطی درست مانند نهضت ملی کردن صنعت نفت و قیام ۳۰ تیر با ائتلاف ملیون به رهبری مصدق با مذهبیون به رهبری کاشانی که اتحاد و اتفاق این دو نیرو کارساز شد و بعد که بین این دو نیرو اختلاف و انشقاق حاصل شد، جریان کودتا حاکم گشت. حتی پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ هم نتیجه قبول رهبری دینی به عنوان رهبری سیاسی از سوی روشنفکران و ملیون بود. اما این ائتلاف مقطعی یعنی اتحاد دین و دولت نمی‌تواند همیشه با توازن پیش برود، بلکه بالاخره یکی غالب و دیگری مغلوب می‌شود. در مشروطیت اندک اندک مخصوصا در سلطنت رضاشا ه، دیانت تضعیف شد. در انقلاب ۱۳۵۷ دین غالب شد، چون دین و بیدینی، در هم ادغام نمی‌شوند، بلکه یکی بر دیگری فایق می‌آید.

چه دلایل دیگری در ناکام ماندن مشروطه تا قبل از انقلاب اسلامی سرغ دارید؟

دلایل عمده ناکامی نهضت مشروطیت، فرهنگ سیاسی دیرپای استبدادزدگی در حوزه تمدنی ایران است. فرهنگ مشارکت، تعاون، تحزب و همگرایی در ایران بسیار ضعیف بوده و است. رقابت و حسادت و نداشتن انعطاف و تسامح و تساهل، عامل دیگر است. فرهنگ خودکامگی در ایران به حدی ریشه دار بود که از عهد هخامنشیان تا ساسانیان، بلکه در اساطیر، گاهی شاه وقت برادر یا پسر خود را که ممکن بود رقیب او در قدرت باشد زندانی می‌کرد یا از بین می‌برد.

در اساطیر، گشتاسب پسرش اسفندیار را که چش به سلطنت دوخته بود، زندانی کرد و بعد هم با علم به این که به دست رستم کشته خواهد شد، به جنگ رستم یعنی به کام مرگ فرستاد. بردیا به دست کمپوجبه کشته شد. شیرویه پس از کشتن پدرش خسرو پرویز همه برادران خود را کشت که کسی مدعی سلطنت نماند. بیش از هزار سال بعد، هم، نادر شاه افشار پسرش رضاقلی میرزا را که ولیعهد بود، کور کرد.

با این فرهنگ سیاسی، توقع رسیدن به نظم دموکراسی، زیادی است. مردم، خیلی زودتر از رضاشاه پهلوی به عنوان دیکتاتور مصلح و منور تمکین کردند تا دکتر مصدق که تا حدودی دموکراسی را جا انداخت. در دوره رضا شاه هیچ‌رسانه آزادی وجود نداشت و کسی اعتراض نمی‌کرد. در دوره مصدق، مطبوعات آزاد بودند و به مصدق فحش می‌دادند و او مانع آنان نشد و خالی به آزادی بیان و آزادی احزاب وارد نکرد.

انقلاب سال ۵۷ در ادامه مشروطه اتفاق افتاد یا در مقابل آن؟

انقلاب ۱۳۵۷ در حقیقت اول با مشارکت نهضت آزادی و جبهه ملی و نیرو‌های چپ، در تداوم مشروطیت و جواب کودتای ۲۸ مرداد و استبداد نوین حاکم بود، ولی پس از قبول اصل ولایت مطلقه فقیه، در تقابل مشروطیت و در ادامه راه مشروعه حاج شیخ فضل الله نوری تغییر مسیر داد.

شیخ فضل الله نوری مشروطه مشروعه می‌خواست، امروز هم جمهوری اسلامی داریم. اگر جمهوری را مشروطه و اسلامی را مشروعه بدانیم، آیا نظریه یا آرزوی شیخ در سال ۵۷ محقق شد؟

اساسا مفهوم جمهوریت با اسلامیت سازگاری ندارد. در غوغای جمهوریت ۱۳۰۲ و ۱۳۰۳ هم که رضاخان سردارسپه خواست، ایران را جمهوری کند، مراجع تقلید وقت یعنی شیخ عبدالکریم حائری یزدی، سید ابوالحسن اصفهانی و میرزا محمدحسین نائینی با او در قم ملاقات کردند و از او خواستند دست از جمهوریت بردارد تا با انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی موافقت کنند که این کار عملی شد.


شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از دیدار نیوز، تاریخ انتشار:۱۶ مرداد ۱۴۰۱، کدخبر:۱۳۵۰۵۶، www.didarnews.ir
اخبار مرتبط
خواندنیها-دانستنیها
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین
پرطرفدارترین