پایگاه تحلیلی خبری شعار سال

سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۳۹۹۵۶۳
تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۴

ایران و آمریکا؛ در میانه جنگ یا دیپلماسی؟ + شروط آمریکا و واکنش های متقابل احتمالی ایران

بر اساس مجموعه عوامل داخلی آمریکا، شرایط بین‌المللی، واکنش بازار‌های جهانی و ملاحظات منطقه‌ای، احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه ایران بالا ارزیابی می‌شود. با این حال، متغیر تعیین‌کننده نه اصل اقدام، بلکه شیوه، زمان و نتیجه آن است.برای دولت ترامپ، جنگ گسترده و طولانی‌مدت در اولویت نیست، اما این به معنای بی‌تفاوتی نسبت به ایران هم نیست. هدف اصلی، خلع سلاح و تسلیم ایران از طریق کم‌هزینه‌ترین ابزار ممکن، یعنی دیپلماسی است؛ ابزاری که در صورت ناکامی، جای خود را به استفاده حساب‌شده از قدرت سخت می‌دهد.تجربه‌هایی مانند ونزوئلا نشان می‌دهد که الگوی مطلوب ترامپ، اقدام‌های سریع، محدود و نتیجه‌محور است؛ الگویی که با پرهیز از جنگ‌های فرسایشی عراق و افغانستان تفاوتی بنیادین دارد.از این رو، هرگونه اقدام نظامی احتمالی علیه ایران، در چارچوب محاسبات دقیق سیاسی، اقتصادی و امنیتی طراحی خواهد شد؛ محاسباتی که حساسیت آنها در قبال ایران به‌مراتب بیشتر از سایر پرونده‌هاست.نکته بعدی در خصوص این موضوع ،گذر از بحث جنگ احتمالی و پیگیری سناریوی اتفاقات بعد از جنگ احتمالی است. اگر تفاهم ها از راه دیپلماسی ،میانجی گری و بازدارندگی جلو نرود. تقابل جنگی اجتناب ناپذیر است.

شعار سال: مناسبات ایران و ایالات متحده آمریکا در هفته‌های اخیر و در پی مواضع صریح و کم‌سابقه رئیس‌جمهور آمریکا نسبت به حوادث و ناآرامی‌های داخلی ایران، به یکی از متشنج‌ترین مقاطع خود در دهه‌های اخیر رسیده است. مجموعه‌ای از شواهد رسمی و غیررسمی حاکی از آن است که در هفته نخست ناآرامی‌ها، احتمال اقدام نظامی محدود آمریکا علیه ایران به سطحی بسیار بالا و نزدیک به قطعیت رسیده بود؛ اقدامی که در نهایت، نه به دلیل تغییر بنیادین در رویکرد واشنگتن، بلکه در نتیجه مجموعه‌ای از تحرکات سیاسی و دیپلماتیک متوقف شد. با این حال، پرسش کلیدی آن است که آیا این توقف را باید نشانه‌ای از عقب‌نشینی پایدار آمریکا از گزینه نظامی تلقی کرد یا صرفاً وقفه‌ای تاکتیکی در مسیر یک راهبرد بزرگ‌تر؟

پاسخ این پرسش را می‌توان در تصمیم هم‌زمان کاخ سفید برای گسیل گسترده نیرو‌ها و تجهیزات نظامی به منطقه جست‌و‌جو کرد؛ تصمیمی که نشان می‌دهد گزینه نظامی نه از دستور کار خارج شده و نه به حاشیه رانده شده است. اگرچه همچنان بخشی از تحلیلگران احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران را کم می‌دانند، اما واقعیت آن است که ایران و آمریکا شاید در هیچ مقطع دیگری تا این اندازه به یک درگیری نظامی تمام‌عیار نزدیک نبوده‌اند. این ارزیابی بر مجموعه‌ای از متغیر‌ها و عوامل ساختاری استوار است که بررسی آنها تصویری روشن‌تر از شرایط کنونی ارائه می‌دهد.

ایران و آمریکا؛ در میانه جنگ یا دیپلماسی؟

نخستین عامل، شکل‌گیری یک اجماع کم‌سابقه در درون تیم عملیاتی کاخ سفید و به‌طور کلی ساختار حاکمیتی ایالات متحده است. در نگاه این ساختار، شرایط کنونی ــ از منظر سیاسی، امنیتی، اقتصادی، منطقه‌ای و بین‌المللی ــ بهترین فرصت برای وادار کردن ایران به پذیرش خواسته‌های آمریکا و غرب و حتی پیشبرد سناریوی تغییر رژیم تلقی می‌شود.این راهبرد، در مرحله نخست بر دیپلماسی و مذاکره تکیه دارد، اما در صورت ناکامی، توسل به اقدام نظامی به‌عنوان گزینه مکمل و نه جایگزین، مدنظر قرار می‌گیرد. اهمیت این عامل در آن است که برخلاف دوره‌های پیشین، از جمله مقاطع تنش‌آمیز گذشته یا حتی جنگ ۱۲روزه، این بار مخالفت‌ها و مقاومت‌های جدی در بطن حاکمیت آمریکا به حداقل رسیده است.حتی در میان دموکرات‌های کنگره و محافل رسانه‌ای و سیاسی پرنفوذ آمریکا نیز نشانه‌های اندکی از مخالفت فعال با این رویکرد دیده می‌شود. تجربه جنگ ۱۲روزه، وضعیت سیاسی ایران پس از آن جنگ و نیز تحولات و ناآرامی‌های اخیر داخلی، همگی در تقویت این اجماع نقش داشته‌اند.

ایران و آمریکا؛ در میانه جنگ یا دیپلماسی؟ + شروط آمریکا و واکنش های متقابل احتمالی ایران

دومین عامل، سکوت معنادار یا نبود مخالفت جدی در سطح بین‌المللی نسبت به احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه ایران است. در تجربه‌های مشابه گذشته، از جمله در پرونده‌های عراق، افغانستان یا حتی ونزوئلا، هرگونه تهدید نظامی آمریکا با موجی از واکنش‌ها همراه می‌شد: صدور بیانیه‌های تند از سوی دولت‌ها، اعتراضات گسترده گروه‌های ضدجنگ، و ابراز نگرانی‌های آشکار درباره پیامد‌های چنین اقداماتی. در برخی موارد، این مخالفت‌ها حتی به تهدید‌های سیاسی یا اقدام‌های متقابل نمادین منجر می‌شد، هرچند در نهایت به اقدام عملی نمی‌انجامید.در مورد ایران، اما وضعیت متفاوت است. نه‌تنها مخالفت مؤثر و سازمان‌یافته‌ای در سطح بین‌المللی دیده نمی‌شود، بلکه حتی قدرت‌هایی مانند چین و روسیه که به‌طور سنتی به‌عنوان رقبای سیاسی آمریکا و در عین حال شرکای ایران شناخته می‌شوند، واکنش پررنگی نشان نداده‌اند. این فضای کم‌مقاومت، از یک سو ریشه در فقدان یک رویکرد تعاملی پایدار میان تهران و جامعه جهانی در دهه‌های اخیر دارد و از سوی دیگر، نتیجه عادت‌کردن نظام بین‌الملل به رویکرد تهاجمی ترامپ و پرهیز بازیگران مختلف از پرداخت هزینه برای مقابله با سیاست‌های اوست؛ وضعیتی که نمونه آن در واکنش سرد و محدود به اقدام‌های اخیر آمریکا در قبال ونزوئلا نیز دیده شد.

سومین عامل، واکنش بازار‌های اقتصادی جهانی به تحرکات اخیر علیه ایران است. افزایش قیمت نفت در پی اعزام تجهیزات و نیرو‌های نظامی آمریکا به منطقه، ثبت رکورد‌های جدید در قیمت طلا و سایر فلزات گران‌بها، و بروز نوسانات در بازار‌های جهانی، همگی نشان‌دهنده افزایش سطح نگرانی نسبت به تحولات ژئوپلتیکی هستند. با این حال، تحلیل دقیق‌تر رفتار بازار‌ها ــ به‌ویژه بازار نفت ــ نشان می‌دهد که نگرانی از یک بحران بزرگ و طولانی‌مدت در خلیج فارس چندان بالا نیست. به نظر می‌رسد فعالان بازار به این جمع‌بندی رسیده‌اند که در صورت وقوع درگیری، نخست آنکه این رویداد کوتاه‌مدت خواهد بود و دوم آنکه اختلال‌های احتمالی در عرضه انرژی با فعال شدن منابع جایگزین، از جمله نفت ونزوئلا یا افزایش تولید کشور‌های متحد آمریکا مانند عربستان، تا حدی جبران خواهد شد. این تحولات در بازار‌های جهانی، در بازار‌های داخلی ایران بازتاب روشنی نداشته است. قطع اینترنت، اختلال در تعاملات اقتصادی داخلی و خارجی و توقف بخش قابل‌توجهی از مبادلات، باعث شده واکنش‌های اقتصادی در داخل کشور با تأخیر یا انحراف همراه باشد. بازار سرمایه نیز با ثبت یکی از بزرگ‌ترین افت‌های روزانه تاریخ خود، نشانه‌ای از عمق نگرانی‌ها و بی‌اعتمادی فعالان اقتصادی بروز داد. در مجموع، بازار‌های داخلی ایران پس از حوادث اخیر هنوز به شرایط عادی بازنگشته‌اند و فضای مبهم، انگیزه فعالیت اقتصادی را به‌شدت کاهش داده است.

در سطح منطقه‌ای، برخلاف تصور رایج، نه‌تنها مخالفت جدی با اقدام نظامی آمریکا علیه ایران وجود ندارد، بلکه در برخی موارد نشانه‌هایی از حمایت سیاسی یا حتی عملیاتی نیز دیده می‌شود. اگرچه اسرائیل و برخی کشور‌های عرب جنوب خلیج فارس در مقطعی در توقف اقدام نظامی آمریکا نقش داشتند، اما این مخالفت بیش از آنکه ناشی از مخالفت اصولی با حمله باشد، ریشه در نگرانی از پیامد‌های فوری آن، به‌ویژه واکنش ایران، داشت. از این رو، این مخالفت را نمی‌توان دائمی یا پایدار دانست. واقعیت آن است که ایران نباید حساب ویژه‌ای روی نقش بازدارنده کشور‌های منطقه باز کند. اسرائیل به‌طور آشکار از حامیان اصلی مقابله نظامی با ایران است و کشور‌های عرب حوزه جنوبی خلیج فارس نیز، برخلاف برخی برداشت‌های سنتی، لزوماً از تداوم وضعیت بی‌ثبات ایران منتفع نمی‌شوند. برخلاف این باور قدیمی که کشور‌های عرب منطقه به‌دنبال بهره‌برداری اقتصادی و سیاسی از یک ایران بی‌ثبات و درگیر تنش با غرب هستند، شواهد نشان می‌دهد این نگاه تا حد زیادی به گذشته تعلق دارد. این کشور‌ها طی دهه‌های اخیر به سطحی از تثبیت زیرساخت‌های اقتصادی و تجاری رسیده‌اند که استمرار پروژه‌های توسعه‌ای‌شان مستلزم کاهش ریسک‌های ژئوپلتیکی منطقه است.از این منظر، یک ایران بی‌ثبات و درگیر منازعه دائمی با آمریکا، بیش از آنکه فرصت‌ساز باشد، تهدیدی برای جذب سرمایه و تداوم رشد اقتصادی آنهاست؛ بنابراین ترجیح اصلی آنها، شکل‌گیری نظمی باثبات در منطقه است؛ نظمی که حتی صلح با اسرائیل ــ دشمن سنتی و حیثیتی جهان عرب ــ نیز در همین چارچوب قابل فهم است.در چنین نگاهی، آنچه مطلوب است، ایرانِ باثبات و بدون تنش با غرب است؛ خواه این ثبات از مسیر دیپلماسی حاصل شود یا در صورت ناکارآمدی آن، از طریق اعمال قدرت سختِ مدیریت‌شده.

در جمع‌بندی می‌توان گفت، بر اساس مجموعه عوامل داخلی آمریکا، شرایط بین‌المللی، واکنش بازار‌های جهانی و ملاحظات منطقه‌ای، احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه ایران بالا ارزیابی می‌شود. با این حال، متغیر تعیین‌کننده نه اصل اقدام، بلکه شیوه، زمان و نتیجه آن است.برای دولت ترامپ، جنگ گسترده و طولانی‌مدت در اولویت نیست، اما این به معنای بی‌تفاوتی نسبت به ایران هم نیست. هدف اصلی، خلع سلاح و تسلیم ایران از طریق کم‌هزینه‌ترین ابزار ممکن، یعنی دیپلماسی است؛ ابزاری که در صورت ناکامی، جای خود را به استفاده حساب‌شده از قدرت سخت می‌دهد.

تجربه‌هایی مانند ونزوئلا نشان می‌دهد که الگوی مطلوب ترامپ، اقدام‌های سریع، محدود و نتیجه‌محور است؛ الگویی که با پرهیز از جنگ‌های فرسایشی عراق و افغانستان تفاوتی بنیادین دارد.از این رو، هرگونه اقدام نظامی احتمالی علیه ایران، در چارچوب محاسبات دقیق سیاسی، اقتصادی و امنیتی طراحی خواهد شد؛ محاسباتی که حساسیت آنها در قبال ایران به‌مراتب بیشتر از سایر پرونده‌هاست.

توضیحات تکمیلی بریا بهره برداری بیشتر از متن:
نکته بعدی در خصوص این موضوع ،گذر از بحث جنگ احتمالی و پیگیری سناریوی وقوع جنگ و اتفاقات بعد از جنگ احتمالی است. اگر تفاهم ها از راه دیپلماسی ،میانجی گری و بازدارندگی جلو نرود. تقابل جنگی اجتناب ناپذیر است. در جنگ احتمالی دو سناریوی درگیری هدفمند آمریکا با ایران ( تاسیسات اتمی و هسته ای، مراکز نظامی و امنیتی خاص، افراد و مدیران خاص ) و یا مقابله حداکثری و فراملی(به احتمال بالا ، منطقه ای و غیرجهانی) ایران با آمریکا اتفاق می افتد.

ایران و آمریکا؛ در میانه جنگ یا دیپلماسی؟ + شروط آمریکا و واکنش های متقابل احتمالی ایران

در جنگ احتمالی ، انگیزه ظاهری آمریکا حقوق بشری است ( پوششی بر انگیزه نظامی گری بر اساس اختیارات بین المملی برای مداخله در سه حوزه حقوق بشری، جنایات جنگی و محیط زیستی) ، لذا اسرائیل تا قبل از شروع جنگ ،ورود نکرده و ساکت خواهد بود و بعد از شروع جنگ، بعنوان بازوی کمکی امریکا وارد می شود. 
خروجی حنگ هم از چند حالت خارج نیست. یا با تغییر رژیم همراه است . یا با پذیرش شروط آمریکا بغیر از شرط به رسمیت شناختن اسرائیل ( کنار نهادن کامل هسته ای، کاهش برد موشک ها با چهارصد کیلومتر و کنار نهادن حمایت از بیابتی های ادعا شده توسط آمریکا) همراه خواهد بود و یا با تشدید مقاومت و حتی خیزش های منطقه ای خصوصا از سوریه و یمن و عراق ، همراه می گردد. 
شرایط مردم با تداوم وضع موجود( نه جنگ و نه صلح) ، با نوعی تشدید فشار اقتصادی و تورمی روبرو خواهد بود. در صورت وقوع جنگ نیر شرایط مردم متاثر از طیفی از حالات تشدید فشارها و بهم ریختگی های اقتصادی-اجتماعی-سیاسی تا تشکیل و استقرار کابینه جنگ در کشور ،برای کنترل اوضوع ، همراه خواهد بود.

پایگاه تحلیل خبری شعار سال با اندکی اضافات و تلخیص برگرفته از عصر ایران. کد خبر:۱۱۳۶۳۰۸. تاریخ انتشار: ۸ بهمن ۱۴۰۴. www.asriran.com / سایر منابع.

خبرهای مرتبط
برچسب ها: میانه دیپلماسی یا جنگ ، علیرضا سلطانی ، سال ۲۰۲۶ ، سال 2026 ، رویدادها و اتفاقات سال ۲۰۲۶ ، بهانه حمله آمریکا به ایران ، حمله پیش دستانه ، وقفه تاکتیکی در مسیر اجرای راهبرد ، احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران ، احتمال حمله پیش دستانه ایران به آمریکا ، سناریوی تغییر رژیم ، سکوت معنادار یا نبود مخالفت جدی در سطح بین‌المللی ، سکوت معنادار یا نبود مخالفت جدی در سطح بین‌المللی ، سکوت معنادار و عدم مخالفت ها برای حمله به ایران ، رویکرد تعاملی پایدار میان تهران و جامعه جهانی ، تعاملات تهران و جامعه جهانی ، واکنش اقتصاد جهانی به جنگ ، واکنش بازارهای جهانی به جنگ ، واکنش نفت به جنگ ، واکنش بورس به جنگ ، واکنش طلا به جنگ ، واکنش مسکن به جنگ ، اختلال در عرصه انرژی ، پیامدهای حمله امریکا به ایران ، واکنش های احتمالی ایران در برابر حمله آمریکا ، واکنش ایران به حمله آمریکا ، بهره‌برداری اقتصادی و سیاسی از ایران بی‌ثبات ، بهره‌برداری اقتصادی و سیاسی از ایران درگیر تنش ، تثبیت زیرساخت‌های اقتصادی و تجاری ، خلع سلاح و تسلیم ایران با کم‌هزینه‌ترین ابزار ممکن ، خلع سلاح و تسلیم ایران ، استفاده حساب‌شده از قدرت سخت ، اقدام‌های سریع، محدود و نتیجه‌محور ، سناریوهای احتمالی جنگ ایران و آمریکا ، تشدید فشارهای اقتصادی ، بهم ریختگی اقتصادی اجتماعی و سیاسی ، تشکیل و استقرار کابینه جنگ
خواندنیها-دانستنیها
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین