پایگاه خبری تحلیلی شعار سال

سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۹۹۷۸۱
تاریخ انتشار : ۳۰ آذر ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۸
هواخواهان جمهوری ترکیه پس از کنارگذاشتن خلافت عثمانی و کسب قدرت سیاسی از هیچ کوششی دریغ نکردند تا جنبه‌های مختلف این دولت – ملت نوپا به فرهنگ و تمدن غربی همانند شود. دراین‌بین، دگرگونی حیات سیاسی و غیرسیاسی زنان و نگرشی نو به هویت این گروه از جامعه بسیار اهمیت داشت.

شعار سال: هواخواهان جمهوری ترکیه پس از کنارگذاشتن خلافت عثمانی و کسب قدرت سیاسی از هیچ کوششی دریغ نکردند تا جنبه‌های مختلف این دولت ملت نوپا به فرهنگ و تمدن غربی همانند شود. دراین‌بین، دگرگونی حیات سیاسی و غیرسیاسی زنان و نگرشی نو به هویت این گروه از جامعه بسیار اهمیت داشت. از دیدگاه آتاتورک (1938-1922م) و حامیان او زن جمهوریخواه، طرفدار نظام لائیک و همداستان با برنامه‌های دولت، سیمای زنی ایده‌آل در ترکیه بود. به‌منظور رسیدن به این چهره‌ مطلوب، حکومت در امور زنان به اصلاحاتی دست زد که در جستار کنونی دو حوزه‌ سیاسی و اجتماعی آن بررسی می‌شود.

زنان ترک در جامعه‌ مردسالار عثمانی اغلب از حقوق خود در حوزه‌های مختلف محروم بودند و چون این حرمان را متأثر از احکام و اندیشه‌های سنتی می‌پنداشتند؛ باتوجه‌ به گرایش‌های‌شان سکوت می‌کردند و واکنش معمولشان دربرابر این قوانین قبول آن ها بود. البته این بدان معنا نبود که هیچ‌گونه اصلاحی به‌منظور ترقی جایگاه زن در جامعه انجام نشده باشد. مهم‌ترین طرح‌های اخیر همزمان با جنبش تنظیمات(1) در نیمه‌‌های قرن نوزدهم تحقق یافته بود که اصلاحات دوران آتاتورک را هم باید همچون سایر برنامه‌های او، پیرو این قبیل اصلاحات در امپراطوری عثمانی دانست.

گماشتن زنان در مناصب سیاسی متعدد از فرصت‌هایی بود که آتاتورک کوشید با سودجستن از آن، ضمن بهبود جایگاه زنان در سیاست، زن مطلوب و دلخواه دولت ترکیه را نیز به جامعه‌ معرفی کند. او در دوران رئیس‌جمهوری‌اش با انتصاب 17معاون زن که همه‌ مدافع آرمان‌های جمهوری بودند تأثیری شگرف در پیشرفت سیاسی زنان داشت. حق انتخاب‌کردن و انتخاب‌شدن در سطوح مختلف محلی و ملی از دیگر دغدغه‌های مهم نظام در سیاست بود که طی سه مرحله و دوره‌‌های متفاوت به آنان اعطا کرد.

آن سه عبارت بودند از مشارکت در انجمن‌های شهرداری (1930م)، در شوراهای ریش‌سفیدان روستایی (1933م) و سرانجام در مجلس کبیر ملی (1934م). ازاین‌رو، در مقایسه با بسیاری دیگر از کشورها مانند فرانسه، ایتالیا، سوئیس و ایران، زنان ترک در به‌دست‌آوردن بخشی از حقوق سیاسی‌شان، یعنی حق رأی پیشرو شدند. بااین‌همه تا سال 1935م فقط 5/4درصد از نمایندگان مجلس ملی ترکیه زن بودند؛ آماری که تا سال 2007م تغییری نکرد.

زنان می‌توانستند اتحادیه یا انجمن‌های خاص خودشان را هم داشته باشند و با بهره‌مندی از آن ها برای دستیابی به حقوقشان بکوشند، اما حکومت این انجمن‌ها را بشدت زیر نظر داشت. دولت تا زمانی از فعالیت گروه‌های اخیر حمایت می‌کرد که کاملاً همگام با سیاست‌های حکومت گام بردارند نه خلاف آن. نمونه‌ای از آن را سال 1923م می‌توان دید، آن زمان که گروهی از زنان فمنیست قصد داشتند حزبی سیاسی تأسیس کنند، آتاتورک خودداری کرد.

دربرابر آن گروه فمنیست، زنانی دیگر اتحادیه‌ای تشکیل دادند (1924م) که اتفاقاً دولت از آن ها حمایت کرد؛ به‌گونه‌ای که موفق شدند سال 1935م میزبانی دوازدهمین کنگره‌ بین‌المللی زنان را از آن خود کنند. پیش‌تر همه‌ کنگره‌های اخیر در اروپای غربی برگزار شده بود. البته دو هفته پس از پایان‌یافتن این مراسم، دولت اتحادیه‌ اخیر زنان را منحل کرد با این بهانه که در سخنرانی برخی از زنان ترکیه تمایلات فمنیستی دیده شده است. دیری نپایید که تعدادی از زنان این گروه به‌منظور خوشایند دولت، رسماً اعلام کردند زنان ترک به همه‌ حقوق سیاسی و قانونی خود دست یافته‌اند و اصلاً به چنین اتحادیه‌ای نیاز نیست!

زن پرهیزکار و پاکدامن و اهل هنر تنها سیمایی بود که حکومت عثمانی از حیات اجتماعی زن ترک انتظار داشت. دولت ترکیه اما فقط این خصیصه‌ها را نمی‌خواست، بلکه امیدوار بود زن ترکی همانند زن غربی لباس بپوشد، درس بخواند، ناسیونالیست باشد و از لائیسیته‌ حاکم دفاع کند. از نگاه آتاتورک زنی با این ویژگی‌ها «مادر وطن» است؛ یعنی او که ایدئولوژی حکومت را ترویج می‌دهد ، دولت باید در معرفی چنین الگویی بسیار تلاش کند. رسانه‌های جمعی چون نشریات یا رادیو می‌توانست تأثیر مهمی در تبلیغ این قبیل اندیشه‌های دولت داشته باشد.

روزنامه‌های ترکیه همواره ستون‌هایی با موضوع زنان داشت. این نگاشته‌ها زنان ترک را ترغیب می‌کرد تا در مجالس رقص حضور یابند، در جامعه از معاشرت با مردان نهراسند، ورزش کنند و پیاده‌روی را در برنامه‌ روزانه‌شان قرار دهند. این رسانه‌ها به زنان ترک توصیه می‌کردند به‌جای ‌آنکه مثل زنان ایرانی و مصری و هندی خانه‌نشینی پیشه کنند که عواقبی جز چاقی و بیماری‌های مختلف به‌همراه ندارد؛ بهتر است مثل زنان اروپایی و امریکایی با اشتغال به فعالیت‌های مختلف، مشارکت اجتماعی خود را بیشتر کنند. گاه نیز روی صحبت روزنامه‌ها یا مجلات با مردان ترک بود و بدان‌ها نیز آموزش می‌داد؛ مثلاً به آن ها یاد می‌داد هنگام روبه‌روشدن با زنان به احترام آن ها کلاه خود را از سر بردارند یا اینکه وقتی با زنی صحبت می‌کنند از جایشان برخیزند. از کتاب‌ها نیز به‌ منظور خدمتگزاری به ایدئولوژی نظام نو بهره‌ بردند. کتاب‌های متعددی با موضوعاتی که گذشت، چاپ کردند. برای نمونه عبدالله جودت روشنفکر ترکیه و هواخواه جمهوری کتابی با عنوان آداب معاشرت از زبان فرانسوی ترجمه کرد. برپایی مسابقات متعدد زیبایی راهکار دیگری بود که دولت با ترویج آن کوشید هرچه بیشتر زن ترک از آرمان‌های عصر عثمانی فاصله بگیرد. نخستین ملکه‌ زیبایی ترکیه در 1929م معرفی شد. این روند در حوزه بین‌الملل هم ادامه یافت و «کریمان خالص» در جایگاه زنی ترک به‌منظور حضور در رقابت‌های زیبایی راهی بلژیک شد (1932م). در ستایش این اقدام، رئیس جمهوری او را نمونه‌ا‌ی ممتاز از زن زیبای ترک‌نژاد دانست. آتاتورک همچنین به او لقب اژه یعنی ملکه داد.

مهم‌ترین برنامه‌ کمال اما تربیت دختر خوانده‌های خودش بود(2) او با آموزش آنان به‌روشی که مطابق سیاست‌های حکومت بود و سپس معرفی آن دختران به جامعه تلاش می‌کرد مردم و به‌طور خاص زنان در رفتارهایشان آنان را الگوی خود قرار دهند. صبیحا نخستین دختر بی‌سرپرستی بود که آتاتورک او را فرزند خود خواند تا هزینه‌های تحصیلش را برعهده گیرد. زهرا و رقیه نیز از دخترانی بودند که تقریباً همزمان با صبیحا به سرپرستی پذیرفت و اندک‌اندک بر شمار این فرزندخوانده‌هایش افزود. کمال آتاتورک، مادام باوئر را که زنی سوئیسی بود در مقام مربی دخترانش استخدام کرد. این زن موظف بود مطابق فرهنگ و آداب اروپایی آنان را تعلیم دهد. دختران کمال لباس‌های غربی می‌پوشیدند و حضور آنان در مراسم و جشن‌های رقص و باده‌نوشی امری معمول بود.

از میان دختران آتاتورک ،عفت اینان و صبیحا گوکچان شهرت بیشتری داشتند. اولی معلم شد و سال 1937م باهدف تحصیل در مقطع دکترا به ژنو رفت. او که تاریخ خوانده بود بعدها کرسی استادی در دانشگاه آنکارا را از آن خود کرد. عفت در معرفی چهره‌ای که آتاتورک علاقه داشت از خود نشان دهد، سعی بسیار کرد. صبیحا نیز به روسیه رفت و هوانوردی آموخت. او پس از بازگشت به وطن اجازه‌ یافت در رشته‌ خلبانی، شاخه‌ نظامی آن مشغول به کار شود. بمباران شورشیان کرد در ترکیه ازجمله عملیات‌های او بود.

این نگاه نو به حضور سیاسی - اجتماعی زنان در جامعه مایه‌ مباهات و افتخار سران جمهوری بود اما گروهی از نخبگان نیز این دغدغه را داشتند که مبادا چنین تبلیغاتی زن ترک را به برخی از جنبه‌های منفی فرهنگ غرب سوق دهد؛ مثلاً بیش از حد معمول به مادیات گرایش یابند. خالده ادیب از معروف‌ترین زنان فعال در حوزه‌ سیاست بود که به این موضوع توجه داشت. ادیب تأکید می‌کرد زن مدرن در ترکیه زنی است متین و باشخصیت که معلمی یا پرستاری شغل اوست. زن در جمهوری زنی نیست که به‌جای سلام «بن ژور» بگوید یا با ادا و اطوارهای زنان فرانسوی در خیابان‌ها گام بردارد.

پی‌نوشت:

1-‌ جنبش اصلاحات در عثمانی را از 1839م تا چندین دهه پس از آن تنظیمات گویند. در این سال با اعلام فرمان گلخانه تنظیمات آغاز می‌شود.

2- کمال آتاتورک و همسرش لطیفه خانم (1975م) هرگز صاحب فرزند نشدند. کمال در نخستین سال­ های جمهوری در 1925م از لطیفه طلاق گرفت و شش روز پس از جدایی رسماً موضوع را به دولت اعلام کرد. لطیفه خانم دوران آتاتورک و پس از مرگ او همواره نزد ترکان محترم بود.

سایت شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از سایت روزنامه ایران، تاریخ انتشار -، کد مطلب: 243593، www.iran-newspaper.com


اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین