سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۱۰۸۸۶۴
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۸:۱۰
مجموعه‌ تاریخی سازه‌های آبی شوشتر جزو معدود آثار ثبت شده جهانی ایران به حساب می‌آید. اما شوشتر پس از هزاران سال، حالا هر روز کم آب‌تر می‌شود و یکی دو روز پیش هم حتماً خبر ریزش یکی از طاق‌های آن را به دلیل خشکی شنیدید. شوشتری‌ها نگران سازه‌های آبی شهرشان هستند.

شعار سال: مجموعه‌ تاریخی سازه‌های آبی شوشتر جزو معدود آثار ثبت شده جهانی ایران به حساب می‌آید. اما شوشتر پس از هزاران سال، حالا هر روز کم آب‌تر می‌شود و یکی دو روز پیش هم حتماً خبر ریزش یکی از طاق‌های آن را به دلیل خشکی شنیدید. شوشتری‌ها نگران سازه‌های آبی شهرشان هستند. سازه‌هایی که در این 20 سال حداقل 2 متر از آبش کم شده و دیگر از آن رنگین‌کمان‌های زیبایش خبری نیست. آبشارهای شوشتر اگرچه هنوز هم گردشگران را از همه جای دنیا به دیدار خود فرامی‌خوانند اما روزگاری آنقدر پرآب بود که اگر روی پل «بند گرگر» می‌ایستادی، نم آب به صورتت می‌نشست. مردم شوشتر با این سازه‌های آبی باستانی خاطره‌های زیادی دارند و حالا دل‌شان می‌گیرد از خرابی‌ها و کم آبی‌ها.

شوشتر در شمال اهواز و استان خوزستان شهری است با قدمتی هزاران ساله که بسیاری از تاریخ نویسان قدیمی آن را جزو اولین سکونتگاه‌های انسانی می‌دانند و بعضی تاریخی هزاران ساله برای آن در نظر می‌گیرند. قلعه سلاسل، بند میزان، رود دست کند گرگر، بند شادروان و... همه در این شهر هستند اما معروف‌ترین اثر تاریخی این شهر مجموعه آسیاب‌های آبی آن است. مجموعه‌ای 5 هکتاری با عناصری چون کانال‌ها، تونل‌ها و آسیاب‌ها که یک سازه هیدرولیکی بزرگ را می‌سازند. سازه‌ای که با هدف بهره‌گیری از قدرت نیروی آب برای استفاده‌های صنعتی ساخته شده. آن‌طور که می‌گویند، شاپور اول ساسانی دستور ساخت آن‌ را داده و هنوز هم مطالعه چگونگی ساخت این مجموعه بزرگ آبی برای بسیاری از متخصصان رمز و رازهای زیادی دارد.

شوشتری‌ها که هر روز از کنار آبشارهای کم رمق می‌گذرند و با عکس‌ها و ویدئوهای قدیمی که توی گوشی خود دارند، مقایسه می‌کنند، غصه می‌خورند و خاطره بازی می‌کنند. صدای علیرضا را وقتی شنیدم که محو تماشای زیبایی آبشارها بودم. او روی راه پله مشغول حرف زدن با متصدی فروش بلیت بود و انگار دوتایی در روزگاری دور سیر و سفر می‌کردند. همان وقت‌هایی که به قول خودشان: «حتی اگر در بالاترین قسمت محوطه هم می‌ایستادی، خیس آب می‌شدی

علیرضا 40 ساله است و مثل کارشناس‌های میراث فرهنگی در مورد شهر و این سازه‌های آبی حرف می‌زند: «زمانی آب آنقدر زیاد بود که باورت نمی‌شود. از هر 40‌تا آبشار، آب بیرون می‌زد. الان که این آبشارها را می‌بینم در مقایسه با آن موقع انگار به زور آب می‌دهند. متأسفانه مسئولین دیر به فکر اینجا افتادند. من یادم هست سال 68 یا 69 سمینار طرح و توسعه شوشتر برگزار شد که از همه جای دنیا شرکت کرده بودند. آن موقع قرار بود کلی کار اتفاق بیفتد. پتانسیل‌های اینجا را هم خوب دیده و سنجیده بودند. ولی هیچ اتفاقی نیفتاد. یادم هست می‌گفتند کلی هم بودجه داده‌اند اما معلوم نیست چه شد. پیگیری نکردن مسئولان یا اینکه اتفاق دیگری افتاد... الان هم چندین سال است که اینجا جزو آثار باستانی ثبت شده دنیاست و همین هم باعث شده خیلی‌ها از همه دنیا بیایند. با این همه هنوز نامهربانی زیادی به این سازه می‌شود

علیرضا تعریف می‌کند پل بند گرگر را چند سال بسته بودند و ماشین‌ها یکطرفه می‌توانستند بروند. این به خاطر نشستی بود که اتفاق افتاده بود و او دلیل این نشست را کم آبی می‌داند: «آمدند بتن ریزی کردند و در این بین هم کلی سازه قدیمی از بین رفت تا بالاخره توانستند پل را آزاد کنند اما هنوز هم ماشین‌های سنگین نمی‌توانند از رویش عبور کنند

علیرضا از دوران جوانی تعریف می‌کند که با قایق بادی از وسط محوطه می‌گذشته‌اند و آب با فشار آنها را به سمت دیواره‌های کناری می‌کوبیده: «یعنی حداقل اگر به اندازه یک دهم ارزش واقعی شوشتر می‌خواستند به اینجا برسند باید خیلی بیشتر کار می‌کردند. مثلاً بعضی سازه‌ها را طوری ترمیم کردند که اصلاً در شأن اینجا نیست. حتی می‌توانند بعضی از آسیاب‌های اینجا را دوباره راه‌اندازی کنند که باعث می‌شود خیلی بیشتر توریست جذب کند. ولی متأسفانه کسی به فکر نیست

با علیرضا توی محوطه خلوت قدم می‌زنیم و من دائم به دیواره‌های بلند اطراف نگاه می‌کنم. درست مثل چند پرنده‌ای که در حاشیه آب نشسته‌اند و انگار از دیدن این همه زیبایی کم رمق سیر نمی‌شوند. علیرضا می‌گوید: «بعضی تونل‌ها این زیر هست که یکراست می‌رود به قلعه سلاسل که خیلی از آنها دارند نشست می‌کنند. الان اگر سر میدان بروید، می‌بینید یکسری نشست در عمق 20 متری اتفاق افتاده و اگر به فکر اینها نباشند، شاید در کوتاه مدت اتفاقی نیفتد ولی در دراز مدت با این ساختمان‌های چند طبقه، بار زیادی به زمین وارد می‌شود و من فکر می‌کنم درآینده خطر نشست و ریزش کلی، هست. نوع سنگ این تونل‌های زیرزمینی طوری است که عبور آب باعث استحکام آن می‌شود وقتی آب رد نشود، زود تخریب می‌شوند

او دلیل کم آبی در شوشتر را اول کم آبی کل کشور و دلیل بعدی را ساختن سدهای زیادی می‌داند که روی کارون احداث شده.

یکی از دوستان علیرضا هم از راه می‌رسد و سلام و علیک می‌کند. او هم مثل دوستش حرف‌های شنیدنی زیادی دارد: «زمانی آنقدر فشار آب زیاد بود که اینجا توی هوا رنگین کمان بود بی‌اغراق آب اینجا در این سال‌هایی که ما یادمان هست تقریباً از 20 سال به این طرف بین 2تا 3 متر نشست کرده. اینجا دومین نیروگاه برق آبی کشور بوده که 72سال پیش ساخته شده و بعد از احداث سد دز بسته شد چون توجیه اقتصادی نداشت. شوشتر توی منطقه قبل از همه جا برق داشت. اینجا کارخانه تولید یخ هم داشت

نگاه کجی به علیرضا می‌اندازد و با صدایی که انگار قرار است آگهی تسلیت بخواند می‌گوید: «این ورودی آن موقع پله نبود. این وسط کارخانه یخ بود و با الاغ یخ‌ها را می‌بردند آن طرف خیابان که بساط یخ فروشی بود. ولی دیگر این آب تمیز نیست. آب وقتی کم باشد و از آن طرف مصرف بشود آلوده می‌شود

از محوطه بیرون می‌آیم و با مغازه‌دارهای اطراف آبشار حرف می‌زنم. حسین تقریباً 50 ساله است و مغازه بقالی دارد اما توی مغازه به جز یک یخچال و چند بسته ارده و شیره جلوی در، چیز دیگری برای فروش ندارد. او می‌گوید: «توی شوشتر اگر کسی شنا بلد نباشد همه به او می‌خندند چون اینجا پر از رودخانه است؛ گرگر، شطیط، داریون، بند خاک... برای همین همه مردم از 6 یا 7 سالگی شنا می‌کنند و هیچ وقت به استخر احتیاج نبوده اما حالا همین شهر پر آب، دیگر آب تمیزی ندارد و کسی را پیدا نمی‌کنید که در خانه دستگاه تصفیه نداشته باشد.» حسین از روزهایی در بچگی می‌گوید که خانه‌شان نزدیکی محوطه آبشار بود: «آنقدر آب زیاد بود که اینجا رطوبت می‌شد. ما که تابستان روی پشت بام می‌خوابیدیم، صبح که بلند می‌شدیم لباس‌مان خیس بود. آب حالا خیلی پایین رفته. قبلاً دو تا سد عباسپور و گتوند جلویش بود اما حالا کارون یک، دو، سه و چهار را هم اضافه کرده‌اند و همین‌طور سد است که پشت سد می‌زنند...»

شرافتی و پور مهدیان و ناظرزاده جلوی مغازه‌ای نشسته‌اند و حرف می‌زنند. وقتی می‌گویم می‌خواهم راجع به آبشارها بپرسم، اولین کاری که می‌کنند این است که گوشی‌ها را از جیب درمی‌آورند و عکس‌ها و فیلم‌های قدیمی را نشانم می‌دهند. شرافتی عکسی مربوط به 125 سال پیش این آبشار را نشانم می‌دهد که از پر آبی هیچ شباهتی به این محوطه فعلی ندارد. ناظرزاده که جوان‌تر است و بدن ورزشکاری دارد، خودش را کشتی‌گیر معرفی می‌کند از فیلم‌های بهروز وثوقی و صادق کرده می‌گوید که آبشارهای شوشتر را نمایش می‌داد: «بخدا اگر اینجا تهران بود، گلستان می‌شد ولی حیف کسی به فکر نیست. توی این سال‌ها باور کنید هر وقت چشم‌مان به اینجا می‌افتد بیشتر غمگین می‌شویم. آن گوشه‌هایی که درخت درآمده را حتماً ببینید. آن درخت‌ها زمان بچگی ما ‌نبود. آنقدر آب پایین رفته که آنها بالا آمده‌اند

شرافتی ریش سفیدش را بالا می‌گیرد تا جای 18 بخیه زیر چانه‌اش را ببینم. به قول خودش یادگار دوران کودکی و شنا کردن در رودخانه‌های شوشتر است. او شروع می‌کند از تاریخچه ساخت این آسیاب‌ها گفتن و هر از گاهی تأکید می‌کند حتماً شماره‌ام را بدهم تا ویدئوهای بیشتری برایم بفرستد: «این آبشارها طوری بود که وقتی روی پل می‌رفتی آب می‌خورد تو صورتت. از وقتی سدها را کشیدند آب کم شد. الان وقتی اینجا را می‌بنیم دلم می‌گیره آقا. این عکس را ببین! آب از روی پل می‌ریخته این طرف، این ساختمان‌ها هیچ کدام نبود

من شوشتر 20 سال پیش را ندیده‌ام و به اندازه شوشتری‌ها هم از این سازه عجیب و غریب تاریخی خاطره ندارم اما همین چند فیلمی که می‌بینم و حال و روز شوشتر آن طور که پیش چشم است، کافی است که دلم پر از غصه شود.

نیم نگاه

علیرضا 40 ساله است و مثل کارشناس‌های میراث فرهنگی در مورد شهر و این سازه‌های آبی حرف می‌زند. می‌گوید: زمانی از هر چهل‌تا آبشار، آب بیرون می‌زد. الان که این آبشارها را می‌بینم در مقایسه با آن موقع انگار به زور آب می‌دهند. متأسفانه مسئولین دیر به فکر اینجا افتادند. من یادم هست سال 68 یا 69 سمینار طرح و توسعه شوشتر برگزار شد که از همه جای دنیا شرکت کرده بودند. آن موقع قرار بود کلی کار اتفاق بیفتد. پتانسیل‌های اینجا را هم خوب دیده و سنجیده بودند. ولی هیچ اتفاقی نیفتاد

شرافتی و پور مهدیان و ناظرزاده جلوی مغازه‌ای نشسته‌اند و حرف می‌زنند. وقتی می‌گویم می‌خواهم راجع به آبشارها بپرسم اولین کاری که می‌کنند این است که گوشی‌ها را از جیب درمی‌آورند و عکس‌ها و فیلم‌های قدیمی را نشانم می‌دهند. شرافتی عکسی مربوط به 125 سال پیش این آبشار را نشانم می‌دهد که از پر آبی هیچ شباهتی به این محوطه فعلی ندارد. ناظرزاده می‌گوید بخدا اگر اینجا تهران بود، گلستان می‌شد. آن درخت‌ها زمان بچگی ما ‌نبود. آنقدر آب پایین رفته که آنها بالا آمده‌اند

سایت شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته ازروزنامه ایران ، تاریخ انتشار ------، کدمطلب:457035، www.iran-newspaper.com


اخبار مرتبط
خواندنیها-دانستنیها
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین