پایگاه خبری تحلیلی شعار سال

سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۳۶۱۹۵۱
تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۴۰۰ - ۱۳:۱۸
من و شمایی که اهل همان روستا‌ها هستیم، اگر هنوز حال زادگاهمان برایمان مهم است، اگر هنوز دلمان برای آن حال و هوای روستایی زادگاهمان می­ تپد و اگر هنوز هوای بوی کاه گل روستا به سرمان می­زند باید دست به کار شویم و حال روستاهایمان را خوب کنیم. قبل از اینکه روستا‌ها خالی از سکنه شوند و اقتصاد روستا‌ها به عنوان یکی از چرخ‌های تولیدی کشور بخوابد باید فکری کرد و قدمی برداشت. خواه این قدم از سوی دولت برداشته شود خواه از سوی مردم روستا و خواه از سوی من و شما.
شعار سال: روستاهای ایران عزیزمان همواره از قدیمی ترین مناطق تولیدی و اقتصادی کشور بوده است به طوری که اقتصاد کشور در ان روزگاران که شهر به مفهوم امروزی وجود نداشت، از طریق مردمان روستا تامین می­شد. مردمان روستا اعم از زن و مرد بودند که با تلاش و زحمت خود اقتصاد کشور را در بحرانی ترین دوره های خود زنده نگه داشتند و نگذاشتند کمبود محصول در بین مردم آنها را زمین گیر نماید.

اما اینکه چرا امروزه صنعت دیرینه روستا دیگر رونق قبلی را ندارد و عملا خود را در کتب تاریخی جستجو می­کند مسئله ای نیست که صرفا به چند سال اخیر مربوط شود بلکه مسئله ای با ریشه های فرهنگی و اقتصادی است که اگر زودتر به فکر علاج نیفتاد کار از کار می­گذرد. هنوز هم فرصت است تا حال صنعت را خوب کرد که دیگر جوان روستایی به فکر ترک دیار با همه مشقت ها نباشد و در موطن خود بماند و سازندگی را ادامه دهد.

عقب گرد صنعت روستا:
عقب گرد صنعت روستا به کمبود جمعیت فعال و جوان آن بر می­گردد. وقتی جمعیت جویای کار در روستا فرار را بر قرار ترجیح دهد، دیگر سخن گفتن از پیشرفت روستا کاری بس بیهوده است. حال اینکه چرا خانواده روستایی استرس و سختی زندگی در تهران و کلانشهر را به زندگی آرام روستایی خود ترجیح می دهد از نظر من می تواند به عوامل زیر بستگی داشته باشد:

۱-سهل انگاری فرهنگی:

همیشه و در هر مسئله ای که ممکن است کشوری را تحت الشعاع قرار دهد باید سراغ سهل انگاری های فرهنگی ایجاد کننده ان رفت و حتی برای رفع آن معضل هم باید به سمت فرهنگ سازی رفت. معضل عقب گرد صنعت روستا بدلیل کاهش جمعیت فعال آن نیز از این قاعده مستثنی نیست. ترویج فرهنگ زیست شهری به مثابه تنها فرهنگ قابل ستایش موجود، نهادینه شدن این ذهنیت در اذهان روستاییان مبنی براینکه زندگی در تهران و کلان شهر می تواند به عنوان یک زندگی سراسر نشاط تعریف شود و ترویج تجملات موجود در کلان شهرها و زیبنده نشان دادن آن در رسانه ها از سهل انگاری های فرهنگی بود که خانواده روستایی را به این تکاپو انداخت که با هر مشقتی هم شده است تمام سرمایه خود را بفروشد و بار سفر ببندد و رهسپار تهران و دیگر کلان شهرها گردد و از انجایی که سرمایه وی کفاف زندگی در مناطق مناسب و ایجاد کسب و کار جدید را نمی­دهد، ناچارا به زندگی حاشیه نشینی و مشاغلی ساده در جهت گذران زندگی روی می­آورد.

۲-عوامل تحصیلی و علمی:

برای کسانی که رویای پیشرفت تحصیلی و علمی را در سر می پرورانند مطمئنا پایتخت ایران بهترین و والاترین جایگاه می باشد. شهری که رتبه های برتر کنکور هرساله آن را انتخاب می­کنند و رهسپار دیار تهران می­شوند. حال دانشجوی زحمت کش و سختکوش و باهوش روستایی بعد از تحمل مشقت های زیاد و شب زنده داری ها و مطالعات فراوان به تهران راه پیدا کرده است.

محو وسعت و امکانات چنین شهری می­گردد و دل کندن از ان سخت تر می­شود. به هر نحوی که هست می­خواهد خودش را در تهران حفظ کند. به طوری که در جای جای این شهر بزرگ پر است از خانه های مجردی که ساکنین آن دانشجویان سابق دانشگاه های این کلان شهر بوده اند که بعد از تحویل خوابگاه به این خانه ها روی آورده اند و صرفا خواستند در تهران آینده خود را بسازند.

۳-عوامل اقتصادی:

در کنار کاستی های فرهنگی و عوامل تحصیلی و علمی نباید از عامل مهم اقتصادی غافل گشت. جوان روستایی جویای کار است، دنبال شغل می گردد که بتواند با آن امرار معاش نماید و اگر هم ازدواج نکرده باشد زندگی خود را تشکیل دهد. شغلش ثبات داشته باشد و بیمه داشته باشد که در دوران بیکاری و ناتوانی پشتیبانش باشد

. این جوان روستایی نه پولی دارد که در روستا کسب و کاری راه بیندازد و نه همتی که از صفر شروع کند و صبور باشد. با رویای دستیابی به شغلی بهتر وارد کلان شهر می­شود عده ای از خوش اقبالی موقعیت شغلی بهتری می­یابند و اما عده ای دیگر دچار سختی ها و بی ثباتی های شغلی می­شوند. اغلب درگیر کارهای سخت و طاقت فرسا می­شوند که هم ممکن است سلامت جسمشان و هم سلامت روحشان را به خطر بیندازد.

راهکارهای توسعه صنعت در روستا:
نمی­خواهم مصداق این جمله عامیانه که می­گویند« بیرون گود ایستاده و می گوید لنگش کن» باشم یا در دسته ی افراد صرفا منتقد قرار بگیرم که بلدند فقط نقد کنند و معترض باشند. در کنار نقد هم دوست دارم در حد عقل ناقص خودم راهکار هم بدهم که حتی اگر توان عملیاتی کردن آنها را هم نداشته باشم بازهم در شکستن فضا کمک کرده باشم.

۱-فرهنگ سازی و تزریق امید و اعتماد به نفس به جامعه روستایی:

باید از ترویج مبالغه آمیز و پر زرق و برق زندگی در کلان شهر خودداری شود. عده ای ممکن است بنا به موقعیت شغلی استخدامی خود مجبور باشند به کلان شهرهایی از جمله تهران مهاجرت کنند اما روی کلام با انهایی است که به کلان شهر می­روند اما در موقعیت شغلی پایین تر از موقعیت خودشان در روستا قرار می­گیرند آنهم صرفا به این دلیل که به آنها و فرزندانشان تهرانی گفته شود یا فرزندانشان در امکانات تهران بزرگ شوند.

همانطور که این معضل در شکل وسیع تر از سوی ثروتمندان ایران در حال اجرا است به طوری که فرزندان خود را جهت داشتن گذرنامه و ویزای کشورهای غربی درآن کشورها بدنیا می­آورند. این دیدگاه که تهران یا کلان شهر مدینه فاضله می­باشد و باید به هر نحوی که شده زندگی در آن را حفظ کرد و باقی ایران مدینه باطله می­باشد دیدگاهی بس غلط است که اثار آن را می­توان در حاشیه نشینی تهران و کلان شهرها و نتایج اجتماعی منفی ان مشاهده کرد.

باید نشان داد که زندگی در روستاها همانقدر زیباست که زندگی در شهر زیباست. در روستاها همانقدر می­توان پیشرفت کرد و از این پیشرفت لذت برد که در شهر می­توان به آن رسید. در روستاها همانقدر می­توان به خدا نزدیک شد که در شهر می­توان نزدیک شد. باید ثابت کرد که در مراتع روستاها و در هنگام مراقبت از گوسفندان و زمانی که خسته از روز طاقت فرسا دراز کشیده ای و سقفت آسمان و زیراندازت زمین است همانقدر می­توان به ذات مقدس خداوند رسید که در تختخواب های نرم برج های بلند تهران و کلان شهر هستیم.

یاد دکلمه مرحوم خسرو شکیبایی افتادم که گفتنش خالی از لطف نیست :«به نظر من یه خونه هرجایی میتونه باشه، میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه ، میتونه تویه کوچه ی قدیمی که زیر یه بازارچه هست باشه، میتونه بزرگ یا میتونه کوچیک باشه، میتونه برای هرکی مفهومی داشته باشه، یا هر رنگی داشته باشه، میتونه به رنگ آجر یا به رنگ شیشه و سنگ باشه.
ولی من یعنی بهتره بگم ما، معتقدیم خونه هرچی که باشه باید سبز باشه بله سبز و همیشه سبز».

این وظیفه فرهنگ سازی و این امر مهم از جمله وظایفی است که جوانان دانشجو و طلبه در قالب اردوهای جهادی در طی سالیان اخیر در پی تحقق ان بوده اند اما خب کافی نبوده است. همکاری رسانه ها و دیگر ابزارهای ارتباطی نیز لازم است.

۲-ارتقای سطح بهداشتی و آموزشی در روستاها:

این مهم برعهده دو نهاد دولتی متولی این امور یعنی وزارت بهداشت و وزارت آموزش و پرورش است. هرچقدر سطح امکانات بهداشتی و اموزشی موجود در روستاها ارتقا پیدا کند ماندگاری مردم در روستاها نیز بیشتر خواهد بود. این وظیفه از انجایی مهم و ارزشمند است که اگر حتی در روستاها شغل باشد اما این دو امکانات نباشد، خیلی از خانواده های رهسپار شهرهایی با چنین امکاناتی خواهند شد.

۳- توسعه صنایع بومی روستاها:

صنعت روستاها از دیرباز همواره راهشگای اقتصاد کشور بوده است. بسیاری از این صنایع سنتی امروزه صنعتی شده اند و با همت کارافرینان، کارکنان زیادی مشغول به کار هستند. اهم صنایع سنتی روستاها را که قابلیت گسترش در روستاها را دارند عبارتند از :

۱-صنعت گلابگیری و عرقیات

۲-صنعت لبنیات سنتی و محلی

۳-صنعت فراوری و بسته بندی خشکبار

۴-صنعت دامپروری و کشاورزی با توجه به ظرفیت های منطقه ای روستاها

۵-صنعت پرورش زنبور عسل

۶-صنایع دستی محلی همچون قالی بافی و گلیم بافی و خیاطی و …

۷-صنعت تولید اسباب بازی های سنتی

۸-صنعت گردشگری و بومگردی

این صنایع بخشی از صنعت های دیرینه روستاهای ایران می­باشد که امروزه به ندرت خبری از آنها در روستاها می­بینیم. نکته جالب توجه در خصوص صنایع روستایی از دیرباز حضور بانوان می­باشد. همواره بانوان در کنار مردان روستایی سنگ صنعت را می­چرخاندند و به نوعی به بالندگی اقتصاد روستایی کمک می­کردند.نقشی که امروزه کمرنگ شده است.

۴- بازگشت جوانان تحصیلکرده روستاها به زادگاهشان و کمک به توسعه پایدار روستا:

جوانان تحصیلکرده روستایی با کوهی از تجربه و تخصص که از کلان شهرها و دانشگاه ها آموخته اند می­توانند به روستاها برگردند و به توسعه پایدار روستاها کمک کنند. وقتی صحبت از توسعه پایدار می­شود منظور توسعه ای است که در همه ابعاد صورت گیرد و بتدریج نهادینه گردد بطوری که با هر اتفاقی تار و پود آن از هم نریزد.

مطمئنا هرچقدر قشر تحصیلکرده روستا در محیط روستا ماندگار شوند به تبع آن سطح فرهنگ و علم و دانش در میان قشر کودک و نوجوان ارتقا می یابد . این حضور یکی از مواردی است که دکتر شریعتی در کتاب بازشناسی هویت ایرانی اسلامی خود به آن به شکل دیگری اشاره کرده است. ایشان در این کتاب بیان کرده اند که در قدیم الایام علمای مطرح مذهبی و علمی سکونت در روستاها را برمی­گزیدند. حال طلبه تازه ملبس شده یا جوان جویای علم مجبور بود جهت استفاده از علم و دانش این عالم در روستاها حضور یابند و سکونت گزینند و در میان مردم روستا رفت و آمد کنند و با انها هم صحبت شوند. اینگونه بود که روستاها در ان ایام یکی از مراکز علمی و فرهنگی محسوب می­شد و از سطح بالای فرهنگی برخوردار بود.

۴-حمایت دولت از قشر تولیدکننده روستایی:

تولید کننده روستایی همواره با معضل فروش محصولاتش ویا وجود مشتری با قیمت خیلی پایین تر از انچه در بازار است روبه رو است. کشاورز یا دامدار و یا صنعتگر روستایی که محصولی را با جان و دل تولید کرده است با عده ای دلال روبه رو می­شود که تولیدات وی را با قیمت بسیار پایین خریداری می­کند ولی با قیمت گزاف در بازارهای داخلی و حتی خارجی به فروش می­رساند و در اینجا سود بجای اینکه به جیب تولیدکننده روستایی برود در جیب کسی می­رود که هیچ زحمتی را نکشیده است. این خود یکی از عواملی است که باعث کاهش انگیزه روستاییان در ارتقای کیفیت و کمیت تولیدات خود می­شود.

بنابراین دولت و وزارت صمت بنابه وظیفه ای که دارند باید در این حوزه ورود پیدا کنند. اگر می­خواهند اقتصاد روستاها را همچنان حفظ نمایند باید دست دلالان را از این بازار کوتاه نمایند. خرید تضمینی محصولات یکی از راهکارهایی است که در سالهای اخیر صورت پذیرفته است که باید به همه محصولات تولیدی گسترش یابد.

اعطای مجوز برپایی نمایشگاه ها و بازارچه های روستایی در سطح شهرها نیز یکی از راهکارهای حمایت می­باشد. هم چنین تشویق سایت های اینترنتی عرضه محصولات به فروش محصولات تولیدی روستاها و تقسیم سود به صورت منصفانه نیز راهکار دیگری است که قابل تامل می­باشد.

۵- آموزش کارآفرینی به روستاییان مطابق با سلیقه روز:

روستاییان جهت فروش محصولات تولیدی خود بالاخص محصولات صنایع دستی باید خود را با سلیقه روز بازار هماهنگ کنند. اگاهی از این سلیقه نیازمند حضور مربیان آموزشی خبره در سطح روستا می­باشد که خواه از طرف دولت به کار گرفته شوند خواه در قالب اردوهای جهادی در روستاها حضور پیدا کنند.

کلام آخر
در پایان باید گفت که گرچه حال اقتصاد و صنعت روستاهایمان امروزه خوب نیست و جز معدود روستاییانی که با مشقت فراوان در حوزه دام و کشاورزی فعالیت دارند که اگر شغلی در شهر پیدا کنند حاضرند ترک دیار گویند، باقی روستاییان و روستاها در انزوا به سر می­برند و جمعیت آنها در حال مهاجرت است.

من و شمایی که اهل همان روستاها هستیم، اگر هنوز حال زادگاهمان برایمان مهم است، اگر هنوز دلمان برای آن حال و هوای روستایی زادگاهمان می­تپد و اگر هنوز هوای بوی کاه گل روستا به سرمان می­زند باید دست به کار شویم و حال روستاهایمان را خوب کنیم. قبل از اینکه روستاها خالی از سکنه شوند و اقتصاد روستاها به عنوان یکی از چرخ های تولیدی کشور بخوابد باید فکری کرد و قدمی برداشت. خواه این قدم از سوی دولت برداشته شود خواه از سوی مردم روستا خواه از سوی من و شما.
 
شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از کارخانه دار، تاریخ انتشار:  مهر ۱۴۰۰، کد خبر: ..... ، www.karkhanedar.com
اخبار مرتبط
خواندنیها و دانستنیها
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین
پرطرفدارترین