پایگاه خبری تحلیلی شعار سال

سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۳۳۹۹۴۰
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۲۳:۰۷
خداداد عزیزی که این روز‌ها به واسطه حضور در برنامه «شب‌های مافیا» نامش بر سر زبان‌ها افتاده صحبت‌های جالبی در این خصوص انجام داده است.
شعار سال: «یعنی بنازم به آی کیوت خداداد عزیزی، تو کجا بودی تا حالا؟ من چشمبسته پشت دست خداداد بازی می‌کنم.» این را کامبیز دیرباز و به قول خودش دیر بازِ، بازی «شب‌های مافیا» درست وسط مسابقه می‌گوید.

این برنامه که از شبکه نمایش خانگی پخش می‌شود در فصل جدیدش میزبان هنرمندان و ورزشکار پیشکسوت فوتبال کشورمان بود و حالا مخاطبانِ پرشمارِ این بازی سرگرم کننده، با یک پدیده تیزهوش روبه رو شده اند.

خداداد عزیزی نیز بعد از سال‌ها دوری از زمین‌های سبز بازی فوتبال، در نقش بازیکن یک مسابقه آن قدر خوش درخشیده تا نه تنها به تیزپایی بلکه به تیزهوشی هم شهرت پیدا کند.

بخشی از صحبت‌های خداداد عزیزی در گفتگو با روزنامه شهروند را در ادامه می‌خوانید:


**ماجرای تیزهوشی در مسابقه شب‌های مافیا

اتفاقا من اصلا بلد نیستم مافیا باشم؛ یعنی مافیا که می‌شوم از قیافه‌ام معلوم است. وقتی مافیا هستی باید دروغ بگویی و چهره‌ات را پنهان کنی و من اصلا بلد نیستم چهره واقعی‌ام را پنهان کنم. در نقش مافیا کاملا تابلو می‌شوم و همان اول هم لو می‌روم و از بازی بیرونم می‌کنند.

**قبل از این مافیا بازی کرده بودید؟

نه بازی نکرده بودم؛ اما یک موضوعی که به نظر من خیلی تأثیرگذار است این است که من از هفده سالگی فوتبال بازی کردم و همیشه بین ۳۰ تا ۴۰ فوتبالیست بودم. با شخصیت‌ها و تفکرات متفاوت سروکله زدم. در واقع حدود ۳۳ سال در کنار فوتبالیست‌های ایران، آلمان، آمریکا، امارات، قطر، اتریش و خیلی از کشور‌های دیگر زندگی کردم؛ بنابراین مجبور بودم که رفتارهایشان را آنالیز کنم تا تشخیص بدهم چه کسی صداقت دارد و چه کسی دروغ می‌گوید.

**مافیای فوتبال را هم شناسایی می‌کردید؟

طبیعتا مافیای فوتبال ۱۰۰ درجه بدتر از مافیایی است که ما در شب‌های مافیا بازی می‌کنیم و من در فوتبال یاد گرفته‌ام که وقتی با آدم‌ها صحبت می‌کنی باید در چشم‌هایشان نگاه کنی و به حرف‌هایشان گوش بدهی و مشاهده‌شان کنی. زمانی که فوتبال بازی می‌کردم فوتبالیستی نبودم که خیلی زور بزنم. در آن دوران هم از مغزم بیشتر از بدنم استفاده می‌کردم؛ یعنی خیلی چیز‌ها را در فوتبال با نگاه‌کردن یاد گرفتم. البته منظورم از نگاه‌کردن مشاهده‌کردن است؛ چون معتقدم این دو مقوله کاملا با هم فرق دارند. یکسری از آدم‌ها فقط نگاه می‌کنند، اما یکسری همراه با نگاه‌شان یک چیزی را آنالیز می‌کنند. شنیدن هم خیلی مهم است، اما نه اینکه فقط گوش بدهی و از این گوش بشنوی از گوش دیگرت برود.

**رابطه بازی مافیا و روابط اجتماعی

بله، به نظر من بازی شب‌های مافیا واقعا بازی زندگی است. خیلی‌ها در نقش شهروند به آدم نزدیک می‌شوند، ولی مافیا هستند؛ خصوصا در جامعه امروزی و این موضوع هم تنها مختص ایران نیست و در همه جهان وجود دارد یعنی ما در جوامعی زندگی می‌کنیم که آدم بد‌ها خیلی خوب یکدیگر را می‌شناسند، ولی آدم‌خوب‌ها همدیگر را نمی‌شناسند حتی آدم‌بد‌ها را هم نمی‎شناسند. گاهی هم در زندگی این اتفاق می‌افتد که آدم‌خوب‌ها یکدیگر را می‌زنند و آدم بد‌ها می‌آیند قاطی آدم‌های خوب و باعث از بین رفتن شهر می‌شوند.

**بار‌ها درباره مافیای فوتبال صحبت کردم

من خیلی راجع به این موضوع در فوتبال جنگ و دعوا کردم. آن‌هایی که فوتبالی هستند خوب می‌دانند که خیلی زیاد راجع به مافیای فوتبال، از جادوگری و جادوگربازی و زیرمیزی و زدوبند‌ها صحبت کردم؛ ولی فایده‌ای نداشت. نمی‌دانم چطوری بگویم، اما در واقع دوستانی که در فوتبال بودند به نفع‌شان بود که مافیای فوتبال همیشه برنده باشد و متأسفانه در شهرِ فوتبالی که ما زندگی می‌کنیم همیشه مافیای فوتبال برنده بود. من جزو آدم‌هایی بودم که خیلی تلاش کردم یک شهر خوب برای فوتبال درست کنم، ولی مافیا‌ها قدرت‌شان بیشتر بود و شهروند‌های ما پای کار نیامدند؛ یعنی یک عده ترسیدند و عده‌ای هم گول خوردند؛ درست مثل اتفاقاتی که در همین بازی شب‌های مافیا می‌افتد و گاهی شهروند‌ها قربانی قدرت مافیا می‌شوند.

**تشبیه مافیا به زندگی روزانه

اگر این بازی را به زندگی تشبیه کنیم به نظر من بهترین شخصیت «شهروند ساده» است. اما اگر در شهر یک «کارآگاه» باشی به نظر من در زندگی به درد نمی‌خورد، در زندگی که کارآگاه باشی، ولی نتوانی استعلام «پدرخوانده» را بگیری این زندگی به چه دردی می‌خورد؟ شما دکتر یک شهر باشی، ولی گاهی اشتباهی یک مافیا را سیو (نجات‌دادن) کنی چه فایده‌ای دارد؟ شما «شهردار» شهر باشی، ولی ندانی که الان باید به نفع چه کسی رأی بدهی؟ یا اصلا باید رأی را ملغی کنی یا رأی خروج بدهی؟! «روانپزشک» یک شهر باشی و ندانی باید به شهروند سکوت بدهی یا مافیا! شما «جان سخت» باشی، ولی فقط یک بار از شلیک مافیا در امان بمانی و در کل زندگی‌ات دو بار بیشتر نتوانی استعلام بگیری! «حرفه‌ای» هم همین طور؛ حرفه‌ای باشی، اما اگر یک بار اشتباه کنی و به جای مافیا، شهروند را بزنی، خودت کشته می‌شوی؛ این نقش‌ها به چه دردی می‌خورند؟! به همین دلیل معتقدم بهترین نقش در زندگی شهروند، ساده‌بودن است. یک شهروند ساده بدون هیچ استرسی زندگی می‌کند و بزرگ‌ترین حُسن آن هم این است که حق رأی دارد و می‌تواند آدم‌های دیگر شهر را با هم متحد کند. شهروند ساده را یک چیزی نجات می‌دهد آن هم سادگی و صداقت است.

**بالاخره مافیا می‌شوی؟

بله، من ۹ دست بازی کردم. فصل مقدماتی، فینال و بعد هم فینال فینالیست‌ها. در هر صورت تا قسمت فینال مافیابودن را تجربه نکردم، ولی در آخرین قسمت فینال من مافیا هستم. مافیا بودن استرس شدیدی به آدم وارد می‌شود و به نظر من اصلا نمی‌توانی مخفی کنی که مافیا هستی. خود من در همان قسمتی که نقش مافیا را بازی کردم هر کسی به چهره‌ام نگاه می‌کرد، می‌فهمید.

**بهترین بازیکن شب‌های مافیا؟

من بازی خانم آشا محرابی را دوست داشتم، بسیار باهوش بود. حسین امیدی هم خیلی هوشمندانه بازی می‌کرد. مرحله فینال فینالیست‌ها هم که من رسیدم حسین مهری و مجید واشقانی هم خوب بودند.

**شائبه تقلب رساندن از پشت صحنه؟

از پشت صحنه؟! ۱۲، ۱۳ تا دوربین آنجاست، بنابراین ۱۲ تا فیلمبردار، کارگردان، دستیار کارگردان، صدابردار، گریمور و عوامل دیگر برنامه پشت دوربین‌ها ایستاده‌اند. وقتی یک نفر از آن‌ها به من تقلب برساند بقیه بازیکنان نمی‌بینند؟!


**تهمت زدن به یکدیگر در بازی بد است

مردم لطف دارند. به هر حال نظرات است. مردم دوست دارند نظر بدهند، چون برنامه را می‌بینند و هزینه هم می‌کنند و طبیعتا حق دارند نظرات مثبت و منفی‌شان را هم بدهند؛ اما من خودم واقعا در هیچ قسمتی تقلبی از بازیکنان ندیدم. یادم است که در بازی فینال فرزاد حسنی با یک نفر دیگر مافیا بودند. من هم وسط این‌ها نشستم چطور از پشت صحنه به من تقلب می‌رسانند؟! این دو تا مافیا کنار دست من، نمی‌بینند؟ این را هم به شما بگویم که ما در مرحله فینال فینالیست‌ها بعد از دست اول که بازی کردیم از قسمت دوم به ما چشم‌بند دادند و گفتند چشم‌بند بزنیم. راستش من دیگر حالم بد شد، چون با چشم‌بند هم سه تا مافیا را معرفی کردم. واقعا ناراحت شده بودم و دوست نداشتم بازی را ادامه بدهم. بعد از دست سوم هم به محض اینکه از بازی خارج شدم رفتم فرودگاه و به تهران برگشتم. ما آمدیم دور هم تا یک بازی انجام بدهیم که «شو» است. اگر قرار است جنبه بازی‌کردن نداشته باشیم و به یکدیگر تهمت بزنیم که خیلی بد است.


**بلوف‌های من در بازی گرفته است

به هر حال در بازی باید بلوف بزنی، این بلوف یا می‌گیرد یا نمی‌گیرد، بلوف‌های من گرفت؛ مثلا در یک قسمت من به خانم سارا منجزی بلوف زدم که مافیاست و او هم دست و پایش را گم کرد و خودش سوتی داد؛ بنابراین وقتی بازی شروع می‌شد از نظر من همه آدم‌ها مافیا بودند همین هم می‌شد که زوم می‌کردم روی یک نفر و بلوف می‌زدم و وقتی بلوف می‌زنی باید مشاهده کنی و ببینی دیگران اکت و واکنش‌شان به بلوف تو چیست. یک‌سری از آدم‌ها وقتی بلوف می‌زنی خیلی ساده و ناخواسته لایک (تایید) می‌دهند. این‌ها شهروند هستند، چون می‌خواهند اثبات کنند که جزئی از شهر هستند، ولی مافیا برای اینکه استرس دارند یک مقدار تودارتر هستند و گاهی هم دیس لایک (عدم تایید) می‌دهند. برای همین من فکر می‌کنم آنچنان بازی سخت و عجیب و غریبی نیست فقط باید بازی کردن در هر زمینِ بازی را، بلد باشی.

شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات، برگرفته از تهران نیوز، تاریخ انتشار:۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، کد خبر:۶۶۱۳۹۹، www.tehrannews.ir
اخبار مرتبط
خواندنیها و دانستنیها
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۶:۱۸ - ۱۴۰۰/۰۲/۱۰
0
0
خدا مادرشون رو بیامرزه ایشون خیلی دل سوخته مادرش هست
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین
پرطرفدارترین