پایگاه تحلیلی خبری شعار سال

سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳ - 2024 June 17
کد خبر: ۵۵۴۰۶
تاریخ انتشار : ۲۴ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۶:۱۹
یک پژوهشگر ریسک گفت: در دولت روحانی ریسک در بانک ها متمرکز شد. ریسک باید در کشور و بین بخش‌های مختلف پخش می‌شد، تمرکز ریسک در بانک ها از ظرفیت بانک ها عبور کرده است و دیر یا زود باید ریسک یا زیان از بانک ها به سپرده‌گذار منتقل شود.

شعارسال: محمد حسین ادیب پژوهشگر ریسک است. وی بر این باور است دولت باید مراقبت کند که ریسک یا مخاطرات آتی در یک بخش متمرکز نشود اما دولت از این منظر از اقتصاد مراقبت نکرد و در دولت روحانی ریسک در بانکها متمرکز شد. ریسک باید در کشور و بین بخش های مختلف پخش می شد، تمرکز ریسک در بانک ها از ظرفیت بانک ها عبور کرده است و دیر یا زود باید ریسک یا زیان از بانک ها به سپرده گذار منتقل شود .

وی به تجربه جهان در بحث آثار منفی تمرکز ریسک در بانک ها در سالهای مختلف از جمله سکته مالی 2008 و... در آمریکا اشاره می کند و نسبت به این خطر در ایران هشدار می دهد.

او همچنین با تحلیل وضعیت بین المللی معتقد که سقوط اقتصاد چین محتمل ترین گزینه است . او همچنین هشدار می دهد که سپرده های ایران در چین که در موسسات مالی سایه چینی متمرکز است در معرض آسیب است.

وی پیش می کند که طی 18 ماه آینده بازی سود سپرده با رسیدن نقدینگی به 1500 هزار هزار میلیارد تومان به پایان می رسد.

ادیب همچنین به رئیس جمهور دولت دوازدهم هشدار می دهد که دو سال آینده دوران غرق شدن بانک هاست. او معتقد است دو سال اول ریاست جمهور بعد تبدیل به دورانی می شود که ریسک از بانک ها به سپرده گذار منتقل میشود و این انتقال ریسک همه چیز را تحت الشعاع قرار می دهد، همه چیز در ایران در دو سال اول ریاست جمهوری بعد تحت الشعاع انتقال ریسک از بانک ها به سپرده گذار قرار می گیرد . تمرکز سیاسی نیز حول این نکته خواهد بود سیاست در ایران حول این نکته دو قطبی می شود .

گفت وگو با ادیب را در ادامه می خوانید.

*وضعیت موجود اقتصادی را چگونه ارزیابی می کنید ؟

ادیب: تولید غیر رقابتی در حال حذف شدن است. بخش بازرگانی ، خدمات و سرمایه ای مرتبط با حداقل معاش ، به خوبی کار می کند و مشکل اساسی ندارد . اما بخش بازرگانی ، خدمات و سرمایه ای غیر مرتبط با حداقل معاش 70 درصد کوچک شده است. یعنی فروش در این سه بخش 70 درصد کاهش یافته است . در بخش بازرگانی ، خدمات و سرمایه ای غیر مرتبط با حداقل معاش 5 برابر نیاز جامعه فعال اقتصادی وجود دارد، از یکسو 5 برابر نیاز جامعه فعال اقتصادی وجود دارد و از سوی دیگر فروش 70 درصد کاهش یافته است، ترکیب این دو فرایند به رقابت سنگین برای فروش انجامیده است.

*رقابت سنگین برای فروش چه پیامدهایی دارد ؟

ادیب: در این سه بخش رقابت سنگین برای فروش باعث شد تا فقط کسانی موفق به فروش شوند که مزیت قیمتی داشته باشند، فعالینی مزیت قیمتی دارند که ارزان تر از بقیه اداره شوند، فعالینی ارزان تر از بقیه اداره می شوند که موفق شده باشند هزینه اداره کسب و کار را کاهش دهند لذا پیروز این میدان، فعالان اقتصادی هستند که موفق شده اند هزینه اداره بیزینس را کمتر از بقیه فعالان در همین بخش انجام دهند. در هر بخش اقتصادی 20 درصد از فعالان اقتصادی ارزان تر از بقیه اداره می شوند و این گروه 20 درصدی، 80 درصد از فروش را در اختیار گرفته اند لذا تجزیه ای در صف بازار اتفاق افتاه است. 20 درصد از فعالان اقتصادی با رشد چشمگیر بهره وری موفق شده اند که 80 درصد در همان کسب و کار را کم فعال کنند. 80 درصد از فعالان اقتصادی در هر بخش که گران تر از بقیه اداره می شوند فقط 20 درصد از سهم بازار را دارند.

*80 درصدی که گران تر اداره می شوند قبلا چگونه اداره می شدند ؟

ادیب:80 درصدی که گران تر از بقیه اداره می شوند قبلا با انرژی ناشی از نفت گران اداره می شدند. در عمل نفت 105 دلاری منبع تغذیه سود این گروه بود اما اکنون با نفت ارزان، این گروه نمی توانند بیش از 20 درصد سهم بازار را داشته باشند . لذا گروه 80 درصدی که گران اداره می شدند با کاهش درآمد نفت از بهمن 90 به بعد به سراغ بانکها رفتند و وام بانکی را جایگزین شیر نفت کردند و سپس نتوانستند وام بانکی را پرداخت کنند و نهایتا ریسک کوچک شدن اقتصاد به سبب کاهش درآمد نفت ، به بانکها منتقل شد.

*بانکها هنوز می توانند زیان اقتصاد را با وام جبران کنند ؟

ادیب: اکنون انرژی بانکها برای انتقال ریسک بخش بازرگانی ، خدمات و سرمایه ای غیر مرتبط با حداقل معاش به آنها به پایان رسیده و این سه بخش برای ادامه فعالیت به سراغ استقراض از بازار رفته اند . به زیان صریح تر سه بخشی که فروش آنها 70 درصد کاهش یافته با خرید نسیه و عدم پرداخت آن به فعالیت ادامه می دهند. ریسک در حال انتقال از بازار به بازار است . ریسک در حال انتقال از خریداران به فروشندگان است؛ فروشندگان جایگزین بانک ها شده اند. ماحصل کلام یک جمله است ریسک یا مخاطرات آتی یا زیان ، قبلا از این سه بخش به بانکها منتقل شد و اکنون به بازار منتقل می شود .

*زیان یا ریسک تولید غیر رقابتی چگونه مدیریت می شد ؟

ادیب: ریسک تولید غیر رقابتی نیز از بهمن 90 تا 50 روز قبل که بانکها تقریبا پرداخت وام را متوقف کردند به بانکها منتقل می شد. توقف نسبی پرداخت وام به این معناست که دیگر ظرفیتی در بانکها برای انتقال ریسک واحد های ورشکسته وجود ندارد.

*جمع بندی شما از این تحلیل ها چیست ؟

ادیب: جمع بندی مطالب به این صورت است که ریسک از بخش تولید غیر رقابتی و بخش بازرگانی ، خدمات و سرمایه ای غیر مرتبط با حداقل معاش از بهمن 90 تا 50 روز قبل به بانکها منتقل می شد و با توقف نسبی پرداخت وام بوسیله بانکها از 50 روز قبل ، ریسک در حال انتقال از بازار به بازار است. ورشکستگان با استقراض از همکاران بازاری به فعالیت فاقد توجیه اقتصادی ادامه می دهند، بانک ها نیر ظرفیتی ندارند که این چهار بخش را حمایت کنند تا فعالیت همراه با زیان را ادامه دهند .

* در این ارتباطدولت باید چگونه عمل می کرد تا چنین نمی شد ؟

ادیب: دولت باید مراقبت کند که ریسک یا مخاطرات آتی در یک بخش متمرکز نشود اما دولت از این منظر از اقتصاد مراقبت نکرد و در دولت روحانی ریسک در بانکها متمرکز شد. ریسک باید در کشور و بین بخش های مختلف پخش می شد، تمرکز ریسک در بانک ها از ظرفیت بانک ها عبور کرده است و دیر یا زود باید ریسک یا زیان از بانک ها به سپرده گذار منتقل شود .

* تجربه بقیه کشورها چگونه است ؟

ادیب: در دهه نود میلادی فن آوری موج سوم در آمریکا و اروپا جایگزین فن آوری موج دوم شد. هزینه تولید با فن آوری موج سوم 50 درصد از فن آوری موج دوم ارزان تر است لذا صنایع با فن آوری موج دوم باید در آمریکا و اروپا تعطیل می شد اما در دهه نود میلادی ارزش بازار بورس آمریکا سه برابر شد. تا سال 90 میلادی خانواده های آمریکائی در پرتفوی دارائی خود چندان به سهام علاقه نداشتند اما در دهه نود میلادی خرید سهام به انتخاب اول خانواده ها تبدیل شد . نهایتا خرید سهام در دهه نود میلادی در آمریکا سه برابر شد، ماحصل کلام در دهه نود میلادی کارخانجاتی که باید تعطیل می شد به سه برابر قیمت به خانواده ها فروخته شد. در سال 2001 بازار بورس در غرب فرو ریخت و به خانواده های آمریکایی 7 هزار میلیارد دلار و خانواده های اروپایی 15 هزار میلیارد دلار زیان وارد شد . با یک چشم بندی ، ریسک از کمپانی ها به خانواده ها منتقل شد. اقتصاد دانان بعدا دهه 90 میلادی را دهه از دست رفته یا دهه سوخته ارزیابی کردند؛ علت فروپاشی سال 2001 تمرکز ریسک در بورس بود نباید همه ریسک های اقتصاد در بازار بورس متمرکز می شد .

*تجربه دوم تمرکز ریسک در دنیا چگونه بود ؟

ادیب: از سال 2001 تا 2008 جهانی شدن اقتصاد در حوزه تولید رخ داد، تولیدات غیر رقابتی در جهان حذف شدند لذا صنایع و شرکتهائی که نمی توانستند رقابتی عمل کنند باید حذف می شدند. لذا اینجا نیز همانند دهه نود یک چشم بندی ماهرانه دیگر اتفاق افتاد و صنایعی که باید تعطیل می شدند ارزش آنها در بازار بورس از سال 2001 تا 2008 به شدت افزایش یافت . سپس در سال 2008 مجددا در آمریکا و اروپا یک سکته مالی اتفاق افتاد . از سال 2001 تا 2008 بانکها و بازار سرمایه در سطح گسترده بخش غیر رقابتی تولید در جهان را شارژ مالی کرده بودند که سکته مالی منجر به ورشکستگی بانکها و بازارسرمایه در غرب شد علت سکته مالی سال 2008 نیز تمرکز ریسک در بانکها بود. بازار سرمایه بوسیله بانکها شارژ مالی شده بود .

  • ترامپ شرایط اقلیمی - روانی برای سقوط بازار ها در جهان را فراهم می کند
  • همراه با سهامداران، موسسات مالی سایه در مجموعه اقتصاد غرب فرو می پاشد
  • موسسات مالی سایه واحد هایی هستند که کار بانک می کنند اما بانک نیستند مثل صندوق های بازنشستگی یا صندوق های سرمایه گذاری
  • کارنی رئیس بانک مرکزی انگلیس بزرگترین ریسک جهان را سقوط موسسات مالی سایه در جهان می داند
  • سقوط اقتصاد چین محتمل ترین گزینه است و سپرده های ایران در چین که در موسسات مالی سایه چینی متمرکز است در معرض آسیب است

* تجربه سومی وجود دارد ؟

ادیب: اما اکنون ریسک سومی در جهان شکل گرفته است که طی دو سال آینده تخلیه می شود. در 30 درصد موارد ادامه تولید با فن آوری موج سوم غیر اقتصادی است و بر اساس تحقیق انجام شده در دانشگاه توکیو ، تولید با فن آوری موج چهارم در 70 رشته 40 درصد ارزان تر از فن آوری موج سوم است . صنایع موج سومی که باید تعطیل شوند قسمت عمده صنایع چین ،آمریکا و اروپا را تشکیل می دهند. ارزش سهام این صنایع طی دو سال گذشته به شدت افزایش یافته است تجربه قبلی دارد تکرار می شود.

کمپانی ها دارند صنایع موج سومی که باید تعطیل می شدند را ارزش سهام آنها را چند برابر کرده و به مردم می فروشند در فاز بعدی که ترامپ آن را نمایندگی می کند ارزش سهام این گونه واحد ها در بورس جهانی سقوط می کند یک سکته مالی دیگر در جهان در پیش است این بار ریسک ناشی از فن آوری موج چهارم قرار است به خانواده های چینی منتقل شود که طی سه سال گذشته با دریافت وام که باید اقساط آن را تا آخر عمر پرداخت کنند این گونه سهام را خریداری کرده اند.

ترامپ شرایط اقلیمی - روانی برای سقوط بازار ها در جهان را فراهم می کند اما این بار بانکها در آمریکا و انگلیس بازار سرمایه را شارژ مالی نکرده اند این بار شارژ بازار سرمایه در غرب به وسیله موسسات مالی سایه انجام شده است لذا همراه با سهامداران، موسسات مالی سایه در مجموعه اقتصاد غرب فرو می پاشد.

موسسات مالی سایه واحد هایی هستند که کار بانک می کنند اما بانک نیستند مثل صندوق های بازنشستگی یا صندوق های سرمایه گذاری. کارنی رئیس بانک مرکزی انگلیس بزرگترین ریسک جهان را سقوط موسسات مالی سایه در جهان می داند که اکنون دارائی آنها از تولید ناخالص ملی جهان بیشتر است و فقط طی سال 2012 در چین رشد 60 درصدی داشته اند سقوط اقتصاد چین محتمل ترین گزینه است و سپرده های ایران در چین که در موسسات مالی سایه چینی متمرکز است در معرض آسیب است .

  • در ایران ریسک ناشی از غیر اقتصادی شدن تولید با فن آوری موج دوم و جهانی شدن به بانکها منتقل شد
  • انتقال زیان از کارخانجاتی که نتوانستند با فن آوریهای جدید و جهانی شدن رقابت کنند به بانکها منتقل شد

* روند انتقال ریسک در ایران چگونه بوده است ؟

ادیب: در ایران ریسک ناشی از غیر اقتصادی شدن تولید با فن آوری موج دوم و جهانی شدن به بانکها منتقل شد . کارخانجات ایرانی در این دو حوزه به جای اینکه تعطیل شوند با دریافت وام تولید همراه با زیان را ادامه دادند و زیان از کارخانجاتی که نمی توانستند با فن آوری های جدید و جهانی شدن رقابت کنند به بانکها منتقل شد .

  • دولت و بانک مرکزی نمی تواند بخش مالی را کنترل و مدیریت کند
  • موسسات مالی و بانکها در ایران حیاتی خودسر یافته و از کنترل خارج شده اند

* راه حل شما چیست ؟

ادیب: در ایران دولت و بانک مرکزی نمی تواند بخش مالی را کنترل و مدیریت کند موسسات مالی و بانکها در ایران حیاتی خودسر یافته و از کنترل خارج شده اند .

  • بانکها سودی که به سپرده پرداخت می کنند از بازده دارایی ها بیشتر است
  • بانکداری در ایران فاقد توجیه اقتصادی است
  • ظرفیتی در بانکها وجود ندارد تا بانکهای ورشکسته از محل مکش سپرده از یک بانک دیگر فعالیت همراه با زیان را ادامه دهد
  • بانکها برای غرق شدن رقابت می کنند اما دخالت دولت و بانک مرکزی ممکن نیست
  • بازی سود سپرده باید به طبیعت خود پایان یابد
  • طی 18 ماه آینده بازی سود سپرده با رسیدن نقدینگی به 1500 هزار هزار میلیارد تومان به پایان می رسد

*با این شرایط به نظر شما چه باید کرد ؟

ادیب: بانکها سودی که به سپرده پرداخت می کنند از بازده دارایی ها بیشتر است. در عمل بانکداری در ایران فاقد توجیه اقتصادی است. ده بانک و موسسه کوچک ورشکسته در گذشته با بالا بردن سود سپرده و جذب سپرده از بانکهای سالم، ورشکستگی خود را به بعد منتقل می کردند و اکنون در بانکهای سالم نیز منابعی وجود ندارد تا به بقیه بانکها منتقل شود. لذا ظرفیتی در بانکها وجود ندارد تا بانکهای ورشکسته از محل مکش سپرده از یک بانک دیگر فعالیت همراه با زیان را ادامه دهد.

بانکها اکنون برای غرق شدن دارند با هم رقابت کنند اما دخالت دولت و بانک مرکزی ممکن نیست . ساخت سیاسی ایران کنترلی بر بانکها ندارد و بانکها دارند مردم و ساخت سیاسی را به دنبال خود می کشند . بازی سود سپرده باید به طبیعت خود پایان یابد.

در عمل ادامه این بازی باید غیر ممکن شود و به نظر من طی 18 ماه آینده بازی سود سپرده با رسیدن نقدینگی به 1500 هزار هزار میلیارد تومان به پایان می رسد .

  • تأسیس بانکها بیش از ظرفیت اقتصاد و رقابت ناسالم بانکها علت ریشه ای مشکلات فعلی

*علت ریشه ای این اتفاقات چیست ؟

ادیب: بیش از ظرفیت اقتصاد، بانک تاسیس شد و بانکها برای جذب منابع به رقابت ناسالم پرداختند . نباید این مقدار مجوز تاسیس بانک صادر می شد اشتباه از اینجا بود .

  • دو سال آینده دوران غرق شدن بانکهاست
  • همه چیز در ایران در دو سال اول ریاست جمهوری بعد تحت الشعاع انتقال ریسک از بانکها به سپرده گذار قرار می گیرد

* دو سال آینده را چگونه ارزیابی می کنید ؟

ادیب: دو سال آینده دوران غرق شدن بانکهاست دو سال اول ریاست جمهور بعد تبدیل به دورانی می شود که ریسک از بانکها به سپرده گذار منتقل میشود و این انتقال ریسک همه چیز را تحت الشعاع قرار می دهد، همه چیز در ایران در دو سال اول ریاست جمهوری بعد تحت الشعاع انتقال ریسک از بانکها به سپرده گذار قرار می گیرد تمرکز سیاسی نیز حول این نکته خواهد بود سیاست در ایران حول این نکته دو قطبی می شود .

  • مرحله بعد دوران ادغام بانکهاست

* و دو سال بعد تر آن چگونه خواهد بود؟

ادیب: دو سال دوم دوران ادغام بانکها خواهد بود که همه چیز به خوبی حل میشود ،بانکها باید در 5 بانک یا چیزی شبیه به این ادغام شوند دو سال دوم دوران آرامش و پیش رونق خواهد بود

* پیش بینی آینده سود سپرده ؟

ادیب: زمانی که ریسک از بانکها به سپرده گذار منتقل شود سود سپرده به کمتر از یک درصد محدود میشود ، در اروپا و آمریکا سود سپرده یک دهم یک درصد است .

*در بقیه اقتصاد چه اتفاقی می افتد ؟

ادیب: اکنون در 4 حوزه چسبندگی قیمتی وجود دارد چسبندگی قیمتی زمانی است که واقعیت ها می طلبد تا قیمت یک کالا کاهش یابد اما با وجود تحمیل واقعیت ها، قیمت کاهش پیدا نمی کند چهار مورد شامل این مواردند:

واقعیت ها می طلبد تاقیمت واحدهای آپارتمانی بالای یک میلیارد تومان کاهش یابد اما کاهش نمی یابد، قیمت مسکن های لوکس و نیمه لوکس باید کاهش یابد هر چند قیمت این گونه آپارتمان ها در تهران 30 درصد نسبت به اسفند 91 کاهش یافته اما این سطح از کاهش کافی نیست

واقعیت ها می طلبد تا اجاره املاک تجاری به شدت کاهش یابد اما در این حوزه چسبندگی وجود دارد علت چسبندگی ورود 18 میلیون جوان بین 24 تا 34 سال در بازار است

واقعیت ها می طلبد تا بین ارزش سهام و عایدی تناسب ایجاد شود اما بازار مقاومت می کند .

واقعیت ها می طلبد تا اجاره واحد های مسکونی کاهش یابد اما در این حوزه چسبندگی وجود دارد .

*انتقال ریسک از بانکها به سپرده گذار چه تاثیری بر این فرایند چهار گانه دارد ؟

ادیب: در هر چهار مورد با انتقال ریسک از بانک به سپرده گذار ، چسبندگی قیمتی شکسته می شود.

*برنده شکسته شدن چسبندگی قیمتی چه اقشاری خواهند بود ؟

ادیب: برنده نسل جوان بین 24 تا 34 سال خواهند بود که می توانند ارزان تر زندگی کنند و ارزان تر سرمایه گذاری کنند .

*شکسته شدن چسبندگی قیمتی را شفاف تر توضیح دهید ؟

ادیب: در اقتصاد بین قیمت کالا و خدمات و عایدی آن نهایتا تناسب ایجاد میشود شکسته شدن چسبندگی قیمتی به این معناست که در همه رشته ها بین قیمت کالا و خدمات و عایدی آن تناسب ایجاد می شود.

*با توجه به در هم پیچیدگی اقتصادی و سیاسی که یادکردید، ریاست جمهوری بعدی را چگونه ارزیابی می کنید ؟

ادیب: رئیس جمهور بعدی باید انتقال ریسک از بانک به سپرده گذار و چسبندگی قیمتی را مدیریت کند. روحانی بانکداری نمی فهمد در دوره ای که همه چیز بر بانکداری متمرکز می شود سکانداری اقتصاد کشور در دست تیمی که به ریسک های بانکداری مسلط نیست هزینه خاص خود را خواهد داشت .

  • جناح منتقد اگر انتخابات را واگذار کند بازنده انتخابات نخواهد بود

*جناح منتقد دولت را چگونه ارزیابی می کنید ؟

ادیب: جناح منتقد اگر انتخابات را واگذار کند بازنده انتخابات نخواهد بود .

  • دولت متخصص ریسک ندارد
  • تئوریسین دولت از ابر بحران ها می گوید نه از ابر ریسک ها

* حرف آخر؟

ادیب: دولت متخصص ریسک ندارد . دولت اقتصاد را تحلیل اقتصادی می کند. دولت اقتصاد را باید از منظر ریسک و به خصوص تمرکز ریسک تحلیل کند. در مطالب تئوریسین اقتصادی دولت ، حتی یکبار اصطلاح ریسک نیامده است اشکال اینجاست تئوریسین دولت از ابر بحران ها می گوید نه از ابر ریسک ها .

با اندکی اضافات و تلخیص برگرفته از خبرگزاری تسنیم، تاریخ انتشار: 24اسفند1395، کدخبر: 1354888: www.tasnimnews.com


اخبار مرتبط
خواندنیها و دانستنیها
نام:
ایمیل:
* نظر:
* :
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین