پایگاه خبری تحلیلی شعار سال

سرویس ویژه نمایندگی لنز و عدسی های عینک ایتالیا در ایران با نام تجاری LTL فعال شد اینجا را ببینید  /  سرویس ویژه بانک پاسارگارد فعال شد / سرویس ویژه شورای انجمنهای علمی ایران را از اینجا ببینید       
کد خبر: ۳۴۶۱۲۹
تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۶:۲۷
سیاست‎گذار کشاورزی باید این قاعده نانوشته مبنی بر نبود هیچ سیاست بلندمدت تأمین‎کننده خودکفایی در درازمدت را به‎عنوان راهنمای تولید کشاورزی مدنظر قرار دهد و در بلندمدت بر خوداتکایی تأکید بیشتر داشته و برنامه‎ریزی لازم را بنماید و سیاست‎گذاران جمعیتی کشور نیز هرگونه سیاست‎گذاری و هدف‎گذاری جمعیتی کشور را نه بر اساس خودکفایی کشاورزی بلکه بر مبنای درجه نفوذ دانش و فناوری در بخش کشاورزی و در نتیجه افزایش بهره‎وری و تولید کشاورزی و دستیابی به خوداتکایی در تولید کشاورزی تنظیم نمایند تا از منظر تأمین امنیت غذایی شکافی جدی بین تولید کشاورزی و افزایش جمعیت رُخ ندهد.
شعار سال: کشاورزی یکی از بخش‎های مهم اقتصاد است که با چالش‎های فراوانی مواجه می‎باشد. این بخش در گذر زمانی ۴۲ ساله بعد از انقلاب و حتی قبل از انقلاب، مسیر مارپیچی را طی کرده که برداشت نویسنده این است مشخص نیست مقصد نهایی این مارپیچ پرپیچ و پیچیده کجاست. در یک دهه از آن به‎عنوان محور توسعه و موتور محرکه اقتصاد نام برده می‎شود و در دهه دیگر محور استقلال. در یک دهه خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی اساسی هدف است و محور سیاست‎گذاری و در دهه‎ای دیگر خوداتکایی. این‌که کدام‌یک از راهبرد‌های ۴‎گانه در صحنه میدانی بدون پیامد‌های منفی کوتاه و بلندمدت عملیاتی شده است خود داستانی مهم است که نیازمند کار کارشناسی، مطالعاتی و تحقیقاتی در جغرافیای کشاورزی ایران است تا با توجه به داده‎های دقیق و قوی میدانی بتوان ارزیابی از این راهبرد‌ها داشت.
 اما در این یادداشت نویسنده به هیچ‎وجه قصد ندارد از این منظر راهبرد‌های ۴‎گانه بالا را مورد ارزیابی قرار دهد بلکه هدف این است که به یک تضاد بین دوگانه‎های جمعیت و تولید محصولات کشاورزی بر مدار راهبرد خودکفایی کشاورزی پاسخ دهد که آیا اساساً این دو جمع‎پذیر بوده و قابلیت همسو شدن دارند و یا این‌که الاکلنگ جمعیت و تولید کشاورزی حاکمیت مطلق دارد و سیاست‎گذار باید بین این دو یکی را برگزیند و هیچ راهی برای لحاظ هم‎زمان این دو وجود ندارد؟ آیا خودکفایی در تولید کشاورزی امکان‎پذیر است و در صورت امکان آیا می‎توان بر مدار خودکفایی بر جمعیت تأکید ویژه داشت و افزایش جمعیت را بر اساس سطح تولید حاصل از پروژه خودکفایی کشاورزی پیشنهاد داد؟ آیا این امکان وجود دارد که برنامه جمعیتی بلندمدت کشور را بر مدار خودکفایی کشاورزی تنظیم و عملیاتی ساخت بدون این‎که در بازار محصولات کشاورزی تلاطم و آشوب ایجاد کند؟
دوگانه‎های تولید کشاورزی و جمعیت
قبل از پاسخ به سؤال اول، لازم است دیدگاه‎های موجود راجع به جمعیت و تولید کشاورزی را مورد بررسی قرار داد. در ارتباط با جمعیت و تولید کشاورزی دو دیدگاه را می‎توان مدنظر قرار داد: دیدگاه اول که بسیار غالب است و در تئوری‎ها و آراء بسیاری از صاحب‌نظران مورد توجه قرار گرفته عبارت است از این‌که بین تولید کشاورزی در یک سرزمین و جمعیت رابطه معکوس وجود دارد و درواقع خاصیت الاکلنگی دارند. به‌بیان‌دیگر، نمی‎توان هم‎زمان افزایش تولید کشاورزی و افزایش جمعیت را در دستور کار قرار داد و عملاً منابع سرزمینی امکان پوشش مواد غذایی مورد نیاز برای جمعیت افزایش‌یافته را نخواهند داشت. منابع و امکانات تولید محصولات کشاورزی محدود بوده و از سوی دیگر تولید کشاورزی با مجموعه‎ای از ریسک‎ها مواجه است که آن را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‎دهند بنابراین نمی‎توان ورای منابع یک کشور جمعیت را افزایش داد. به همین دلیل مخالف افزایش جمعیت هستند و معتقدند جمعیت باید بر مدار تولید به همراه درجه و حاشیه‎ای برای پوشش ریسک‎های احتمالی مدنظر قرار گیرد و به‎طور عمیق اعتقاد دارند منبع و منشأ بسیاری از تخریب‎ها و تهدید‌های بخش کشاورزی تقاضای فزاینده برای مواد غذایی است. این دیدگاه اگرچه بر اساس اصول تولید کشاورزی و تأمین امنیت غذایی منطقی است، اما نگاه جامع به مسئله تولید کشاورزی و نیز موضوع جمعیت ندارد.

به نظر نویسنده در مقابل دیدگاه اول که اعتقاد به تضاد بین تولید کشاورزی و جمعیت دارند، می‎توان دیدگاه دومی را مطرح کرد. در این دیدگاه نوع نگاه به جمعیت و تولید کشاورزی کاملاً متفاوت از نگاه ایستای بیان‌شده در دیدگاه اول است. در این دیدگاه جمعیت صرفاً توده‎ای در حال افزایش با تقاضای فزاینده برای مواد غذایی نیست و این باور وجود دارد که جمعیت تعلیم‎پذیری تغذیه‎ای دارد و برای مدیریت خاصیت الاکلنگی بین جمعیت و تولید کشاورزی و دستیابی به یک تعادل نسبی منتج به حفظ منابع پایه، لازم است سازوکار‎های زیر مورد توجه قرار گیرند:

۱. هدف‎گذاری جمعیتی برای یک دهه مدنظر قرار گیرد تا نظام برنامه‎ریزی تولید کشاورزی از یک‌سوی و زیرساخت‎های دیگر مورد نیاز برای جمعیت بتواند خود را با جمعیت هدف متناسب‎سازی نماید؛ بنابراین جمعیت مقوله‎ای یله و رها شده و بدون مدیریت نخواهد بود و در چارچوب نظام مدیریت‎شده‎ای رشد خود را خواهد داشت.

۲. نظام تولید کشاورزی نیز متناسب با جمعیت باید برنامه‎ریزی لازم را بدون فشار افزوده‎ای بر منابع پایه به‎ویژه آب‌وخاک داشته باشد. در این چارچوب افزایش ضریب نفوذ دانش و فناوری‎های افزایش‎دهنده تولید محصولات کشاورزی از یک‌سوی و از دیگر سوی، تلاش جدی برای کاهش ضایعات محصولات کشاورزی باید در دستور کار قرار گیرد تا افزایش دو سویه‎ای در تولید محصولات کشاورزی رُخ دهد. در ارتباط با وزن این دو باید اذعان داشت که وزن ضریب نفوذ دانش و فناوری بسیار مهم است، زیرا علاوه بر ایجاد بستر‌های لازم دانشی و فناوری برای ارتقای بهره‎وری و افزایش تولید در سطح مزرعه، هم‎زمان فضای لازم برای استفاده از این دو مؤلفه به‎منظور کاهش ضایعات محصولات کشاورزی را در فراهم خواهد آورد؛ لذا در این چارچوب تولید آماده عرضه برای مصرف جمعیت هدف‎گذاری شده افزایش و نااطمینانی‎های عدم تأمین مواد غذایی تا حد بسیار زیادی کاهش خواهد یافت. این فرایند‌ها اگرچه امکان‎پذیر بوده و در بررسی تجربه جهانی نشان داده شده است که بسیاری از کشور‌ها با این راهبرد‌ها توانسته‎اند تولید کشاورزی را چندین برابر کرده و مازادی را برای عرضه در بازار جهانی داشته باشند، اما حداقل در ایران با توجه به ویژگی‎های بهره‎برداری‎ها و بهره‎برداران و نظام مدیریت و برنامه‎ریزی کشاورزی فرایندی کوتاه‎مدت نبوده و نیازمند یک زمان بلندمدت حداقل ۱۰ ساله است تا بتوان حرکت‎های اولیه افزایش دوسویه تولید کشاورزی را به‎منظور پاسخگویی به تقاضای جمعیت هدف‎گذاری شده داشت. به‌بیان‌دیگر، افزایش جمعیت هدف‎گذاری شده باید با یک وقفه زمانی ۱۰ ساله مدنظر قرار گیرد.

۳. تعلیم‎پذیری تغذیه‎ای جمعیت موجود و به‌تبع آن جمعیت آتی یکی از مؤلفه‎های مهم برای جبران کسری‎های احتمالی ناشی از ریسک‎های تولید کشاورزی است که از طریق تغییر در سبک تغذیه‎ای باید مورد توجه قرار گیرد که در این میدان از یک‌سوی نقش متخصصین تغذیه برای تولید محتوا‌های آموزشی از منظر تغذیه تأمین‎کننده مواد مورد نیاز جمعیت با توجه به گروه‎های سنی و به‎تبع آن صنایع فرآوری و بسته‎بندی غذایی برای تولید بسته‎های غذایی تأمین‎کننده حداقل‎های لازم برای رشد و جلوگیری از سوءتغذیه و از دیگر سوی نقش نظام آموزشی کشور در توجیه و هدایت جامعه به سمت الگو‌های غذایی تأمین‎کننده انرژی و سلامت افراد بسیار با اهمیت است تا از مصرف مازاد بر نیاز جلوگیری شود.

با توجه به مطالب بالا، اولاً امکان ایجاد هارمونی بین افزایش جمعیت و تولید محصولات کشاورزی از طریق سازوکار‌های سه‎گانه بالا وجود داشته و ضرورتی به گزینش یکی وجود ندارد و به‎طور هم‎زمان می‎توان با مدیریت هوشمندانه هر دو را مد نظر قرار داد و ثانیاً به لحاظ اولویت‎بندی سازوکار‌های سه‎گانه بالا می‎توان دو سازوکار دوم و سوم را به‎طور هم‎زمان مدنظر قرار داد هرچند هدف‎گیری سازوکار سوم با توجه به شرایط موجود و این‌که نفوذ دانش و فناوری در بخش کشاورزی از زمان‎بری بالاتری برخوردار است، در اولویت اول قرار می‎گیرد و پس از آن سازوکار‌های دوم و اول قرار می‎گیرند.

در پاسخ به این سؤال که آیا خودکفایی در تولید کشاورزی امکان‎پذیر است و در صورت امکان آیا می‎توان بر مدار خودکفایی بر جمعیت تأکید ویژه داشت و افزایش جمعیت را بر اساس سطح تولید حاصل از پروژه خودکفایی کشاورزی پیشنهاد کرد؟ آیا این امکان وجود دارد که برنامه جمعیتی بلندمدت کشور را بر مدار خودکفایی کشاورزی تنظیم و عملیاتی ساخت بدون این‎که در بازار محصولات کشاورزی تلاطم و آشوب ایجاد کند؟ باید اذعان داشت که بر مدار خودکفایی تولید محصولات کشاورزی نمی‎توان سیاست‎گذاری و هدف‎گذاری جمعیتی داشت، زیرا هیچ سیاست بلندمدتی وجود ندارد که منجر به خودکفایی در درازمدت شود و یا کمبود مواد غذایی را از بین ببرد. به همین دلیل انجام هرگونه برنامه‎ریزی جمعیتی مبتنی بر خودکفایی تولید کشاورزی باطل است و نباید به برنامه و یا سیاست خودکفایی تولید محصولات کشاورزی به‌صورت بلندمدت نگاه کرد، زیرا حداقل در ارتباط با یک چیز این اطمینان وجود دارد که تولید محصولات کشاورزی به‌شدت از ریسک‎های تولید به‌ویژه از تغییرات آب و هوایی تأثیر می‎پذیرند. در این خصوص همان‎گونه که پیش‌تر بیان شد برخی اعتقاد به کاهش جمعیت برای نیل به افزایش تولید و دستیابی به خودکفایی می‎باشند که با توجه به تبعات مختلف قابل‌قبول نیست و منطقی است از سازوکار‌های بیان‌شده در بالا بهره گرفت. به نظر نویسنده اگرچه خودکفایی در یک یا دو محصول کشاورزی با درجه تأثیرگذاری بالا بر امنیت غذایی مردم با لحاظ همه ملاحظات محیط‎زیستی و حفظ منابع پایه در چارچوب نفوذ دانش و فناوری در بخش کشاورزی قابل‌قبول است، اما گرایش بیش‌ازحد به این مهم بدون سرمایه‎گذاری بالا در فناوری‎های کشاورزی به‎ویژه بذر‌های اصلاح‌شده پربازده و دیگر ملاحظات فنی تولیدی از توجیه لازم برخوردار نبوده و به‌شدت باید از آن اجتناب شود و بر مدار دستیابی به خوداتکایی هدف‎گذاری شده (درصدی از خودکفایی) حرکت‎های پایدار آینده را داشت، زیرا خودکفایی فشار زیادی را بر منابع پایه کشاورزی وارد خواهد کرد که نتیجه‎ای جز تخریب و تولید زمین‎های کشاورزی حاشیه‎ای در بر نخواهد داشت درحالی‌که در خوداتکایی گرایش به سمت دستیابی به درجه‎ای از خودکفایی بدون تخریب مدنظر خواهد بود و به‌نوعی تولید عاقلانه محصولات کشاورزی با توجه به محدودیت‎ها و داشته‎ها است.

امید این‎که سیاست‎گذار کشاورزی این قاعده نانوشته مبنی بر نبود هیچ سیاست بلندمدت تأمین‎کننده خودکفایی در درازمدت را به‎عنوان راهنمای تولید کشاورزی مدنظر قرار دهد و در بلندمدت بر خوداتکایی تأکید بیشتر داشته و برنامه‎ریزی لازم را بنماید و سیاست‎گذاران جمعیتی کشور نیز هرگونه سیاست‎گذاری و هدف‎گذاری جمعیتی کشور را نه بر اساس خودکفایی کشاورزی بلکه بر مبنای درجه نفوذ دانش و فناوری در بخش کشاورزی و در نتیجه افزایش بهره‎وری و تولید کشاورزی و دستیابی به خوداتکایی در تولید کشاورزی تنظیم نمایند تا از منظر تأمین امنیت غذایی شکافی جدی بین تولید کشاورزی و افزایش جمعیت رُخ ندهد.

محمد قربانی. استاد دانشگاه فردوسی مشهد
پایگاه تحلیلی خبری شعار سال برگرفته از معجزه توسعه
اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار
پربازدیدترین
پربحث ترین
پرطرفدارترین