کشته های اعتراضات و اغتشاشات در بیانه شاک:
شورای امنیت کشور(شاک) در بیانیهای،اقدام به ارایه آمارهای جانباختگان و تحلیلی از اقدامات تروریستی دیماه ۱۴۰۴ نمود.در این بیانه آمده است که از مجموع ۳۱۱۷ جان باخته این حوادث ، شهادت ۲۴۲۷ نفر از مردم بی گناه و حافظان نظم و امنیت مورد تائید بوده و مابقی جانباختگان،از طرف مقابل درگیری بوده اند. در این بیانیه تایید شده که اعتراضات مسالمتآمیز بازاریان و اصناف در برخی شهرها به علل بی ثباتی اقتصادی و گرانی و افزایش نرخ ارز و تورم آغاز شد و طی روزهای هجدهم و نوزدهم دی، با هدف از کنترل خارج کردن اوضاع و نا امنسازی شهرها از طریق استفاده از خشونت حداکثری و حملات مسلحانه هدفمند و سازمانیافته به اماکن و تجمعات به قصد کشتهسازی و تخریب اموال عمومی و شخصی مردم، اقدامات تروریستی متعددی در نقاطی از کشور صورت گرفت. بخش زیادی از آمار جانباختگان نیز مربوط به سه روز هجدهم ،نوزدهم و بیستم بوده است.
ایمانی، تحلیلگر سیاسی اصولگرا:
متأسفانه نه حکمرانان و نه نخبگان ما هنوز باور نکردهاند که ما در یک جنگ جدی قرار داریم، اگر این را باور کنیم، بسیاری از رفتارهای خود را تغییر میدهیم. ما هنوز با فرض برقراری صلح تصمیمگیری میکنیم. جنگ ۱۲ روزه نشان داد ما همه خواب بودیم و هنوز هم خوابیم و نمیدانیم که درگیر جنگ هستیم و لذا تصمیماتمان هم متناسب با شرایط جنگی نیست. اتفاقات اخیر نشان داد ما نهتنها در معرض تهاجم خارجی قرار داریم، بلکه در داخل نیز در معرض جنگیم و قطعا طی چند ماه آینده نیز با حوادث جنگی دیگری مواجه خواهیم شد. جنس اغتشاشات امسال کاملا با اعتراضات سالهای قبل تفاوت داشت که این تفاوت به دلیل وجود دخالتهای خارجی است. جای تعجب است که برخی از افراد، نقشآفرینی سرویسهای بیگانه در حوادث اخیر را انکار میکنند. در ۲۸ مرداد ۳۲ نیز با دخالت سرویسهای بیگانه و اقدامات آنها نسبت به تطمیع برخی افراد خودفروخته مانند شعبان بیمخ، یک دولت ملی در این کشور سرنگون شد و بعدا هم آمریکا به نقش خود در آن کودتا اعتراف کرد. بنابراین، هیچ جای تعجب نیست که اکنون پس از ۷۲ سال نیز مجددا سرویسهای بیگانه دست به اقدام مشابهی زدهاند تا هم نظام را متهم به آدمکشی کنند و هم زمینه را برای کشورهای خارجی از جمله آمریکا فراهم آورند تا به بهانه ناآرامیها در ایران، به کشورمان حمله کنند. متأسفانه در چنین شرایطی، ما دست به جراحیهای بزرگ اقتصادی زدیم که انجام آنها حتی در وضعیت صلح هم نیاز به ملاحظات بسیاری دارد. آیا مسئولین مربوطه، به ابعاد امنیتی این جراحی نیز توجه داشتهاند؟ اگر توجه نداشتند که وا اسفا! اگر توجه داشتند و چنین تصمیمی گرفتند که باز هم وا اسفا!
میثم احمدی:
مسیر حرکت هوش مصنوعی، از لیستهای کشتار غزه تا پنجرههای چت تلفنهای هوشمند ما، الگوی ثابتی را نشان میدهد: فرسایش عاملیت انسانی به نفع کارایی الگوریتمیک. ما سیستمهایی ساختهایم که بدون وجدان میکشند (لاوندر)، برای خشنودی ما دروغ میگویند (تملقگویی)، برای سود از ما جاسوسی میکنند (سرمایهداری نظارتی) و هنر ما را بدون روح ما تقلید میکنند (هوش مصنوعی مولد). خطر این نیست که هوش مصنوعی «آگاه» شود و ما را نابود کند. خطر این است که ما استانداردهای آگاهی خود را پایین بیاوریم تا با ماشین ملاقات کنیم. ما در خطر تبدیل شدن به «مهر تأیید» در جنگ، «کاربر» در اقتصاد دستکاری و «ویراستار» فرهنگ تولید شده توسط ماشین هستیم. برای مقاومت در برابر این روند، ما باید روایت «اجتنابناپذیری تکنولوژیک» را رد کنیم.«سایه الگوریتمیک» طولانی است، اما توسط شیئی که خود ساختهایم افکنده شده است. ما هنوز قدرت داریم تا آن را برچینیم، یا حداقل، از زندگی در تاریکی خودداری کنیم.سایههای نامرئی، عنوان مقالهای از میثم احمدی، عضو گروه تخصصی چندرسانهای فرهنگستان هنر و دانشآموخته مقطع دکتری دانشگاه علم و صنعت در رشته هوش مصنوعی است که به موضوع عاملیت، توهم و کنترل در عصر هوش مصنوعی میپردازد .این گزارش تحلیلی جامع و عمیق از این دگرگونی اجتماعی-تکنولوژیکی ارائه میدهد. استدلال اصلی این پژوهش آن است که استقرار فعلی هوش مصنوعی با یک پارادوکس بنیادین مشخص میشود: هرچه سیستمها «هوشمندتر» و خودمختارتر میشوند، از طریق سوگیری اتوماسیون (Automation Bias) باعث تضعیف قضاوت انسانی میشوند، از طریق آنتروپومورفیسم (انسانانگاری) آسیبپذیریهای روانی را استثمار میکنند و از طریق سرمایهداری نظارتی قدرت را تثبیت مینمایند.
ناگفتنی ها در جمهوری اسلامی:
در بخشی از مصاحبه صورت پذیرفته توسط خبرآنلاین با سردار طلایی، مجری درخصوص علل وقوع نفوذ با وجود فعالیت انواع سیستم های امنیتی،گزینشی، حفاظتی، عقیدتی می پرسد و طلایی در پاسخ، یکی از مهمترین علل وقوع آن را به بحث فضای سیاسی نسبتا بسته و مطلق پنداری ها و کم توجهی به تنوع نظرات و آرای تخصصی مرتبط با موضوع و همچنین به مشارکت نگرفتن سایر کارشناسان و خبرگان، می بیند.
دیپلماسی، مداخله یا جنگ افروزی:
بیربط گوییهای رئیسجمهور آمریکا درباره اغتشاشات اخیر در ایران نه تنها صدای افکارعمومی آمریکا را درآورده و انتقادهایی را به دنبال داشته، به سوژه طنز شبکههای اجتماعی آمریکا تبدیل شدهاست و کاربران با انتشار پستهایی، ادعاهای دونالد درباره اتفاقات اخیر ایران را به سخره گرفتهاند. ترامپ با توامان سازی سه راهبرد چندجانبه گرایی ، افزایش فشار مستقیم و غیرمستقیم تحریمی و تهدید به حمله نظامی با رویکرد مشروعیت مداخله حقوق بشری ، اقدام به تقابل با جمهوری اسلامی ایران نموده است. نادیده گرفتن بحث انسجام داخلی و بیگانه ستیزی تاریخی ایرانی ها،پاشنه آشنل طرح ریزی های صورت گرفته توسط اوست.
پایان اغتشاشات ۱۴۰۴:
میلیون ها نفر از مردم ایران در روز دوشنبه ۲۲ دی ماه ۱۴۰۴ با حضور در خیابانها و میادین اصلی شهرهای سراسر کشور، اقدامات تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی را محکوم کردند.ایرانیان سراسر کشور از هر قومیتی شانه به شانه یکدیگر برای محکوم کردن جنایات تروریستها در تجمع همبستگی ملی و تکریم صلح و دوستی شرکت و شهدای امنیت را تشییع کردند.در پی نا آرامیهای چند روز اخیر در کشور، مردم تهران در روز دوشنبه ( ۲۲ دی)، از ساعت ۱۴ با حضور در میدان انقلاب و خیابانهای اطراف، با سر دادن شعارهایی انزجار خود را از اقدامات تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعلام کردند. همچنین محمد باقر قالیباف - رئیس مجلس شورای اسلامی- به عنوان سخنران این رویداد، ضمن وعده ثبات اقتصادی در آینده، به تهدیدهای اخیر « دونالد ترامپ» واکنش نشان داد.
عدم تعادل بین دو نظام حقوقی و نظام قانونی به نفع کیست؟
یکی از اشتباهات متاسفانه رایج در جوامع که عموما بدلیل کم اطلاعی ها رخ می دهد ( کم اطلاعی مردم یا حاکمیت یا هر دو) ، عدم حساسیت به برقراری توازن بین نظامات حقوقی ( انواع حقوق فردی و اجتماعی و سازمانی شهروندان) با نظامات قانونی است. نادیده گرفتن حقوق فردی و اجتماعی، عدم توان پاسخگویی قوانین به ایفای حقوق مردم، قانون گذاری حداکثری زیر سوال برنده حقوق مردم ، قانون گذاری نافی حقوق مردم و غیره،برخی از مصادیق ایجاد چنین کج روی ها و عدم توازن ها بین نظامات حقوقی با نظامات قانونی است. با کمال تاسف بیشتر، بنظر می رسد که درخصوص حق اعتراض و برگزاری تجمعات ذکر شده در قانون اساسی کشور هم، این رویه عدم توازن در حال اجرا و دنباله گیری است و باید بررسی نمود و پرسید که ایجاد چنین ناترازی هایی، به نفع کیست؟جوکار، رئیس کمیسیون امورداخلی کشور و شوراها با بیان اینکه لایحه تجمعات بین اعتراض و اغتشاش تعیین تکلیف نموده و صف را جدا میکند، عنوان کرد: این حق فرد است که بیاید اعتراض خود را بیان و فریاد بزند، اما باید مشخص شود چه کسی اعتراض دارد و چه در چارچوبی این کار را انجام میدهد. در بحث اغتشاشات؛ باید گفت الان به گونهای شده که دیگر اعتراض نیست و تبدیل به اغتشاش شده است، فرق صف اعتراض و اغتشاش این است که اعتراض مسالمتآمیز بوده و معترضان شعارهای مشخصی دارند، چارچوب اهدافی دارند و هدفشان اصلاح و بهبود شرایط است. اغتشاش اینگونه نیست، دنبال بیثباتی و به هم زدن نظام و آرامش جامعه است. به دنبال سوءاستفاده از اعتراضات و مطالباتی است که مردم دارند. اینکه عدهای بیایند اماکن عمومی، اماکن شخصی و داراییهای مردم را آتش بزنند و کسب و کارهای مردم را تعطیل کنند، قابل قبول نیست و برخورد جدی در این موضوع خواهد شد( شعار سال : برادر بزرگوار ما جناب جوکار باید توجه داشته باشند که اغتشاش موردی مردم عموما رویکرد هیجانی داشته و زودگذر است. اغتشاش غالبا توسط دو گروه معاند و گروه نیروهای خودسر ، دامن زده و اجرایی می گردد. قانون باید ظرفیت برخورد موثر حقوقی با هر دو گروه را پیش بینی کرده باشد).
علی کاکادزفولی فعال رسانه:
در ادبیات تابآوری، یک گزاره تقریبا ثابت وجود دارد: نارضایتی اجتماعی و آشوبی که ذیل پوسته آن شکل میگیرد، به خودی خود الزاماً به جهش سیاسی نمیرسد، اما وقتی شکاف علنی میان نخبگان حاکم ایجاد شود و نیروهای قهریه دچار دودلی شوند، اعتراض شتاب میگیرد. چون جامعه فرصت میبیند، هزینه کنش را پایینتر برآورد و تصور میکند نظام در موقعیت عقبنشینی قرار گرفته است. به همین دلیل، انسجام نخبگان در بزنگاهها و یکپارچگی فرماندهی در حوزه امنیت و قضا و رسانه، در جمهوری اسلامی یک نقطه قوت امنیتی بوده است.اما انسجام نخبگان به تنهایی کافی نیست. آنچه در جمهوری اسلامی یک سپر مضاعف ساخته، معماری موازی قدرت سخت است. معماری موازی یعنی ایجاد چند لایه و چند مسیر برای اعمال اقتدار و حفظ نظم، به گونهای که اگر یک مسیر آسیب دید، مسیرهای دیگر میدان را نگه دارند. در اینجا هدف صرفاً افزایش قدرت مقابله نیست. هدف افزایش تابآوری فرماندهی و کاهش احتمال دودلی است. یعنی کاهش احتمال اینکه یک نهاد امنیتی در بحران احساس کند تنهاست یا پشتوانه ندارد یا احساس کند باید از مسؤولیت شانه خالی کند. معماری موازی دقیقاً برای جلوگیری از همین وضعیت طراحی میشود.این لایه در هر ۳ میدان خیابان، ادراک و نخبگان اثر مستقیم دارد. در میدان خیابان، حضور شبکهای و فرماندهی یکپارچه، اجازه نمیدهد آشوب سریع تکثیر شود. هزینه تخریب بالا میرود و فرصت هماهنگ شدن گروههای خشونتگرا کاهش مییابد. همچنین امکان تفکیک میان تجمع و آشوب بیشتر میشود. در میدان ادراک، انسجام نخبگان و پیام واحد، شایعه را تضعیف میکند. شایعه وقتی قوی میشود که ابهام وجود داشته باشد و ابهام وقتی زیاد میشود که پیامها متناقض باشد. اگر پیام واحد و زمانبندی اطلاعرسانی روشن باشد، عملیات ادراکی دشمن سختتر میشود. در میدان نخبگان، معماری موازی قدرت سخت مانع از آن میشود که رقابتهای سیاسی به بحران در ابزار قهر منتقل شود. یعنی حتی اگر رقابت سیاسی داغ باشد، امکان اینکه نهادهای امنیتی چندپاره شوند کمتر است و همین، مهمترین عامل جلوگیری از جهش اعتراض به نقطه بحرانی است.
محمدصادق دانشجو:
طرح دوگانه سازی ساختگی «یا مردم، یا موشک» یک مغالطه گمراهکننده است چرا که «امنیت» و «مردم» دو روی سکه امنیت ملی هستند و هیچ کشوری بدون جمع این دو مؤلفه به اقتدار پایدار دست نخواهد یافت.این در حالی است که در روزهای اخیر اظهارات محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه اسبق ایران، دربارهی تقدم رضایت مردم بر توان موشکی کشور خبرساز شده است. وی اظهار داشت که «موشک بسیار مهم است اما مردم مهمتر هستند». این سخنان که در نگاه اول بر نقش حیاتی رضایت مردم تأکید دارد، اما در اصل به گونهای طرح یک دوگانه ساختگی میان «موشک و مردم» است. القای تقابل بین قدرت دفاعی موشکی و خواستههای مردم یک خطای تحلیلی و مغالطهآمیز است که میتواند پیامدهای زیانباری برای امنیت و استقلال کشور داشته باشد.طرح دوگانهی کاذب «موشک یا مردم» از همان الگوهای جنگ روانی است که میکوشد میان امنیت و معیشت مردم تقابل ایجاد کند و کشور را از مؤلفههای اساسی قدرت تهی نماید. مغالطه مردم-موشک در واقع ادامه همان خط تبلیغی بدخواهان خارجی است که پس از ناکامی در رویارویی مستقیم، از درون بهدنبال تضعیف ارکان اقتدار ملی برآمدهاند. از منظر جامعهشناسی سیاسی، کارویژه اصلی دولت مدرن، تأمین امنیت شهروندان است؛ مفهومی که از نظریه قرارداد اجتماعی «هابز» تا اندیشههای «ماکس وبر» بر آن تأکید شده است. رضایت و مشروعیت حکومت نیز تا حد زیادی به توان آن در حفظ امنیت و تمامیت ارضی وابسته است.در مباحث روابط بینالملل، نظریه بازدارندگی (Deterrence) توضیح میدهد که بهترین راه جلوگیری از تجاوز دشمن، برخورداری از توان نظامی بازدارنده است. در حقیقت بازدارندگی استفاده یک طرف از مجموعهای تهدیدها برای قانع کردن طرف مقابل به ترک اقدام نامطلوب است. پیام اصلی این نظریه روشن است: قدرت نظامی، احتمال وقوع جنگ را کاهش میدهد؛ چرا که دشمن را از هزینههای سنگین تجاوز آگاه میکند.
اسماعیل کوثری عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس:
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس میگوید مجلس فردا بر روی خروج از NPT بحث خواهد کرد و آن را تعیینتکلیف میکند. باید از سازمان ملل پرسید چرا قانونی را که خودتان نوشتهاید اجرا نمیکنید زیرا هنگامی که آنها آمدند توافق برجام را نقض کردند و رئیسجمهور آمریکا آن را پاره کرد، تعهدات خود را انجام ندادند و اروپا هم نتوانست و یا نخواست به تعهدات خود عمل کند و باید پرسید آیا اصلاً وجه قانونی دارد که آنها از دل آن اسنپبک را بیرون بکشند که حالا دربارهٔ آن رایگیری کنند؟ لذا معلوم است که بیقانونی در دنیا توسط آنها حاکم است. آنها میخواهند بگویند از طریق دریا مانع صادرات نفت ما میشوند البته قبلا اقدام کردند و ما هم بلافاصله جلوی آنها را گرفتیم و متقابلا عکسالعمل نشان دادیم و آنها را از اقدام خود پشیمان کردیم چون وقتی آمدند به کشتی ما آسیب برسانند، ما نیز مقابلهبهمثل کردیم .کوثری درباره تکلیف قراردادی که ما با گروسی مدیرکل آژانس انرژی اتمی در قاهره امضا کردیم، گفت: به این قرارداد عمل نخواهد شد بهدلیل اینکه آقای عراقچی در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت اگر آنها بخواهند اسنپبک را عملیاتی کنند به هیچوجه آن مواردی که توافق کردیم، عملیاتی نمیشود. وثری در پاسخ به این سوال که آیا خروج از NPT به معنای حرکت به سمت ساخت بمب هستهای نیست؟، تصریح کرد: نه به این معنا نیست و این موضوع بعداً بهصورت جداگانه بررسی خواهد شد و ما میتوانیم آن را در دستورکار داشته باشیم . لازم به توضیح است که رئیس جمهور در جریان بازگشت از نیویورک بیان کرده بود که جمهوری اسلامی ایران از پیمان منع گسترش سلاح های اتمی خارج نمی شود.
جنگ تمام نشدنی روایت ها از شکدوم گیت:
روزنامه خراسان در تحلیلی درست نوشت که بررسی ماجرای کواکبیان و شکدم نشان می دهد چگونه در نبود شفافیت اطلاعاتی شرایط برای قطبیشدگی سیاسی فراهم می شود.اما در گام بعدی همین روزنامه با جهت دهی به تحلیل خود، موضوع را به سمت واکنشی تقابلی نسبت به تکرار ادعای کواکبیان درباره کاترین شکدم برد و پای رسالت قوه قضاییه را به میان کشید. سوال اینجاست که دویدن دنبال گله خرگوش ،چه چیزی را به بعضی ها می رساند؟ اصل ماجرا متمرکز بر واقعیتی بنام آسیب پذیری کشور و ضرورت چاره اندیشی برای تقویت روند صیانتی از مدیران است. آیا بهتر نیست بجای دویدن دنبال گله خرگوش ، به فکر اصلاح نقاط آسیب پذیر باشیم؟
بیانیه حسن روحانی در واکنش به آتش بس:
حسن روحانی در بیانیه ای تاکید کرد: آتشبس میتواند فرصتی برای خدعه و فریبکاری، برطرف کردن ضعفها و زمینهسازی برای حملهای دیگر باشد. ما نباید فریب واژگان را بخوریم. آمادگی کامل اطلاعاتی، دفاعی و امنیتی باید حفظ شود، زیرا دشمنان این ملت، در عمل نشان دادهاند که قابل اعتماد نیستند. قضاوت نهایی را باید به رفتار آنان سپرد، نه وعدههای شان.از این نقطه به بعد، روشن است که هیچ راهی جز بازسازی قدرت دفاعی بومی و همزمان، بازآفرینی اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی پیش روی ما نیست. توان نظامی باید تقویت شود، اما به تنهایی کفایت نمیکند. اقتصاد تابآور، دیپلماسی خردمندانه و اعتماد متقابل میان مردم و حاکمیت، اضلاع مکمل امنیت ملیاند. این بحران باید دستورکاری بسازد برای تصحیح مسیر و بازسازی بنیادهای حکمرانی.
علی ربیعی:
علی ربیعی به اینکه برخی افراد اخیرا بهطور مکرر در خصوص خطر بیانگیزگی و از دست رفتن هسته سخت و ارتباط آن با نظام سیاسی به شکل مستقیم و غیرمستقیم سخنانی مطرح کردهاند واکنش نشان داد. وی بیان داشت که پیاده شدن این رویکرد، خطرناکترین رویکرد برای حفظ امنیت ملی، ثبات و آینده نظام سیاسی در کشور است. چندی پیش در مورد «پدیده اقلیت چشمگیر» و فریبایی و فریبندگی آن نوشتم. اقلیت چشمگیر در یک رابطه مناسکی و خیابانی، نوعی فریبایی و فریبندگی در درون خود دارد. بهطور کلی نظامهای سیاسی زمانی میتوانند موجودیت خود را حفظ کنند که براساس یک رضایت؛ مقبولیت و پذیرش عامه حداکثری جامعه را به دست آورده باشند. این نوع نسبت مردم با نظامهای سیاسی است که در درازمدت؛ ماندگاری، ثبات و حتی توسعه را ممکن میسازد. به نظر می رسد که صحبت های اخیر علی ربیعی در پاسخ به سخنان منان رئیسی نماینده مجلس با موضوع حساسیت به ناامید نشدن و حفظ جایگاه فعالان در هسته سخت نظام باشد.
افشاگری یا خود سامان دهی:
اخیرا بعد از افشاگری های محسن رفیق دوست ، شاهد انواع موضع گیری ها تا سرحد بیمار پنداری وی هم بوده ایم. چنین اتفاقاتی در سال 1399 ، یک سال بعد از درگذشت محسن کنگرلو نیز افتاد. این در حالی است که خارج کردن اسناد محرمانه بعد از گذشت چند ده سال، یکی از مکانیزم های رایج در کشورهای توسعه یافته برای تقویت حاکمیت ها و کسب مشروعیت بیشتر مردمی، بواسطه نوع جهت دهی ها و اصلاحات مرتبط با اقدامات نادرست اجرا شده در گذشته است.مقاومت در برابر عملکردهای نادرست گذشته، یکی از بهترین گلوگاه های ایجاد شایعه و شائبه بوده و به راحتی قادر به زیر سوال بردن مشروعیت هاست. در حالی که اگر همانند طبقه بندی اطلاعات، مکانیزم های افشا و خارج کردن اطلاعات از طبقه بندی های محرمانه و سری ، با مکانیزم های خاص دنباله گیری شود، نه تنها می توان به تقویت مشروعیت یک نظام سیاسی کمک کرد، بلکه هزینه بالای نگهداری اطلاعات محرمانه و هزینه تقبل شده برای افرادی که این اطلاعات و گورستان های محرمانگی را در دست دارند، بشذت کم می شود. حتی باعث می گردد که امکان سو استفاده های احتمالی افراد امنیتی که در دوره ماضی دچار تخلفات پوشیده شده بودند، بشدت کاهش یابد.
علی لاریجانی و تحولات منطقه ای:
علی لاریجانی معتقد است که کلا مساله نفوذ در ایران در سال های اخیر جدی است.می گوید به نظر من از سال ها پیش یک غفلت هایی به وجود آمده و گرچه بخش های امنیتی کشور هم به اینها ضربه زده اند اما نتوانستند مانع همه اینها شوند. بهرحال نکته مهمی است که الان هم دنبال می کنند و تمهیداتی هم می اندیشند. اما لاریجانی نگفت که مشا نفوذ جریانات خاص سیاسی نزدیک شده به حاکمیت است یا ضعف نظارت در نیروهای نظامی و امنیتی ؟ بیان نداشتند که بستر نفوذ ناشی از ضعف حفاظت است یا اجازه به سلیقه گرایی های منجر به بروز انحراف. لاریجانی همچنین بیان داشت که آتش بس امری نیست که به این سادگی خارج شود. به هر حال هر چقدر این مسائل به صورت کم هزینه تر حل شود به نفع مسلمانان و مظلومان است. یعنی ما که اینجا نشسته ایم باید توجه کنیم که آنها زیر بمباران هستند و ما برای دفاع از زن و مرد و ... تلاش کنیم. چه در میدان و چه در دیپلماسی . یعنی بعضی از این گرایشها در امریکا خیلی تندروانهتر است در کل آمریکاییها در این قضیه نقش اصلی را دارند. ولی بعضیهای شان تندروتر هستند. اینکه چقدر تاثیر میگذارد نمیدانم، چون الان در منطقه با دنده آخر حرکت میکنند.اینکه آیا نسل بعدی آمریکاییها که سر کار میآیند راهی بیشتر از این میتوانند بروند را بعید میدانم. چون الان تمام حمایتهای نظامی و غیرنظامی را انجام داده اند. چه چیز دیگری میخواهند اضافه کنند؟ اما ممکن است شرایط آنها را سرعقل بیاورد که رفتار متعادل تری از خود نشان دهند.
غلامعلی رجایی:
کمتر از یک روز پس از آغاز به کار دولت چهاردهم که امید بهبود روابط خارجی و مذاکره با غرب را در دل جامعه زنده کرده بود، شاهد وقوع حادثهای بودیم که منجر به افزایش سوظن، تنش و بحران میان حاکمیت و غرب شد. ترور اسماعیل هنیه در تهران، گفتمان تندروها را تقویت کرده است. سؤال این است آیا دولت چهاردهم با چنین آغازی میتواند در ادامه بنا به خواسته رأیدهندگان که کاهش تنش ایران با غرب و از میان برداشتن تحریمهاست رفتار کند یا نه؟ رسانه در گفتوگو با غلامعلی رجایی، مشاور پیشین رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام به جستوجوی پاسخ این پرسش برآمده که در ادامه میخوانید.
اقدام های پیشنهادی برای انتقام:
حسین مرعشی با توجه به شهادت اسماعیل هنیه در تهران ، اقدامات سه گانه ای جهت انتقام ارایه نموده است. اقدام اول پاسخ نظامی در دفاع از تمامیت ارضی و حیثیت ایران است، مشروط بر اینکه در دام حاکمان اسرائیل نیافتیم و خواسته نتانیاهو که گسترش جنگ است محقق نشود.وی دومین اقدام ضروری در این برهه را شناخت و رفع خلأهای امنیتی و اطلاعاتی دانست . مرعشی دیپلماسی فعال در عرصه بینالملل برای افشای ماهیت دولت فعلی اسرائیل را سومین اولویت پیش روی نظام برشمرد . تحلیل گران ، اقدام پیشنهادی اول مرعشی را مبهم، اقدام دوم او را اقدامی ضروری با رویکرد کاهش نقاط ضعف و اقدام سوم را ، اقدامی بسترساز ( نه انتقامی) تحلیل کرده اند.
معنای ترور در قلب تهران:
روابط عمومی کل سپاه در اطلاعیهای ازشهادت اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی حماس و یکی از محافظان وی ، در اثر اصابت قرار گرفتن محل اقامت آنان در تهران خبر داد.پایگاه خبری العربیه وابسته به عربستان سعودی گزارش داده که هنیه با شلیک «موشک هدایت شونده به محل اقامتش در تهران» و در ساعت ۲ بامداد به وقت تهران( ربع به ساعت دو ) ترور شده است. تحلیل گران معتقدند که ترور ابوهنیه در تهران انهم بعد از مراسم تحلیف رئیس جمهور چهاردهم ایران و همچنین شیوه ترور او ، حاوی پیام های هشدارآمیز برای ایران است. موضوعی که ضرورت دارد شورای عالی امنیت ملی با قید فوریت بدان ورود نموده و ضمن ماموریت دهی برای در پیش گیری برخورد مناسب و موثر و غیر غوغایی در خصوص پاسخ متقابل ، تیم ویژه ای را مامور شناسایی شبکه نفوذ احتمالی منجر به این ترور کند.
عواقب و پیامدهای حمله به سفارت ایران:
عصرگاه روز دوشنبه سیزدهم فروردین ۱۴۰۳ مصادف با روز سیزده بدر ایرانی و روز شهادت علی ابن ابی طالب در ماه مبارک رمضان، ساختمان کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در دمشق، مورد تهاجم رژیم صیهونیستی با شش موشک نقطه زن، قرار گرفت. در جریان این حمله، هفت نفر از نیروهای ارشد نظامی کشور به شهادت رسیدند. نکته قابل تاکید در این حادثه،تحلیل دقیق ابعاد آن و ضرورت طراحی سناریوهای منطقی احتمالی برای مقابله به مثل خواهد بود. موضوعی که بنظر اقدامات خوبی درباره ان در فضای کارشناسی ،اتاق فکری و رسانه ای کشور صورت نگرفته و در ده ساعت پس از حادثه ، شاهد قوت گرایشات دو قطبی توصیه محافظه کارانه به عدم ورود هیجانی به جنگ با اسرائیل و در مقابل، فشار زیاد برای دادن پاسخ مقابل به مثل، دیده می شود. پایگاه تحلیلی خبری شعار سال، ضمن محکوم سازی این عمل تروریستی ، مراتب تسلیت خود را خدمت مقام معظم رهبری ، شهروندان ایران اسلامی و خانواده شهدا، اعلام نموده و با تاکید مضاعف، تحلیل دقیق ابعاد رویداد و طراحی سناریوهای مقابله موثر از دو دو بعد نظامی و حقوقی-دیپلماتیک را از نهادهای مسئول، درخواست می نماید.
پزشکیان نماینده مجلس:
مسعود پزشکیان نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی گفت: به این شدت نباید مرزهای ما رها باشد و سوال اینجاست و از کمیسیون امنیت ملی باید پرسید؛ که چرا این موضوع را پیگیری نمیکنند و اتباع ویزای ورود ندارند، تمدید نمیکنند و مدت زمانی که اقامت دارند مشخص نیست!